سپاه: تنگه هرمز بسته است؛ آمریکا میگوید باز / دادههای کشتیرانی چه میگویند؟
اختلاف ایران و آمریکا بر سر وضعیت تنگه هرمز اکنون از یک مناقشه نظامی فراتر رفته و به جنگ روایتها درباره کنترل یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان تبدیل شده است.
نیروی دریایی سپاه در بیانیهای که شامگاه جمعه منتشر شد، ادعای مقامهای آمریکایی درباره باز بودن تنگه را رد کرد و گفت محدودیتها تا پایان اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران و اجرای تعهدات مورد مطالبه تهران ادامه خواهد داشت. رویترز نیز انتشار این موضع را تأیید کرده است.
اما سؤال کلیدی این است: تنگه هرمز در عمل باز است یا بسته؟
پاسخ کوتاه این است که در شرایط فعلی، نمیتوان وضعیت را با یک کلمه «باز» یا «بسته» توصیف کرد.
سپاه دقیقاً چه میگوید؟
در روایت ایران، موضوع «انسداد مطلق جغرافیایی» نیست؛ عبارت کلیدی بیانیه این است که تنگه برای کشتیهایی که بدون هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران قصد عبور دارند بسته است.
این تفاوت مهم است، زیرا به معنای آن است که تهران اصل عبور برخی کشتیها را رد نمیکند، بلکه مدعی اعمال کنترل و مجوز بر تردد است.
مواضع چند روز اخیر مقامهای ایرانی نیز همین الگو را تأیید میکند. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، گفته تهران در حال تهیه شروط خود برای عادیسازی تردد است و با عمان بر سر ایجاد یک کریدور دریایی که بخشی از آن در آبهای عمان و بخشی در آبهای ایران قرار دارد توافقهایی صورت گرفته است. به گفته او، استفاده عادیتر از این مسیر به تحقق شروط ایران از سوی آمریکا وابسته خواهد بود.
سپاه نیز پیشتر اعلام کرده بود ایران و عمان درباره سهم طرفین در مدیریت تنگه و درآمدهای مرتبط به تفاهمهایی رسیدهاند، هرچند رویترز گزارش کرده جزئیات توافق هنوز در حال مذاکره بوده است.
آمریکا چرا میگوید هرمز باز شده است؟
روایت واشنگتن از زاویه دیگری به موضوع نگاه میکند.
فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده مینهایی را که به گفته این فرماندهی در مسیرهای شناختهشده بینالمللی کشتیرانی وجود داشتهاند پاکسازی کرده است. دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، گفته خطوط بینالمللی تردد از نظر مین دریایی باز شدهاند و نیروهای آمریکایی طی ماههای گذشته به عبور نزدیک به ۱۵۰۰ کشتی تجاری کمک کردهاند. این آمار و ادعاها متعلق به طرف آمریکایی است و مستقل از آن، دادههای ردیابی کشتیها نشان میدهد عبور تجاری همچنان بسیار کمتر از شرایط پیش از جنگ است.
بنابراین وقتی آمریکا میگوید «تنگه باز است»، بخش مهمی از منظور آن قابل عبور بودن مسیرهای بینالمللی و پاک شدن مینها است.
وقتی ایران میگوید «تنگه بسته است»، منظور اعلامشدهاش این است که تردد بدون هماهنگی ایران آزاد نیست.
همین تفاوت تعریف، بخش بزرگی از تناقض ظاهری دو بیانیه را توضیح میدهد.
دادههای واقعی کشتیها چه میگویند؟
برای عبور از جنگ روایتها، مهمترین معیار دادههای ردیابی دریایی است.
طبق دادههای Kpler که رویترز منتشر کرده، روز پنجشنبه تنها ۷ کشتی کالایی از تنگه هرمز عبور کردند؛ این عدد یک روز قبل ۱۷ کشتی و متوسط ۱۰ روز گذشته ۱۵ کشتی بوده است. از هفت کشتی پنجشنبه، چهار فروند از خلیج فارس خارج و سه فروند وارد شدند.
البته دادههای AIS کامل نیستند و برخی کشتیها ممکن است فرستنده خود را خاموش کنند؛ رویترز نیز به همین محدودیت اشاره کرده است. با این حال اختلاف تردد فعلی با دوران عادی آنقدر بزرگ است که نتیجه کلی تغییر نمیکند.
پیش از آغاز جنگ در فوریه، حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی در روز از هرمز عبور میکردند. در نتیجه تردد هفت تا ۱۵ کشتی در روز را نمیتوان بازگشت تنگه به وضعیت عادی دانست.
به بیان دقیقتر، هرمز کاملاً مسدود نیست، اما آزاد و عادی هم نیست.
نفت چقدر از هرمز عبور میکند؟
اهمیت این اختلاف زمانی مشخص میشود که به جریان نفت نگاه کنیم.
پیش از جنگ، حدود یکپنجم نفت جهان از این آبراه عبور میکرد. رویترز گزارش داده جریان نفت از تنگه در روزهای اخیر بهصورت نامنظم در حال افزایش بوده، اما هنوز به شکل قابل توجهی پایینتر از سطح پیش از جنگ قرار دارد. برآورد گلدمن ساکس، مجموع صادرات خلیج فارس را اخیراً حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیون بشکه در روز دانسته که همچنان هفت تا هشت میلیون بشکه کمتر از سطح قبل از جنگ است.
یک داده دیگر نیز وضعیت را روشنتر میکند: در ۲۵ اوت، اطلاعات Vortexa جریان نفت از هرمز را حدود پنج میلیون بشکه در روز نشان میداد، در حالی که قبل از شروع درگیری بیش از ۲۰ میلیون بشکه در روز از این مسیر عبور میکرد.
پس اگر معیار «باز بودن» بازگشت تجارت به شرایط عادی باشد، هنوز چنین اتفاقی رخ نداده است.
آیا ادعای «کنترل قیمت نفت» قابل اثبات است؟
سپاه در بیانیه خود گفته ادعای باز بودن هرمز با هدف کنترل قیمت نفت مطرح میشود. این بخش یک ادعای سیاسی درباره انگیزه آمریکا است و از روی دادههای بازار بهتنهایی نمیتوان آن را اثبات کرد.
اما یک نکته قابل اندازهگیری وجود دارد: اخبار مربوط به بازگشایی هرمز واقعاً روی قیمت جهانی نفت اثر زیادی دارند.
نفت برنت روز جمعه در قیمت ۸۹.۳۱ دلار در هر بشکه بسته شد و بیش از پنج درصد افت هفتگی داشت. رویترز یکی از عوامل فشار بر قیمت نفت را شایعات درباره توافق احتمالی برای افزایش تردد از تنگه هرمز عنوان کرده است؛ البته سیاست پولی فدرال رزرو و چشمانداز تقاضای جهانی نیز در کاهش قیمت نقش داشتهاند.
بنابراین میتوان گفت روایت «بازگشایی هرمز» برای معاملهگران نفت بسیار مهم است، اما این موضوع بهخودیخود اثبات نمیکند که مقامهای آمریکایی عمداً برای پایین آوردن قیمت نفت اطلاعات نادرست منتشر میکنند.
مذاکرات ایران و عمان به کجا رسیده است؟
مسیر دیپلماتیک همچنان باز است.
تهران اعلام کرده با عمان درباره یک کریدور عبور دریایی به تفاهم رسیده، اما شروط گستردهتری را برای بازگشت تردد به وضعیت عادی مطرح کرده است. طبق گزارش رویترز، مقامهای ایرانی از پایان جنگ، رفع آنچه محاصره بنادر ایران میخوانند، لغو تحریمها و موضوع جبران خسارت بهعنوان بخشی از خواستههای تهران سخن گفتهاند.
همزمان قطر نیز برای میانجیگری فعال شده و ایران پذیرفته فهرستی از شروط لازم برای عادیسازی تردد تهیه کند. همین تحرکات دیپلماتیک یکی از دلایلی است که بازار نفت همچنان احتمال افزایش جریان کشتیها را در قیمتها لحاظ میکند.
اما هنوز اعلام نشده که توافق نهایی و اجرایی برای بازگشت کامل تردد به سطح پیش از جنگ حاصل شده باشد.
هرمز باز است یا بسته؟ پاسخ دقیقتر
با کنار هم گذاشتن مواضع دو طرف و دادههای مستقل، سه واقعیت روشن میشود.
نخست اینکه ادعای «هیچ کشتیای عبور نمیکند» با دادهها سازگار نیست؛ کشتیهای تجاری همچنان از هرمز رد میشوند.
دوم اینکه ادعای بازگشت عادی و آزاد کشتیرانی نیز با حجم فعلی تردد همخوان نیست. عبور هفت کشتی در یک روز در برابر حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی روزانه قبل از جنگ نشان میدهد جریان تجارت هنوز بهشدت محدود است.
و سوم اینکه آمریکا و ایران هر دو مدعی اعمال نوعی کنترل بر مسیر هستند: واشنگتن از پاکسازی مینها، حفاظت از کشتیها و کنترل نظامی سخن میگوید، در حالی که تهران تأکید دارد عبور بدون هماهنگی ایران مجاز نیست.
بنابراین دقیقترین توصیف وضعیت فعلی این است: تنگه هرمز از نظر فیزیکی کاملاً بسته نیست، اما تردد در آن بسیار محدود، پرریسک و هنوز بهمراتب پایینتر از شرایط عادی است.
همین وضعیت خاکستری، تنگه هرمز را به یکی از مهمترین اهرمهای فشار در مذاکرات تبدیل کرده است. هر خبر درباره افزایش عبور کشتیها میتواند نفت را پایین بیاورد و هر حمله، شکست مذاکره یا کاهش دوباره تردد میتواند جهت بازار انرژی را در چند ساعت تغییر دهد.