حاجصفی به ۱۵۰ بازی رسید؛ رکورد تاریخی که بحث «اسطوره بودن» را دوباره داغ کرد
حاجصفی بازی با روسیه را از روی نیمکت آغاز کرد، اما مصدومیت محمدمهدی محبی باعث شد در دقیقه ۲۶ وارد زمین شود. همین تعویض، صدوپنجاهمین حضور او با پیراهن ایران را رقم زد. ایران آن مسابقه را در کازان با نتیجه ۲ بر صفر واگذار کرد، اما از نظر آماری شب روسیه به نقطهای تاریخی در دوران ملی حاجصفی تبدیل شد.
بر مبنای آمار بازیهای رسمی شناختهشده در رده A، جدول رکوردداران ایران اکنون با احسان حاجصفی ۱۵۰ بازی، جواد نکونام ۱۴۹ بازی و علی دایی ۱۴۸ بازی آغاز میشود. رسانههای روز نیز رکورد جدید را دقیقاً بر همین مبنا اعلام کردهاند.
این رکورد مسیر بسیار طولانیای داشته است. نخستین بازی حاجصفی برای تیم ملی روز ۲۵ مه ۲۰۰۸، پنجم خرداد ۱۳۸۷ برابر زامبیا برگزار شد؛ زمانی که تنها ۱۸ سال داشت. او در همان اولین بازی دو پاس گل داد و ایران ۳ بر ۲ پیروز شد.
یعنی فاصله نخستین تا صدوپنجاهمین بازی ملی او بیش از ۱۸ سال است؛ دورهای که تیم ملی چند نسل بازیکن، چند سرمربی و چهار چرخه جام جهانی را پشت سر گذاشته است.
یک نکته آماری؛ چرا بعضی منابع برای نکونام عدد ۱۵۱ را ثبت کردهاند؟
درباره تعداد بازیهای ملی ایران سالها اختلاف جزئی میان منابع وجود داشته است.
زمان خداحافظی جواد نکونام در سال ۱۳۹۴، بسیاری از رسانههای داخلی تعداد بازیهای او را ۱۵۱ مسابقه اعلام کردند. خود فدراسیون و رسانهها در آن مقطع از او بهعنوان رکورددار با ۱۵۱ بازی یاد میکردند.
اما برخی پایگاههای آماری بینالمللی فقط مسابقاتی را محاسبه میکنند که شرایط کامل بازی ملی درجه A یا شناسایی فیفا را داشته باشند. در این روش، نکونام ۱۴۹ و دایی ۱۴۸ بازی دارند و حاجصفی حالا با ۱۵۰ بازی بالاتر از آنها قرار گرفته است.
بنابراین بهتر است رکورد جدید حاجصفی همواره همراه با معیار محاسبه بیان شود. براساس شمارش رایج فعلی بازیهای رسمی درجه A، او اکنون رکورددار فوتبال ایران است.
آیا حاجصفی واقعاً «هیچ خاطره بزرگی» برای تیم ملی نساخته است؟
این بخش بیش از آنکه یک واقعیت آماری باشد، موضوع قضاوت هواداران است.
ممکن است برای بسیاری از طرفداران، گلهای تاریخی علی دایی، پنالتی مهدویکیا مقابل آمریکا، نمایشهای عابدزاده یا سالهای درخشش نکونام در لالیگا تصویر ماندگارتری ساخته باشد؛ اما از نظر تاریخی نمیتوان گفت حاجصفی هیچ نقش بهیادماندنیای نداشته است.
یکی از واضحترین نمونهها به جام جهانی ۲۰۱۸ برمیگردد.
ایران در نخستین مسابقه خود مقابل مراکش تا دقیقه ۹۵ با تساوی بدون گل پیش میرفت. حاجصفی از سمت چپ یک ضربه آزاد را به درون محوطه فرستاد و عزیز بوحدوز، مهاجم مراکش، توپ را با ضربه سر وارد دروازه خودی کرد. ایران یک بر صفر برنده شد؛ نخستین پیروزی تیم ملی در جام جهانی بعد از ۲۰ سال.
گل به نام حاجصفی ثبت نشد، اما ارسال او مستقیماً به تنها گل مسابقه منجر شد. این اتفاق یکی از مهمترین لحظات تاریخ حضور ایران در جام جهانی است.
همچنین نخستین بازی ملی او با دو پاس گل و حضور مداوم در چهار جام جهانی، بخش دیگری از کارنامهای است که بیشتر با دوام و استمرار تعریف میشود تا تعداد زیاد گلهای تعیینکننده.
چهار جام جهانی؛ رکوردی که بهسادگی به دست نمیآید
حاجصفی در جامهای جهانی ۲۰۱۴ برزیل، ۲۰۱۸ روسیه، ۲۰۲۲ قطر و ۲۰۲۶ در فهرست ایران حضور داشته است.
او در مجموع ۱۱ مسابقه جام جهانی به میدان رفته و در دورههای ۲۰۱۸، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ نیز سابقه بستن بازوبند کاپیتانی دارد.
فدراسیون جهانی فوتبال نیز حاجصفی را در فهرست ۲۶ نفره ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶ قرار داده بود.
این سابقه، فارغ از هر ارزیابی فنی، نشان میدهد چند نسل مختلف از مربیان تیم ملی روی تجربه و قابلیتهای او حساب کردهاند.
حاجصفی در این سالها فقط مدافع چپ نبوده؛ در پستهای هافبک چپ، هافبک میانی و نقشهای متفاوت در خط دفاع نیز بازی کرده است. همین چندپسته بودن یکی از عواملی بوده که عمر حضورش در سطح ملی را افزایش داده است.
مسیر لژیونری حاجصفی؛ آلمان کوتاه، یونان طولانی
در سطح باشگاهی نیز مسیر حاجصفی با آنچه بسیاری در ابتدای دوران فوتبالش تصور میکردند متفاوت بود.
او پس از سالها حضور در سپاهان و یک دوره بازی برای تراکتور، در ۲۵ سالگی به FSV فرانکفورت در بوندسلیگای ۲ آلمان پیوست. در فصل ۱۶-۲۰۱۵، ۲۷ بازی لیگ برای این تیم انجام داد و دو گل زد. پس از سقوط فرانکفورت، دوباره به سپاهان برگشت.
مرحله بعدی فوتبال خارجی او در یونان رقم خورد؛ ابتدا پانیونیوس و سپس المپیاکوس.
پس از بازگشتی دیگر به ایران و بازی برای تراکتور و سپاهان، در سال ۲۰۲۱ به آ.اِک آتن پیوست. باشگاه یونانی هنگام جذب او، سابقه بازیاش در آلمان، پانیونیوس، المپیاکوس و فوتبال ایران را بهطور رسمی مرور کرد.
مهمترین موفقیت باشگاهی خارجی حاجصفی نیز در همین تیم رقم خورد: آ.اِک در فصل ۲۳-۲۰۲۲ هم قهرمان لیگ یونان شد و هم جام حذفی را گرفت؛ نخستین دبل این باشگاه پس از ۴۵ سال.
حاجصفی چهار فصل در آ.اِک حضور داشت و در مسابقات لیگ یونان ۹۱ بار برای این تیم بازی کرد.
او اکنون دوباره بازیکن سپاهان است.
آیا دوران لژیونری حاجصفی میتوانست بزرگتر باشد؟
اینجا دوباره وارد حوزه ارزیابی میشویم.
استعداد حاجصفی در سالهای ابتدایی باعث شده بود انتظار انتقال سریعتر او به لیگهای سطح اول اروپا وجود داشته باشد. در عمل، نخستین تجربه اروپایی او در ۲۵ سالگی و در دسته دوم آلمان اتفاق افتاد و طولانیترین دوره خارجیاش نیز در لیگ یونان سپری شد.
این مسیر با دوران بازیکنانی مانند مهدویکیا در بوندسلیگا یا نکونام در لالیگا متفاوت است.
اما از سوی دیگر، چهار فصل حضور در آ.اِک و نقش داشتن در تیمی که قهرمان لیگ و جام حذفی یونان شد را نیز نمیتوان یک دوران لژیونری ناموفق دانست.
به همین دلیل شاید توصیف دقیقتر این باشد: حاجصفی یک لژیونر باثبات بود، نه یک ستاره ایرانی در بالاترین سطح فوتبال اروپا.
اسطوره بودن را تعداد بازی تعیین میکند؟
رکورد بازی ملی یک معیار کاملاً عینی است؛ «اسطوره بودن» چنین نیست.
لیونل مسی در آرژانتین، کریستیانو رونالدو در پرتغال، کافو در برزیل و دیگر رکوردداران بزرگ جهان علاوه بر تعداد بازی، مجموعهای از افتخارات فردی و تیمی یا لحظات نمادین دارند. طبیعی است که مقایسه مستقیم آنها با رکورددار ایران تصویر کاملی ارائه نکند.
در فوتبال ایران هم علی دایی با رکورد تاریخی گلهای ملی، مهدویکیا با دوران طولانی حضور در بوندسلیگا و نکونام با سالهای موفق در اوساسونا هرکدام میراث متفاوتی ساختهاند.
میراث حاجصفی بیشتر بر طول عمر ورزشی، استمرار، تطبیقپذیری و حضور در چند نسل تیم ملی بنا شده است.
او در ۱۵۰ بازی فقط هفت گل ملی زده است و طبیعتاً از نظر لحظات گلزنی با دایی یا حتی یک هافبک گلزن مثل نکونام قابل مقایسه نیست. آمار موجود نیز هفت گل ملی را برای او ثبت میکند.
اما تعداد گل برای بازیکنی که بخش بزرگی از دوران ملی خود را در سمت چپ خط دفاع و میانه میدان گذرانده، تنها معیار اثرگذاری نیست.
آیا واقعاً «اکثریت فوتبال ایران» خواهان خداحافظی حاجصفی هستند؟
چنین ادعایی را نمیتوان به شکل آماری تأیید کرد.
در روزهای اخیر تعدادی از رسانهها و کارشناسان درباره سن حاجصفی و ضرورت جوانگرایی تیم ملی انتقاد کردهاند و حتی تیترهایی درباره پایان دوران او منتشر شده است.
اما نظرسنجی معتبر و جامعی وجود ندارد که نشان دهد «اکثریت جامعه فوتبال ایران» خواستار خداحافظی او هستند.
حتی پیش از مسابقه روسیه گزارشهایی منتشر شده بود که احتمال خداحافظی حاجصفی پس از رسیدن به بازی شماره ۱۵۰ را مطرح میکردند، اما آن گزارشها اعلام رسمی خود بازیکن نبودند.
تا آخرین گزارشهای منتشرشده پس از بازگشت تیم ملی از روسیه نیز حاجصفی اعلام رسمی درباره خداحافظی نکرده و در فرودگاه با خبرنگاران صحبت نکرده است.
بنابراین در حال حاضر نمیتوان پایان دوران ملی او را قطعی دانست.
مقایسه حاجصفی و نکونام؛ یک تفاوت مهم
این بخش از متن اولیه درست است که جواد نکونام تقریباً بلافاصله پس از آخرین بازی ملی خود از تیم ملی خداحافظی کرد.
نکونام پس از مسابقه دوستانه ایران و سوئد در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد احساس کرده زمان خداحافظی فرا رسیده است. منابع آن دوره تعداد بازیهای او را با روش شمارش فدراسیون ۱۵۱ مسابقه ثبت کرده بودند.
اما از این سابقه نمیتوان نتیجه گرفت که حاجصفی نیز الزاماً باید همان تصمیم را بگیرد. اینکه یک بازیکن ۳۶ ساله همچنان در تیم ملی حضور داشته باشد، در نهایت باید بر اساس آمادگی، عملکرد باشگاهی، رقابت در پست او و برنامه سرمربی سنجیده شود.
عدد ۱۵۰ به خودی خود نه دلیل ادامه حضور است و نه دلیل پایان آن.
حاجصفی؛ رکوردی که شاید میراثش متفاوت باشد
احسان حاجصفی اکنون یک رکورد تاریخی در اختیار دارد: ۱۵۰ بازی ملی در فاصله ۱۸ سال.
او نخستین بار در ۱۸ سالگی برابر زامبیا بازی کرد، در چهار جام جهانی حضور داشت، در برد تاریخی ایران مقابل مراکش نقش مستقیم داشت، بازوبند کاپیتانی را بست و در فوتبال اروپا نیز با آ.اِک آتن قهرمان لیگ و جام حذفی یونان شد.
در مقابل، منتقدان میتوانند درباره کیفیت سالهای پایانی، تعداد محدود لحظات تعیینکننده یا ضرورت فرصت دادن به بازیکنان جوانتر بحث کنند.
این دو تصویر الزاماً یکدیگر را نفی نمیکنند.
ممکن است حاجصفی برای بخشی از هواداران در ردیف دایی، مهدویکیا یا عابدزاده قرار نگیرد، اما رکورد ۱۵۰ بازی یک واقعیت تاریخی است که بیش از هر چیز از استمرار کمنظیر او در تیم ملی ایران حکایت دارد.
اینکه این رکورد آخرین فصل دوران ملی او باشد یا عدد ۱۵۰ باز هم افزایش پیدا کند، اکنون به تصمیم خود حاجصفی و امیر قلعهنویی بستگی دارد؛ تصمیمی که هنوز بهصورت رسمی اعلام نشده است.