بورس رکورد زد اما سرمایهگذاران واقعاً ثروتمندتر شدند؟ / پشتپرده صعود شاخص تا ۷.۵ میلیون واحد
بورس تهران در پایان معاملات سهشنبه ۲۴ شهریور بار دیگر رکورد تازهای ثبت کرد. شاخص کل با افزایش ۱۲۸ هزار و ۴۹۴ واحدی و رشد ۱.۷۴ درصدی به ۷ میلیون و ۵۲۱ هزار واحد رسید. شاخص هموزن نیز ۱.۱۶ درصد افزایش یافت و روی سطح دو میلیون و ۱۷ هزار واحد ایستاد. مهمتر اینکه بیش از ۷ هزار و ۲۹۶ میلیارد تومان پول حقیقی وارد سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی شد و ۸۱ درصد نمادها در محدوده مثبت معامله شدند.
این اعداد در نگاه نخست تصویر یک بازار کاملاً صعودی را نشان میدهند؛ اما بررسی عمیقتر داستان پیچیدهتری دارد.
شاخص بورس در کمتر از یک ماه حدود ۱۸ درصد رشد کرد
در چهارم شهریور، شاخص کل بورس حوالی ۶ میلیون و ۳۸۶ هزار واحد قرار داشت. اکنون این عدد به ۷.۵۲ میلیون واحد رسیده است؛ یعنی شاخص در کمتر از سه هفته حدود ۱۸ درصد افزایش یافته است. دادههای معاملات سوم و چهارم شهریور نیز شروع این موج پرقدرت را تأیید میکنند.
در روزهای اخیر سرعت ورود پول نیز بالا رفته است.
شنبه ۲۱ شهریور بیش از ۵.۴ همت پول حقیقی وارد بازار شد، یکشنبه ۲۲ شهریور نیز حدود ۵.۵ همت ورود پول ثبت شد و در روز ۲۴ شهریور این عدد از ۷.۲ همت عبور کرد.
بنابراین نمیتوان کل صعود را صرفاً یک افزایش عددی بیپشتوانه دانست؛ تقاضای واقعی روی تابلو افزایش یافته است.
اما سؤال اصلی همچنان باقی است: این پول برای چه چیزی وارد بازار شده است؟
رشد اقتصادی یا فرار از کاهش ارزش پول؟
الیاسکردی معتقد است پاسخ را باید بیش از هر چیز در تورم و ارز جستوجو کرد.
او رشد فعلی بازار را ادامه الگویی میداند که پس از سال ۱۳۹۷ در اقتصاد ایران شکل گرفته است؛ یعنی زمانی که افزایش نرخ ارز باعث رشد ریالی ارزش داراییها میشود، بدون اینکه الزاماً تولید واقعی شرکتها یا اقتصاد کشور به همان میزان افزایش یافته باشد.
در چنین شرایطی سهامداران ممکن است روی صفحه معاملات بازده ۲۰ یا ۳۰ درصدی ببینند، اما اگر دلار در همان مدت به اندازه مشابه یا بیشتر افزایش یافته باشد، قدرت خرید دلاری سرمایه آنها چندان تغییر نکرده است.
به زبان ساده، رشد شاخص همیشه مساوی با ثروتمندتر شدن نیست.
دلار ۲۳۱ هزار تومانی چرا برای بورس مهم است؟
قیمت دلار در معاملات ۲۴ شهریور همچنان در محدوده ۲۳۱ هزار تومان قرار دارد. دادههای بازار آزاد نیز نشان میدهد نرخ دلار در کانال ۲۳۰ تا ۲۳۱ هزار تومان تثبیت شده است.
افزایش دلار از چند مسیر به بورس کمک میکند.
شرکتهای صادراتی مانند پتروشیمیها، فلزیها، معدنیها و پالایشیها با افزایش نرخ ارز، درآمد ریالی بیشتری از فروش صادراتی خود ثبت میکنند. حتی شرکتهای داخلی نیز معمولاً با بالا رفتن سطح عمومی قیمتها، نرخ فروش محصولات خود را افزایش میدهند.
در نتیجه سود اسمی شرکتها بالا میرود و بازار حاضر میشود قیمت بیشتری برای سهام آنها بپردازد.
این دقیقاً همان چیزی است که به «رشد تورمی بورس» معروف شده است.
ارزش دلاری بازار؛ عددی که داستان متفاوتی میگوید
الیاسکردی برای توضیح دیدگاه خود روی «ارزش دلاری بورس» تأکید میکند.
او در روزهای اخیر ارزش دلاری بازار را حدود ۱۰۷ میلیارد دلار اعلام کرده و نوشته با وجود رکوردشکنی ریالی شاخص، بازار هنوز از منظر دلاری پایینتر از سقفهای قبلی قرار دارد. در یکی از گزارشهای او، شاخص در حوالی هفت میلیون واحد بود اما ارزش دلاری بازار همچنان حدود ۱۰۷ میلیارد دلار محاسبه میشد.
این عدد در ۲۳ شهریور نیز حدود ۱۰۷ میلیارد دلار گزارش شده است؛ در همان روز شاخص کل حدود ۷ میلیون و ۳۹۳ هزار واحد بود.
الیاسکردی حتی مقایسه تاریخی جالبتری ارائه کرده است: در اوج بورس سال ۱۳۹۹، ارزش دلاری بازار حدود ۴۲۰ میلیارد دلار برآورد میشد؛ حالا با وجود اینکه شاخص چند برابر آن زمان است، ارزش دلاری بازار فاصلهای بسیار بزرگ با آن سطح دارد.
همین مقایسه نشان میدهد چرا عدد شاخص بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش ثروت بازار نیست.
اگر دلار ثابت میماند، بورس بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار ارزش داشت
یکی از مهمترین نکات تحلیل الیاسکردی همین جاست.
او گفته اگر نرخ دلار در یک ماه اخیر ثابت باقی میماند، ارزش دلاری فعلی بورس میتوانست از ۱۲۰ میلیارد دلار عبور کند؛ اما رشد سریعتر دلار بخشی از افزایش ریالی سهام را خنثی کرده است.
این ادعا البته یک برآورد تحلیلی است، نه آمار رسمی سازمان بورس.
اما منطق پشت آن روشن است: وقتی ارزش ریالی شرکتها رشد میکند ولی مخرج تبدیل آن به دلار سریعتر بالا میرود، ارزش دلاری کاهش مییابد یا ثابت میماند.
به همین دلیل سهامدار حرفهای معمولاً علاوه بر بازده ریالی، بازده خود را با دلار، طلا یا تورم نیز مقایسه میکند.
بورس بخشی از عقبماندگی قبلی را جبران کرده است
الیاسکردی یک عامل دیگر را هم مهم میداند: جبران تأخیر گذشته.
به گفته او، تغییرات سیاست ارزی و حذف بخشی از ارز ترجیحی از ماههای قبل زمینه رشد بازار را فراهم کرده بود، اما افزایش تنشهای نظامی و نگرانی از گسترش درگیری باعث شد بورس برای مدتی واکنش کامل خود را نشان ندهد. با کاهش نسبی نگرانیها، همان اثرهای عقبافتاده اکنون وارد قیمت سهام شدهاند.
رفتار بازار در روزهای اخیر نیز حساسیت بورس به ریسک سیاسی را نشان میدهد.
در ۲۲ شهریور، توقف رشد دلار و انتشار اخبار مثبت دیپلماتیک باعث تقویت تقاضا شد و شاخص کل بیش از دو درصد رشد کرد.
در مقابل، روزهایی که تنش نظامی افزایش یافته، فشار عرضه نیز به سرعت بیشتر شده است.
بنابراین موتور بورس فقط دلار نیست؛ «ریسک سیاسی» تعیین میکند سرمایهگذار چه ضریبی برای آینده شرکتها در نظر بگیرد.
آیا بازار سهام از دلار عقب میماند؟
الیاسکردی پیشبینی کرده در دو سال آینده بورس احتمالاً نمیتواند از دلار جلو بزند. این بخش را باید نظر تحلیلی یک کارشناس دانست، نه یک نتیجه قطعی.
بورس در برخی دورهها میتواند بازدهی بیشتری از ارز داشته باشد؛ بهخصوص اگر سودآوری شرکتها افزایش یابد، نرخهای بهره کاهش پیدا کند یا ریسک سیاسی افت محسوسی داشته باشد.
اما در اقتصادی با تورم بالا، افزایش قیمت ارز معمولاً یکی از مهمترین محرکهای ارزش اسمی سهام است.
به همین دلیل اگر دلار وارد یک موج صعودی قوی شود، ممکن است حتی بورس سبز باشد اما بازده دلاری سهامدار همچنان منفی باقی بماند.
ورود ۷ همت پول حقیقی نشانه مهمی است
با همه این هشدارها، نباید بخش مثبت بازار را نادیده گرفت.
ورود بیش از هفت همت پول حقیقی در ۲۴ شهریور عدد کوچکی نیست. ارزش معاملات سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی نیز به بیش از ۴۳ هزار میلیارد تومان رسید.
این دادهها نشان میدهد افزایش شاخص فقط حاصل بالا رفتن چند نماد بزرگ نیست و نقدینگی تازه واقعاً وارد بازار شده است.
شاخص هموزن نیز همزمان با شاخص کل رشد کرده و از دو میلیون واحد عبور کرده است؛ اتفاقی که گسترش موج تقاضا به شرکتهای کوچکتر را تأیید میکند.
پس بازار در کوتاهمدت هنوز قدرت دارد.
دو تهدید بزرگ بورس؛ جنگ و تصمیم ناگهانی دولت
از نگاه الیاسکردی دو ریسک بیشتر از سایر عوامل باید زیر نظر گرفته شوند: تحولات نظامی و سیاستهای ناگهانی اقتصادی.
این نگرانی برای بورس ایران موضوع تازهای نیست.
تغییر نرخ خوراک پتروشیمی، قیمتگذاری دستوری، تغییر قواعد صادرات، نرخ ارز شرکتها و تصمیمات بودجهای میتوانند در چند ساعت چشمانداز سودآوری یک صنعت را تغییر دهند.
همین مسئله باعث شده سرمایهگذاران برای بورس ایران معمولاً «صرف ریسک» بالاتری در نظر بگیرند.
از سوی دیگر، تشدید درگیریهای منطقهای میتواند جریان پول را به سمت طلا و ارز ببرد و حتی سهمهای ارزنده را با فشار فروش مواجه کند.
پیشبینی بورس هفته آینده؛ صعود آرام یا اصلاح؟
دادههای فعلی هنوز نشانه پایان روند صعودی را نشان نمیدهند.
عبور شاخص از ۷.۵ میلیون واحد، ورود سنگین پول حقیقی و مثبت بودن بیش از ۸۰ درصد نمادها نشان میدهد قدرت خریدار بالاست. بنابراین اگر ریسک سیاسی جدیدی ایجاد نشود و دلار نیز وارد نوسان شدید نشود، سناریوی رشد آرام همراه با اصلاحهای مقطعی از سناریوهای محتمل بازار است.
اما پس از رشد نزدیک به ۱۸ درصدی شاخص در کمتر از یک ماه، انتظار صعود روزانه و بدون وقفه منطقی نیست.
اصلاح، استراحت و جابهجایی پول میان صنایع بخشی طبیعی از هر روند صعودی است.
رکورد ۷.۵ میلیونی؛ موفقیت بورس یا انعکاس تورم؟
پاسخ احتمالاً ترکیبی از هر دو است.
بورس بخشی از عقبماندگی خود را جبران کرده، ورود نقدینگی واقعی افزایش یافته و کاهش نسبی برخی ریسکها به بازار کمک کرده است. از این جهت صعود اخیر کاملاً مصنوعی نیست.
اما وقتی دلار در کانال ۲۳۱ هزار تومان قرار دارد و ارزش دلاری بازار هنوز حدود ۱۰۷ میلیارد دلار محاسبه میشود، نمیتوان رکورد اسمی شاخص را بهتنهایی نشانه رونق واقعی اقتصاد دانست.
بورس تهران امروز از ۷.۵ میلیون واحد عبور کرده، اما آزمون واقعی سرمایهگذار نه مقایسه شاخص امروز با دیروز، بلکه مقایسه بازده سهام با تورم، دلار و طلاست. اگر شاخص بالا برود اما قدرت خرید سرمایه رشد نکند، بخشی از آنچه بهعنوان سود دیده میشود در واقع فقط جبران کاهش ارزش پول است. به همین دلیل رکوردشکنی فعلی خبر مهمی است، اما برای اعلام پایان عقبماندگی بورس هنوز زود است.