فدراسیون فوتبال پاسخ دهد؛ چرا کمیته المپیک تاوان تیم عبدی را بدهد؟
شکست ۴ بر یک برابر کرهشمالی برای تیم امید ایران فقط از دست رفتن یک مسابقه نبود؛ نتیجهای سنگین برای تیمی بود که با پیراهن ایران وارد یکی از مهمترین رویدادهای قارهای شده بود و انتظار میرفت حداقل تصویری قابل دفاع از فوتبال ایران ارائه کند. چهار گل خورده مقابل کرهشمالی و حذف از مسابقات، حالا پرسشهایی جدی درباره روند آمادهسازی این تیم، کیفیت تصمیمات فنی و مدیریتی و عملکرد مجموعهای ایجاد کرده که مسئولیت اداره فوتبال ملی در ردههای مختلف را برعهده دارد. در چنین شرایطی نباید با جابهجا کردن مسئولیتها، آدرس اشتباه به افکار عمومی داد. حضور تیم امید در بازیهای آسیایی به این معنا نیست که کمیته ملی المپیک سرمربی انتخاب کرده، درباره ترکیب تیم تصمیم گرفته یا مسئول برنامههای فنی آن بوده است. این تیم، تیم فوتبال امید ایران است و مدیریت تخصصی فوتبال کشور در اختیار فدراسیون فوتبال قرار دارد.
بعد از شکست ۴ بر یک مقابل کرهشمالی، اولین پرسش باید این باشد که تیم امید چگونه به چنین نقطهای رسید؟ چه ارزیابیای از شرایط تیم پیش از اعزام وجود داشت؟ نقاط ضعف تیم در اردوها و مسابقات قبلی تا چه اندازه شناسایی شده بود؟ کادر فنی بر اساس چه برنامه و اهدافی انتخاب و حمایت شد؟ تیم برای مواجهه با حریفانی در سطح بازیهای آسیایی چه برنامه تدارکاتی داشت و چرا در مسابقهای تعیینکننده، نتیجهای به این سنگینی رقم خورد؟ پاسخ این پرسشها را نمیتوان از کمیته ملی المپیک مطالبه کرد، در حالی که تصمیمات تخصصی فوتبال در جای دیگری اتخاذ میشود.
فدراسیون فوتبال باید درباره عملکرد تیمی پاسخ دهد که زیر چتر فوتبال ملی فعالیت میکند. اگر برنامه آمادهسازی مناسب نبوده، باید مشخص شود چرا؛ اگر اردوها و بازیهای تدارکاتی کافی نبوده، مسئولان مربوط باید توضیح دهند؛ اگر مشکلاتی در انتخاب بازیکنان یا هماهنگی با باشگاهها وجود داشته، باید روشن شود فدراسیون برای حل آنها چه اقداماتی انجام داده و اگر از نگاه فدراسیون امکانات لازم در اختیار تیم قرار گرفته، آن وقت باید توضیح داده شود چرا خروجی این مجموعه در مسابقه حساس مقابل کرهشمالی، شکست ۴ بر یک بوده است.
تقلیل چنین نتیجهای به یک روز بد فوتبالی نیز پاسخ قانعکنندهای نیست. یک تیم ممکن است شکست بخورد، حتی ممکن است در یک مسابقه مهم حذف شود، اما وقتی نتیجهای مانند ۴ بر یک ثبت میشود، بررسی فقط نباید به اشتباه یک مدافع، دروازهبان یا تصمیم سرمربی محدود شود. باید زنجیره تصمیماتی که تیم را به آن مسابقه رسانده بررسی شود. تیم امید پروژهای نیست که چند هفته پیش از یک تورنمنت شکل بگیرد و بعد از حذف نیز پرونده آن تا مسابقات بعدی بسته شود. این تیم باید بخشی از برنامه بلندمدت فوتبال ایران برای پرورش نسل بعدی تیم ملی باشد و فدراسیون فوتبال باید درباره کیفیت این پروژه پاسخ مشخص داشته باشد.
البته کمیته ملی المپیک نیز در محدوده اختیارات و مسئولیتهای خودش قابل پرسش است و عملکرد هر بخش مرتبط با کاروان ایران میتواند بررسی شود، اما مرز مسئولیتها نباید مخدوش شود. کمیته ملی المپیک متولی فنی فوتبال ایران نیست. این کمیته درباره تاکتیک تیم تصمیم نمیگیرد، بازیکن دعوت نمیکند و مسئول انتخاب سرمربی فوتبال امید نیست. بنابراین اگر موضوع بحث، شکست فنی تیم فوتبال امید و چرایی رسیدن به چنین نتیجهای است، مرکز پاسخگویی باید همان نهادی باشد که فوتبال کشور را مدیریت میکند.
اتفاقاً خطر اصلی پس از چنین ناکامیهایی همین گم شدن مسئولیت در میان چند نهاد است. یک طرف از محدودیتهای آمادهسازی میگوید، طرف دیگر مشکلات باشگاهها را مطرح میکند و در نهایت چند روز بعد، با فروکش کردن واکنشها، اصل سؤال فراموش میشود. اما نتیجه روی تابلو باقی میماند؛ ایران یک، کرهشمالی چهار. این نتیجه نیازمند توضیح است، نه پاسکاری مسئولیت.
فدراسیون فوتبال اکنون باید به جای پاسخهای کلی، گزارش روشنی از فرآیند آمادهسازی تیم امید ارائه کند. افکار عمومی حق دارد بداند این تیم با چه تعداد اردوی مؤثر و مسابقه تدارکاتی وارد بازیهای آسیایی شد، ارزیابی فنی از وضعیت تیم پیش از اعزام چه بود، چه نقاط ضعفی شناسایی شده بود و برای رفع آنها چه اقداماتی انجام شد. همچنین باید روشن شود مسئولان فنی فدراسیون پیش از مسابقات چه ارزیابیای از توانایی تیم داشتند و آیا نشانههایی از مشکلاتی که مقابل کرهشمالی آشکار شد، پیشتر مشاهده شده بود یا خیر.
شکست ۴ بر یک مقابل کرهشمالی باید به جای آغاز یک بازی تازه برای انتقال مسئولیت، آغاز یک بررسی جدی باشد. اگر کادر فنی اشتباه کرده است، باید درباره آن توضیح داده شود؛ اگر برنامهریزی ناقص بوده، مشخص شود مسئول آن چه بخشی بوده است؛ اگر مشکلات ساختاری فوتبال پایه و تیمهای ملی ردههای سنی در این ناکامی نقش داشتهاند، باید درباره آنها صحبت شود. تنها چیزی که نمیتواند به حل مشکل کمک کند، مبهم کردن مرز مسئولیتهاست.
فوتبال ایران سالهاست برای رسیدن دوباره به المپیک تلاش میکند و تیم امید بارها با تغییر مربی، تغییر نسل و برنامههای متفاوت وارد دورههای تازه شده است. با این سابقه، هر ناکامی باید فرصتی برای اصلاح ساختار باشد، نه مقدمهای برای شروع دوباره همان چرخه. اگر بعد از هر حذف فقط مربی تغییر کند و چند ماه بعد همه چیز از صفر آغاز شود، نمیتوان انتظار داشت نتیجه متفاوتی رقم بخورد.
حالا پس از شکست سنگین برابر کرهشمالی، فدراسیون فوتبال باید روشن کند برنامهاش برای آینده تیم امید چیست. آیا عملکرد کادر فنی بررسی خواهد شد؟ آیا ساختار آمادهسازی تیم تغییر میکند؟ آیا برنامه بلندمدتی برای نسل بعدی وجود دارد؟ و مهمتر از همه، چه تضمینی وجود دارد که چند ماه دیگر دوباره همان مشکلات با نامها و بازیکنان دیگری تکرار نشود؟
انتقاد از شکست تیم امید نباید به دنبال قربانی اشتباه بگردد. هر نهادی باید دقیقاً به اندازه اختیارات و تصمیمات خودش پاسخگو باشد. اگر درباره مسائل مربوط به کاروان سؤال وجود دارد، کمیته ملی المپیک باید در حوزه مسئولیت خودش پاسخ دهد؛ اما وقتی صحبت از انتخاب کادر فنی، آمادهسازی، مدیریت و عملکرد فوتبالی تیم امید است، نمیتوان فدراسیون فوتبال را از مرکز پرسشها کنار گذاشت.
شکست مقابل کرهشمالی اتفاق افتاده و نتیجه دیگر تغییر نمیکند؛ آنچه میتواند تغییر کند نحوه مواجهه با این شکست است. فدراسیون فوتبال میتواند با یک بررسی شفاف، انتشار دلایل ناکامی و اصلاح روند تیم امید نشان دهد که از این نتیجه درس گرفته است، یا اجازه دهد چند روز بحث و انتقاد بگذرد و پرونده بار دیگر بسته شود.
اما یک سؤال همچنان باقی خواهد ماند: تیمی که با چهار گل مقابل کرهشمالی شکست خورد، چگونه به این نقطه رسید؟
پاسخ این سؤال را باید پیش از هر جای دیگری از ساختمان فدراسیون فوتبال مطالبه کرد.