افشاگری بزرگ از اشتباه بایرن؛ هالند را با ۲.۸ میلیون یورو نخواستند، چند سال بعد ۲۵۰ میلیون کنار گذاشتند!
گرلاند از آن دسته مربیانی است که بایرن مونیخ بیش از تاکتیک و نتیجه، او را با استعدادیابی میشناسد. باشگاه بایرن در معرفی رسمی این مربی باسابقه نوشته است که او در دورههای مختلف نقشی جدی در رشد بازیکنانی چون فیلیپ لام، باستین شوایناشتایگر، توماس مولر، متس هوملس، داوید آلابا و جمال موسیالا داشته است. گرلاند نخستین بار سال ۱۹۹۰ به بایرن رفت و پس از چند تجربه خارج از مونیخ، در سال ۲۰۰۱ بازگشت و تا ۲۰۲۱ در نقشهای مختلف فعالیت کرد.
حالا او درباره بازیکنی صحبت کرده که میتوانست یکی دیگر از همان کشفهای تاریخی باشد.
گرلاند پیشتر در گفتوگو با «کیکر» نیز فاش کرده بود هالند را زمانی که برای مولده بازی میکرد به بایرن پیشنهاد داده است. طبق روایت او، هالند برای مذاکره راهی مونیخ شد، انتقالش تنها حدود ۲.۸ میلیون یورو هزینه داشت و درخواست دستمزدش ماهانه بین ۱۰ تا ۱۵ هزار یورو بود.
برای باشگاهی در ابعاد بایرن حتی در آن مقطع، چنین ارقامی هزینهای سنگین محسوب نمیشد.
اما انتقال انجام نشد.
«مولر و لواندوفسکی را داریم؛ هالند کجا بازی کند؟»
روایت تازه گرلاند تصویر روشنتری از فضای تصمیمگیری آن زمان ارائه میدهد.
او میگوید پس از تماشای هالند در ردههای ملی نروژ خیلی زود متوجه استعداد غیرمعمول او شد و به بایرن توصیه کرد برای جذبش اقدام کند. مهاجم نروژی در آن دوران هنوز بازیکنی تثبیتشده در فوتبال اروپا نبود و ریسک خریدش نیز قابل مقایسه با یک انتقال بزرگ چند ده میلیون یورویی نبود.
با این حال بخشی از نگاه داخل باشگاه ظاهراً این بود که بایرن در خط حمله روبرت لواندوفسکی و توماس مولر را دارد و مشخص نیست مهاجم نوجوان نروژی چه جایگاهی در تیم پیدا کند.
این منطق در کوتاهمدت قابل فهم بود. لواندوفسکی یکی از بهترین شماره ۹های جهان بود و مولر نیز جایگاه خاص خود را در ساختار هجومی بایرن داشت.
اما از منظر بلندمدت، اتفاقی که بعداً افتاد اهمیت تصمیم را چند برابر کرد: هالند از مولده راهی سالزبورگ شد، در اتریش منفجر شد، سپس به دورتموند رفت و یکی از بزرگترین مهاجمان نسل جدید فوتبال اروپا شد.
بایرن چند سال بعد حاضر شد ۲۵۰ میلیون یورو خرج کند
قسمت تلختر داستان برای بایرن اینجاست که باشگاه چند سال بعد دوباره برای خرید همان بازیکن وارد رقابت شد؛ این بار دیگر خبری از رقم ۲.۸ میلیون یورویی نبود.
کیکر در سال ۲۰۲۳ گزارش داد بایرن در مذاکرات سال ۲۰۲۲ آماده بوده برای هالند حدود ۳۵ میلیون یورو حقوق سالانه در نظر بگیرد. با احتساب بند فسخ ۷۵ میلیون یورویی و قرارداد پنجساله، ارزش کل بسته پیشنهادی مونیخیها میتوانست به حدود ۲۵۰ میلیون یورو برسد.
با وجود این پیشنهاد عظیم، منچسترسیتی رقابت را برد و هالند راهی انگلیس شد. گزارشهای همان زمان نیز تأیید میکردند سیتی بند فسخ قرارداد مهاجم نروژی را فعال کرده است.
یعنی بازیکنی که زمانی با کمتر از سه میلیون یورو در دسترس بود، چند سال بعد بایرن را به جایی رساند که حاضر شد برای مجموع انتقال و قراردادش نزدیک یکچهارم میلیارد یورو هزینه کند؛ و باز هم موفق به جذب او نشد.
چرا پرونده هالند برای بایرن اهمیت تاریخی دارد؟
در فوتبال نمیتوان هر استعداد از دسترفتهای را یک «اشتباه بزرگ» نامید. صدها نوجوان مستعد در ۱۶ یا ۱۷ سالگی مورد توجه باشگاههای بزرگ قرار میگیرند و تعداد کمی از آنها واقعاً به سطح فوقستاره میرسند.
اما پرونده هالند کمی متفاوت است.
اول اینکه فردی مانند گرلاند، با سابقهای اثباتشده در تشخیص استعداد، شخصاً روی این انتقال تأکید کرده بود. دوم اینکه قیمت اولیه بسیار پایین بود و ریسک مالی معامله نیز محدود محسوب میشد. سوم اینکه خود بازیکن طبق روایت گرلاند برای مذاکره به مونیخ آمده بود.
بنابراین مسئله این نبود که بایرن اصلاً هالند را ندیده باشد؛ او را دید، بررسی کرد و در نهایت نخرید.
همین تفاوت باعث شده این پرونده با گذشت سالها همچنان مطرح شود.
گرلاند این بار روی لنارت کارل دست گذاشته است
بخش دیگر صحبتهای گرلاند درباره لنارت کارل نیز از همین منظر جالب است.
او میگوید این بازیکن را در دوران نوجوانی حدود ۱۰ بار از نزدیک دیده و هر ۱۰ مرتبه کارل بهترین بازیکن زمین بوده است. از نگاه گرلاند، یک نمایش درخشان برای قضاوت کافی نیست، اما وقتی یک نوجوان بارها و بارها در میان همسنوسالانش تفاوت ایجاد میکند، دیگر باید استعداد او را جدی گرفت. گزارش تازه «آبندزایتونگ» نیز همین ارزیابی گرلاند را بازتاب داده است.
این بار بایرن برخلاف پرونده هالند، استعداد را از دست نداد.
کارل در تابستان ۲۰۲۲ از ویکتوریا آشافنبورگ به آکادمی بایرن پیوست و پس از طی مسیر تیمهای پایه، در ژوئن ۲۰۲۵ اولین بازی حرفهای خود را برای تیم اصلی در جام جهانی باشگاهها انجام داد. او از فصل ۲۶-۲۰۲۵ نیز به صورت دائمی عضو تیم بزرگسالان شد. قرارداد فعلیاش تا سال ۲۰۲۹ اعتبار دارد.
از هالندِ ازدسترفته تا کارلِ حفظشده
مقایسه این دو پرونده شاید یکی از مهمترین پیامهای صحبت گرلاند باشد.
در مورد هالند، بایرن احتمالاً بیش از حد به نیاز آن لحظه تیم نگاه کرد. سؤال این بود که «با وجود لواندوفسکی و مولر، این نوجوان کجا بازی خواهد کرد؟»
اما استعدادیابی بلندمدت سؤال دیگری دارد: «این بازیکن سه یا پنج سال دیگر چه خواهد شد؟»
باشگاههای بزرگ برای جلوگیری از تکرار چنین اشتباههایی گاهی بازیکن جوانی را میخرند حتی اگر در همان لحظه جای ثابتی برایش وجود نداشته باشد؛ سپس او را در آکادمی، تیم دوم یا به صورت قرضی توسعه میدهند.
کارل نمونهای از مسیری است که بایرن حالا امیدوار است نتیجه متفاوتی داشته باشد.
گرلاند به کمپانی هم نمره عالی داد
پیشکسوت باسابقه بایرن در بخش دیگری از صحبتهایش از ونسان کمپانی نیز تمجید کرده است.
گرلاند پیشتر هم کمپانی را مربیای سطح بالا توصیف کرده و گفته بود برخورد شخصی سرمربی بلژیکی با او بسیار مثبت بوده است؛ از جمله اینکه کمپانی به او اجازه داده هر زمان برای امور خیریه و گرفتن امضا روی پیراهنها به تمرین مراجعه کند.
نتایج دو فصل نخست کمپانی نیز اعتبار این تعریف را بیشتر کرده است.
طبق دادههای رسمی فدراسیون فوتبال آلمان، کمپانی در دو فصل اول خود با بایرن دو قهرمانی بوندسلیگا، یک جام حذفی و دو سوپرجام کسب کرده است؛ یعنی پنج جام.
بایرن در فصل ۲۶-۲۰۲۵ علاوه بر قهرمانی بوندسلیگا، با شکست ۳ بر صفر اشتوتگارت در فینال جام حذفی، نخستین دبل داخلی خود از سال ۲۰۲۰ را نیز به دست آورد.
کمپانی همچنین چهارمین مربی تاریخ بوندسلیگا شد که در هر دو فصل ابتدایی حضورش قهرمان لیگ شده است.
یک درس گران برای بایرن؛ استعداد را نمیتوان فقط با ترکیب امروز سنجید
داستانی که گرلاند تعریف میکند بیش از آنکه صرفاً یک خاطره فوتبالی باشد، درباره ماهیت تصمیمگیری در باشگاههای بزرگ است.
بایرن در زمان نخستین فرصت جذب هالند مهاجمی داشت که تقریباً هر فصل آقای گل میشد و یکی از بهترین خطوط حمله اروپا را در اختیار داشت. شاید در همان لحظه خرید یک نوجوان نروژی چندان ضروری به نظر نمیرسید.
اما فوتبال آینده را با نیاز امروز نمیتوان ساخت.
هالند از بازیکنی با قیمت حدود ۲.۸ میلیون یورو به مهاجمی تبدیل شد که چند سال بعد بایرن حاضر بود برای جذبش بستهای در حدود ۲۵۰ میلیون یورو در نظر بگیرد.
همین تفاوت شاید بهترین خلاصه پرونده باشد: گرلاند استعداد را خیلی زود دیده بود، اما بایرن آن زمان برای چیزی که هنوز به یک فوقستاره تبدیل نشده بود جا باز نکرد. وقتی باشگاه دوباره سراغ هالند رفت، دیگر هم قیمت تغییر کرده بود و هم قدرت انتخاب بازیکن.
حالا لنارت کارل آزمون تازه همان فلسفه است؛ بازیکنی که گرلاند میگوید ۱۰ بار دید و ۱۰ بار بهترین بود. این بار بایرن امیدوار است چند سال بعد مجبور نباشد درباره یک فرصت از دسترفته دیگر توضیح بدهد.