کد خبر: ۶۶۴۶۵۰

طارمی رفت؛ اروپا برای فوتبال ایران تمام شد؟ آمار نگران‌کننده‌ای که از یک عقب‌گرد بزرگ خبر می‌دهد

طارمی
انتقال مهدی طارمی از المپیاکوس به الوصل امارات، فقط تغییر باشگاه مهاجم ۳۴ ساله تیم ملی نیست؛ این انتقال بار دیگر یک سؤال نگران‌کننده را مقابل فوتبال ایران قرار داده است: چرا تعداد بازیکنان ایرانی حاضر در فوتبال اروپا تا این اندازه کاهش پیدا کرده؟ با این حال یک گزاره نیاز به اصلاح دارد؛ با رفتن طارمی، حضور ایرانی‌ها در اروپا «قطع» نشده است. اللهیار صیادمنش، علیرضا جهانبخش، علی قلی‌زاده و چند بازیکن دیگر همچنان در باشگاه‌های اروپایی حضور دارند. مسئله اصلی چیز دیگری است: ایران دیگر بازیکنی با جایگاه چند سال قبل طارمی در پورتو، سردار آزمون در بایرلورکوزن یا سامان قدوس در لیگ برتر انگلیس ندارد و فاصله‌اش با کشورهای موفق آسیایی در صادرات بازیکن به اروپا به‌شدت افزایش یافته است.
۱۰:۰۸ - ۰۲ شهريور ۱۴۰۵
وانانیوز|

طارمی پس از هفت سال حضور متوالی در اروپا، از المپیاکوس جدا شد و به الوصل پیوست. او از سال ۲۰۱۹ با ریو آوه وارد فوتبال اروپا شد، سپس چهار فصل در پورتو بازی کرد، به اینتر رسید و آخرین فصل اروپایی خود را در یونان گذراند. باشگاه الوصل انتقال او را رسماً اعلام کرده و رویترز نیز نوشته قرارداد فعلی مهاجم ایران تا تابستان ۲۰۲۷ اعتبار دارد.

آیا طارمی به دلیل «افت فاحش» از اروپا رفت؟

این بخش از روایت نیز نیاز به دقت بیشتری دارد.

طارمی در فصل حضورش در اینتر از نظر گلزنی عملکردی بسیار پایین‌تر از دوران پورتو داشت؛ او در ۴۳ مسابقه فقط سه گل زد، هرچند ۹ پاس گل نیز ثبت کرد. اما فصل بعد در المپیاکوس آمارش دوباره بهتر شد. ل'Équipe آمار فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ او را ۳۹ مسابقه، ۱۶ گل و ۶ پاس گل ثبت کرده است. بنابراین نمی‌توان گفت طارمی در آخرین فصل اروپایی‌اش بازیکنی بدون کارایی بوده است.

مشکل اصلی این بود که در ۳۴ سالگی دیگر در برنامه فنی فصل جدید المپیاکوس جایگاه تضمین‌شده‌ای نداشت و انتخاب الوصل، از نظر دقایق بازی و شرایط مالی، مقصد قابل فهمی بود.

پس بازگشت او به آسیا قطعاً نشانه پایان یک دوران است، اما تقلیل آن به اینکه «هیچ مشتری‌ای نداشت» با آمار آخرین فصلش همخوانی کامل ندارد.

آیا طارمی آخرین لژیونر ایران در اروپا بود؟ خیر

فوتبال ایران هنوز در اروپا نماینده دارد و حتی یکی از آنها شروع خوبی در فصل جدید داشته است.

اللهیار صیادمنش تابستان امسال از وسترلو بلژیک به لخ پوزنان، قهرمان لهستان پیوست و قراردادی تا سال ۲۰۲۹ امضا کرد. او در شروع فصل جدید نیز در لیگ و رقابت‌های اروپایی گل زده است؛ داده‌های مسابقات تا ۲۰ اوت چهار گل در هفت حضور برای او ثبت کرده‌اند.

علی قلی‌زاده هم بازیکن لخ پوزنان است و قراردادش تا ژوئن ۲۰۲۷ تمدید شده؛ هرچند پارگی رباط صلیبی باعث شده فعلاً از میادین دور باشد و باشگاه لهستانی بازگشت احتمالی او را حوالی ژانویه ۲۰۲۷ پیش‌بینی کرده است.

علیرضا جهانبخش نیز پس از پایان دوره حضورش در دندر بلژیک، ۱۰ اوت به اکسلسیور روتردام پیوسته و دوباره در اردیویسه هلند بازی می‌کند.

دنیس اکرْت آینسا، مهاجم ایرانی-آلمانی تیم ملی که در جام جهانی ۲۰۲۶ هم در فهرست ایران حضور داشت، عضو استاندارد لیژ بلژیک است و فصل جدید لیگ بلژیک را نیز با گلزنی آغاز کرده است.

محمدجواد حسین‌نژاد ۲۳ ساله نیز همچنان در دینامو ماخاچ‌قلعه روسیه حضور دارد و مجید حسینی بازیکن کایسری‌اسپور ترکیه است، هرچند باشگاه حسینی این فصل در سطح دوم فوتبال ترکیه بازی می‌کند.

بنابراین گزاره دقیق‌تر این است: اروپا برای فوتبال ایران تمام نشده، اما کیفیت و وزن حضور ایران در اروپا به شکل محسوسی پایین آمده است.

عددی که عقب‌گرد ایران را بهتر نشان می‌دهد

برای فهم بزرگی این تغییر کافی است فهرست تیم ملی در دو جام جهانی اخیر را مقایسه کنیم.

شاخص جام جهانی ۲۰۲۲ جام جهانی ۲۰۲۶
تعداد بازیکنان ایران ۲۵ ۲۶
بازیکنان شاغل در باشگاه‌های اروپایی در زمان مسابقات حدود ۱۳ ۴
چهره‌های شاخص طارمی، آزمون، قدوس، جهانبخش طارمی، جهانبخش، محبی، دنیس اکرْت
باشگاه‌های شاخص پورتو، لورکوزن، برنتفورد، فاینورد المپیاکوس، استاندارد، دندر، روستوف

در جام جهانی ۲۰۲۲ ایران بازیکنانی از پورتو، بایرلورکوزن، برنتفورد، فاینورد، شارلوا، دیناموزاگرب، آاک آتن، وایله و چند باشگاه اروپایی دیگر داشت. فهرست رسمی فیفا این پراکندگی را به‌وضوح نشان می‌دهد.

چهار سال بعد، در فهرست رسمی جام جهانی ۲۰۲۶، تنها مهدی طارمی در المپیاکوس، علیرضا جهانبخش در دندر، محمد محبی در روستوف و دنیس اکرْت در استاندارد لیژ در باشگاه‌های اروپایی بودند. محمد محبی نیز در ۱۷ اوت رسماً از روستوف جدا شد و طارمی حالا به امارات رفته است.

این دیگر یک برداشت احساسی نیست؛ کاهش سهم بازیکنان اروپایی در هسته تیم ملی قابل اندازه‌گیری است.

مقایسه دردناک با ژاپن؛ ۲۳ بازیکن از ۲۶ نفر در اروپا

عمق مسئله زمانی مشخص می‌شود که ایران را با یکی از رقبای اصلی آسیایی مقایسه کنیم.

در فهرست ۲۶ نفره ژاپن برای جام جهانی ۲۰۲۶، فقط سه بازیکن در باشگاه‌های داخلی ژاپن حضور داشتند و ۲۳ نفر دیگر عضو باشگاه‌های اروپایی بودند؛ از بایرن مونیخ، آژاکس، کریستال پالاس و رئال سوسیداد تا فاینورد، فرایبورگ، لیدز، ماینتس، وردربرمن و مونشن‌گلادباخ.

ایران در همان جام جهانی چهار بازیکن اروپایی داشت.

این اختلاف مهم‌تر از آن است که با چند انتقال مقطعی یا یک استعداد استثنایی حل شود. وقتی نسل بزرگی از بازیکنان یک کشور هر هفته با سرعت، فشار و استاندارد تاکتیکی فوتبال اروپا روبه‌رو می‌شوند، تأثیر آن در تیم ملی نیز انباشته می‌شود.

در مقابل، ایران در سال‌های اخیر بخش بزرگی از بازیکنان ملی‌پوش خود را میان لیگ داخلی و لیگ‌های امارات و قطر تقسیم کرده است. فهرست رسمی جام جهانی ۲۰۲۶ نیز حضور بازیکنانی از شباب‌الاهلی، النصر امارات، کلبا و الوحده را نشان می‌دهد.

آیا مقصر فقط «دلال‌ها» هستند؟

نقد نفوذ واسطه‌ها و کیفیت برخی نقل‌وانتقالات در فوتبال ایران قابل طرح است، اما نسبت دادن وضعیت تمام لژیونرها به «پر کردن جیب دلالان» یا توصیف بازیکنان به‌عنوان افرادی که برای خوشگذرانی به خارج می‌روند، بدون اسناد مشخص قابل اثبات نیست.

اتفاقاً نمونه صیادمنش نشان می‌دهد هنوز بازیکن ایرانی می‌تواند مسیر حرفه‌ای معناداری در اروپا داشته باشد. لخ پوزنان برای او قراردادی سه‌ساله بسته و مدیر ورزشی باشگاه رسماً از تجربه‌اش در ترکیه و بلژیک و توانایی بازی در چند پست تهاجمی به‌عنوان دلیل جذب او نام برده است.

مسئله ساختاری عمیق‌تر است: چند بازیکن ۱۸ تا ۲۱ ساله ایران واقعاً در سطحی تولید می‌شوند که باشگاه اروپایی حاضر باشد روی رشد چندساله آنها سرمایه‌گذاری کند؟

اگر خروجی چنین فرآیندی محدود باشد، حتی بهترین شبکه نقل‌وانتقالاتی هم نمی‌تواند هر سال بازیکن لیگ قهرمانان تولید کند.

یک اصلاح دیگر؛ فوتبال ایران «هیچ موفقیتی» نداشته است؟

این گزاره تاریخی هم دقیق نیست.

ایران سه بار پیاپی در سال‌های ۱۹۶۸، ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ قهرمان جام ملت‌های آسیا شده و همچنان تنها کشوری است که سه قهرمانی متوالی این رقابت‌ها را تجربه کرده است.

اما بخش تلخ داستان درست است: ۵۰ سال از آخرین قهرمانی ایران در جام ملت‌های آسیا گذشته و تیم ملی هنوز هرگز از مرحله گروهی جام جهانی عبور نکرده است. در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز ایران هر سه مسابقه خود را مساوی کرد و بدون شکست، اما باز هم در مرحله گروهی حذف شد.

بنابراین نقد نتیجه‌گیری فوتبال ایران کاملاً قابل دفاع است؛ فقط نیازی نیست برای بیان آن تاریخ را نادیده بگیریم.

رفتن طارمی یک نماد است، نه پایان کامل یک مسیر

مهدی طارمی احتمالاً مهم‌ترین لژیونر اروپایی ایران در نسل اخیر بود. ۹۱ گل و ۵۶ پاس گل در ۱۸۲ مسابقه برای پورتو، بازی در لیگ قهرمانان و سپس انتقال به اینتر سطحی بود که فعلاً هیچ بازیکن ایرانی دیگری به آن نزدیک نیست.

به همین دلیل انتقال او به الوصل ارزش نمادین زیادی دارد.

اما خبر اصلی این نیست که «دیگر هیچ ایرانی در اروپا وجود ندارد». خبر مهم‌تر این است که پس از خروج طارمی، ایران دیگر نماینده تثبیت‌شده‌ای در باشگاه‌های سطح بالای اروپا ندارد؛ در حالی که ژاپن تقریباً یک تیم ملی کامل در اروپا ساخته است.

هنوز اللهیار صیادمنش می‌تواند مسیر رو به بالایی داشته باشد، علی قلی‌زاده پس از مصدومیت برگردد، دنیس اکرْت در بلژیک پیشرفت کند یا محمدجواد حسین‌نژاد از روسیه به لیگ قوی‌تری برسد. پس در را نباید بسته دانست.

اما زنگ خطر واقعی روشن است: ایران از نسلی که همزمان طارمی در پورتو، آزمون در بایرلورکوزن، قدوس در برنتفورد و جهانبخش در فاینورد داشت، به نقطه‌ای رسیده که برای پیدا کردن چند لژیونر اروپایی مؤثر باید فهرست را با دقت جست‌وجو کرد. رفتن طارمی پایان فوتبال ایران در اروپا نیست؛ شاید هشدار واضح‌تری باشد که اگر سیستم بازیکن‌سازی و مسیر صادرات استعداد اصلاح نشود، سقف آرزوهای نسل بعد واقعاً می‌تواند از اروپا به لیگ‌های ثروتمند منطقه منتقل شود.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط