نقرهای که بوی خطر میدهد؛ والیبال ایران در آستانه دومین غیبت متوالی از المپیک؟ / جوانگرایی یا پوشاندن یک هشدار بزرگ
ژاپن در فینال قهرمانی مردان آسیا ایران را با نتایج ۲۵ بر ۲۱، ۲۶ بر ۲۴ و ۲۵ بر ۲۳ شکست داد، یازدهمین قهرمانی قارهای خود را جشن گرفت و نخستین سهمیه مردان المپیک لسآنجلس بعد از آمریکا، میزبان مسابقات، را به دست آورد. ایران نیز با رسیدن به فینال سهمیه جام جهانی ۲۰۲۷ لهستان را قطعی کرده است.
همین دو واقعیت باید مبنای ارزیابی عملکرد تیم ملی باشند: ایران هنوز شانس المپیک دارد، اما بهترین فرصت مستقیم خود را از دست داده است.
ایران چگونه هنوز میتواند به المپیک ۲۰۲۸ برسد؟
برخلاف برخی برداشتها، شکست در فینال آسیا به معنای حذف ایران از المپیک نیست.
سیستم رسمی انتخابی لسآنجلس سه مسیر دارد. پنج قهرمان قارهای سهمیه مستقیم میگیرند؛ ایران این فرصت را به ژاپن واگذار کرد. مسیر دوم جام جهانی ۲۰۲۷ است که سه تیم برترِ هنوز صعودنکرده در ردهبندی نهایی آن سهمیه المپیک خواهند گرفت. در نهایت سه سهمیه باقیمانده نیز پس از پایان مرحله مقدماتی لیگ ملتهای ۲۰۲۸ بر اساس ردهبندی جهانی FIVB به بالاترین تیمهای صعودنکرده داده میشود.
ایران به لطف نایبقهرمانی آسیا به جام جهانی ۲۰۲۷ رسیده و بنابراین یک شانس مهم دیگر دارد.
اما تفاوت روشن است: برای گرفتن سهمیه از جام جهانی باید در رقابتی با قدرتهای درجهیک جهان در جمع بهترین تیمهای صعودنکرده قرار گرفت. اگر آن فرصت نیز از دست برود، سرنوشت ایران به ردهبندی جهانی تا سال ۲۰۲۸ گره میخورد.
پس تعبیر «سادهترین مسیر از دست رفت» کاملاً دقیق است.
چرا رتبه جهانی ایران زنگ خطر است؟
ایران در آستانه شروع قهرمانی آسیا تیم نوزدهم ردهبندی جهانی معرفی شد؛ در حالی که ژاپن در رده ششم قرار داشت.
قرار گرفتن در حوالی رتبه ۱۹ برای تیمی که ممکن است در نهایت مجبور شود از مسیر رنکینگ جهانی به المپیک برسد، حاشیه امنیت ایجاد نمیکند.
رتبه جهانی فقط یک عدد تزئینی نیست. هر مسابقه رسمی تا زمان تعیین سهمیههای پایانی میتواند امتیاز ایران را بالا یا پایین ببرد و تیمی که امیدوار است در سال ۲۰۲۸ یکی از سه سهمیه آخر را از رنکینگ بگیرد، نمیتواند چند فصل را در محدوده میانه جدول جهانی سپری کند.
به همین دلیل ناکامی مقابل ژاپن فقط مربوط به ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ نیست؛ هزینه واقعی آن ممکن است تا دو سال آینده ادامه داشته باشد.
لیگ ملتهای ۲۰۲۶؛ اعداد واقعاً نگرانکنندهاند
برای نقد پروژه روبرتو پیاتزا نیازی به اغراق نیست؛ آمار رسمی به اندازه کافی گویاست.
ایران در مرحله مقدماتی لیگ ملتهای ۲۰۲۶ از ۱۲ مسابقه فقط سه برد به دست آورد و ۹ بار شکست خورد. حاصل کار ۱۱ امتیاز و رتبه چهاردهم مرحله مقدماتی بود. تیم ملی ۱۸ ست برد و ۳۰ ست واگذار کرد.
این سقوط زمانی واضحتر میشود که عملکرد سال قبل را کنار آن بگذاریم.
ایران در لیگ ملتهای ۲۰۲۵ شش برد و شش شکست داشت و در جدول مرحله مقدماتی هشتم شد؛ در ردهبندی نهایی مسابقات نیز جایگاه نهم را به دست آورد.
بنابراین منصفانه نیست تمام دوره پیاتزا را یک خط مستقیم از ناکامی بدانیم. سال ۲۰۲۵ نشانههایی از پیشرفت وجود داشت و ایران در همان سال در قهرمانی جهان نیز تا رتبه هشتم رسید.
اما دقیقاً به همین دلیل نتایج ۲۰۲۶ بیشتر سؤالبرانگیز است: تیمی که باید یک سال باتجربهتر و هماهنگتر میشد، در لیگ ملتها از شش برد به سه برد رسید و سپس مهمترین بازی قارهای خود را هم سه بر صفر واگذار کرد.
جوانگرایی؛ عدد میانگین سن کافی نیست
فدراسیون و کادر فنی بر جوان بودن تیم تأکید دارند و واقعیت هم این است که در فهرست ایران بازیکنان کمسن و آیندهداری دیده میشوند.
پوریا حسینخانزاده تنها ۲۲ سال دارد و در همین فینال ۱۳ امتیاز کسب کرد. علی حاجیپور نیز با ۱۸ امتیاز مشترکاً بهترین امتیازآور مسابقه بود و هر دو در تیم منتخب قهرمانی آسیا قرار گرفتند. سیدعیسی ناصری نیز سومین ایرانی تیم رویایی مسابقات بود.
اینها نشانههای واقعی و قابل دفاع جوانگرایی هستند.
اما مسئله این است که میانگین سن بهتنهایی نمیتواند معیار موفقیت پروژه باشد.
فهرست ۱۴ نفره ایران شامل بازیکنانی مانند مرتضی شریفی و محمدرضا حضرتپور نیز بود که سالها تجربه ملی دارند. شریفی در سال ۱۹۹۹ متولد شده و در ۲۷ سالگی یکی از بازیکنان باتجربه تیم محسوب میشود.
وجود چنین بازیکنانی البته هیچ ایرادی ندارد؛ اتفاقاً تیم ملی برای عبور از لحظات سخت به تجربه احتیاج دارد. مشکل زمانی شکل میگیرد که پس از هر نتیجه نامطلوب، تمام تیم با برچسب «جوان و در حال ساخت» توصیف شود.
جوانگرایی باید در زمین دیده شود: بازیکن جوان باید مسئولیت بگیرد، اشتباه کند، اصلاح شود و چند ماه بعد نسخه بهتری از خودش ارائه کند.
اگر همان ضعفها از یک تورنمنت به تورنمنت بعد منتقل شوند، پایین بودن میانگین سنی دیگر توضیح کافی نیست.
پنج سال بدون برد مقابل ژاپن؛ فاصلهای که واقعی شده است
آخرین پیروزی رسمی ایران مقابل ژاپن به فینال قهرمانی آسیا در سپتامبر ۲۰۲۱ برمیگردد؛ زمانی که ایران سه بر صفر حریف را شکست داد.
از آن زمان روند رویاروییها به سود ژاپن تغییر کرده است. ژاپن در لیگ ملتهای ۲۰۲۲، ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ ایران را شکست داد و در لیگ ملتهای ۲۰۲۶ نیز با نتیجه سه بر دو برنده شد. حالا پیروزی سه بر صفر در فینال آسیا نیز به این زنجیره اضافه شده است.
این دیگر یک شکست اتفاقی نیست؛ درباره شکل گرفتن یک فاصله فنی صحبت میکنیم.
ژاپن در لیگ ملتهای ۲۰۲۶ مرحله مقدماتی را با ۱۲ برد از ۱۲ مسابقه در صدر تمام کرد و نهایتاً چهارم شد، در حالی که ایران تنها سه پیروزی داشت.
بنابراین شکست فینال را نمیتوان فقط به چند توپ آخر نسبت داد.
بله، ست دوم ۲۶ بر ۲۴ و ست سوم ۲۵ بر ۲۳ تمام شد و ایران در بخشهایی نزدیک بود؛ اما «نزدیک بودن» وقتی پنج سال به برد تبدیل نمیشود، خودش بخشی از مسئله است.
ژاپن در لحظات حساس بهتر بود؛ همان نقطه ضعف قدیمی ایران
فینال فوکوئوکا نمونه روشنی از تفاوت دو تیم در مدیریت لحظات تعیینکننده بود.
ایران در ست دوم تا امتیازهای پایانی همراه ژاپن بود اما بازی را ۲۶ بر ۲۴ واگذار کرد. در ست سوم هم فاصله فقط دو امتیاز بود. ژاپن در هر دو ست پایانی، زمانی که یک توپ میتوانست مسیر مسابقه را عوض کند، تصمیمهای دقیقتری گرفت.
این همان جایی است که بحث «جنگندگی» دیگر کافی نیست.
تیمهای بزرگ فقط تا امتیاز ۲۰ خوب بازی نمیکنند؛ از امتیاز ۲۰ به بعد کیفیت تصمیمگیریشان افت نمیکند.
اگر ایران میخواهد دوباره در سطح جهانی مدعی باشد، مشکل دریافت، خطای سرویس یا نوسان حمله فقط بخشی از کار است. تیم باید یاد بگیرد بازیهای نزدیک را ببرد.
پیاتزا باید با نتیجه سنجیده شود، نه رزومه
پیاتزا مربی کماعتباری نیست و هیچ ارزیابی منطقی نیز نمیگوید یک مربی باید در چند ماه تمام مشکلات ساختاری والیبال ایران را حل کند.
اما پروژه ملی بدون نقطه ارزیابی هم معنا ندارد.
لیگ ملتهای ۲۰۲۵ یک قدم امیدوارکننده بود؛ قهرمانی جهان ۲۰۲۵ نیز با رتبه هشتم نشانه مثبتی محسوب میشد. اما لیگ ملتهای ۲۰۲۶ عقبگرد بزرگی بود و فینال آسیا فرصتی بود که تیم بتواند با یک نتیجه مهم، هزینه آن عقبگرد را جبران کند.
این اتفاق نیفتاد.
به همین دلیل قهرمانی آسیا باید برای پیاتزا و فدراسیون یک نقطه ارزیابی واقعی باشد، نه تورنمنتی که صرفاً با نمایش مدال نقره بسته شود.
خطر دومین غیبت متوالی دیگر خیالی نیست
والیبال ایران در المپیک پاریس ۲۰۲۴ حضور نداشت و آخرین حضورش به توکیو برمیگردد. فهرست رسمی تیمهای پاریس نیز طبیعتاً نامی از ایران ندارد.
حالا سهمیه مستقیم آسیا برای لسآنجلس هم از دست رفته است.
هنوز دو مسیر واقعی باقی مانده؛ جام جهانی ۲۰۲۷ و رنکینگ جهانی پس از مرحله مقدماتی لیگ ملتهای ۲۰۲۸. به همین دلیل صحبت از «حذف ایران» نادرست است، اما صحبت از خطر غیبت دوم متوالی کاملاً جدی است.
اتفاقاً نایبقهرمانی آسیا باید این هشدار را بلندتر کند، نه اینکه آن را بپوشاند.
ایران تیم بیاستعدادی ندارد. حاجیپور، خانزاده و چند بازیکن دیگر نشان دادهاند ظرفیت ساختن یک نسل قدرتمند وجود دارد. مسئله این است که استعداد باید در مسابقه بزرگ به نتیجه تبدیل شود.
نقره فوکوئوکا را میتوان محترم شمرد، اما نباید آن را با موفقیت کامل اشتباه گرفت. ژاپن جام، سهمیه المپیک و برتری پنجساله در تقابل مستقیم را با خود برد. سهم ایران سهمیه جام جهانی ۲۰۲۷ و یک فرصت دیگر برای جبران است. از اینجا به بعد دیگر عبارت «تیم در حال ساخت است» کافی نیست؛ پروژه پیاتزا باید نشان دهد این ساختوساز قرار است دقیقاً چه زمانی به بردن بازیهای بزرگ منجر شود.