بورس دوباره داغ شد؛ آیا ریزش تاریخی سال ۹۹ تکرار میشود؟ هشدار مهم برای تازهواردها
بورس تهران طی هفتههای اخیر چهرهای کاملاً متفاوت از ماههای کمرمق گذشته نشان داده است. شاخص کل که مدتها زیر فشار ریسکهای سیاسی، نرخ سود بالا و خروج سرمایه قرار داشت، در شهریور ۱۴۰۵ با موج سنگین تقاضا روبهرو شد و سرانجام مرز هفت میلیون واحد را نیز پشت سر گذاشت.
آمار پایان هفته نشان میدهد شاخص کل از حدود ۶ میلیون و ۵۰۴ هزار واحد به ۷ میلیون و ۱۲۲ هزار واحد رسیده؛ یعنی حدود ۶۱۸ هزار واحد یا نزدیک به ۹.۵ درصد افزایش تنها در چهار روز معاملاتی. برخی گزارشها همچنین از ورود حدود ۱۶ هزار میلیارد تومان پول به بخش سهام در این هفته حکایت دارند.
همین سرعت رشد دوباره یک سؤال قدیمی را زنده کرده است: آیا بورس در حال ورود به مسیری شبیه سال ۱۳۹۹ است؟
چرا بورس ناگهان اینقدر رشد کرد؟
پیام الیاسکردی معتقد است بخش مهمی از رشد امروز بازار را باید در ارزندگیای جستوجو کرد که قبل از تشدید تنشهای نظامی نیز وجود داشت.
از این زاویه، جنگ و افزایش ریسک سیاسی روندی را که میتوانست زودتر شکل بگیرد به تأخیر انداخت و پس از بازگشایی و تغییر انتظارات، بخش بزرگی از این عقبماندگی در قیمت سهام جبران شد.
دادههای بازار نیز تا حدی این تحلیل را تقویت میکنند. ارزش دلاری بازار سرمایه با وجود رکوردشکنی شاخص هنوز بسیار پایینتر از برخی قلههای تاریخی است. در ۱۰ شهریور ارزش دلاری بازار حدود ۱۰۳ میلیارد دلار برآورد میشد و حتی پس از عبور شاخص از هفت میلیون واحد، گزارشها ارزش دلاری را حوالی ۱۰۰ میلیارد دلار عنوان کردند.
این یعنی رکورد اسمی شاخص الزاماً به معنای گرانترین وضعیت تاریخی بورس نیست؛ زیرا طی سالهای گذشته نرخ ارز، تورم و ارزش اسمی دارایی شرکتها نیز چند برابر شده است.
در واقع ممکن است شاخص عددی بسیار بالاتر از سالهای قبل ثبت کند، اما ارزش شرکتها وقتی با دلار سنجیده میشود همچنان فاصله زیادی با سقفهای تاریخی داشته باشد.
بورس ۱۴۰۵ شبیه بورس سال ۱۳۹۹ است؟
نگرانی از تکرار سال ۱۳۹۹ قابل درک است. بسیاری از سهامداران هنوز خاطره ورود گسترده مردم به بورس، رشد شدید قیمتها و سپس ریزش طولانی بازار را فراموش نکردهاند.
اما مقایسه مستقیم این دو دوره میتواند گمراهکننده باشد.
یکی از تفاوتهای اساسی، نرخ سود است. در بهار ۱۳۹۹ نرخ سود سپردههای کوتاهمدت بانکی حتی به ۸ درصد کاهش یافت و نرخ مصوب سپرده یکساله حدود ۱۵ درصد بود. چنین شرایطی جذابیت نگهداری پول در بانک را کاهش داده و سرمایهگذاران را به سمت بازارهایی مانند سهام سوق میداد.
امروز شرایط کاملاً متفاوت است. آخرین آمار بانک مرکزی نشان میدهد نرخ بازار بینبانکی به ۲۴ درصد رسیده و عملاً در سقف دالان تعیینشده بانک مرکزی قرار گرفته است.
در گفتوگوی الیاسکردی رقم حدود ۴۲ درصد نیز برای «نرخ بهره» مطرح شده است؛ اما باید توجه داشت این عدد را نباید با نرخ رسمی بازار بینبانکی یکی دانست. بازده مؤثر برخی ابزارهای درآمد ثابت یا هزینه تأمین مالی در بازار میتواند به سطوح بالاتری برسد، اما نرخ بینبانکی رسمی فعلاً ۲۴ درصد است.
همین تفاوت به تنهایی نشان میدهد محیط پولی سال ۱۴۰۵ با سال ۱۳۹۹ قابل قیاس مستقیم نیست.
هنوز مردم از طلا و دلار به بورس هجوم نیاوردهاند؟
الیاسکردی معتقد است برخلاف سال ۱۳۹۹ هنوز موج گسترده ورود سرمایهگذاران بیرون از بازار به بورس مشاهده نشده و بخش بزرگی از معاملات توسط فعالان قبلی بازار انجام میشود.
آمارهای اخیر البته ورود قابل توجه پول حقیقی را تأیید میکنند. برای نمونه در ۱۶ شهریور بیش از ۷.۵ هزار میلیارد تومان پول حقیقی وارد سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی شد.
اما این ارقام هنوز لزوماً به معنی مهاجرت فراگیر پسانداز خانوار از طلا، ارز و سپرده بانکی به بورس نیست.
نشانه مهم دیگر را میتوان در خود بازار طلا دید. قیمت طلای ۱۸ عیار در ۲۰ شهریور حدود ۲۴ میلیون و ۱۸۰ هزار تومان برای هر گرم است و در یک ماه نزدیک به ۲۶ درصد افزایش داشته است.
وقتی طلا نیز همزمان رکورد میزند، نمیتوان گفت سرمایه به شکل یکطرفه از این بازار خارج و وارد بورس شده است. تصویر واقعیتر این است که انتظارات تورمی در چند بازار دارایی بهطور همزمان فعال شدهاند.
شاخص بورس به ۱۰ میلیون واحد میرسد؟
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای صحبت الیاسکردی، اشاره به شاخص ۱۰ میلیون واحدی است.
او معتقد است اگر شاخص از ۱۰ میلیون واحد عبور کند، احتمال دارد سرمایهگذارانی که اکنون در طلا، ارز یا سایر بازارها حضور دارند احساس جاماندگی کرده و برای ورود به بورس تحریک شوند.
اما این تحلیلگر انتظار ندارد بورس بدون توقف از هفت میلیون مستقیماً به ۱۰ میلیون واحد برسد.
این نگاه با رفتار طبیعی بازار نیز سازگار است. هیچ روند صعودی قدرتمندی الزاماً به شکل خط مستقیم ادامه پیدا نمیکند. پس از رشد حدود ۹.۵ درصدی در تنها یک هفته، افزایش عرضه، شناسایی سود و اصلاح بخشی از قیمتها پدیدهای غیرطبیعی نخواهد بود.
بنابراین حتی در سناریوی ادامهدار بودن روند صعودی، دورههای استراحت بازار میتواند بخشی از همان روند باشد.
خطر اصلی تازهواردهای بورس چیست؟
شاید مهمترین هشدار این گفتوگو نه درباره سطح شاخص، بلکه درباره رفتار سرمایهگذار باشد.
وقتی یک بازار چند روز متوالی رشد سنگین دارد، معمولاً افرادی وارد میشوند که نه به دلیل تحلیل یک شرکت، بلکه صرفاً به دلیل ترس از جاماندن خرید میکنند.
همین اتفاق میتواند در طلا نیز رخ دهد. با عبور طلای ۱۸ عیار از مرز ۲۴ میلیون تومان، سرمایهگذاری که صرفاً نمودار چند روز گذشته را میبیند ممکن است تصور کند تنها راه حفظ ارزش پول، خرید فوری طلاست. چند روز بعد اگر بورس رکورد جدیدی بزند، همان فرد ممکن است طلا را بفروشد و سهام بخرد.
این رفتار همان چیزی است که الیاسکردی نسبت به آن هشدار میدهد.
بازارهای مالی معمولاً بیشترین آسیب را به افرادی میزنند که بعد از مشاهده رشد وارد میشوند و پس از اولین افت میترسند و خارج میشوند.
چرا تنوعبخشی از پیشبینی مهمتر شده است؟
نکته قابل توجه دیگر صحبتهای الیاسکردی، اعتراف به محدودیت تحلیل در شرایط پرریسک کنونی است.
ریسک ژئوپولیتیک امروز متغیری نیست که معاملهگر بتواند با یک مدل مالی دقیق زمان وقوع آن را پیشبینی کند. یک خبر امنیتی یا سیاسی میتواند در چند ساعت مسیر دلار، طلا و بورس را تغییر دهد.
در چنین فضایی، مدیریت ریسک اهمیت بیشتری از تلاش برای پیشبینی تمام رویدادها پیدا میکند.
منطق تنوعبخشی نیز دقیقاً همین است؛ سرمایهگذار همه دارایی خود را روی یک سهم، یک صنعت یا حتی یک بازار قرار نمیدهد تا وقوع یک سناریوی غیرمنتظره تمام سرمایه او را تحت تأثیر قرار ندهد.
این رویکرد بهویژه برای افرادی که پس از رشد اخیر قصد ورود به بورس را دارند اهمیت بیشتری دارد.
کدام صنایع بورس جذابترند؟
الیاسکردی در میان صنایع بازار به گروههایی اشاره میکند که وابستگی کمتری به مداخله مستقیم دولت دارند و از سیمان، غذا و دارو به عنوان گروههایی با ظرفیت مناسب نام میبرد.
البته عملکرد روزهای اخیر نیز نشان میدهد رشد بورس محدود به یک گروه خاص نبوده است. در معاملات اخیر فلزات اساسی، محصولات شیمیایی، غذایی، سیمانی و تعدادی از صنایع کوچکتر همزمان مورد توجه قرار گرفتهاند.
اما انتخاب صنعت با خرید بدون بررسی تمام نمادهای آن صنعت تفاوت دارد. حتی در یک صنعت جذاب، وضعیت بدهی، سودآوری، حاشیه سود، قیمت مواد اولیه و سیاست قیمتگذاری شرکتها میتواند کاملاً متفاوت باشد.
بورس در آستانه ریزش است یا هنوز جا برای رشد دارد؟
دادههای فعلی پاسخ صفر و یکی به این سؤال نمیدهند.
از یک طرف، رشد سریع شاخص و رسیدن آن به ۷.۱۲ میلیون واحد احتمال اصلاح کوتاهمدت و شناسایی سود را افزایش داده است. از طرف دیگر، ارزش دلاری حدود ۱۰۰ میلیارد دلاری بازار همچنان نشان میدهد بورس از منظر دلاری در محدودههای تاریخی بسیار بالا قرار ندارد. نرخ ارز، تورم و افزایش ارزش جایگزینی شرکتها نیز هنوز میتوانند از قیمت سهام حمایت کنند.
در مقابل، نرخ سود بالا، ریسکهای سیاسی و نظامی و رشد همزمان بازارهایی مانند طلا مهمترین موانع ادامه یک صعود بدون وقفهاند.
به همین دلیل شاید مهمترین نتیجه از صحبتهای پیام الیاسکردی همین باشد: خطر اصلی لزوماً خود بورس نیست؛ تصمیم هیجانی سرمایهگذار است.
بازار ۱۴۰۵ از جهات مهمی با سال ۱۳۹۹ تفاوت دارد، اما این تفاوت به معنی تضمین ادامه صعود نیست. شاخص میتواند رشد کند، اصلاح کند و دوباره مسیر خود را پیدا کند.
برای سرمایهگذار تازهوارد، مهمتر از اینکه شاخص فردا ۷.۲ میلیون میشود یا چند هفته بعد به ۸ میلیون میرسد، این است که با چه میزان ریسک، چه ترکیبی از داراییها و با چه افق زمانی وارد بازار میشود.
بورس اکنون در یکی از داغترین مقاطع خود قرار دارد؛ درست همان زمانی که تصمیمگیری بدون هیجان بیش از همیشه اهمیت دارد.