کد خبر: ۶۶۵۰۸۶

حمله تند قالیباف به وزیر خزانه‌داری آمریکا؛ ماجرای «۱۳۰ میلیون بشکه نفت» و اوراق ۵.۳ درصدی چیست؟

حمله تند قالیباف به وزیر خزانه‌داری آمریکا؛ ماجرای «۱۳۰ میلیون بشکه نفت» و اوراق ۵.۳ درصدی چیست؟
محمدباقر قالیباف در تازه‌ترین واکنش خود به اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، ادعای واشنگتن درباره عبور ۱۳۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز طی دو هفته را به چالش کشید و همزمان افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا را نشانه‌ای از فشار بر سیاست‌های اقتصادی دولت این کشور دانست. بررسی داده‌های بازار نشان می‌دهد بازده اوراق ۳۰ساله آمریکا اخیراً تا محدوده ۵.۳ درصد بالا رفته و تلاش وزارت خزانه‌داری برای مهار نرخ‌های بلندمدت نیز با انتقاد جدی شماری از اقتصاددانان و سرمایه‌گذاران روبه‌رو شده است.
۲۱:۵۶ - ۰۷ شهريور ۱۴۰۵
وانانیوز|

جدال لفظی میان رئیس مجلس ایران و وزیر خزانه‌داری آمریکا در شرایطی بالا گرفته که موضوع تنگه هرمز، تحریم‌های نفتی ایران و وضعیت بازار اوراق بدهی آمریکا به سه محور مهم تحولات اقتصادی و سیاسی تبدیل شده‌اند.

اسکات بسنت روز ۲۸ اوت ۲۰۲۶ مدعی شد آمریکا طی ۱۴ روز به عبور ۱۳۰ میلیون بشکه نفت کمک کرده، در حالی که به گفته او صادرات ایران در این بازه «صفر» بوده است. او این ادعا را در چارچوب سیاست تازه واشنگتن موسوم به «Operation Economic Outcast» مطرح کرد؛ برنامه‌ای که وزارت خزانه‌داری آمریکا هدف آن را قطع ارتباطات مالی ایران با اقتصاد جهانی اعلام کرده است.

قالیباف اما یک روز بعد با لحنی تند به این اظهارات واکنش نشان داد و تلاش کرد عدد ۱۳۰ را علیه خود وزیر خزانه‌داری آمریکا به کار بگیرد.

پاسخ قالیباف به ادعای ۱۳۰ میلیون بشکه نفت بسنت

محمدباقر قالیباف در واکنش خود در شبکه اجتماعی ایکس، ادعای بسنت درباره ۱۳۰ میلیون بشکه نفت را زیر سؤال برد و به برآوردهای مربوط به هزینه اقتصادی جنگ برای آمریکا اشاره کرد.

طبق گزارش منتشرشده از متن واکنش رئیس مجلس، قالیباف به برآورد بیش از ۱۳۰ میلیارد دلاری هزینه جنگ برای مصرف‌کنندگان و مالیات‌دهندگان آمریکایی استناد کرده است. گزارش‌های منتشرشده در ماه ژوئن نیز نشان می‌دهد Moody's Analytics هزینه جنگ برای مصرف‌کنندگان و مالیات‌دهندگان آمریکا را در مقطعی حدود ۱۳۲ میلیارد دلار برآورد کرده بود.

این رقم صرفاً هزینه مستقیم عملیات نظامی نیست. در محاسبه Moody's Analytics، اثر افزایش قیمت انرژی و فشار ناشی از جنگ بر خانوارهای آمریکایی نیز مورد توجه قرار گرفته است. پیش‌تر نیز مارک زندی، اقتصاددان ارشد Moody's Analytics، هزینه واردشده به خانوارهای آمریکایی را در مراحل مختلف جنگ صدها دلار برای هر خانوار برآورد کرده بود.

بنابراین استناد قالیباف به عدد بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار، برخلاف برخی بخش‌های جدال لفظی دو طرف، پشتوانه‌ای در گزارش‌های منتشرشده اقتصادی دارد.

ادعای ۱۳۰ میلیون دلار ضرر یک شرکت معاملاتی چه بود؟

بخش دیگری از واکنش قالیباف به موضوع فعالیت یک شرکت بزرگ معامله‌گری در بازار نفت مربوط می‌شود. او مدعی شد یک شرکت که به شکل پنهانی در بازار کاغذی نفت به نفع دولت آمریکا مداخله کرده، بیش از ۱۳۰ میلیون دلار در یک موقعیت معاملاتی متحمل زیان شده است. رسانه‌های خارجی نیز این بخش از اظهارات او را با اشاره به Jane Street بازتاب داده‌اند.

با این حال، باید میان «طرح یک ادعا» و «تأیید مستقل آن» تفاوت قائل شد. در جست‌وجوی منابع معتبر بین‌المللی، گزارشی که به‌طور مستقل ثابت کند Jane Street به نمایندگی از دولت آمریکا در بازار نفت فعالیت کرده یا دقیقاً بیش از ۱۳۰ میلیون دلار در چنین عملیاتی زیان دیده، در دسترس نیست.

بنابراین این بخش از اظهارات قالیباف در شرایط فعلی باید به‌عنوان ادعای رئیس مجلس ایران بازتاب داده شود و نه یک واقعیت اثبات‌شده.

پل کروگمن درباره اسکات بسنت چه گفته است؟

قالیباف در واکنش خود به نقدهای پل کروگمن، برنده جایزه نوبل اقتصاد، درباره عملکرد وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز استناد کرد.

کروگمن در مقاله‌ای با عنوان «Scott Bessent Fails to Gaslight the Market» که ۲۱ اوت منتشر شد، به‌شدت از عملکرد بسنت انتقاد کرد و نوشت وزیر خزانه‌داری در تلاش است با خرید اوراق بلندمدت، نرخ بهره این اوراق را پایین بیاورد؛ اما بازار پس از واکنش اولیه دوباره مسیر قبلی خود را در پیش گرفته است.

کروگمن استدلال می‌کند که خرید اوراق بلندمدت بدون حل مشکلات بنیادی بودجه‌ای آمریکا نمی‌تواند ریشه افزایش بازده را از بین ببرد. او همچنین سیاست وزارت خزانه‌داری را از نظر کارکرد شبیه نوعی سیاست انبساطی می‌داند که در شرایط فعلی، با توجه به تورم بالاتر از هدف، می‌تواند با جهت سیاست پولی بانک مرکزی آمریکا تعارض ایجاد کند.

او در نهایت نتیجه می‌گیرد که کاهش اولیه نرخ اوراق پس از اعلام سیاست بسنت دوام نیاورد و بازار اوراق حاضر نشد روایت موردنظر وزارت خزانه‌داری را بپذیرد.

اوراق خزانه‌داری آمریکا واقعاً «آتش گرفته» است؟

قالیباف در واکنش خود با کنایه از افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا سخن گفته است. فارغ از ادبیات سیاسی این جمله، اصل افزایش نرخ‌های بلندمدت در بازار اوراق آمریکا با داده‌های بازار سازگار است.

بازده اوراق ۳۰ساله خزانه‌داری آمریکا در هفته‌های اخیر به ۵.۳۲۷ درصد رسید؛ سطحی که رویترز آن را بالاترین نرخ از سال ۲۰۰۷ گزارش کرده است. افزایش بازده به معنای کاهش قیمت اوراق موجود و بالاتر رفتن هزینه استقراض دولت است.

موضوع برای دولت آمریکا از این جهت اهمیت ویژه دارد که بدهی فدرال از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و افزایش نرخ بهره می‌تواند هزینه تأمین مالی این بدهی عظیم را بیشتر کند.

وزارت خزانه‌داری تحت مدیریت بسنت برای کاهش فشار، برنامه بازخرید اوراق بلندمدت را گسترش داده است. در یکی از اقدامات اخیر، اندازه برخی عملیات بازخرید از دو میلیارد دلار به دست‌کم چهار میلیارد دلار افزایش یافت. هدف چنین اقدامی افزایش تقاضا برای اوراق بلندمدت، بالا بردن قیمت آنها و در نتیجه پایین آوردن بازده است.

اما واکنش بازار تاکنون کاملاً مطابق انتظار وزارت خزانه‌داری نبوده است.

چرا تلاش بسنت برای پایین آوردن بازده اوراق جنجالی شد؟

افزایش خرید اوراق از سوی خزانه‌داری با انتقاد شماری از چهره‌های مطرح بازار مالی روبه‌رو شده است. استنلی دراکن‌میلر، سرمایه‌گذار مشهور و از مدیران سابق بسنت، هشدار داده که تلاش برای سرکوب بازده اوراق بدون اصلاح کسری بودجه، راه‌حل پایداری نیست.

گزارش رویترز نیز نشان می‌دهد بازده اوراق بلندمدت آمریکا تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل از جمله کسری‌های مالی، عرضه سنگین بدهی، نگرانی‌های تورمی و افزایش نیاز به سرمایه قرار گرفته است. علاوه بر دولت، شرکت‌های بزرگ فناوری نیز برای توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی حجم قابل توجهی اوراق منتشر کرده‌اند که می‌تواند رقابت بر سر جذب سرمایه را افزایش دهد.

بنابراین افزایش بازده را نمی‌توان تنها نتیجه «بی‌اعتمادی به بسنت» دانست؛ هرچند ناکامی اولیه اقدامات خزانه‌داری در پایین نگه داشتن بازده، به منتقدان او فرصت داده است عملکردش را زیر سؤال ببرند.

آیا عدد ۱۳۰ میلیون بشکه نفت قابل راستی‌آزمایی است؟

بسنت گفته آمریکا طی دو هفته به خروج ۱۳۰ میلیون بشکه نفت کمک کرده است. اصل طرح این عدد از سوی وزیر خزانه‌داری آمریکا تأیید شده، اما او در پست خود جزئیات روش محاسبه، مبدأ محموله‌ها یا داده‌های ردیابی نفتکش‌ها را منتشر نکرده است.

اگر عدد ۱۳۰ میلیون بشکه را بر ۱۴ روز تقسیم کنیم، به متوسط حدود ۹.۳ میلیون بشکه در روز می‌رسیم. این رقم به مجموعه جریان نفت عبوری تحت ادعای آمریکا مربوط می‌شود و نباید با صادرات نفت یک کشور مشخص اشتباه گرفته شود.

گزارش‌های بازار نفت نیز نشان می‌دهد عبور محموله‌ها از منطقه در روزهای اخیر افزایش یافته، اما همچنان پایین‌تر از شرایط عادی قرار دارد و کشورهای منطقه همزمان به دنبال مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی بوده‌اند.

در نتیجه، عدد اعلام‌شده از سوی بسنت یک ادعای رسمی آمریکا است، اما جزئیات مستقلی که امکان راستی‌آزمایی کامل رقم ۱۳۰ میلیون بشکه را فراهم کند، همراه آن منتشر نشده است.

جدال قالیباف و بسنت؛ جنگ روایت‌ها به بازارهای مالی رسید

تقابل تازه قالیباف و وزیر خزانه‌داری آمریکا فقط یک مشاجره لفظی در شبکه‌های اجتماعی نیست. پشت این جدال، سه موضوع مهم اقتصادی قرار دارد: صادرات نفت از تنگه هرمز، هزینه اقتصادی جنگ و وضعیت بازار بدهی آمریکا.

داده‌های قابل تأیید نشان می‌دهد بازده اوراق ۳۰ساله آمریکا واقعاً در محدوده‌ای نزدیک به بالاترین سطح دو دهه اخیر قرار گرفته و سیاست بازخرید اوراق وزارت خزانه‌داری نیز نتوانسته تاکنون این فشار را به‌طور پایدار از بین ببرد. برآورد بیش از ۱۳۰ میلیارد دلاری هزینه اقتصادی جنگ برای آمریکا نیز سابقه انتشار توسط Moody's Analytics دارد.

در مقابل، برخی دیگر از ادعاهای مطرح‌شده در این جدال، از جمله ارتباط یک شرکت معامله‌گری با عملیات مخفی دولت آمریکا در بازار نفت، هنوز تأیید مستقل ندارند.

به همین دلیل، مهم‌ترین نکته در تحلیل این رویارویی آن است که بخشی از سخنان قالیباف بر داده‌های واقعی و قابل مشاهده بازار اوراق و برآوردهای اقتصادی استوار است، اما بخشی دیگر همچنان در سطح ادعای سیاسی باقی مانده است.

آنچه قطعی به نظر می‌رسد این است که افزایش هزینه بدهی آمریکا، نوسانات بازار نفت و ادامه فشار اقتصادی بر ایران، نبرد تهران و واشنگتن را از حوزه نظامی و تحریمی به یک جنگ تمام‌عیار روایت‌ها در بازارهای جهانی کشانده است.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط