افشاگری ساپینتو علیه تاجرنیا؛ سؤال بزرگ درباره جنپو: اگر دخالت بود، چرا آن زمان سکوت کردی؟
ساپینتو در گفتوگوی تازه خود دامنهای وسیع از اتهامات را مطرح کرده است.
او گفته اختلافش با تاجرنیا از همان ابتدای فصل و بر سر تلاش برای تحمیل بازیکن آغاز شده، مدعی شده مدیر باشگاه پیش از مسابقات درباره ترکیب و مسائل تاکتیکی پیام میفرستاده و همچنین گفته از هفته پنجم لیگ برتر تلاش برای برکناری او آغاز شده بود. ساپینتو حتی مدعی شده تاجرنیا با برخی بازیکنان از جمله رامین رضاییان، عارف آقاسی و روزبه چشمی در تماس بوده و فضای تیم را علیه کادرفنی تحت تأثیر قرار میداده است.
اینها ادعاهای کوچکی نیستند.
اگر مدیری واقعاً تلاش کرده باشد بازیکن به سرمربی تحمیل کند، در چینش تیم اثر بگذارد یا ادامه همکاری یک مربی را به پذیرش تصمیمهای نقلوانتقالاتی گره بزند، موضوع از اختلاف معمول مدیر و مربی عبور میکند و به مرز دخالت مستقیم در مسئولیت فنی میرسد.
به همین دلیل تاجرنیا و دیگر مدیران وقت استقلال نمیتوانند صرفاً با سکوت از کنار چنین ادعاهایی عبور کنند.
اما یک سؤال جدی از خود ساپینتو
در عین حال، همه بار پاسخگویی روی دوش مدیریت نیست.
ریکاردو ساپینتو در فوتبال ایران چهرهای شناختهشده از نظر رفتاری است؛ مربیای که در دورههای مختلف حضورش در استقلال برای تصمیمهای داوری، اتفاقات کنار زمین و حتی موضوعات مدیریتی واکنشهای سریع و بعضاً بسیار تندی داشته است.
همین سابقه باعث میشود ادعای سکوت طولانی او نیازمند توضیح باشد.
ساپینتو میگوید به خاطر استقلال و هواداران اعتراض علنی نکرد تا فضای تیم به هم نریزد. این توضیح ممکن است از دید خودش منطقی باشد، اما پرسش را کاملاً از بین نمیبرد. خود او اکنون ادعا میکند مسائل مورد بحث نه یک اختلاف جزئی، بلکه دخالت در ترکیب، ارتباط مستقیم با بازیکنان و تلاش برای تحمیل نفرات بوده است.
اگر چنین سطحی از دخالت وجود داشت، چرا حداقل در جلسات هیئتمدیره، مصاحبههای آن زمان یا حتی از طریق نماینده و وکیل سرمربی هیچ نشانه آشکاری از یک بحران بزرگ دیده نشد؟
پرونده موسی جنپو؛ نقطهای که روایتها به هم نمیخورند
مهمترین بخش ماجرا به موسی جنپو برمیگردد.
ساپینتو در روایت تازه میگوید کلارنس سیدورف ابتدا جنپو را معرفی کرد، اما بعداً از این پیشنهاد پشیمان شد و خود ساپینتو نیز با جذب بازیکن مخالفت کرد. با این حال، به ادعای او تاجرنیا همچنان برای انجام انتقال اصرار داشت و بعداً نیز مرتب سؤال میکرد چرا جنپو بازی نمیکند.
اما آرشیو اخبار زمان انتقال تصویر دیگری ارائه میدهد.
در ۲۸ مرداد ۱۴۰۴، علی تاجرنیا به صراحت اعلام کرد موسی جنپو «درخواست مشترک سیدورف و ساپینتو» بوده و مذاکرات با این بازیکن نهایی شده است. دو روز بعد، در ۳۰ مرداد، باشگاه استقلال رسماً پیوستن جنپو را اعلام کرد.
این فاصله زمانی تنها دو روز است.
در نتیجه اگر روایت فعلی ساپینتو درست باشد، باید اتفاق بسیار مهمی در فاصله معرفی بازیکن تا امضای قرارداد رخ داده باشد که نظر هر دو چهره فنی را عوض کرده، اما باشگاه با وجود آن تغییر نظر انتقال را نهایی کرده است.
این دقیقاً همان بخش از پرونده است که با مصاحبه و ادعا حل نمیشود؛ اسناد، پیامها و مکاتبات آن روزها میتواند تعیین کند چه کسی حقیقت را میگوید.
سیدورف آن زمان چه میگفت؟
کلارنس سیدورف پیش از شروع فصل در توضیح شرح وظایف خود گفته بود نقش او «مشاوره فنی» است، گزینههایی را پیشنهاد میکند اما تصمیم نهایی با باشگاه خواهد بود. او همچنین تأکید کرده بود باشگاه پیش از ورودش مذاکره با ساپینتو را آغاز کرده بود.
باشگاه نیز در همان دوره اعلام کرده بود ساپینتو و سیدورف تعامل خوبی دارند و گزینههای نقلوانتقالاتی میان آنها هماهنگ میشود.
پس از نظر ساختاری، امکان اینکه سیدورف بازیکنی را پیشنهاد دهد اما تصمیم نهایی توسط مدیریت گرفته شود وجود داشته است.
اما آنچه هنوز پاسخ ندارد این است که آیا جنپو در لحظه نهایی امضا همچنان مورد تأیید ساپینتو و سیدورف بود یا خیر؟
جنپو؛ خریدی که از نظر فنی تقریباً هیچ خروجی نداشت
صرفنظر از اینکه مسئول اصلی جذب چه کسی بود، نتیجه انتقال موسی جنپو برای استقلال ناامیدکننده بود.
تسنیم پس از فسخ قرارداد این بازیکن گزارش داد جنپو در ۹ مسابقه لیگ برتر و چهار دیدار آسیایی مجموعاً فقط ۲۴۲ دقیقه برای استقلال بازی کرد و نه گل زد و نه پاس گل داد. همان گزارش مبلغ قرارداد فصل نخست او را یک میلیون و ۱۰۰ هزار دلار عنوان کرد. او در نهایت به دلیل پرداخت نشدن مطالباتش قرارداد را یکطرفه فسخ کرد و خطر تشکیل پرونده حقوقی دیگری برای استقلال مطرح شد.
بنابراین بحث جنپو دیگر صرفاً دعوای شخصی ساپینتو و تاجرنیا نیست.
باشگاه برای بازیکنی هزینه قابل توجهی متحمل شد که خروجی فنیاش تقریباً صفر بود. این یعنی حتی اگر فرض کنیم تمام مراحل جذب با تأیید کادرفنی انجام شده، باز هم مدیریت وظیفه داشت درباره ارزیابی فنی، پزشکی و اقتصادی چنین قراردادی پاسخگو باشد.
تاجرنیا هم بعداً علیه ساپینتو موضع گرفت
اختلاف البته یکطرفه نبوده است.
علی تاجرنیا پس از پایان همکاری با ساپینتو در مصاحبهای بسیار صریح گفته بود از همان برخورد اولیه با این مربی رضایت نداشته و مدعی شده دیگران اجازه ندادند او را زودتر کنار بگذارد. حتی عنوان مصاحبه منتشرشده این بود که «نگذاشتند ساپینتو را زودتر اخراج کنم».
این اظهارات تا حدی ادعای ساپینتو درباره وجود اختلاف عمیق میان دو طرف را تقویت میکند؛ هرچند زمان دقیق تصمیم برای برکناری و جزئیات پشت پرده همچنان مورد اختلاف است.
جالبتر اینکه تاجرنیا در مقاطعی پیش از آن، علناً از ساپینتو دفاع کرده و بازگشت او به ایران در شرایط دشوار را نشانه تعهد دانسته بود.
یعنی رابطه دو طرف از حمایت علنی به یک جنگ تمامعیار رسانهای رسیده است.
آیا استقلال از ابتدا در انتخاب ساپینتو اشتباه کرد؟
اینجا باید میان «نتیجه نامطلوب» و «اثبات اشتباه از همان روز اول» تفاوت گذاشت.
ساپینتو مربیای با سابقه حضور در چند لیگ و تجربه قبلی هدایت استقلال بود و بازگشت او در مقطع عقد قرارداد از حمایت بخشی از هواداران برخوردار بود. بنابراین توصیف او به عنوان یک مربی «درجه چندم» یک داوری ارزشی است، نه واقعیت قابل اندازهگیری.
اما مدیران استقلال حالا باید درباره فرآیند انتخاب و نحوه مدیریت رابطه با او پاسخ بدهند.
اگر تاجرنیا از همان هفتههای ابتدایی معتقد بوده ساپینتو گزینه مناسبی نیست، چرا همکاری برای ماهها ادامه پیدا کرده؟ اگر اختلاف تا حد دخالت در ترکیب و جذب بازیکن پیش رفته بود، چرا سازوکار روشنی برای تفکیک اختیار مدیر و مربی وجود نداشت؟
و اگر ساپینتو واقعاً احساس میکرد اختیارات فنیاش نقض شده، چرا تا پس از جدایی بخش عمده این ادعاها را علنی نکرد؟
دعوایی که بازنده اصلی آن استقلال است
پرونده امروز بیش از آنکه نیازمند یک برنده رسانهای باشد، نیازمند پاسخ مستند است.
ساپینتو ادعاهایی مطرح کرده که در صورت صحت، اعتبار مدیریت وقت استقلال را بهشدت زیر سؤال میبرد. از سوی دیگر، اسناد و مصاحبههای زمان جذب جنپو دستکم با بخشی از روایت جدید او همخوانی کامل ندارند.
مهمترین نمونه همان ۲۸ مرداد است؛ روزی که تاجرنیا جنپو را درخواست مشترک سیدورف و ساپینتو معرفی کرد و تنها دو روز بعد قرارداد بازیکن رسمی شد.