فوتبال ایران چرا از فرهنگ عقب مانده است؟ انتقاد تند از مدیران، مربیان و ستارهها
موضوع فرهنگ در فوتبال ایران سالهاست بعد از هر درگیری، شعار توهینآمیز، رفتار جنجالی کنار زمین یا حاشیه رسانهای دوباره مطرح میشود، اما کمتر پیش آمده است که بحث از مجازات یک فرد فراتر برود و ساختار تولید این رفتارها مورد توجه قرار گیرد.
در نشست این هفته کارگروه ورزش حزب موتلفه اسلامی نیز همین نگاه پررنگ بود. محمدرضا تهرانی، رئیس این کارگروه، با اشاره به نقش اجتماعی فوتبال معتقد است این ورزش میتواند فرصت اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی ایجاد کند، اما ضعف مدیریت فرهنگی گاهی همین ظرفیت را به تهدید تبدیل میکند. متن کامل نشست و اظهارات حاضران روز ۲۴ شهریور منتشر شده است.
انتقاد تند به مدیریت ورزش؛ «اول باید روی مسئولان کار فرهنگی کرد»
یکی از صریحترین بخشهای این نشست متوجه مدیران ورزش بود.
تهرانی با اشاره به جایگاه فرهنگی وزارت ورزش و سایر نهادهای کشور گفت در عمل، اقتصاد و نتیجه بیش از فرهنگ مورد توجه قرار گرفته است. از نگاه او، وقتی باشگاه، مربی و بازیکن عمدتاً با معیار درآمد، نتیجه و قرارداد ارزیابی میشوند، موضوعات فرهنگی به حاشیه میروند.
این انتقاد فقط متوجه فوتبالیستها نبود. اعضای جلسه معتقد بودند اگر مدیر باشگاه یا فدراسیون خود آموزش مشخصی درباره مسئولیت اجتماعی، ارتباط با هوادار و مدیریت رفتار عمومی ندیده باشد، نمیتوان انتظار داشت بازیکن و مربی بهتنهایی نقش فرهنگی ایفا کنند.
این زاویه، بحث ناهنجاریها را از «رفتار بد یک فرد» به سمت مسئله ساختاری میبرد.
چرا وجود کمیته فرهنگی بهتنهایی کافی نیست؟
علیرضا فرهنگی، رئیس دانشکده علوم ورزشی و تندرستی دانشگاه شهید بهشتی و رئیس انجمن فوتبال وزارت علوم، در این نشست از تعدد نهادهای فرهنگی و موازیکاری انتقاد کرد.
او معتقد است صرف اینکه یک فدراسیون یا باشگاه کمیته فرهنگی داشته باشد، الزاماً به معنای انجام کار فرهنگی نیست؛ زیرا فرهنگ زمانی اثر میگذارد که وارد نظام آموزش، قراردادها، ارزیابی مدیران و رفتار روزانه باشگاه شود.
این نقد از یک واقعیت ساده ناشی میشود: بخش قابل توجهی از پیامهای فرهنگی در ورزش ایران مناسبتی هستند، در حالی که رفتار بازیکن، مربی و مدیر هر هفته مقابل میلیونها مخاطب دیده میشود.
در نتیجه، یک شعار یا برنامه مناسبتی نمیتواند اثر رفتار پرخاشگرانه یک چهره سرشناس را بهسادگی خنثی کند.
پرونده خداداد عزیزی؛ نمونهای تازه از بحران رفتاری فوتبال
اشاره فرهنگی به خداداد عزیزی نیز در شرایطی مطرح شده که پرونده اخیر مدیر تیم تراکتور هنوز تازه است.
کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال روز ۱۶ شهریور خداداد عزیزی را به دلیل «استفاده از الفاظ موهن و رفتار غیرورزشی» و با توجه به سوابق انضباطی، چهار ماه از حضور در ورزشگاههای فوتبال محروم و دو میلیارد تومان جریمه کرد. امید عالیشاه نیز در همان پرونده به چهار جلسه محرومیت و ۵۰۰ میلیون تومان جریمه محکوم شد.
باشگاه تراکتور به حکم اعتراض کرده و معتقد است تناسب مجازات رعایت نشده و رفتار طرف مقابل نیز در شکلگیری درگیری نقش داشته است؛ بنابراین پرونده از منظر حقوقی همچنان مورد مناقشه قرار دارد.
اما فارغ از نتیجه استیناف، همین اتفاق نشان میدهد مسئله رفتار چهرههای شناختهشده فوتبال همچنان زنده است.
وقتی فردی با سابقه ملی و سرمایه اجتماعی بالا وارد درگیری لفظی میشود، اثر ماجرا تنها به دو طرف دعوا محدود نمیماند؛ میلیونها مخاطب آن رفتار را مشاهده و درباره آن قضاوت میکنند.
فرهنگ فوتبال از بالا به پایین منتقل میشود؟
یکی از نکات محوری نشست این بود که نمیتوان تمام مسئولیت رفتار تماشاگر را به خود تماشاگر واگذار کرد.
اگر مدیر در مصاحبههایش دائماً تنش ایجاد کند، مربی به داور یا حریف حمله کند و بازیکن رفتار خشن یا توهینآمیز داشته باشد، انتظار اینکه سکوها کاملاً آرام و مسئولانه رفتار کنند چندان واقعبینانه نیست.
فرهنگی در این باره استدلال کرد که تماشاگر از رفتار مدیر، مربی و ورزشکار تأثیر میگیرد؛ بنابراین اصلاح سکو بدون اصلاح الگوهای جلوی دوربین دشوار است.
این همان نقطهای است که اهمیت «سرمایه اجتماعی ورزشکار» مطرح میشود. یک ستاره فوتبال فقط بازیکن نیست؛ او برای نوجوانی که هر هفته بازیاش را میبیند، یک الگوی رفتاری نیز محسوب میشود.
ژاپن چرا به مثال ثابت فرهنگ ورزشی تبدیل شده است؟
در جلسه کارگروه ورزش، رفتار هواداران ژاپنی در جام جهانی به عنوان نمونهای از فرهنگ ورزشی مطرح شد.
این مثال مستند است. فیفا و رسانههای بینالمللی بارها ثبت کردهاند که تماشاگران ژاپن پس از مسابقات در ورزشگاه میمانند و زبالههای سکوها را جمع میکنند. این رفتار در جام جهانی قطر ۲۰۲۲ نیز دیده شد و در جام جهانی ۲۰۲۶ دوباره تکرار شد.
نکته مهمتر این است که چنین رفتاری محصول یک کمپین چندروزه فوتبالی نیست.
گزارش آسوشیتدپرس توضیح میدهد این عادت با نظام آموزشی و هنجارهای اجتماعی ژاپن ارتباط دارد؛ کودکان از سن پایین در تمیز کردن محیط مدرسه مشارکت میکنند و مسئولیت نسبت به فضای عمومی به بخشی از رفتار روزانه آنها تبدیل میشود.
بنابراین اگر قرار باشد از الگوی ژاپن استفاده شود، درس اصلی نه «توزیع کیسه زباله در ورزشگاه»، بلکه آموزش مداوم مسئولیت اجتماعی از سن پایین است.
ماجرای سرمربی کره جنوبی؛ یک نکته مهم در روایت نشست
در این نشست همچنین به رفتار سرمربی کره جنوبی پس از ناکامی جام جهانی ۲۰۲۶ اشاره شد.
اصل موضوع درست است اما ترتیب زمانی آن نیاز به دقت دارد. هونگ میونگبو پس از حذف کره جنوبی در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶، روز ۲۸ ژوئن استعفا کرد و مسئولیت نتیجه را پذیرفت.
او یک ماه بعد، در ۳۰ ژوئیه، در جلسه استماع پارلمان کره جنوبی نیز حاضر شد، دوباره از مردم عذرخواهی کرد و گفت مسئولیت ناکامی را میپذیرد.
پس استعفای او بعد از حضور در پارلمان اتفاق نیفتاد؛ استعفا بلافاصله پس از جام جهانی بود و پاسخگویی پارلمانی بعداً انجام شد.
با این حال، نمونه کره جنوبی یک پیام مدیریتی مهم دارد: نتیجه ورزشی و نحوه اداره فدراسیون میتواند به سطح پاسخگویی عمومی و پارلمانی برسد.
آیا مشکل فوتبال ایران نبود قانون است؟
اصغر مازیار، مدرس و کارشناس فوتبال، در بخش دیگری از جلسه بر نقش مجلس و بازنگری قوانین تأکید کرد، اما شاید چالش اصلی فقط نبود قانون نباشد.
فوتبال ایران همین حالا نیز کمیته انضباطی، کمیته اخلاق، آییننامههای مسابقات و امکان جریمه، محرومیت و برخورد با باشگاهها را دارد. پرونده اخیر تراکتور و گلگهر نیز نشان داد ابزار حقوقی برای مجازات رفتار غیرورزشی وجود دارد.
مسئله زمانی پیچیده میشود که اجرای قانون تحت تأثیر فشار هواداری، ملاحظات باشگاهی، شهرت افراد یا تصمیمهای غیرهمسان قرار گیرد.
اگر یک رفتار در یک مسابقه شدیداً مجازات شود اما رفتاری مشابه در جای دیگر نادیده گرفته شود، قانون به جای فرهنگسازی میتواند احساس بیعدالتی تولید کند.
بنابراین ثبات و پیشبینیپذیری اجرای مقررات شاید به اندازه سختگیری آنها اهمیت داشته باشد.
نقش رسانهها؛ حاشیه را پوشش بدهند یا از آن عبور کنند؟
یکی دیگر از محورهای مهم جلسه، مسئولیت رسانههای ورزشی بود.
این مسئله یک تناقض جدی دارد. رسانه موظف است درباره رفتار نامناسب یک چهره مشهور خبر بدهد، اما در عین حال تکرار مداوم توهین، درگیری و جنجال میتواند همان رفتار را به ابزار دیدهشدن تبدیل کند.
در اقتصاد توجه، فرد جنجالی معمولاً کلیک، بازدید و مخاطب بیشتری ایجاد میکند. اگر این سازوکار بدون ملاحظه ادامه پیدا کند، پیام ناخودآگاه برای بعضی چهرهها این خواهد بود که «حاشیهسازی پاداش رسانهای دارد».
راهحل حذف خبر نیست؛ بلکه تغییر شیوه پوشش است: تمرکز روی مسئولیت، پیامد و قانون، نه بازتولید مداوم ادبیات توهینآمیز.
فوتبال ایران به قانون تازه نیاز دارد یا مدیریت تازه؟
جمعبندی نشست کارگروه ورزش حزب موتلفه یک نکته روشن دارد: بحران فرهنگی فوتبال را نمیتوان تنها به تماشاگر نسبت داد.
مدیر، مربی، بازیکن، فدراسیون، رسانه و حتی نظام آموزشی هرکدام بخشی از زنجیره هستند.
تجربه ژاپن نشان میدهد رفتار فرهنگی محصول آموزش طولانیمدت است و نمونه کره جنوبی نشان میدهد پاسخگویی مدیریتی نیز میتواند بخشی از فرهنگ حرفهای ورزش باشد.
در فوتبال ایران نیز برخورد انضباطی ضروری است، اما مجازات بعد از وقوع حادثه تنها آخرین حلقه کار است. اگر مدیران آموزش نبینند، باشگاهها برای رفتار اجتماعی بازیکنان استاندارد مشخص نداشته باشند و اجرای قانون یکدست نباشد، هر چند هفته یک بار نام تازهای جایگزین پرونده قبلی خواهد شد.
شاید مهمترین جمله نشست همین باشد که اصلاح فرهنگ فوتبال باید از مدیران و چهرههای اثرگذار آغاز شود، نه فقط از روی سکوها.
تا زمانی که موفقیت تنها با جام، قرارداد و نتیجه سنجیده شود و رفتار حرفهای سهم کمی در ارزیابی مدیر، مربی و بازیکن داشته باشد، بعید است تشکیل کمیتههای بیشتر به تنهایی بتواند مسئله فرهنگ در فوتبال ایران را حل کند.