طعنه تند قالیباف به ترامپ؛ «بازدهی یخزده هم وارد میکنید؟»/ بومرنگ ایران به اقتصاد آمریکا برگشت؟
محمدباقر قالیباف در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، تصمیمهای اخیر دولت آمریکا برای مقابله با افزایش هزینه زندگی را با لحنی کنایهآمیز مورد انتقاد قرار داد.
او با اشاره به راهکار وارداتی دولت ترامپ برای بازار گوشت، پرسید اگر با واردات میتوان قیمت گوشت را کنترل کرد، برای مشکلات بازار اوراق قرضه، مسکن و دستمزدها چه برنامهای وجود دارد؟
قالیباف در ادامه نوشت آیا دولت آمریکا برای کاهش بازده اوراق باید «بازدهی یخزده» وارد کند یا برای حل مشکل بازار مسکن «خریداران یخزده» به آمریکا بیاورد.
این جملات آشکارا یک طعنه سیاسی و اقتصادی هستند و نباید به عنوان گزارهای اقتصادی تحتاللفظی خوانده شوند. محور پیام رئیس مجلس این است که به اعتقاد او دولت ترامپ در حال مقابله با علائم مشکلات اقتصادی است، نه ریشههای آنها.
قالیباف در پایان نیز سیاست خارجی آمریکا را «یخزده و بدون ابتکار» توصیف کرد و مدعی شد پیامد سیاست واشنگتن علیه ایران به شکل یک «بومرنگ» به اقتصاد خود آمریکا بازگشته است.
ماجرای واردات گوشت آمریکا چیست؟
بخش نخست کنایه قالیباف به یک تصمیم واقعی و تازه دولت ترامپ ارتباط دارد.
دونالد ترامپ روز جمعه اعلام کرد دولت آمریکا برای مهار قیمت بالای گوشت، بهطور موقت تعرفه و محدودیت واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت چرخکرده را برای یک دوره ۹۰ روزه کاهش میدهد. ترامپ گفته این سیاست میتواند به کاهش قابل توجه قیمت برای مصرفکنندگان آمریکایی کمک کند.
بنابراین تعبیر «گوشت یخزده» در پیام قالیباف بیشتر جنبه طنز دارد؛ تصمیم رسمی آمریکا مشخصاً درباره افزایش موقت واردات گوشت چرخکرده با تعرفه پایینتر است.
ریشه مشکل نیز کمبود عرضه دام در آمریکاست. تعداد دامهای این کشور به پایینترین سطح در حدود ۷۵ سال گذشته رسیده و چند سال خشکسالی، افزایش هزینه خوراک دام و مشکلات عرضه باعث شده قیمت گوشت در آمریکا در سطوح بسیار بالایی قرار بگیرد.
با این حال، طرح ترامپ در داخل آمریکا نیز بدون مخالف نبوده است.
انجمنهای دامداران آمریکایی هشدار دادهاند افزایش واردات میتواند به تولیدکنندگان داخلی ضربه بزند و روند بازسازی گلههای دام را کند کند. برخی اقتصاددانان نیز معتقدند حجم در نظر گرفتهشده برای واردات در مقایسه با مصرف کل آمریکا آنقدر بزرگ نیست که بتواند به تنهایی کاهش ۲۵ درصدی قیمت را که ترامپ مطرح کرده، رقم بزند.
چرا قالیباف سراغ اوراق قرضه آمریکا رفت؟
مهمترین بخش اقتصادی پیام قالیباف شاید نه گوشت، بلکه اشاره به بازده اوراق خزانهداری آمریکا باشد.
بازار اوراق طی هفته گذشته به یکی از جدیترین نگرانیهای مالی دولت ترامپ تبدیل شده است. بازده اوراق ۳۰ ساله خزانهداری آمریکا در مقطعی به ۵.۳۴ درصد رسید که بالاترین سطح آن از سال ۲۰۰۷ محسوب میشود.
افزایش بازده به زبان ساده یعنی دولت آمریکا برای قرض گرفتن پول باید سود بیشتری به سرمایهگذاران پرداخت کند.
این مسئله در شرایطی رخ داده که بدهی دولت فدرال نیز برای نخستین بار از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است. افزایش حجم بدهی و نگرانی سرمایهگذاران درباره کسری بودجه باعث شده بازار برای خرید اوراق بلندمدت آمریکا بازده بیشتری مطالبه کند.
فشار به حدی افزایش یافته که وزارت خزانهداری آمریکا هفته گذشته تصمیم گرفت حجم بازخرید برخی اوراق بلندمدت را دستکم دو برابر کند. هدف رسمی این اقدام بهبود نقدشوندگی و کاهش فشار در بازار بدهی عنوان شده است.
قالیباف نیز پیش از این چند بار بازار اوراق آمریکا را هدف پیامهای خود قرار داده بود. او در اردیبهشت با اشاره به عبور بازده اوراق بلندمدت از ۵ درصد، افزایش هزینه تأمین مالی واشنگتن را یکی از پیامدهای سیاستهای آمریکا دانسته بود.
ترامپ نتوانست بازار اوراق را کاملاً آرام کند
نکته مهم این است که مداخله خزانهداری تنها برای مدت کوتاهی بازده را کاهش داد.
پس از اعلام افزایش بازخرید، بازده اوراق ۳۰ ساله حدود ۱۰ واحد پایه پایین آمد، اما در ادامه دوباره بخشی از افت خود را جبران کرد. بازار همچنان درباره بدهی، تورم و هزینه مالی دولت آمریکا نگران است.
حتی ارزش دلار نیز تحت تأثیر همین نگرانیها قرار گرفته است. دلار هفته گذشته مقابل یورو به پایینترین سطح حدود سه ماه اخیر رسید و برخی سرمایهگذاران این سؤال را مطرح کردند که آیا تلاش دولت برای مهار بازده اوراق در نهایت فشار بیشتری به پول آمریکا وارد خواهد کرد یا خیر.
بنابراین بخش مربوط به اوراق در پیام قالیباف به یک مشکل واقعی در اقتصاد آمریکا اشاره میکند؛ هرچند نسبت دادن مستقیم تمام این وضعیت به سیاست خارجی واشنگتن علیه ایران، تحلیل و ادعای سیاسی رئیس مجلس ایران است و علتهای بازار اوراق بسیار گستردهتر از یک عامل ژئوپلیتیکی هستند.
بازار مسکن آمریکا؛ دومین هدف طعنه قالیباف
قالیباف در ادامه با عبارت «خریداران یخزده» به وضعیت مسکن آمریکا کنایه زد.
دادههای تازه نشان میدهد فروش خانههای موجود آمریکا در ماه ژوئیه برای دومین ماه متوالی کاهش یافته و با افت ۱.۷ درصدی به نرخ سالانه ۴.۰۶ میلیون واحد رسیده است.
قیمت میانه خانه موجود نیز با وجود کاهش معاملات، همچنان حدود ۴۳۴ هزار و ۱۰۰ دلار است؛ یعنی قیمتها بالا ماندهاند، در حالی که نرخهای وام مسکن و هزینه تأمین مالی، توان خرید خانوارها را کاهش داده است.
یکی از نشانههای مهم دشوارتر شدن خرید خانه این است که سهم خریداران خانهاولی تنها به حدود ۲۹ درصد رسیده؛ سطحی بسیار پایینتر از چیزی که برای یک بازار متعادل مسکن معمولاً مطلوب ارزیابی میشود.
از این نظر، کنایه قالیباف به بازار مسکن نیز روی یکی از مشکلات واقعی و ملموس خانوارهای آمریکایی دست گذاشته است.
دستمزد آمریکاییها هم زیر فشار است؟
سومین محور پیام قالیباف به حقوق و دستمزد مربوط میشود.
آخرین گزارش اداره آمار کار آمریکا نشان میدهد متوسط دستمزد واقعی ساعتی کارکنان در ژوئیه نسبت به ماه قبل ۰.۱ درصد کاهش پیدا کرده است. در مقایسه با ژوئیه سال ۲۰۲۵ نیز دستمزد واقعی ساعتی حدود ۰.۲ درصد پایینتر بوده است.
دستمزد واقعی یعنی میزان افزایش حقوق پس از در نظر گرفتن تورم.
ممکن است رقم اسمی فیش حقوقی کارکنان افزایش پیدا کند، اما اگر هزینه کالاها و خدمات سریعتر بالا برود، قدرت خرید واقعی خانوار کاهش خواهد یافت.
به همین دلیل مسئله هزینه زندگی همچنان از حساسترین موضوعات سیاسی در آمریکا و بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای است.
«اقتصاد یخزده آمریکا» چقدر با واقعیت فاصله دارد؟
با وجود همه این دادهها، توصیف اقتصاد آمریکا به عنوان یک اقتصاد کاملاً «یخزده و راکد» بیش از آنکه یک تعریف آماری باشد، زبان سیاسی قالیباف است.
اقتصاد آمریکا همچنان تولید، اشتغال و سرمایهگذاری قابل توجهی دارد و برخی شاخصها نیز وضعیت مثبتی نشان میدهند. برای نمونه، شاخص خوشبینی کسبوکارهای کوچک اخیراً به بالاترین سطح ۱۱ ماه گذشته رسیده است.
بنابراین تصویر اقتصاد آمریکا دوگانه است.
از یک سو، بدهی ۴۰ تریلیون دلاری، بازده بالای اوراق، قیمت مسکن، نرخ وام، گوشت گران و فشار بر دستمزد واقعی چالشهای مهمی هستند.
از سوی دیگر، این وضعیت هنوز معادل یک اقتصاد از حرکت ایستاده یا رکود فراگیر نیست.
منظور قالیباف از «بومرنگ ایران» چیست؟
آخرین جمله پیام رئیس مجلس سیاسیترین بخش آن است.
قالیباف مدعی شده سیاست خارجی ترامپ علیه ایران، هزینههایی ایجاد کرده که در نهایت به خود آمریکا بازمیگردد. این نخستین بار نیست که او چنین چارچوبی را مطرح میکند.
در ماههای گذشته نیز قالیباف بارها تلاش کرده فشار ایران و آمریکا را به بازارهای مالی و انرژی پیوند بزند و افزایش قیمت نفت، فشار بر اوراق خزانهداری و هزینههای اقتصادی را بخشی از آثار سیاست واشنگتن معرفی کند.
واقعیت این است که تنش ایران و آمریکا یکی از عوامل مؤثر بر قیمت انرژی و انتظارات تورمی بوده است، اما افزایش بدهی دولت آمریکا، انتشار گسترده اوراق، سیاست فدرال رزرو و موج استقراض شرکتهای فناوری نیز نقش بزرگی در افزایش بازده بازار بدهی دارند. رویترز گزارش داده شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا تنها تا اوایل ژوئیه ۲۰۲۶ حدود ۱۹۴ میلیارد دلار اوراق برای سرمایهگذاریهای مرتبط با مراکز داده منتشر کردهاند.
بنابراین «بومرنگ ایران» یک تعبیر سیاسی است؛ نه توضیح کامل اقتصاد آمریکا.
پیام قالیباف چرا خبرساز شد؟
اهمیت پیام تازه قالیباف در کنار لحن طنزآمیز آن، به زمان انتشارش مربوط است.
ترامپ همزمان با تلاش برای کنترل قیمت مواد غذایی، با بازار اوراقی متلاطم، بدهی بیش از ۴۰ تریلیون دلاری و فشار هزینه زندگی روبهروست. دولت او از یک طرف واردات گوشت را تسهیل میکند و از طرف دیگر وزارت خزانهداری برای آرام کردن اوراق بلندمدت دست به بازخرید بیشتر زده است.
قالیباف دقیقاً همین همزمانی را هدف قرار داده و تلاش کرده تصمیم آمریکا برای بازار گوشت را نمادی از آنچه «راهحلهای مقطعی» میداند، معرفی کند.
با این حال، دادههای اقتصادی تنها بخشی از روایت رئیس مجلس را تأیید میکنند: قیمت گوشت واقعاً بالاست، بازار مسکن با مشکل قدرت خرید مواجه است، بازده اوراق بلندمدت به محدودههای بیسابقه از سال ۲۰۰۷ رسیده و دستمزد واقعی نیز تحت فشار قرار دارد. اما نتیجهگیری درباره اینکه تمام این مشکلات محصول سیاست خارجی آمریکا یا مواجهه با ایران است، یک ارزیابی سیاسی است و نه نتیجهای که بتوان صرفاً از دادههای اقتصادی استخراج کرد.
به این ترتیب، پیام امروز قالیباف را میتوان ادامه دوئل رسانهای تهران و واشنگتن دانست؛ این بار نه با ادبیات نظامی، بلکه با گوشت، مسکن، حقوق و مهمتر از همه اوراق قرضه آمریکا.
