جنگ لفظی استقلال بالا گرفت؛ تاجرنیا توپ را به زمین ساپینتو انداخت / یک روایت جام جهانی هم جور درنمیآید
اظهارات تازه علی تاجرنیا در کیش را نمیتوان جدا از اتفاقات چند روز اخیر استقلال تحلیل کرد. ریکاردو ساپینتو روز ۲۱ شهریور در گفتوگویی مفصل، مجموعهای از ادعاها را درباره نحوه مدیریت استقلال در دوره حضورش مطرح کرد و حالا تاجرنیا، هرچند در سخنرانی خود مستقیماً نام سرمربی پرتغالی را در تمام بخشها به زبان نیاورده، روایتی ارائه کرده که در نقطه مقابل بخش مهمی از گفتههای او قرار میگیرد.
نتیجه، شکلگیری دو روایت تقریباً متضاد از نقلوانتقالات استقلال است: ساپینتو میگوید مدیریت میخواست بازیکن به او تحمیل کند؛ تاجرنیا میگوید مدیریت گاهی به دلیل فشار و اصرار سرمربی مجبور به پذیرش بازیکن کمکیفیت شده است.
پاسخ غیرمستقیم تاجرنیا به ساپینتو؛ چه کسی بازیکن را تحمیل میکرد؟
تاجرنیا در سمینار مدیریت ورزشی جزیره کیش گفت یکی از ایرادهای فصل گذشته این بوده که در مقاطعی باشگاه به دلیل فشار فضای عمومی یا اصرار سرمربی، برای بازیکنی تصمیم گرفته که از دید او «کیفیت لازم» را نداشته است. متن منتشرشده از سخنان او نشان میدهد تاجرنیا نام آن بازیکن را مشخص نکرده است.
همین ابهام باعث شده این بخش از سخنان او مستقیماً در کنار مصاحبه اخیر ساپینتو قرار بگیرد.
ساپینتو چند روز قبل روایت کاملاً متفاوتی ارائه کرده بود. او مدعی شد تاجرنیا برای جذب علی شجاعی اصرار داشته و وقتی سرمربی با این انتقال مخالفت کرده، اختلاف میان دو طرف آغاز شده است. سرمربی پیشین استقلال همچنین درباره موسی جنپو گفت ابتدا کلارنس سیدورف این بازیکن را پیشنهاد کرده بود اما سپس هم سیدورف و هم خود او از جذب جنپو منصرف شده بودند و با این حال، به ادعای ساپینتو، تاجرنیا همچنان برای انجام این انتقال اصرار داشت.
اینها فعلاً ادعاهای ساپینتو هستند و انتشار آنها به معنای اثبات مستقلشان نیست.
در مقابل، تاجرنیا نیز هنوز نام بازیکنی را که به گفته او با اصرار کادر فنی و برخلاف نگاه کلان باشگاه جذب شده، اعلام نکرده است. بنابراین نمیتوان با قطعیت گفت منظور او کدام انتقال بوده یا سخنانش مستقیماً درباره موسی جنپو، بازیکن دیگری یا مجموعهای از خریدهاست.
پرونده موسی جنپو دوباره وسط آمد
بخش مهمی از اختلاف دو طرف به موسی جنپو مربوط میشود؛ انتقالی که از همان زمان حضور این بازیکن در استقلال بحثهای زیادی درباره میزان نقش کادر فنی، مدیریت و کلارنس سیدورف در آن مطرح بود.
ساپینتو در مصاحبه اخیر خود مدعی شد پس از تغییر نظر سیدورف، هر دو نفر مخالف جذب جنپو بودهاند. او همچنین گفت تاجرنیا پس از جذب بازیکن درباره علت بازی نکردن او پیغام میداده است.
حالا وقتی تاجرنیا میگوید مدیریت باشگاه گاهی به دلیل اصرار سرمربی بازیکنی را گرفته که کیفیت لازم را نداشته، طبیعی است که دوباره این پرسش مطرح شود: مسئول نهایی یک خرید ناموفق در استقلال چه کسی است؟
از منظر ساختار حرفهای باشگاهداری، پاسخ نمیتواند صرفاً «سرمربی» یا «مدیر» باشد. کادر فنی باید نیاز ورزشی را مشخص کند، بخش استعدادیابی کیفیت بازیکن را ارزیابی کند و مدیریت نیز هزینه، مدت قرارداد، سابقه پزشکی و ریسک مالی انتقال را بسنجد. اگر یکی از این حلقهها عملاً حذف شود، در زمان شکست انتقال نیز معمولاً مسئولیت میان طرفهای مختلف پاس داده میشود.
همین اتفاق اکنون در استقلال قابل مشاهده است.
تاجرنیا درباره «محبوبترین مدیر با بدترین قراردادها» چه کسی را میگفت؟
بخش دیگر سخنرانی تاجرنیا نیز خیلی زود مورد توجه هواداران قرار گرفت.
او گفت گاهی یک مدیر به دلیل قهرمانی میان هواداران بسیار محبوب میشود، در حالی که از نظر اقتصادی قراردادهایی را به باشگاه تحمیل کرده که بعدها بیشترین بدهی را ایجاد کردهاند. تاجرنیا در ادامه تأکید کرد اگر امروز از برخی هواداران استقلال درباره مدیر موفق سؤال شود، ممکن است نام مدیری را مطرح کنند که به گفته او «بدترین قراردادها» در دوره مدیریتش بسته شده است.
اما برخلاف برخی برداشتهای شبکههای اجتماعی، تاجرنیا هیچ نامی نبرده است.
در تاریخ معاصر استقلال مدیران متعددی در دورههای قهرمانی لیگ، جام حذفی یا موفقیتهای دیگر مسئولیت داشتهاند. بدون نام یا نشانه دقیقتر، نسبتدادن این جمله به مصطفی آجورلو، علی فتحاللهزاده یا هر مدیر دیگری صرفاً حدس است.
ضمن اینکه «بدترین قرارداد» نیز یک توصیف خود تاجرنیاست و برای تبدیل آن به یک گزاره قابل سنجش باید مبلغ قرارداد، تعهدات ارزی، پاداشها، مدت قرارداد و بدهی باقیمانده هر دوره بهصورت مستند مقایسه شود.
یک تناقض عجیب در روایت جام جهانی تاجرنیا
جنجالیترین بخش سخنان تاجرنیا شاید اصلاً به استقلال مربوط نباشد.
او برای توضیح سابقه دخالت مدیران و مقامهای بالاتر در امور فنی فوتبال، روایتی را نقل کرد که براساس آن به یک مربی گفته شده بود بازیکنی مسنتر را به جام جهانی ببرد، چون آن بازیکن «در جام جهانی قبلی مقابل آمریکا گل زده است».
مشکل اینجاست که روایت منتشرشده از نظر زمانی مبهم است.
ایران نخستین بار در تاریخ جام جهانی در ۲۱ ژوئن ۱۹۹۸ برابر آمریکا قرار گرفت و با گلهای حمید استیلی و مهدی مهدویکیا ۲ بر یک پیروز شد. فیفا نیز همین دو بازیکن را گلزنان آن مسابقه ثبت کرده است.
سرمربی ایران در خود جام جهانی ۱۹۹۸ و مسابقه مقابل آمریکا نیز جلال طالبی بود، نه محمد مایلیکهن. منابع مسابقه نام طالبی را بهعنوان سرمربی تیم ملی ثبت کردهاند.
بنابراین اگر روایت نقلشده مربوط به دوره پیش از جام جهانی ۱۹۹۸ باشد، جمله «در جام جهانی قبلی مقابل آمریکا گل زده» اصولاً نمیتواند درست باشد؛ زیرا تا آن زمان ایران هرگز در جام جهانی با آمریکا بازی نکرده بود.
اگر هم تاجرنیا درباره دورهای پس از ۱۹۹۸ صحبت میکرده، باید مشخص شود منظورش کدام مربی، کدام جام جهانی و کدام بازیکن بوده است.
در نتیجه با اطلاعات فعلی، نمیتوان هویت مربی یا بازیکن این خاطره را با اطمینان تعیین کرد و بهتر است این بخش از سخنان تاجرنیا تا ارائه جزئیات بیشتر بهعنوان یک روایت شفاهی و مبهم در نظر گرفته شود.
ساپینتو ادعای دخالت در ترکیب را هم مطرح کرده بود
اختلاف دو طرف فقط به نقلوانتقالات محدود نیست.
ساپینتو مدعی شده بود تاجرنیا درباره استفاده از بازیکنانی مانند رامین رضاییان و روزبه چشمی نظر میداده و حتی پیش از مسابقات، نظراتی درباره ترکیب و مسائل تاکتیکی برای اعضای کادر اجرایی یا دستیاران ارسال میکرده است. او همچنین ادعا کرد حضور تاجرنیا در رختکن و صحبت درباره مسائل فنی باعث تعجب برخی بازیکنان خارجی شده بود.
این ادعاها نیز تاکنون در منبع مستقلی اثبات نشدهاند و روایت یک طرف اختلاف هستند.
تاجرنیا در کیش، بدون ورود جزئی به تکتک این ادعاها، از نظر کلی تأکید کرده که دخالت مدیران در امور فنی سابقهای طولانی در فوتبال ایران دارد و نمونههایی وجود داشته که مدیر به سرمربی میگفته چه بازیکنی باید در ترکیب قرار بگیرد.
همین جمله نیز به دلیل مصاحبه اخیر ساپینتو، حساسیت بیشتری پیدا کرده است.
تناقض بزرگ استقلال؛ مسئولیت فنی کجا تمام میشود؟
فارغ از اینکه در اختلاف ساپینتو و تاجرنیا کدام روایت به واقعیت نزدیکتر است، ماجرا یک مشکل ساختاری قدیمی فوتبال ایران را دوباره نشان میدهد: مرز مسئولیت مدیر و سرمربی مشخص نیست.
اگر بازیکنی موفق باشد، مدیر میتواند جذب او را دستاورد مدیریت بداند و سرمربی نیز آن را محصول انتخاب فنی خود معرفی کند. وقتی همان انتقال شکست بخورد، شرایط برعکس میشود و هر طرف ممکن است مسئولیت را به دیگری منتقل کند.
در یک باشگاه حرفهای، مصوبه کمیته نقلوانتقالات، گزارش استعدادیابی، تأیید مکتوب سرمربی و جزئیات مذاکرات باید مشخص کند هر انتقال چگونه شکل گرفته است. اگر استقلال چنین مستنداتی داشته باشد، بخش بزرگی از مناقشه امروز بدون مصاحبههای متقابل قابل پاسخ خواهد بود.
جدال تاجرنیا و ساپینتو تازه شروع شده؟
علی تاجرنیا همچنان رئیس هیئتمدیره و سرپرست مدیرعاملی استقلال است؛ او پس از کناررفتن علی نظری جویباری سرپرستی باشگاه را برعهده گرفت و در مجمع اخیر نیز ترکیب حقوقی هیئتمدیره استقلال ابقا شد.
در سوی دیگر، ساپینتو دیگر روی نیمکت استقلال نیست اما مصاحبه مفصل اخیرش پرونده بسیاری از تصمیمات دوران همکاری دو طرف را دوباره باز کرده است.
حالا تاجرنیا نیز از خرید بازیکن کمکیفیت با اصرار سرمربی، قراردادهای پرهزینه مدیران قبلی و دخالت مدیریتی در فوتبال سخن گفته است.
اما تا زمانی که نام بازیکنان، قراردادها و اسناد تصمیمهای نقلوانتقالاتی منتشر نشود، بخش مهمی از این جدال همچنان در سطح «روایت در برابر روایت» باقی خواهد ماند؛ روایتی که هرچه جلوتر میرود، پرسش درباره ساختار تصمیمگیری در استقلال را مهمتر از اختلاف شخصی تاجرنیا و ساپینتو میکند.