قلعهنویی: برای مجید جلالی ۱۰۰ هزار نفر هم کم بود | راز قهرمانی تاریخی استقلال در مشهد دوباره روایت شد
مراسم تولد مجید جلالی فقط به یک گردهمایی دوستانه برای یکی از مربیان قدیمی فوتبال ایران محدود نشد. حضور امیر قلعهنویی و صحبتهای او، این مراسم را به بازخوانی یکی از خاطرهانگیزترین هفتههای تاریخ لیگ برتر تبدیل کرد؛ هفتهای که سرنوشت قهرمانی در فاصله صدها کیلومتر و در دو ورزشگاه مختلف تعیین شد.
قلعهنویی ابتدا با تمجید کمسابقهای از شخصیت جلالی گفت شأن این مربی بسیار بالاتر از مراسمی است که برگزار شده و حتی اگر یکصد هزار نفر در ورزشگاه آزادی برای او جمع میشدند، باز هم برای قدردانی از خدماتش زیاد نبود.
قلعهنویی: شأن جلالی بزرگتر از این مراسم است
سرمربی تیم ملی در صحبتهایش بیش از کارنامه فنی، روی شخصیت مجید جلالی تأکید داشت.
او جلالی را فردی مخلص و علاقهمند به خدمت به فوتبال و ایران توصیف کرد و گفت حضور او در پروژههای توسعهای و آکادمی فوتبال آبادان نمونهای از همین نگاه است. قلعهنویی همچنین تأکید کرد بهتر است فوتبال ایران پیش از آنکه پیشکسوتانش را از دست بدهد، از آنها تجلیل کند؛ موضوعی که بارها در سالهای اخیر به یکی از انتقادهای جامعه فوتبال تبدیل شده است.
این صحبتها در عین حال یک پیام فراتر از تعریف شخصی داشت.
در فوتبال ایران، مربیان باسابقه معمولاً زمانی دوباره به مرکز توجه بازمیگردند که مسئلهای جنجالی یا خبری تلخ رخ دهد. قلعهنویی تلاش کرد زاویه متفاوتی ایجاد کند: قدردانی از یک مربی در زمانی که هنوز فعال است و میتواند تجربه خود را به نسل بعد منتقل کند.
رفاقتی که از شاهین شروع شد
یکی از بخشهای جالب صحبتهای قلعهنویی، اشاره به سابقه طولانی آشنایی دو مربی بود.
او گفت دوستیاش با مجید جلالی نه از دوران مربیگری، بلکه از روزهایی آغاز شده که هر دو در فوتبال تهران بازی میکردند و در شاهین کنار یکدیگر بودند. خود جلالی نیز در سابقه دوران بازیاش حضور در شاهین تهران را دارد.
همین سابقه باعث شده رابطه آنها از جنس ارتباط معمول دو سرمربی لیگ برتری نباشد.
قلعهنویی در طول صحبتهایش چند بار جلالی را «استاد» خطاب کرد و گفت طی سه سال اخیر در تیم ملی نیز بارها با او مشورت کرده و از نظراتش استفاده کرده است.
اما مهمترین قسمت صحبتها زمانی بود که بحث به یک بازی تاریخی رسید.
ماجرای مشهد؛ شبی که استقلال با کمک فولاد قهرمان شد
اشاره قلعهنویی به «اخلاق و مرام» جلالی به هفته پایانی لیگ برتر فصل ۸۸-۱۳۸۷ برمیگردد.
پیش از هفته سیوچهارم، استقلال و ذوبآهن درگیر رقابتی نفسگیر برای قهرمانی بودند. استقلال باید در مشهد مقابل پیام بازی میکرد و ذوبآهن نیز در اهواز میهمان فولاد بود.
اتفاقات آن روز به یکی از عجیبترین پایانهای تاریخ لیگ برتر تبدیل شد.
استقلال در مشهد با نتیجه یک بر صفر پیام را شکست داد و همزمان فولاد نیز در اهواز با نتیجه سنگین ۴ بر یک ذوبآهن را شکست داد. در پایان فصل، استقلال و ذوبآهن هر دو ۶۶ امتیازی شدند، اما آبیهای تهران به دلیل تفاضل گل بهتر قهرمان لیگ شدند.
بنابراین نتیجه تیم مجید جلالی در اهواز مستقیماً در تعیین قهرمان تأثیر گذاشت.
چرا آن بازی برای قلعهنویی هنوز مهم است؟
اهمیت ماجرا فقط در نتیجه ۴ بر یک نبود.
قلعهنویی در مراسم اخیر گفت جلالی در آن هفته تحت فشار زیادی قرار داشت، اما کاری را انجام داد که از نظر حرفهای باید انجام میداد. او حتی اضافه کرد که شاید اتفاقات بعد از همان مسابقه بر مسیر مربیگری جلالی تأثیر گذاشت.
این بخش از صحبتها یک اشاره روشن به فضای حساس آن روزها دارد.
ذوبآهن برای قهرمانی نیاز داشت مقابل فولاد نتیجه لازم را بگیرد. هرگونه کمانگیزگی احتمالی فولاد میتوانست جام را به اصفهان ببرد؛ اما تیم اهوازی با چهار گل رقیب صدرنشین را شکست داد.
استقلال نیز کار خودش را در مشهد انجام داد و در نهایت روی تفاضل گل جام را بالای سر برد. آمار نهایی فصل نشان میدهد استقلال با ۷۰ گل زده و ۳۴ گل خورده تفاضل +۳۶ داشت، در حالی که ذوبآهن فصل را با تفاضل +۱۶ به پایان رساند.
به همین دلیل آن روز برای قلعهنویی فقط یک خاطره قهرمانی نیست؛ نمونهای از چیزی است که او امروز «مرام و پهلوانی» جلالی مینامد.
یک قهرمانی که بدون فولاد ممکن نبود؟
از نظر ریاضی، نتیجه بازی فولاد و ذوبآهن کاملاً تعیینکننده بود.
اگر ذوبآهن در اهواز پیروز میشد، نتیجه استقلال مقابل پیام دیگر برای قهرمانی کافی نبود. حتی نتیجهای متفاوت برای ذوبآهن میتوانست محاسبات صدر جدول را تغییر دهد.
اما فولاد با برد ۴ بر یک معادله را بهکلی برگرداند و در نهایت استقلال و ذوبآهن هر دو با ۶۶ امتیاز فصل را تمام کردند.
این همان نقطهای است که جمله امروز قلعهنویی معنا پیدا میکند.
او نمیگوید جلالی برای استقلال بازی کرد؛ برعکس، ارزش ماجرا از نگاه قلعهنویی این است که فولاد بدون توجه به اینکه نتیجه مسابقه چه تأثیری بر تعیین قهرمان دارد، برای پیروزی بازی کرد.
این تفاوت مهمی است؛ زیرا اگر آن مسابقه به عنوان «کمک به استقلال» روایت شود، اصل ماجرا تحریف میشود. فولاد وظیفه حرفهای خود را انجام داد و نتیجه آن به سود استقلال تمام شد.
جلالی؛ مربیای فراتر از نیمکت لیگ برتر
کارنامه مجید جلالی فقط به آن مسابقه تاریخی محدود نیست.
او سابقه سرمربیگری تیمهایی مانند پاس، صباباتری، فولاد، تراکتور، سایپا، پیکان، نساجی و گلگهر را دارد و در تیمهای ملی پایه ایران نیز فعالیت کرده است. در دوران مربیگری، قهرمانی لیگ برتر با پاس و جام حذفی با صباباتری نیز در سوابق او ثبت شده است.
با این حال در سالهای اخیر بخش مهمتری از فعالیت جلالی به توسعه فوتبال پایه و آموزش مربوط بوده است.
همین موضوع باعث شد قلعهنویی در صحبتهایش از رفتن جلالی به آکادمی آبادان یاد کند و آن را نشانهای از علاقه او به کار توسعهای بداند.
در واقع تمجید سرمربی تیم ملی از این زاویه قابل توجه است که جلالی در سالهای پایانی فعالیت حرفهای خود به جای تمرکز صرف بر پیشنهادهای لیگ برتری، بخشی از انرژیاش را به ساختن بازیکن و ساختار پایه اختصاص داده است.
پیام قلعهنویی به فوتبال ایران؛ پیشکسوت را زنده تجلیل کنید
صحبت درباره ۱۰۰ هزار نفر در آزادی را نباید الزاماً یک پیشنهاد اجرایی دانست.
این جمله بیشتر استعارهای برای میزان احترام قلعهنویی به جلالی بود.
سرمربی تیم ملی صراحتاً گفت چنین مراسمهایی باید برای پیشکسوتان در زمانی برگزار شود که هنوز در قید حیات هستند.
این مسئله یکی از نقاط ضعف تاریخی ورزش ایران است؛ بسیاری از چهرهها سالها پس از دوران اوج خود از مرکز توجه دور میشوند و تجلیل گسترده از آنها معمولاً بسیار دیر اتفاق میافتد.
قلعهنویی با حرفهایش عملاً خواستار تغییر همین فرهنگ شد.
خاطرهای که بعد از ۱۷ سال هنوز فراموش نشده
از هفته پایانی لیگ ۸۸-۱۳۸۷ بیش از ۱۷ سال گذشته، اما نتیجه فولاد - ذوبآهن هنوز در حافظه هواداران استقلال باقی مانده است.
استقلال آن فصل با امیر قلعهنویی قهرمان شد؛ پیام مشهد را یک بر صفر برد و همزمان فولادِ مجید جلالی با پیروزی ۴ بر یک مقابل ذوبآهن، صدر جدول را تغییر داد. استقلال و ذوبآهن هر دو ۶۶ امتیازی شدند و جام به تهران رفت.
حالا قلعهنویی در مراسم تولد همان مربی، آن شب را نه از زاویه تاکتیکی یا نتیجه، بلکه از زاویه اخلاق حرفهای به یاد آورده است.
شاید همین مهمترین بخش صحبتهای سرمربی تیم ملی باشد؛ قهرمانی استقلال برای او یک جام در ویترین است، اما تصمیم جلالی برای بازی کردن با تمام توان در مسابقهای که نتیجهاش میتوانست سرنوشت دوست قدیمیاش را تغییر دهد، بعد از نزدیک به دو دهه هنوز ارزش یادآوری دارد.
و به همین دلیل بود که قلعهنویی جملهای غیرمعمول به زبان آورد: برای مجید جلالی حتی اگر ۱۰۰ هزار نفر هم در ورزشگاه آزادی جمع میشدند، باز هم کم بود.