پیش بینی بورس در روزهای آینده؛ کف ۷ میلیونی شاخص کل کجاست؟ این ۴ صنعت میتوانند لیدر رشد بازار شوند
بازار سرمایه ایران در روزهای ابتدایی هفته دوم آبان ۱۴۰۵ با فشار فروش و افزایش نگرانی معاملهگران روبهرو شده است. روند نزولی شاخص کل، خروج نقدینگی حقیقی و کاهش تمایل سرمایهگذاران به پذیرش ریسک، شرایطی ایجاد کرده که حتی انتشار بعضی گزارشهای مالی مطلوب نیز نتوانسته به بازگشت پایدار تقاضا منجر شود.
بر اساس دادههای معاملات یکشنبه ۱۰ آبان، شاخص کل بورس تهران با افت حدود ۱۸۴ هزار و ۷۷۱ واحدی، معادل ۲.۳۶ درصد، به محدوده ۷ میلیون و ۶۵۴ هزار واحد رسید.
شاخص هموزن نیز کاهش یافت و خروج سنگین پول حقیقی از بازار سهام ادامه پیدا کرد. در گزارشهای مختلف، میزان خروج سرمایه حقیقی از سهام و صندوقهای سهامی در این روز، بسته به دامنه محاسبه، حدود ۷ تا ۸ هزار میلیارد تومان اعلام شده است.
این آمار نشان میدهد فضای احتیاطی همچنان بر تصمیم معاملهگران اثرگذار است.
با این حال، آراد پورکار، تحلیلگر بازار سرمایه، معتقد است وضعیت فعلی را نمیتوان صرفاً بر اساس افت شاخص یا خروج پول تحلیل کرد؛ زیرا بخش مهمی از رفتار سهامداران تحت تأثیر ریسکهای سیستماتیک و ابهام درباره آینده تحولات منطقهای قرار دارد.
چرا بورس سقوط کرد؟ ریسک جنگ مهمتر از ارزندگی سهام شد
پورکار مهمترین دلیل اصلاح اخیر بورس را افزایش وزن ریسکهای سیاسی و نظامی در تصمیمگیری سرمایهگذاران میداند.
به اعتقاد او، بازار سهام در شرایط فعلی احتمال تشدید درگیری میان ایران و آمریکا را جدی گرفته و تا زمانی که نتیجه مذاکرات و وضعیت امنیتی منطقه روشن نشود، رفتار محافظهکارانه معاملهگران ادامه خواهد داشت.
این تحلیلگر تأکید میکند که اگرچه خبرهایی درباره تلاش قطر برای ادامه مذاکرات و فراهم شدن زمینه گفتوگو منتشر شده، اما بازار هنوز به این اخبار واکنش مثبت و پایداری نشان نداده است.
در واقع، سرمایهگذاران میان دو سناریوی متفاوت قرار گرفتهاند؛ دستیابی به توافق و کاهش تنشها یا تداوم بنبست دیپلماتیک و افزایش خطر درگیری.
گزارش رویترز در اول نوامبر نیز از ادامه رایزنیهای میانجیگران قطری با مذاکرهکنندگان ایرانی خبر داده است. با این حال، تا زمان انتشار این گزارش، توافق نهایی اعلام نشده بود.
در چنین شرایطی، حتی سهامی که از نظر نسبتهای مالی در سطوح جذابی قرار گرفتهاند، ممکن است با کاهش تقاضا مواجه شوند.
به بیان دیگر، بازار فعلاً بیش از آنکه آینده سودآوری شرکتها را قیمتگذاری کند، در حال محاسبه هزینه احتمالی تشدید ریسکهای سیاسی است.
کف بنیادی شاخص کل بورس کجاست؟ حمایت ۷ میلیون واحدی چقدر اعتبار دارد؟
یکی از مهمترین بخشهای تحلیل آراد پورکار، تعیین محدوده حمایتی شاخص کل بورس است.
او معتقد است در صورت ادامه ریسکهای سیستماتیک، محدوده ۷ میلیون واحد میتواند یک حمایت بنیادی مهم برای بازار سهام باشد.
البته این تحلیلگر تأکید میکند که معرفی این محدوده بهعنوان حمایت، به معنای پیشبینی سقوط قطعی شاخص تا سطح ۷ میلیون واحد نیست.
بر اساس آخرین آمار قطعی بررسیشده از پایان معاملات ۱۰ آبان، شاخص کل در محدوده ۷ میلیون و ۶۵۴ هزار واحد قرار دارد.
بنابراین فاصله شاخص تا سطح ۷ میلیون واحدی حدود ۶۵۴ هزار واحد، معادل ۸.۵ درصد است.
از منظر تحلیلی، افت قیمتها میتواند نسبتهای ارزشگذاری برخی شرکتها را جذابتر کند، اما حمایت بنیادی با حمایت قطعی تفاوت دارد.
اگر شدت ریسکهای سیاسی افزایش یابد، سودآوری شرکتها آسیب ببیند یا جریان خروج پول ادامه پیدا کند، هیچ سطحی را نمیتوان کف تضمینشده بورس دانست.
به همین دلیل، محدوده ۷ میلیون واحد باید بهعنوان سناریوی تحلیلی پورکار بررسی شود، نه نقطهای که بازار الزاماً در آن متوقف خواهد شد.
خروج ۳۰ همت پول از بورس؛ سرمایه سهامداران کجا رفت؟
یکی دیگر از موضوعات مهم معاملات اخیر، جابهجایی نقدینگی میان بازار سهام و صندوقهای سرمایهگذاری است.
در گفتوگوی مطرحشده با آراد پورکار، به خروج حدود ۳۰ همت پول از بازار سهام در هفته گذشته اشاره شده است.
این رقم باید بهعنوان برآورد مطرحشده در گفتوگو در نظر گرفته شود؛ زیرا میزان خروج تجمعی سرمایه بسته به بازه زمانی و اینکه سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی در محاسبه لحاظ شوند یا خیر، متفاوت خواهد بود.
پورکار توضیح میدهد که بخشی از سرمایهگذاران در جریان معاملات، نقدینگی خود را از سهام خارج میکنند و در صورت مشاهده نکردن فرصت خرید مناسب، منابع را به صندوقهای درآمد ثابت منتقل میکنند.
در این وضعیت، صندوقهای درآمد ثابت میتوانند نقش محل نگهداری موقت نقدینگی را ایفا کنند.
با این حال، ورود پول به صندوقهای درآمد ثابت لزوماً به معنای آماده بودن تمام این منابع برای بازگشت فوری به بورس نیست.
برخی سرمایهگذاران ممکن است به دلیل کاهش ریسک یا نیاز به نقدشوندگی، تصمیم بگیرند برای مدت طولانیتری از بازار سهام فاصله بگیرند.
به باور پورکار، کاهش ریسک نظامی میتواند یکی از مهمترین شرایط لازم برای بازگشت این سرمایهها باشد.
آیا رفع محاصره دریایی باعث رشد بورس میشود؟
یکی از متغیرهای مهم پیشروی شرکتهای بزرگ بورسی، وضعیت محدودیتهای تجاری و حملونقل دریایی است.
بخش مهمی از صنایع صادراتمحور ایران برای فروش محصولات و دریافت درآمد ارزی به مسیرهای تجاری بینالمللی وابستهاند.
در چنین شرایطی، اختلال در حملونقل، افزایش هزینه بیمه و محدودیت انتقال محمولهها میتواند بر فروش و سودآوری شرکتها اثر بگذارد.
آراد پورکار معتقد است اگر مذاکرات به توافقی منجر شود که محدودیتهای دریایی را کاهش دهد و امکان صادرات و دریافت منابع ارزی را بهبود ببخشد، بخشی از شرکتهای بورسی میتوانند با چشمانداز مثبتتری مواجه شوند.
این تغییر بهویژه برای صنایع پتروشیمی، فلزات و برخی تولیدکنندگان صادراتی اهمیت دارد.
البته رفع محدودیتها بهتنهایی رشد قطعی سودآوری را تضمین نمیکند؛ زیرا میزان تولید، قیمت جهانی محصولات، هزینه انرژی و شرایط تسویه ارزی نیز مؤثر هستند.
با این حال، کاهش هزینههای تجارت خارجی میتواند یکی از محرکهای احتمالی بهبود انتظارات سرمایهگذاران باشد.
تأثیر افزایش قیمت دلار بر بورس؛ چرا سهام هنوز رشد نمیکند؟
یکی از پرسشهای مهم بازار سرمایه این است که چرا با وجود افزایش نرخ دلار آزاد و حواله، بسیاری از نمادهای بورسی همچنان در مسیر اصلاح حرکت میکنند؟
در شرایط معمول، افزایش نرخ ارز میتواند درآمد ریالی شرکتهای صادراتمحور را تقویت کند.
برای مثال، شرکتهایی که محصولات خود را با قیمتهای جهانی میفروشند، در صورت افزایش نرخ تسعیر ارز و ثابت بودن سایر شرایط، ممکن است درآمد ریالی بیشتری شناسایی کنند.
پورکار نیز معتقد است افزایش نرخ دلار و انعکاس آن در گزارشهای ماهانه و میاندورهای شرکتها، میتواند به تقویت ارزش بنیادی سهام کمک کند.
با این حال، رشد نرخ ارز همیشه به افزایش سود خالص منجر نمیشود.
اگر همزمان هزینه مواد اولیه، انرژی، حملونقل و تجهیزات افزایش پیدا کند یا محدودیت صادرات ادامه یابد، بخشی از منافع ارزی شرکتها ممکن است خنثی شود.
در شرایط فعلی نیز نگرانی درباره ریسکهای سیستماتیک باعث شده معاملهگران اهمیت بیشتری به احتمال اختلال در فعالیت شرکتها بدهند.
کدام صنایع لیدر بورس خواهند شد؟ ۴ گروه مهم از نگاه تحلیلگر بازار
آراد پورکار برای بازگشت احتمالی بورس، چند گروه صنعتی را در سناریوهای متفاوت مورد توجه قرار میدهد.
فلزات اساسی: این گروه از منظر افزایش نرخ ارز و درآمدهای صادراتی قابل بررسی است. پورکار معتقد است اگر بازار بدون تشدید تنشها به تعادل برسد، شرکتهای بزرگ فلزی میتوانند در بازگشت شاخص نقش مهمی داشته باشند.
صنایع شیمیایی و پتروشیمی: در صورت کاهش محدودیتهای دریایی و بهبود شرایط صادرات، شرکتهای شیمیایی ممکن است از افزایش فروش و کاهش هزینههای تجاری منتفع شوند. البته وضعیت خوراک، انرژی و بازارهای صادراتی همچنان تعیینکننده است.
پالایشیها: این صنعت نیز در صورت کاهش تنشها میتواند مورد توجه قرار گیرد، اما حساسیت به شرایط زیرساختی، تأمین خوراک و مقررات قیمتگذاری باید در تحلیل آن لحاظ شود.
بانکها: پورکار معتقد است بعضی نمادهای بانکی به دلیل تفاوت ساختار فعالیت با صنایع تولیدی و اصلاح قیمت اخیر، ظرفیت بررسی دارند. با این حال، ریسک اعتباری، کیفیت داراییها و وضعیت مطالبات همچنان از عوامل مهم ارزشگذاری بانکها هستند.
بنابراین معرفی این صنایع به معنای مناسب بودن تمام نمادهای آنها برای خرید نیست و عملکرد هر شرکت باید جداگانه بررسی شود.
پیشبینی بورس در روزهای آینده؛ بازگشت شاخص کل نزدیک است؟
بررسی شرایط فعلی بازار سهام سه سناریوی اصلی را پیش روی سرمایهگذاران قرار میدهد.
سناریوی نخست؛ ادامه اصلاح بورس
اگر نگرانیهای سیاسی افزایش یابد و جریان خروج پول حقیقی ادامه پیدا کند، احتمال تداوم فشار فروش وجود دارد.
در این حالت، بازار ممکن است به بررسی سطوح حمایتی پایینتر ادامه دهد و محدوده ۷ میلیون واحدی نیز در تحلیلهای میانمدت مورد توجه قرار گیرد.
سناریوی دوم؛ توقف ریزش و بازگشت تعادل
اگر تنشهای سیاسی افزایش پیدا نکند و حجم معاملات بهبود یابد، احتمال کاهش فشار فروش و شکلگیری تعادل در نمادهای بزرگ وجود خواهد داشت.
در این وضعیت، بررسی صفهای فروش، ارزش معاملات خرد و تغییر جریان پول حقیقی اهمیت ویژهای دارد.
سناریوی سوم؛ بازگشت روند صعودی
اگر مذاکرات به نتیجه ملموس برسد و محدودیتهای اقتصادی کاهش پیدا کند، ممکن است سرمایهگذاران بار دیگر به سمت سهام حرکت کنند.
در این سناریو، صنایع صادراتمحور و شرکتهایی که چشمانداز سودآوری آنها بهبود یافته است، میتوانند مورد توجه بیشتری قرار گیرند.
با این حال، بازگشت پایدار شاخص کل به ورود نقدینگی جدید و افزایش اعتماد سرمایهگذاران نیاز خواهد داشت.
جمعبندی؛ بورس در آستانه سقوط بیشتر است یا صعود دوباره؟
بازار سهام در هفته دوم آبان ۱۴۰۵ در شرایطی قرار گرفته که ریسکهای سیاسی بر عوامل بنیادی سایه انداختهاند.
افت شاخص کل به محدوده ۷ میلیون و ۶۰۰ هزار واحدی و خروج گسترده سرمایه حقیقی نشان میدهد معاملهگران همچنان برای افزایش ریسک سرمایهگذاری محتاط هستند.
با این حال، آراد پورکار معتقد است افزایش نرخ ارز و وضعیت بنیادی بخشی از شرکتها میتواند از ارزشگذاری بازار حمایت کند.
او محدوده ۷ میلیون واحد را حمایت بنیادی مهمی میداند و فلزات اساسی، شیمیاییها، پالایشیها و بانکها را در سناریوهای مختلف از صنایع دارای ظرفیت بازگشت معرفی میکند.
در مجموع، مهمترین شرط تغییر مسیر بورس، کاهش نااطمینانی سیاسی و بازگشت اعتماد سرمایهگذاران است. تا زمانی که تکلیف مذاکرات و ریسکهای منطقهای روشن نشود، حتی ارزندگی سهام نیز ممکن است برای آغاز یک روند صعودی پایدار کافی نباشد.
به همین دلیل، در روزهای آینده علاوه بر سطح شاخص کل، روند ورود و خروج پول حقیقی، حجم معاملات و کیفیت گزارشهای مالی شرکتها از مهمترین نشانههای تغییر احتمالی مسیر بازار خواهند بود.