نفت در آستانه ۱۱۰ دلار؛ هرمز و بابالمندب همزمان بازار انرژی جهان را لرزاندند
نفت برنت روز جمعه ۱۱ سپتامبر به بالاترین سطح حدود چهار ماه اخیر رسید و در مقطعی ۱۰۹.۹۷ دلار برای هر بشکه معامله شد. پس از انتشار خبر احتمال رایزنی کشورهای خلیج فارس با ایران درباره عبور کشتیها از تنگه هرمز، بخشی از این رشد تخلیه شد و برنت به محدوده ۱۰۵ تا ۱۰۶ دلار برگشت؛ با این حال بازار همچنان در مسیر ثبت افزایش هفتگی دو رقمی قرار دارد.
نفت وستتگزاس اینترمدیت آمریکا نیز برای نخستین بار از ماه مه دوباره از ۱۰۰ دلار عبور کرد. در جریان معاملات پنجشنبه، WTI تا بیش از ۱۰۱ دلار بالا رفت و در ساعات ابتدایی جمعه قیمتهایی بیش از ۱۰۳ دلار نیز ثبت شد.
بنابراین توصیف کلی بازار روشن است: نفت در کمتر از چند هفته از محدودههای زیر ۹۰ دلار به بالای ۱۰۰ دلار رسیده و اکنون معاملهگران برای هر خبر مربوط به مسیرهای کشتیرانی خلیج فارس و دریای سرخ حساسیت بسیار بالایی دارند.
آیا نفت واقعاً در یک هفته ۳۰ درصد گران شده است؟
اینجا یک اختلاف آماری مهم در گزارشهای منتشرشده وجود دارد.
در یکی از گزارشهای بازتابدهنده خبرگزاری فرانسه، از افزایش بیش از ۳۰ درصدی قیمت نفت طی یک هفته سخن گفته شده است.
اما دادههای مستقیمتر بازار که رویترز روز جمعه منتشر کرده، نشان میدهد برنت با رسیدن به ۱۰۹.۹۷ دلار در مسیر رشد هفتگی نزدیک ۱۳ درصد قرار گرفته است. رویترز در گزارشهای پنجشنبه نیز عبارت «بیش از ۳۰ درصد افزایش» را برای رشد برنت از کفهای اوایل ماه اوت به کار برده بود.
بنابراین برای گزارش دقیقتر بهتر است گفته شود: نفت در هفته جاری حدود ۱۰ تا ۱۳ درصد جهش کرده و نسبت به کف اوایل اوت بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است.
این تفاوت شاید در نگاه اول جزئی باشد، اما برای تحلیل شدت شوک انرژی اهمیت زیادی دارد.
تنگه هرمز دوباره در مرکز بحران
مهمترین عامل جهش نفت همچنان تنگه هرمز است.
در تازهترین دور درگیری، ایران و آمریکا یکی از شدیدترین موجهای حمله به کشتیها از زمان آغاز جنگ را تجربه کردهاند. گزارش رویترز میگوید عبور نفتکشها از تنگه بار دیگر بهشدت محدود شده و تنها هفت کشتی در روز چهارشنبه از این مسیر عبور کردهاند؛ تقریباً نصف متوسط ۱۰ روز قبل.
پیش از آغاز جنگ، حدود یکپنجم عرضه نفت جهان از هرمز عبور میکرد. در هفتههای آرامتر تابستان، جریان نفت خام از این مسیر موقتاً به ۸ تا ۹ میلیون بشکه در روز برگشته بود، اما در روزهای اخیر دوباره به کمتر از دو تا سه میلیون بشکه رسیده است.
همین کاهش جریان باعث شده بازار دیگر صرفاً «ریسک سیاسی» را قیمتگذاری نکند؛ کاهش واقعی نفت عبوری از منطقه اکنون به مسئله عرضه تبدیل شده است.
خطر دوم از سمت بابالمندب؛ سقوط بندر المخا
در حالی که بازار هنوز با بحران هرمز دستوپنجه نرم میکند، تحولات یمن یک مسیر جایگزین مهم را نیز در معرض خطر قرار داده است.
حوثیها روز پنجشنبه کنترل بندر المخا در ساحل دریای سرخ را به دست گرفتند. این اتفاق هم توسط خبرگزاری فرانسه و هم رویترز و آسوشیتدپرس تأیید شده است. نیروهای حوثی پس از تصرف المخا به سمت جنوب و نزدیکی بابالمندب پیشروی کردهاند و به جزایر حنیش نیز رسیدهاند.
یک نکته مهم در روایت این خبر وجود دارد: از نظر منابع بینالمللی، نیرویی که المخا را تصرف کرده حوثیها یا انصارالله است؛ نه دولت مورد شناسایی بینالمللی یمن. بنابراین استفاده بدون توضیح از عبارت «ارتش یمن» میتواند ماهیت طرفهای درگیر را مخدوش کند.
حوثیها هنوز کنترل کامل بابالمندب را در اختیار نگرفتهاند، اما تصرف المخا حضور آنها را مستقیماً به ورودی یکی از مهمترین آبراههای جهان نزدیک کرده است. فرستاده ویژه سازمان ملل نیز این تحول را ورود بحران یمن به «مرحلهای جدید و خطرناکتر» توصیف کرده است.
چرا بابالمندب اکنون حتی مهمتر شده است؟
اهمیت بابالمندب در شرایط فعلی بیشتر از وضعیت عادی بازار نفت است.
عربستان سعودی پس از اختلال در تنگه هرمز بخش قابل توجهی از نفت خود را از طریق خط لوله شرق به غرب به پایانههای دریای سرخ منتقل کرده و سپس نفتکشها از مسیر بابالمندب راهی بازارهای آسیایی شدهاند.
تحلیل مورگان استنلی نشان میدهد حدود ۳.۵ تا ۴ میلیون بشکه در روز از نفتی که قبلاً میتوانست از هرمز عبور کند، به این مسیر جایگزین وابسته شده است. بنابراین ایجاد اختلال در بابالمندب میتواند بخشی از همان راه فراری را که بازار برای دور زدن بحران هرمز روی آن حساب کرده بود، محدود کند.
این همان سناریویی است که بازار از آن میترسد: یک گلوگاه در شرق شبهجزیره عربستان و یک گلوگاه در غرب، همزمان تحت فشار قرار بگیرند.
حملات حوثیها به تأسیسات انرژی عربستان
پیشروی زمینی تنها عامل نگرانی نیست.
در روزهای گذشته حوثیها حملات پهپادی و موشکی گستردهای علیه مناطق جنوبی عربستان و برخی زیرساختهای انرژی انجام دادهاند. گزارشهای رویترز و منابع منطقهای از حمله به تأسیسات نفتی و زخمی شدن دهها نفر خبر دادهاند.
حوثیها اعلام کردهاند محدودیت دریایی آنها متوجه کشتیهای سعودی است و سایر شرکتهای کشتیرانی میتوانند از دریای سرخ عبور کنند. با این حال صرف وجود توان حمله به کشتیها و زیرساختهای منطقه برای افزایش حق بیمه، هزینه حمل و اجتناب برخی شرکتها از این مسیر کافی است.
بنابراین حتی بدون بسته شدن کامل بابالمندب، هزینه واقعی انتقال انرژی میتواند بالا بماند.
نفت ۱۱۰ دلاری چگونه تورم را دوباره شعلهور میکند؟
افزایش قیمت نفت فقط مسئله رانندگان یا پالایشگاهها نیست.
نفت گران به هزینه حملونقل، پرواز، کشتیرانی، تولید محصولات پتروشیمی، کشاورزی و در نهایت قیمت کالاهای مصرفی منتقل میشود. افزایش قیمت گاز طبیعی نیز فشار بیشتری بر برق و صنایع انرژیبر وارد میکند.
همین نگرانی اکنون در بازار اوراق قرضه دیده میشود. بازده اوراق ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا روز جمعه تا نزدیکی ۵ درصد بالا رفت، زیرا سرمایهگذاران انتظار دارند بانکهای مرکزی برای مهار تورم مجبور شوند نرخهای بهره را برای مدت بیشتری بالا نگه دارند.
بانک مرکزی اروپا نیز همین پنجشنبه نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و صریحاً اعلام کرد انتظار دارد تورم برای مدتی بالاتر از هدف دو درصدی باقی بماند. چند بانک بزرگ اکنون افزایش دیگری در دسامبر را پیشبینی میکنند.
فدرال رزرو هم در دوراهی نفت و تورم
برای آمریکا نیز شرایط پیچیدهتر شده است.
قیمت تولیدکننده در ماه اوت بیش از انتظار بالا رفته و در کنار نفت بالای ۱۰۰ دلار، احتمال افزایش دوباره نرخ بهره فدرال رزرو را تقویت کرده است. بازارها در آستانه انتشار داده تورم مصرفکننده آمریکا و جلسه ۱۵ و ۱۶ سپتامبر فدرال رزرو، احتمال افزایش ۲۵ واحد پایهای نرخ را جدی میدانند.
اگر نفت برای چند ماه بالای ۱۰۰ دلار بماند، شوک انرژی میتواند مسیر کاهش تورم را متوقف کند. در این صورت بانکهای مرکزی با یک انتخاب دشوار روبهرو خواهند شد: افزایش نرخ بهره برای مهار تورم، در حالی که همان نفت گران خود به رشد اقتصادی لطمه میزند.
این ترکیب همان چیزی است که اقتصاددانان از آن بهعنوان ریسک رکود تورمی یاد میکنند.
آیا نفت ۱۲۰ دلار هم ممکن است؟
فعلاً نمیتوان رسیدن نفت به ارقام بالاتر را قطعی دانست؛ بازار روز جمعه با انتشار خبرهای دیپلماتیک توانست حدود چهار تا پنج دلار از سقف روزانه عقبنشینی کند.
اما RBC Capital Markets هشدار داده در صورت تشدید دوباره جنگ عربستان و حوثیها و اختلال جدیتر در بابالمندب، برنت میتواند در سهماهه چهارم تا محدوده ۱۲۲ دلار نیز صعود کند. این یک پیشبینی سناریویی است، نه قیمت قطعی آینده.
عامل تعیینکننده همچنان حجم واقعی نفت عبوری از هرمز و دریای سرخ است. اگر توافقی برای عبور امن نفتکشها شکل بگیرد، بخشی از حق بیمه ژئوپلیتیک میتواند سریعاً تخلیه شود. اما اگر تنشها افزایش یابد، ذخایر و ظرفیت مازاد تولیدکنندگان باید فشار بیشتری را تحمل کنند.
جهان با بحران «دو تنگه» روبهرو شده است
آنچه بحران فعلی را از بسیاری از شوکهای قبلی نفت متفاوت میکند، تهدید همزمان دو مسیر است.
هرمز همچنان اصلیترین نقطه فشار بر صادرات خلیج فارس است و بابالمندب مسیری است که عربستان برای کاهش وابستگی به هرمز بیشتر به آن متکی شده بود.
تصرف المخا به معنای بسته شدن بابالمندب نیست، اما فاصله گرفتن حوثیها از حاشیه درگیری و نزدیک شدن به خود آبراه، ریسک بازار را به شکل محسوسی بالا برده است.
به همین دلیل مهمترین عدد بازار امروز فقط قیمت ۱۰۹.۹۷ دلاری برنت نیست. مسئله اصلی این است که معاملهگران دیگر تنها درباره «یک مسیر آسیبپذیر» صحبت نمیکنند؛ برای نخستین بار در این مرحله از جنگ، هرمز و بابالمندب همزمان در مرکز محاسبات انرژی جهان قرار گرفتهاند.
اگر این وضعیت طولانی شود، پیامد بعدی فقط بنزین گرانتر نخواهد بود؛ تورم بالاتر، نرخ بهره بیشتر، فشار بر بازارهای سهام و کندتر شدن رشد اقتصاد جهانی میتواند موج دوم این بحران باشد.