علت مرگ ورزشکاران در زمین مسابقه چیست؟ از مرگ تلخ مهاجم تنریف تا بررسی ۶۱۷ حادثه مرگبار و ایست قلبی در فوتبال
حادثه تلخ درگذشت خسوس دیمیگل در روز سهشنبه ۳ نوامبر ۲۰۲۶، برابر با ۱۲ آبان ۱۴۰۵، بار دیگر موضوع ایمنی ورزشکاران و امکانات پزشکی ورزشگاهها را در کانون توجه قرار داده است.
این مهاجم ۳۰ ساله در جریان مسابقه تنریف و آندورا در لیگ دسته دوم اسپانیا، پس از برخورد با خسوس اوونو، دروازهبان حریف، دچار آسیب شد و با وجود انتقال به بیمارستان، جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در ۵ نوامبر، یافتههای اولیه کالبدشکافی، آسیب اتفاقی قفسه سینه را با علت مرگ او سازگار دانستهاند؛ اما بررسیهای پزشکی و قضایی هنوز نهایی نشده است.
این حادثه یادآور واقعیتی مهم است: برخورداری از آمادگی جسمانی بالا به معنای مصونیت کامل در برابر حوادث قلبی یا آسیبهای شدید ورزشی نیست.
علت مرگ خسوس دیمیگل چه بود؟ جزئیات تازه از کالبدشکافی
بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز و رسانههای اسپانیایی، برخورد دیمیگل با دروازهبان آندورا در وقتهای تلفشده مسابقه رخ داد.
پس از این برخورد، بازیکن تنریف هوشیاری خود را از دست داد و عوامل پزشکی برای رسیدگی وارد زمین شدند. او پس از اقدامات اولیه به بیمارستان دانشگاهی نوئسترا سنیورا د لا کاندلاریا منتقل شد.
باشگاه تنریف صبح روز سوم نوامبر درگذشت این بازیکن را تأیید کرد.
نتایج اولیه کالبدشکافی که روز پنجم نوامبر رسانهای شد، به آسیب اتفاقی قفسه سینه اشاره دارد. با این حال، تعیین دقیق سازوکار پزشکی مرگ نیازمند تکمیل آزمایشها و بررسی نهایی است.
بنابراین نباید بدون مدارک پزشکی قطعی، مرگ او را ناشی از بیماری قلبی مادرزادی یا پدیده خاصی مانند Commotio Cordis دانست.
تحقیقات قضایی درباره شرایط برخورد و اقدامات امدادی نیز ادامه دارد و آغاز این بررسیها به معنای اثبات تقصیر هیچیک از افراد حاضر در مسابقه نیست.
ایست قلبی ناگهانی؛ یکی از مهمترین عوامل مرگ ورزشکاران
ایست قلبی ناگهانی از جدیترین وضعیتهای اورژانسی در ورزش محسوب میشود.
این اتفاق زمانی رخ میدهد که قلب بهطور ناگهانی توانایی پمپاژ مؤثر خون را از دست میدهد. در نتیجه، خونرسانی به مغز و سایر اندامها مختل میشود و ورزشکار ممکن است در چند ثانیه بیهوش شود.
از جمله بیماریهای زمینهای مرتبط میتوان به کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک، اختلالات ارثی سیستم الکتریکی قلب، ناهنجاری عروق کرونر و التهاب عضله قلب اشاره کرد.
در ورزشکاران مسنتر نیز بیماری عروق کرونر اهمیت بیشتری پیدا میکند.
البته ایست قلبی، یک رویداد بالینی است و بهتنهایی علت زمینهای آن را مشخص نمیکند. برای تشخیص علت دقیق، بررسی سوابق پزشکی، آزمایشها و در موارد فوت، کالبدشکافی ضروری است.
آمار تکاندهنده فیفا؛ ۶۱۷ مورد حادثه و مرگ ناگهانی در فوتبال
یکی از مهمترین پژوهشهای جهانی درباره این موضوع، مطالعه ثبت مرگ ناگهانی فیفا در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ است.
این تحقیق اطلاعات مرتبط با ۶۱۷ مورد حادثه در فعالیتهای فوتبالی را از ۶۷ کشور بررسی کرده است.
۶۱۷
۱۴۲
۴۷۵
نتایج نشان داد در میان بازیکنان بالای ۳۵ سال که علت مرگ آنها تشخیص داده شده بود، بیماری عروق کرونر سهم قابل توجهی داشت و ۷۶ درصد موارد این گروه را تشکیل میداد.
در گروه ۳۵ سال و کمتر، مرگ ناگهانی بدون علت مشخص و برخی بیماریهای عضله قلب از عوامل مهم بودند.
حدود شش درصد موارد ثبتشده به مرگ ناگهانی ناشی از ضربه، از جمله برخی آسیبهای قفسه سینه، مربوط میشد.
نکته مهم: رقم ۶۱۷ به معنای فوت ۶۱۷ بازیکن نیست، زیرا ۱۴۲ نفر از افراد ثبتشده زنده ماندهاند. همچنین این مطالعه شامل فوتبال حرفهای و آماتور است و نمیتوان نتایج آن را بدون توجه به محدودیتهای پژوهش به تمام رشتههای ورزشی تعمیم داد.
ضربه به سر و خونریزی مغزی؛ عامل مرگ در بوکس و ورزشهای برخوردی
آسیبهای شدید مغزی یکی دیگر از عوامل شناختهشده مرگ در مسابقات ورزشی هستند.
در رشتههایی مانند بوکس، راگبی، ورزشهای رزمی و برخی ورزشهای سرعتی، ضربه مستقیم یا سقوط ممکن است موجب خونریزی داخل جمجمه، آسیب عروق یا تورم مغز شود.
بر اساس پژوهشی درباره مرگهای مرتبط با بوکس در استرالیا، طی سالهای ۱۸۳۲ تا ۲۰۲۰ تعداد ۱۶۳ مورد مرگ ثبت شده است.
از این تعداد، ۱۲۱ مورد، معادل ۷۴.۲ درصد، به آسیب مغزی ناشی از ضربه ارتباط داشت.
این یافته در پژوهش منتشرشده در مجله Journal of Science and Medicine in Sport ارائه شده است.
البته این آمار مربوط به مرگهای ثبتشده در بوکس استرالیاست و نباید به معنای نرخ مرگ در میان همه بوکسورها تلقی شود.
از شناختهشدهترین نمونهها میتوان به دوککو کیم در سال ۱۹۸۲، مکسیم داداشف در سال ۲۰۱۹ و پاتریک دی در همان سال اشاره کرد.
ضربه به قفسه سینه چگونه باعث ایست قلبی میشود؟
یکی از پدیدههای نادر اما خطرناک در ورزش، Commotio Cordis یا اختلال مرگبار ریتم قلب بر اثر ضربه مستقیم به قفسه سینه است.
این اتفاق هنگامی رخ میدهد که ضربهای ناگهانی در بخش بسیار کوتاهی از چرخه الکتریکی قلب وارد شود و باعث آریتمی خطرناک شود.
نکته قابل توجه آن است که این وضعیت میتواند در فردی بدون بیماری قلبی شناختهشده نیز اتفاق بیفتد.
انجمن قلب آمریکا تأکید میکند که این پدیده بسیار نادر است و با احیای سریع قلبیریوی و استفاده از دستگاه شوک خودکار، شانس زندهماندن فرد افزایش مییابد.
با این حال، هر ضربه به قفسه سینه که به ایست قلبی منجر شود، الزاماً از این نوع نیست؛ زیرا آسیب ساختاری قلب، عروق و اندامهای داخلی نیز ممکن است پیامدهای مشابهی ایجاد کند.
از مارک ویوین فوئه تا آنتونیو پوئرتا؛ مرگهای تلخ فوتبال
تاریخ فوتبال جهان نمونههای متعددی از حوادث ناگهانی در زمین مسابقه دارد.
مارک ویوین فوئه، بازیکن تیم ملی کامرون، در سال ۲۰۰۳ هنگام مسابقه جام کنفدراسیونها مقابل کلمبیا بیهوش شد و درگذشت. بررسیهای پزشکی بعدی علت مرگ را به مشکلات قلبی مرتبط دانستند.
آنتونیو پوئرتا، بازیکن سویا، نیز در سال ۲۰۰۷ هنگام مسابقه مقابل ختافه دچار عارضه قلبی شد و سه روز بعد در بیمارستان جان باخت.
میکلوش فهر در سال ۲۰۰۴، پیرماریو موروسینی در سال ۲۰۱۲، پاتریک اکنگ در سال ۲۰۱۶ و رافائل دوامنا در سال ۲۰۲۳ از دیگر فوتبالیستهایی هستند که پس از حوادث قلبی هنگام مسابقه درگذشتند.
این موارد نشان میدهد که سن پایین، فعالیت منظم و حضور در فوتبال حرفهای بهتنهایی نمیتواند خطر بیماریهای قلبی را حذف کند.
مرگ در اتومبیلرانی، دوچرخهسواری و کریکت؛ خطر فقط ایست قلبی نیست
در ورزشهای سرعتی، نوع خطر متفاوت است.
آیرتون سنا، قهرمان مشهور فرمول یک، در اول مه ۱۹۹۴ پس از تصادف در پیست ایمولا جان باخت. این حادثه به یکی از نقاط مهم بازنگری ایمنی مسابقات اتومبیلرانی تبدیل شد.
در دوچرخهسواری نیز فابیو کازارتلی در تور دو فرانس ۱۹۹۵ و گینو مادر در تور سوئیس ۲۰۲۳، پس از سقوطهای شدید جان خود را از دست دادند.
در کریکت، فیلیپ هیوز در سال ۲۰۱۴ بر اثر برخورد توپ با ناحیه گردن دچار آسیب عروقی و خونریزی مغزی شد و دو روز بعد درگذشت.
این نمونهها نشان میدهند که آسیب به سر، گردن و عروق حیاتی میتواند حتی در ورزشهایی که برخورد مستقیم بدنی هدف اصلی آنها نیست، پیامد مرگبار داشته باشد.
مقایسه عوامل خطر در رشتههای مختلف ورزشی
|
رشته ورزشی |
خطرات مرگبار شناختهشده |
|---|---|
|
فوتبال و بسکتبال |
ایست قلبی، بیماریهای قلبی و ضربه شدید |
|
بوکس و ورزشهای رزمی |
آسیب مغزی و خونریزی داخل جمجمه |
|
اتومبیلرانی و موتورسواری |
تصادفات شدید و آسیبهای چندگانه |
|
دوچرخهسواری |
سقوط، ضربه سر و آسیب گردن |
|
ماراتن و دوهای استقامتی |
حوادث قلبی و گرمازدگی شدید |
|
ورزشهای آبی |
غرقشدگی و حوادث قلبی |
|
اسکی و سوارکاری |
سقوط و آسیب سر، گردن و ستون فقرات |
این جدول خطرات مهم هر رشته را نشان میدهد، نه رتبهبندی احتمال مرگ. برای مقایسه علمی میزان خطر باید تعداد ورزشکاران و میزان مواجهه آنها با مسابقه و تمرین نیز در نظر گرفته شود.
کدام ورزش بیشترین آمار ایست قلبی را دارد؟
پژوهشی در آمریکا طی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸، مجموعاً ۳۳۱ مورد ایست قلبی ناگهانی و مرگ ناگهانی قلبی را در ورزشکاران جوان ثبت کرد.
از این تعداد، ۱۷۳ نفر درگذشتند و ۱۵۸ نفر زنده ماندند.
توزیع موارد در برخی رشتهها چنین بود:
۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸؛ مجموع موارد شامل فوتیها و نجاتیافتگان است، نه تعداد مرگها بهتنهایی.
چگونه میتوان از مرگ ناگهانی ورزشکاران جلوگیری کرد؟
پیشگیری کامل از تمام حوادث ورزشی امکانپذیر نیست، اما اقدامات پزشکی و ایمنی میتوانند خطر را کاهش دهند.
ارزیابی قلبی متناسب با سن، سابقه خانوادگی، علائم و سطح فعالیت ورزشکار اهمیت زیادی دارد. همچنین درد قفسه سینه هنگام ورزش، غش بیدلیل، تپش قلب غیرعادی و تنگی نفس نامتناسب با فعالیت باید جدی گرفته شوند.
از سوی دیگر، حضور نیروهای آموزشدیده و تجهیزات احیا در ورزشگاهها ضروری است.
در مطالعه فیفا، میزان بقای ثبتشده در مواردی که احیای قلبیریوی همراه با دستگاه شوک خودکار انجام شده بود، به ۸۵ درصد رسید؛ در مقایسه با ۳۵ درصد در موارد بدون استفاده از دستگاه شوک. این نتایج مشاهدهای هستند و به معنای تضمین نجات همه ورزشکاران نیستند.
اگر ورزشکاری ناگهان بیهوش شد و تنفس طبیعی نداشت، باید فوراً با اورژانس تماس گرفت، احیای قلبیریوی را آغاز کرد و در اولین فرصت از دستگاه AED طبق دستورهای آن استفاده کرد.
جمعبندی؛ پیام مهم مرگ تلخ مهاجم تنریف برای ورزش جهان
درگذشت خسوس دیمیگل بار دیگر نشان داد که ایمنی ورزشکاران باید به اندازه کیفیت فنی مسابقات مورد توجه قرار گیرد.
شواهد علمی تأیید میکنند که بیماریهای قلبی و آسیبهای ناشی از برخورد از مهمترین مخاطرات بالقوه ورزش حرفهای و آماتور هستند؛ اما علت دقیق و میزان خطر میان رشتههای مختلف تفاوت دارد.
بررسیهای جهانی فیفا، پژوهشهای مربوط به بوکس و مطالعات ایست قلبی در ورزشکاران جوان، همگی بر اهمیت شناسایی خطرات، اقدامات پیشگیرانه و واکنش سریع پزشکی تأکید میکنند.
مهمترین نتیجه این است که در بسیاری از حوادث قلبی، سرعت شروع احیا و دسترسی به دستگاه شوک میتواند تفاوت میان مرگ و زندگی باشد.
حادثه تنریف همچنین یادآور ضرورت بررسی مستقل نحوه رسیدگی پزشکی به مصدومان است؛ موضوعی که در پرونده دیمیگل هنوز مراحل قانونی خود را طی میکند.
در نهایت، سرمایهگذاری در تجهیزات ایمنی، آموزش مربیان و داوران و ایجاد پروتکلهای روشن برای حوادث اورژانسی، از مهمترین اقداماتی است که میتواند از تکرار بخشی از این تراژدیها جلوگیری کند.