پرسپولیس بازیکنسالار شده است؟
فوتبال ایران سالهاست با یک الگوی تکرارشونده و آشنا زندگی میکند؛ الگویی که در آن شکست، نه فقط به از دست رفتن امتیاز، بلکه به انفجار حاشیه، شایعه و بحران منجر میشود. تا زمانی که نتایج روی نوار پیروزی حرکت میکنند، سکوت و آرامش نسبی بر تیمها حاکم است، اما کافی است چند نتیجه ضعیف رقم بخورد تا فضای رسانهای و هواداری به سرعت ملتهب شود. پرسپولیس در هفتههای اخیر، بار دیگر به مرکز این چرخه همیشگی بازگشته است؛ تیمی که با سه شکست پیاپی مقابل ملوان، گلگهر و خیبر خرمآباد، نهتنها از مسیر امتیازگیری خارج شده، بلکه وارد کانون شایعاتی شده که ریشه در ناکامیهای فنی دارد.
شکستهایی که فقط امتیاز نگرفتند
سه باخت متوالی برای تیمی مانند پرسپولیس، آن هم در شرایطی که این باشگاه همواره مدعی قهرمانی بوده، بهطور طبیعی زنگ خطر را به صدا در میآورد. این شکستها صرفاً جدول ردهبندی را تحت تأثیر قرار ندادند، بلکه ذهنیت هواداران را نیز به سمت چرایی این افت سوق دادند. پرسپولیس در این دیدارها نهتنها از نظر نتیجه، بلکه در برخی مقاطع از نظر کیفیت بازی نیز انتظارات را برآورده نکرد و همین مسئله باعث شد تحلیلها از چارچوب فنی خارج شده و به سمت فرضیههای حاشیهای حرکت کند.
بازگشت شایعه قدیمی کمکاری
در چنین فضایی، کانالهای هواداری پرسپولیس در شبکههای اجتماعی، از شب گذشته نظریهای بحثبرانگیز را مطرح کردهاند؛ نظریهای که پیش از این نیز در مقاطع مختلف فوتبال ایران شنیده شده و به ادعای کمکاری بازیکنان بازمیگردد. بر اساس این روایت، اوسمار ویرا در نقلوانتقالات زمستانی قصد داشته چند بازیکن را در لیست مازاد قرار دهد، اما مدیریت باشگاه با این تصمیم مخالفت کرده و سرمربی برزیلی را از این اقدام منصرف ساخته است. هواداران مدعیاند بازیکنانی که از این موضوع مطلع شدهاند، اکنون با ارائه نمایشهای ضعیف، بهصورت غیرمستقیم زمینهساز اخراج سرمربی شدهاند.
اوسمار ویرا و چالش اقتدار فنی
اوسمار ویرا از زمان حضورش در پرسپولیس همواره با این پرسش مواجه بوده که تا چه اندازه اختیار فنی کامل دارد. شایعه اخیر، بار دیگر موضوع رابطه سرمربی و مدیریت را به صدر توجه آورده است. اگرچه هیچ سند رسمی یا اظهارنظر مستقیمی این ادعا را تأیید نمیکند، اما طرح چنین موضوعی نشان میدهد بخشی از هواداران باور دارند مشکل پرسپولیس صرفاً تاکتیکی یا فنی نیست، بلکه به ساختار تصمیمگیری در باشگاه بازمیگردد. در فوتبال حرفهای، تضعیف اقتدار سرمربی، چه واقعی باشد و چه در حد شایعه، میتواند مستقیماً بر عملکرد تیم اثر بگذارد.
عملکرد فردی زیر ذرهبین هواداران
برای تقویت این ادعا، هواداران در فضای مجازی به افت برخی بازیکنان کلیدی اشاره میکنند. ضعفهای دفاعی مرتضی پورعلیگنجی، شرایط غیرمنتظره میلاد سرلک و سروش رفیعی در میانه میدان، افت محسوس امید عالیشاه و فرصتسوزیهای علی علیپور، از جمله مصادیقی است که بهعنوان شواهد کمکاری مطرح میشود. این در حالی است که همین بازیکنان در مقاطع دیگر، ستونهای اصلی موفقیت پرسپولیس بودهاند و همین تضاد، به دامن زدن به شایعات کمک کرده است.
مرز باریک افت فنی و کمکاری
با این حال، تفکیک افت فنی از کمکاری عمدی، کاری پیچیده و حساس است. فوتبال حرفهای، بهویژه در فشردگی مسابقات و فشار روانی ناشی از انتظارات بالا، میتواند باعث نوسان عملکرد بازیکنان شود. مصدومیتهای پنهان، خستگی ذهنی، تغییرات تاکتیکی و حتی افت انگیزه، عواملی هستند که بدون نیاز به فرضیههای جنجالی، میتوانند کیفیت بازی یک تیم را کاهش دهند. نسبت دادن هر نمایش ضعیف به کمکاری، اگرچه برای هواداران خشمگین قانعکننده است، اما از منظر تحلیلی نیازمند شواهد محکمتری است.
نقش رسانهها در بازنشر شایعات
در این میان، پایگاه خبری فوتبالی نیز با رویکردی محتاطانه، شایعه کمکاری بازیکنان پرسپولیس را نه تأیید و نه تکذیب کرده و صرفاً به بازنشر ادعاهای مطرحشده در برخی کانالهای هواداری بسنده کرده است. این رفتار رسانهای، اگرچه از منظر حرفهای قابل درک است، اما نشان میدهد فضای فوتبال ایران تا چه اندازه مستعد تبدیل شایعه به خبر است. بازنشر بدون تحلیل عمیق، گاهی میتواند به تقویت فضای بیاعتمادی میان هواداران، بازیکنان و کادر فنی منجر شود.
پرسپولیس و تجربههای مشابه در گذشته
پرسپولیس پیش از این نیز دورههایی مشابه را تجربه کرده است؛ دورههایی که در آن، با چند نتیجه ضعیف، شایعات اختلاف در رختکن یا بازیکنسالاری مطرح شده و حتی منجر به تغییرات مدیریتی یا فنی شده است. تاریخ این باشگاه نشان میدهد عبور از چنین مقاطعی، نیازمند تصمیمگیریهای سریع، شفاف و قاطع است. هرگونه تعلل یا سکوت طولانی، میتواند شایعات را به واقعیت ذهنی هواداران تبدیل کند.
مدیریت، حلقه گمشده بحرانها
در تحلیل نهایی، نقش مدیریت باشگاه در کنترل این بحران پررنگتر از هر عامل دیگری است. شفافسازی درباره اختیارات سرمربی، حمایت علنی از کادر فنی یا در صورت لزوم، اصلاح مسیر با تصمیمات روشن، میتواند از گسترش حواشی جلوگیری کند. در غیاب چنین رویکردی، حتی اگر شایعه کمکاری واقعیت نداشته باشد، اثر روانی آن میتواند عملکرد تیم را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد.
جمعبندی
پرسپولیس امروز بیش از آنکه قربانی یک نظریه اثباتنشده باشد، اسیر چرخه آشنای شکست و حاشیه شده است. سه باخت متوالی، بستر لازم برای شکلگیری شایعاتی مانند کمکاری بازیکنان را فراهم کرده، اما تبدیل این شایعات به واقعیت قطعی، بدون شواهد روشن، میتواند آسیبزننده باشد. آنچه پرسپولیس در این مقطع نیاز دارد، بازگشت تمرکز به مسائل فنی، حمایت حسابشده از کادر مربیگری و مدیریت هوشمندانه فضای رسانهای است؛ در غیر این صورت، حاشیهای که از باخت آغاز شده، ممکن است به بحرانی عمیقتر در ساختار این باشگاه پرطرفدار تبدیل شود.






