از ۲۰۲۰ محله تا تیم ملی؛ پروژهای که میخواهد استعدادهای گمشده فوتبال ایران را پیدا کند
برای فهم این پروژه ابتدا باید یک سوءبرداشت احتمالی را برطرف کرد.
عنوان «۲۰۲۰» از شبکه گستردهتر توانمندسازی و تحول اجتماعمحور ۲۰۲۰ محله کمبرخوردار کشور آمده است؛ برنامهای که حوزههایی فراتر از ورزش، از سلامت و اشتغال تا خدمات اجتماعی و فرهنگی را شامل میشود. علی آقامحمدی ریاست ستاد مرتبط با این طرح را برعهده داشته و فوتبال خیابانی یکی از بخشهای ورزشی آن بوده است. گزارشهای رسمی و رسانهای از فعالیت این ستاد نشان میدهند ۲۰۲۰ محله در سراسر کشور بهعنوان جامعه هدف شناسایی شدهاند.
فوتبال به دلیل دسترسی آسان، محبوبیت گسترده و نیاز کمتر به تجهیزات گران، به یکی از ابزارهای اصلی بخش ورزشی تبدیل شد.
حتی در سال ۱۴۰۰ نیز مسابقات فوتبال خیابانی در محلات کمبرخوردار تهران با حضور این ستاد برگزار میشد؛ برای نمونه در منطقه ۱۲ تهران ۴۶ تیم در دو رده سنی ۱۲ تا ۱۵ و ۱۵ تا ۱۸ سال مسابقه دادند.
بنابراین پروژه فعلی محصول یک رویداد چندروزه جدید نیست؛ مسیر آن دستکم چند سال سابقه اجرایی دارد.
از فوتبال خیابانی به استعدادیابی ملی
مرحله بعدی زمانی جدیتر شد که مسابقات محلات به فرآیند انتخاب بازیکن متصل شد.
علی آقامحمدی در تشریح عملکرد ستاد گفته بود پس از برگزاری مسابقات فوتبال خیابانی، تفاهمی با فدراسیون فوتبال صورت گرفت و از میان بازیکنان ردههای ۱۲ تا ۱۵ و ۱۵ تا ۱۸ سال ۶۰ نفر مستعد شناسایی شدند.
در بهمن ۱۴۰۳ نیز مرحله نهایی استعدادیابی برگزیدگان فوتبال محلات در مرکز ملی فوتبال ایران برگزار شد. مجید جلالی، مدیر وقت توسعه و پیشرفت فدراسیون، توضیح داد سازوکار موردنظر از پایگاههای روستایی، محلی و شهری شروع میشود، سپس به مراحل استانی، منطقهای و کشوری میرسد و در نهایت بهترین نفرات در یک گروه متمرکز قرار میگیرند.
این ساختار روی کاغذ همان چیزی است که یک سیستم استعدادیابی سراسری به آن نیاز دارد: قیفی که از جامعه آماری بزرگ آغاز شود و در چند مرحله بازیکنان را غربال کند.
اما مشکل سنتی فوتبال ایران دقیقاً بعد از انتهای همین قیف شروع میشود.
ماجدی به یک ضعف مهم رسید؛ بازی سهنفره بازیکن ۱۱ نفره نمیسازد
یکی از مهمترین بخشهای صحبت تازه ماجدی انتقاد غیرمستقیم او از مدل اولیه پروژه است.
فوتبال سهنفره، پنجنفره یا هفتنفره ابزار بسیار خوبی برای مشاهده برخی ویژگیهاست؛ لمس توپ زیاد، تصمیمگیری سریع، توانایی یکبهیک، تغییر جهت و تکنیک فردی در زمین کوچک بیشتر دیده میشود.
اما فوتبال حرفهای ۱۱ نفره مجموعه متفاوتی از مهارتها میخواهد.
درک فضای بزرگ، بازی بدون توپ، حفظ ساختار تیمی، انتقال دفاع به حمله، جایگیری بین خطوط، پوشش دفاعی، هماهنگی با خط آفساید و مدیریت شدت بازی ۷۰ یا ۹۰ دقیقهای را نمیتوان فقط در یک زمین کوچک ارزیابی کرد.
ماجدی میگوید همین مسئله باعث شد به آقامحمدی پیشنهاد کند بازیکنان انتخابشده صرفاً چند مسابقه کوچک انجام ندهند و به خانه برگردند؛ بلکه فرصت حضور در فوتبال ۱۱ نفره نیز پیدا کنند.
این تغییر شاید مهمترین تحول فنی پروژه ۲۰۲۰ باشد.
فقط یک نفر از ۲۵ بازیکن، تهرانی بود؛ آماری که یک مشکل قدیمی را نشان میدهد
ماجدی درباره اردوی اخیر پروژه نکتهای قابل توجه مطرح کرده است: از ۲۵ بازیکن نهایی رده نونهالان، فقط یک نفر از تهران بوده است.
اگر این خروجی در مراحل بعدی نیز تکرار شود، یکی از فرضهای مهم درباره جغرافیای استعداد فوتبال ایران را تقویت میکند: استعداد الزاماً در همان مناطقی متولد نمیشود که باشگاه و آکادمی حرفهای وجود دارد.
بازیکن مستعد ممکن است در ممسنی، یکی از شهرهای کوچک بوشهر یا صدها منطقه دیگری زندگی کند که دسترسی مستقیم به استعدادیاب استقلال، پرسپولیس، سپاهان یا باشگاههای لیگ برتری ندارد.
در چنین شرایطی خانوادهای که توان مالی جابهجایی فرزند، شهریه آکادمی، خرید تجهیزات یا حضور در تستهای متعدد تهران را ندارد، عملاً با احتمال کمتری وارد مسیر حرفهای میشود.
پروژههای محلهمحور دقیقاً همین هزینه جغرافیایی دیدهشدن را کاهش میدهند.
اما پیدا کردن ۲۵ بازیکن از شهرستانهای مختلف فقط نیمی از مأموریت است. از اینجا مسئله دشوارتر میشود: این کودکان کجا زندگی خواهند کرد، چگونه مدرسه میروند و چه کسی هزینه آموزش و رفتوآمد آنها را تأمین میکند؟
تشکیل تیم در لیگ تهران؛ مهمترین تصمیم پروژه تا امروز
برنامهای که ماجدی برای سال آینده مطرح کرده، از تمام مراحل قبلی مهمتر است: تشکیل تیمهای نونهالان و نوجوانان و شرکت آنها در یکی از سطوح مسابقات استان تهران.
چرا این تصمیم تا این اندازه تعیینکننده است؟
چون یک استعدادیاب میتواند در ۲۰ دقیقه تشخیص دهد بازیکنی سرعت، تکنیک یا هوش اولیه بالایی دارد؛ اما تنها مسابقه منظم نشان میدهد آن بازیکن در طول یک فصل چقدر قابل اتکاست.
لیگ هفتگی نقاط ضعف را آشکار میکند. بازیکنی که در فستیوال سهروزه فوقالعاده است ممکن است مقابل حریف منظم تاکتیکی مشکل داشته باشد. بازیکن دیگری شاید در تست اولیه کمتر چشمگیر باشد اما در طول فصل توان یادگیری، نظم و ثبات بیشتری نشان دهد.
تیمداری همچنین به مربیان اجازه میدهد روند رشد را اندازه بگیرند، نه صرفاً توانایی لحظهای را.
اگر پروژه ۲۰۲۰ واقعاً وارد لیگ رسمی شود، برای نخستینبار میتوان درباره آن بهعنوان یک برنامه «توسعه بازیکن» صحبت کرد، نه فقط طرح «شناسایی استعداد».
یک سابقه امیدوارکننده؛ ارتباط پروژه با ساختار فدراسیون برقرار شده است
یکی از نقاط قوت ۲۰۲۰ این است که کاملاً خارج از ساختار رسمی فوتبال فعالیت نمیکند.
مرحله نهایی استعدادیابی سال ۱۴۰۳ در مرکز ملی فوتبال برگزار شد و مسئولان حوزه توسعه فدراسیون در آن حضور داشتند. مجید جلالی همان زمان گفته بود برنامه توسعهای فدراسیون به دنبال «توسعه عمقی فوتبال» است و خروجی طرح محلات باید بتواند به تیمهای ملی کمک کند.
این اتصال بسیار مهم است.
یکی از ایرادات بسیاری از پروژههای استعدادیابی خصوصی یا مقطعی این است که حتی اگر بازیکن خوبی پیدا کنند، مسیر مشخصی برای انتقال او به باشگاه حرفهای یا تیم ملی وجود ندارد.
۲۰۲۰ حداقل از نظر ارتباط سازمانی این شانس را دارد که بازیکن انتخابشده مستقیماً در معرض دید ساختار فنی فدراسیون قرار گیرد.
اما ارتباط با فدراسیون به تنهایی تضمین موفقیت نیست. باید مشخص شود دادههای فنی این بازیکنان ثبت میشود یا نه، چه کسی در طول چند سال آنها را دنبال میکند و معیار حذف یا ارتقای بازیکنان چیست.
موفقیت پروژه را نباید فقط با «یک ملیپوش» سنجید
ماجدی گفته اگر حتی یک یا دو بازیکن از این پروژه در آینده به تیمهای ملی برسند، میتوان گفت بخشی از رسالت طرح انجام شده است.
از نظر نمادین این حرف قابل فهم است؛ یک ملیپوش از محلهای کمبرخوردار میتواند بهترین تبلیغ برای ادامه پروژه باشد.
اما برای ارزیابی حرفهای، معیار باید گستردهتر باشد.
فرض کنید از صدها یا هزاران نوجوانی که وارد طرح میشوند، تنها یک بازیکن ملیپوش شود اما دهها نفر دیگر به لیگهای پایه باشگاهها، لیگ یک، لیگ دو یا حتی مربیگری و داوری برسند. چنین خروجیای نیز موفقیت بزرگی است.
در مرحله نهایی سال ۱۴۰۳، آقامحمدی حتی هدفی بسیار بلندپروازانهتر مطرح کرده بود و گفته بود پروژه میخواهد در نهایت ظرفیت معرفی سالانه تعداد قابل توجهی بازیکن به فوتبال ایران را ایجاد کند.
برای قضاوت درباره تحقق چنین اهدافی، پروژه از این پس به آمار شفاف نیاز دارد: چند نفر وارد شدند، چند نفر ماندند، چند نفر به باشگاهها رفتند و چند نفر از چرخه خارج شدند؟
بزرگترین خطر پروژه ۲۰۲۰؛ رها شدن استعداد بعد از کشف
مشکل فوتبال ایران معمولاً کمبود نوجوان بااستعداد نیست؛ گم شدن بازیکن بین کشف شدن و حرفهای شدن است.
یک نوجوان ۱۳ ساله شهرستانی ممکن است در تست فوقالعاده باشد، اما پنج سال تا ورود واقعی به فوتبال بزرگسالان فاصله دارد. در این پنج سال باید مربی باکیفیت، تغذیه مناسب، بدنسازی متناسب با سن، مراقبت پزشکی، آموزش، مسابقه منظم و محیط روانی سالم داشته باشد.
برای بازیکنان شهرستانی یک مسئله دیگر هم وجود دارد: اسکان.
اگر قرار باشد تیم پروژه در لیگ تهران بازی کند، بازیکن ممسنی یا بوشهری نمیتواند برای هر تمرین صدها کیلومتر سفر کند. بنابراین یا باید شبکه تیمهای منطقهای ایجاد شود یا برای نفرات منتخب خوابگاه، تحصیل و زندگی ایمن در تهران فراهم شود.
بدون حل این بخش، همان نقطه قوت پروژه ــ پیدا کردن استعداد از دورافتادهترین مناطق ــ میتواند به بزرگترین مشکل اجرایی آن تبدیل شود.
۲۰۲۰ حالا وارد مرحلهای شده که باید نتیجهاش قابل اندازهگیری باشد
تا امروز پروژه توانسته مسابقات فوتبال خیابانی برگزار کند، از مراحل محلی و استانی عبور کند، گروههایی از استعدادها را به مرکز ملی فوتبال برساند و اکنون، طبق گفته ماجدی، یک جمع ۲۵ نفره در رده نونهالان شکل داده است. شواهد مستقل نیز تأیید میکنند که مسیر استعدادیابی این طرح از سطح محله به منطقه و مرحله کشوری طراحی شده و طی سالهای گذشته وارد همکاری با فدراسیون فوتبال شده است.
اما مرحله جذاب پروژه تمام شده و مرحله سخت آن آغاز شده است.
کشف یک کودک بااستعداد در ممسنی کار ارزشمندی است؛ تبدیل همان کودک به بازیکنی که پنج سال بعد بتواند در لیگ حرفهای بازی کند، پروژه واقعی است.
اگر تیمهای نونهالان و نوجوانان ۲۰۲۰ طبق برنامه وارد لیگ تهران شوند، تمرین منظم داشته باشند، بازیکنان شهرستانی از نظر تحصیل، اسکان و تغذیه حمایت شوند و ارتباط آنها با باشگاهها و تیمهای ملی قطع نشود، این طرح میتواند بخشی از یکی از قدیمیترین مشکلات فوتبال ایران را حل کند: تمرکز فرصت، نه استعداد، در چند شهر بزرگ.
آمار «یک تهرانی از ۲۵ بازیکن» شاید مهمترین پیام صحبتهای ماجدی باشد. استعداد فوتبال ایران در تمام نقشه کشور پخش شده است؛ آنچه بهطور برابر توزیع نشده، فرصت دیدهشدن و رشد کردن است.
ارزش واقعی پروژه ۲۰۲۰ نیز در نهایت با همین معیار سنجیده خواهد شد: آیا میتواند فاصله میان استعداد و فرصت را برای بچهای که صدها کیلومتر از تهران دور است، واقعاً کوتاه کند؟