واقعیت تلخ پشت فصل جدید «تد لاسو»؛ فوتبال زنان چرا هنوز برای سرمایهگذاری میجنگد؟
در اپیزود تازه فصل چهارم «تد لاسو»، گزارش مفصلی که لزلی هیگینز درباره امکان ادامه فعالیت تیم زنان ریچموند سفارش داده، به یکی از محورهای داستان تبدیل میشود. سهامداران از هزینه تیم زنان نگراناند، اسپانسر اصلی مردد میشود و این نگرانی مطرح است که سرمایهگذاری روی تیم تازهتأسیس حتی به اهداف تیم مردان برای رسیدن به لیگ قهرمانان ضربه بزند. خلاصههای منتشرشده از قسمت سوم نیز همین جدال میان جاهطلبی ورزشی و ریسک مالی را تأیید میکنند.
این داستان از یک نمونه واقعی نیز تغذیه میکند: باشگاهی که هزینه حرفهایشدن فوتبال زنان را بیش از توان یا تمایل خود میبیند.
بلکبرن روورز زنان در پایان فصل ۲۵-۲۰۲۴ دهم شد و از نظر ورزشی سقوط نکرد، اما برای فصل بعد از WSL2 کنار کشید. نهاد ادارهکننده لیگ رسماً اعلام کرد باشگاه قادر به رعایت الزامات ادامه حضور در سطح دوم نیست؛ الزاماتی شامل محیط حرفهای، نیروی انسانی، رفاه بازیکنان و زیرساخت. در نهایت بلکبرن دو سطح پایینتر فرستاده شد.
این تقریباً همان سؤال «گزارش هیگینز» است: اگر استاندارد حرفهایشدن سریعتر از درآمد باشگاه رشد کند، چه کسی فاصله را تأمین میکند؟
یک اصلاح آماری مهم؛ درآمد ۶۵ میلیون پوندی مربوط به فصل قبل است
در برخی بازنشرهای گزارش The Athletic، ارقام دو گزارش مالی Deloitte با یکدیگر ترکیب شدهاند.
عدد ۶۵ میلیون پوند درآمد، ۵۲ میلیون پوند دستمزد، نسبت دستمزد به درآمد ۸۱ درصد و ۲۸ میلیون پوند زیان پیش از مالیات مربوط به فصل ۲۴-۲۰۲۳ WSL است، نه فصل ۲۵-۲۰۲۴. Deloitte این ارقام را در گزارش سال ۲۰۲۵ منتشر کرده بود.
تازهترین گزارش Deloitte برای فصل ۲۵-۲۰۲۴ رقم مهمتری دارد: درآمد مجموع ۱۲ باشگاه WSL به ۹۰ میلیون پوند رسیده؛ یعنی ظرف یک سال ۳۹ درصد رشد کرده است.
درآمد تجاری از ۲۶ به ۴۱ میلیون پوند رسیده، درآمد روز مسابقه به ۱۴ میلیون و درآمد پخش به ۱۱ میلیون پوند افزایش یافته است. برای دومین فصل متوالی نیز تمام باشگاههای لیگ حداقل یک میلیون پوند درآمد داشتهاند.
پس فوتبال زنان همچنان از نظر مالی شکننده است، اما تصویری که فقط روی زیانها تمرکز کند بخش مهمی از داستان را از دست میدهد: درآمد نیز با سرعت زیادی در حال افزایش است.
مشکل دیگر ظاهر شده؛ ثروتمندان سریعتر ثروتمند میشوند
رشد اما بهطور مساوی توزیع نشده است.
چهار باشگاه پردرآمد WSL در فصل ۲۵-۲۰۲۴ حدود ۷۱ درصد کل درآمد لیگ را تولید کردند؛ این سهم یک سال قبل ۶۶ درصد بود. اختلاف درآمد پردرآمدترین و کمدرآمدترین باشگاه نیز از ۱۳ برابر به ۱۶ برابر افزایش یافت.
این همان شکافی است که سریال از طریق ریچموند نشان میدهد.
برای آرسنال، ساخت یک محصول تجاری قدرتمند، فروش دهها هزار بلیت و جذب اسپانسر شدنی است. اما برای باشگاهی در سطح پایینتر، رساندن یک تیم زنان به استاندارد حرفهای قبل از ایجاد تقاضای کافی میتواند چندین سال هزینه خالص داشته باشد.
بنابراین واقعیت فوتبال زنان را نباید فقط با آرسنال، چلسی یا بارسلونا سنجید؛ همانطور که واقعیت فوتبال مردان فقط رئال مادرید و منچسترسیتی نیست.
آرسنال نشان داد ابتدا باید ظرفیت فروش ایجاد شود
آرسنال شاید بهترین نمونه برای استدلال مقابل سهامداران خیالی ریچموند باشد.
باشگاه در فصل ۲۵-۲۰۲۴ برای مسابقات WSL خود در ورزشگاه امارات بهطور متوسط بیش از ۳۴ هزار تماشاگر داشت و بیش از ۴۱۵ هزار بلیت در تمام رقابتهای تیم زنان فروخت. نتیجه چه شد؟ آرسنال برای فصل ۲۶-۲۰۲۵ تصمیم گرفت تمام ۱۱ بازی خانگی لیگ زنان را به امارات منتقل کند.
این تصمیم جواب داد؛ میانگین حضور تماشاگران در ۱۱ مسابقه خانگی فصل گذشته ۳۳ هزار و ۸۰۸ نفر بود.
Deloitte نیز آرسنال زنان را در گزارش Money League 2026 با ۲۵.۶ میلیون یورو درآمد در صدر باشگاههای زنان جهان قرار داده است؛ حدود ۲۱.۵ میلیون پوند بر اساس نرخ تبدیل مورد استفاده خود Deloitte. این رقم ۴۳ درصد بیشتر از فصل قبل بود.
نکته اساسی این است که آرسنال ابتدا منتظر نماند فوتبال زنان بدون استفاده از ورزشگاه، بازاریابی و منابع باشگاه مردان بهتنهایی به چنین درآمدی برسد. امکانات فراهم شد، بازیها به ورزشگاه بزرگ انتقال یافت، اطلاعات مخاطبان تحلیل شد و سپس درآمد رشد کرد.
کانزاسسیتی؛ شرط ۱۵۸ میلیون دلاری روی آینده فوتبال زنان
در آمریکا، کانزاسسیتی کارنت حتی نمونه افراطیتری از همین فلسفه است.
باشگاه در سال ۲۰۲۲ یک مرکز تمرینی اختصاصی برای زنان با هزینه ۱۸ میلیون دلار افتتاح کرد؛ مجموعهای بیش از ۱۷ هزار فوت مربع با زمینهای تمرینی، امکانات بدنسازی، ریکاوری و خدمات ویژه ورزشکاران زن.
دو سال بعد ورزشگاه CPKC افتتاح شد؛ نخستین ورزشگاه جهان که مشخصاً برای یک تیم حرفهای ورزش زنان ساخته شده است. رقم رسمی پروژه حدود ۱۴۰ میلیون دلار اعلام شده است.
یعنی مالکان ابتدا بیش از ۱۵۰ میلیون دلار زیرساخت ساختند و بعد منتظر درآمد حاصل از بلیت، اسپانسر و ارزش برند ماندند.
این دقیقاً خلاف مدل قدیمی فوتبال زنان است: «اول ثابت کنید سود میدهید، بعد روی شما سرمایهگذاری میکنیم.»
چرا یک رختکن اختصاصی واقعاً موضوع بزرگی است؟
شاید جزئیاتی مانند لباس دیررسیده، رختکن نامناسب یا کمد اختصاصی در «تد لاسو» کوچک به نظر برسند، اما برای بسیاری از فوتبالیستهای زن چنین مواردی بخشی از تجربه واقعی حرفهای بودهاند.
فلسفه قدیمی در بسیاری از باشگاهها این بود: امکانات برای مردان ساخته میشود و سپس در ساعات خالی فضایی در اختیار زنان قرار میگیرد.
این فقط مسئله شأن یا ظاهر نیست. نداشتن زمین تمرین ثابت، رختکن دائمی، امکانات پزشکی مختص زنان یا زمان تضمینشده برای استفاده از سالن بدنسازی مستقیماً بر کیفیت آمادهسازی ورزشکار تأثیر میگذارد.
به همین علت نیز استانداردهای جدید WSL2 روی امکانات، کادر تماموقت، رفاه و ساعت تماس بازیکنان تأکید دارند؛ همان الزاماتی که بلکبرن اعلام کرد در چارچوب مالی فعلیاش توان تحمل آنها را ندارد.
پس ممکن است امکانات ریچموند در سریال ضعیف به نظر برسند، اما حتی همان زمین طبیعی مشترک با تیم مردان برای بسیاری از باشگاههای واقعی هنوز استانداردی مطلوب است.
آیا زیانده بودن ثابت میکند فوتبال زنان «کسبوکار بدی» است؟
اینجا یکی از قویترین بخشهای بحث ظاهر میشود.
Deloitte میگوید لیگ برتر انگلیس در فصل ۲۵-۲۰۲۴ ۶.۸ میلیارد پوند درآمد داشته؛ ثروتمندترین لیگ داخلی فوتبال جهان. با این حال فقط هشت باشگاه از ۲۰ تیم سود عملیاتی ثبت کردند و مجموع زیان پیش از مالیات باشگاهها به ۹۴۸ میلیون پوند رسید.
تقریباً هیچ سرمایهگذاری از این آمار نتیجه نمیگیرد که «فوتبال مردان مدل اقتصادی شکستخوردهای است.»
چرا؟
چون ارزش باشگاه فقط با سود یکساله سنجیده نمیشود. حق پخش آینده، ارزش برند، هواداران جهانی، ورزشگاه، قراردادهای تجاری، کمیابی مالکیت یک باشگاه بزرگ و امکان افزایش ارزش سرمایه همگی در محاسبه وارد میشوند.
البته این مقایسه یک محدودیت دارد: زیان فوتبال مردان بهخودیخود اثبات نمیکند هر میزان سرمایهگذاری در فوتبال زنان منطقی است. هر باشگاه هنوز به برنامه درآمدی، کنترل هزینه و سرمایه کافی نیاز دارد.
اما نشان میدهد استفاده از «سود نکردن امروز» بهعنوان تنها معیار ارزش فوتبال زنان، استانداردی نیست که خود صنعت فوتبال برای مردان اعمال کند.
۱۵ باشگاه زنان ۱۵۸ میلیون یورو درآمد ساختند؛ ۷۲ درصد از تجارت
گزارش Money League 2026 نشان میدهد ۱۵ باشگاه زنان پردرآمد مورد بررسی Deloitte در فصل ۲۵-۲۰۲۴ مجموعاً ۱۵۸ میلیون یورو درآمد تولید کردند؛ ۳۵ درصد بیشتر از سال قبل.
نکته جذابتر، منشأ پول است: ۷۲ درصد درآمد از فعالیتهای تجاری مانند اسپانسرینگ و قراردادهای برند آمده است. درآمد پخش هنوز فقط ۱۳ درصد از کل را تشکیل میدهد.
این ساختار توضیح میدهد چرا اسپانسر تیم زنان در داستان «تد لاسو» تا این حد مهم است.
فوتبال زنان هنوز مانند لیگ برتر مردان نمیتواند روی میلیاردها پوند حق پخش حساب کند. در نتیجه برندها نه یک درآمد جانبی، بلکه یکی از ستونهای اصلی مدل کسبوکارند.
آنها نیز اساساً روی آینده شرط میبندند: اینکه تعداد مخاطبان زنان و دختران، ارزش رسانهای بازیکنان و ارتباط برند با این جامعه سریعتر از هزینه اسپانسرینگ رشد خواهد کرد.
نکتهای که «تد لاسو» درست میبیند: سرمایهگذاری قبل از درآمد میآید
مهمترین سؤال سریال این نیست که تیم زنان ریچموند امسال سود خواهد کرد یا نه.
سؤال این است که آیا سهامدار حاضر است چند سال زیان یا سود پایین را تحمل کند تا محصولی ساخته شود که بعداً ارزش اقتصادی مستقل پیدا کند؟
Deloitte خودش فوتبال زنان را هنوز در مرحلهای شبیه «استارتآپ» توصیف کرده و میگوید گذار به مرحله تثبیتشده به سرمایه، زمان و تلاش مستمر نیاز دارد.
اما سرمایهگذاری هم تضمین موفقیت نیست. آرسنال و کانزاسسیتی نمونههایی هستند که تقاضا را به درآمد تبدیل کردهاند؛ بلکبرن نمونه طرف دیگر است که هزینه رسیدن به استاندارد حرفهای را با مدل مالی خود سازگار ندید.
به همین دلیل «تد لاسو» این بار فقط یک قصه الهامبخش درباره تیمی ضعیف نمیگوید؛ دست روی یکی از واقعیترین تناقضهای فوتبال زنان گذاشته است: سالها از این ورزش خواسته شد قبل از دریافت امکانات، ثابت کند درآمدزا است؛ در حالی که برای درآمدزا شدن دقیقاً به همان امکانات نیاز داشت.
رختکن، زمین تمرین، بازاریابی و اسپانسر هزینهاند، اما همزمان زیرساخت تولید درآمد آینده نیز هستند.
و شاید سؤال واقعی سهامداران ریچموند ــ و بسیاری از مالکان واقعی ــ باید از «چرا برای فوتبال زنان پول هدر بدهیم؟» به سؤال دشوارتری تغییر کند:
اگر امروز سرمایهگذاری نکنیم، چه درآمد و چه ارزشی را پنج یا ده سال دیگر از دست خواهیم داد؟

