آرژانتین دیگر نمیدود، اما هنوز بلد است ببرد؛ مأموریت ناتمام مسی در یکشنبه بزرگ لید
آیا یک ستاره میتواند از خودمحوری فاصله بگیرد؟ آیا میتواند از نورافکن بیرون بایستد و همچنان بزرگ بماند؟ در مورد لیونل مسی، پاسخ ساده نیست. او سالهاست مرکز داستان آرژانتین است، اما تیم اسکالونی در بهترین نسخه خود، مسی را از «همه چیز» به «مهمترین چیز» تبدیل کرده بود؛ تفاوتی ظریف اما حیاتی. آرژانتین قهرمان ۲۰۲۲ تیمی بود که برای مسی میجنگید، اما فقط با مسی تعریف نمیشد.
حالا در جام جهانی ۲۰۲۶، این تعادل دوباره زیر فشار قرار گرفته است. مسی هنوز میتواند با یک ارسال، یک مکث یا یک لمس، جریان مسابقه را تغییر دهد؛ همانطور که مقابل سوئیس با ارسال کرنر خود زمینهساز گل الکسیس مکآلیستر شد. اما بدن تیم دیگر آن تازگی گذشته را ندارد. قهرمانان جهان هنوز میدانند چگونه در لحظههای سخت زنده بمانند، ولی مسیر رسیدن به آن لحظهها دشوارتر، کندتر و فرسایندهتر شده است.
شب کانزاس؛ جایی که آلوارز دوباره وارد جام شد
در شب پرالتهاب کانزاس، آرژانتین زود به گل رسید و همه چیز میتوانست به سمت یک بازی کنترلشده برود. گل دقیقه ۱۰ مکآلیستر، سناریویی ایدهآل برای تیمی بود که در اوج خود با مالکیت، ریتم و صبر حریف را فرسوده میکرد. اما آنچه بعد از آن رخ داد، نشانه تغییر وضعیت بود: آرژانتین عقب نشست، توپ را واگذار کرد، زیر فشار سوئیس رفت و در نیمه دوم با گل دن اندویه به تساوی رسید.
پس از اخراج بحثبرانگیز بریل امبولو در دقیقه ۷۲، انتظار میرفت آرژانتین با یک بازیکن بیشتر، بازی را زودتر تمام کند؛ اما حتی مقابل سوئیس ۱۰ نفره هم قفل بازی تا وقت اضافه باز نشد. در نهایت، خولیان آلوارز در دقیقه ۱۱۲ با شوتی تماشایی دوباره خودش را به مرکز روایت آورد و لائوتارو مارتینز در دقیقه ۱۲۱ گل سوم را زد. این همان لحظهای بود که آلوارز یادآوری کرد فقط یک مهاجم سخاوتمند و دونده نیست؛ او مهاجمی است که میتواند در تاریکترین دقیقهها، ضربه قهرمانی بزند.
آرژانتین هویت قدیمیاش را گم کرده است؟
بزرگترین نگرانی درباره آرژانتین، نتیجه نیست؛ شکل نتیجه است. قهرمان جهان هنوز میبرد، اما دیگر همیشه شبیه خودش نمیبرد. تیمی که با پاسهای کوتاه، مالکیت هدفمند و کنترل احساسی بازی شناخته میشد، در بخشهایی از دیدار با سوئیس به ارسالهای بلند، دفاع فشرده و واکنشهای دیبو مارتینز وابسته شد. این تغییر فقط یک انتخاب تاکتیکی نبود؛ نشانه فرسودگی بود.
وقتی تیمی توان حفظ توپ ندارد، عقب مینشیند. وقتی هافبکها فرصت تنفس پیدا نمیکنند، فاصله خطوط زیاد میشود. وقتی مسی قابل تعویض نیست و هافبکهای اصلی هم باید تا آخرین حد توان در زمین بمانند، هزینه جسمانی هر مسابقه روی مسابقه بعدی انباشته میشود. اسکالونی پس از پیروزی مقابل سوئیس گفت «رنج کشیدن در DNA آرژانتین است» و یادآوری کرد تیمش در همین مراحل حذفی پیشتر نیز مقابل کیپورد و مصر با بحران برگشته بود؛ اما همین جمله، هم ستایش است و هم هشدار.
موتور میانی گیر کرده است
آرژانتین هنوز قطعات طلایی دارد: دیبو مارتینز قابل اتکاست، مدافعان میانی در لحظههای حیاتی دیوار میشوند، مسی هنوز معنای لحظه را میفهمد و آلوارز و لائوتارو میتوانند از نیمفرصتها گل بسازند. اما موتور میانی تیم، جایی که باید ریتم، فشار، گردش توپ و استراحت ذهنی ساخته شود، دیگر روان کار نمیکند.
گاردین در گزارش تحلیلی خود پیش از نیمهنهایی نوشت آرژانتین در میانه زمین کیفیت فنی دارد، اما از نظر استقامت و سرعت ممکن است مقابل بازیکنان پویایی مثل جود بلینگام و دکلان رایس به دردسر بیفتد. همین گزارش همچنین به آسیبپذیری سمت راست دفاع آرژانتین اشاره کرد؛ جایی که ناهوئل مولینا مقابل دن اندویه شب دشواری داشت و انگلیس میتواند آن فضا را هدف بگیرد.
فهرست ۱۷ نفره اسکالونی
واقعیت دوم، همان چیزی است که از دل تصمیمهای اسکالونی بیرون میآید: این تیم در عمل با یک هسته محدود بازی میکند. اگرچه فهرست رسمی پر از نام است، اما در لحظات حیاتی، اعتماد سرمربی بیشتر به همان قهرمانان امتحانپسداده برمیگردد. او تعویض میکند، اما انقلاب نمیکند. جابهجایی انجام میدهد، اما ستونها را دست نمیزند.
این محافظهکاری قابل فهم است. در نیمهنهایی جام جهانی، کمتر مربیای جرئت میکند ساختار تیم قهرمان جهان را ناگهان زیر و رو کند. نتایج هم تا اینجا به سود اسکالونی بودهاند: آرژانتین زنده است، به نیمهنهایی رسیده و فقط یک برد با فینال فاصله دارد. اما عضلات خسته بازیکنان، کندی انتقالها و افت انرژی در نیمه دوم مسابقات، استدلال مخالف را زنده نگه میدارد: آیا زمان اعتماد به قهرمانان غیرمنتظره فرا رسیده است؟
انگلیس؛ چالشی متفاوت از هرچه آرژانتین دیده است
نیمهنهایی مقابل انگلیس، برای آرژانتین صرفاً یک بازی دیگر نیست. این مسابقه از نظر تاریخی، احساسی و تاکتیکی بار سنگینی دارد. رویترز گزارش داده این دیدار در آتلانتا برگزار میشود و نخستین رویارویی لیونل مسی با تیم ملی انگلیس در دوران بینالمللی او خواهد بود؛ حریفی که عجیبترین غایب کارنامه ملی مسی بوده است.
اما اهمیت بازی فقط در روایت مسی و انگلیس نیست. انگلیس تیمی است که میتواند ضعفهای فعلی آرژانتین را بیرحمانه آشکار کند: سرعت، انرژی، قدرت بدنی، پرس، و توان حمله از فضاهای کناری. میکا ریچاردز، کارشناس BBC، در نقل قولی که رویترز بازتاب داده، انگلیس را از نظر دوندگی و توان فیزیکی برتر دانسته، اما همزمان هشدار داده آرژانتین «آن نابغه کوچک، مسی» را دارد.
هنر دانستنِ چگونه بردن
برای سه سال و نیم، آرژانتین تیمی بود که هم خوب بازی میکرد و هم خوب میبرد. حالا شاید بخش اول کمرنگتر شده باشد، اما بخش دوم هنوز زنده است. این تیم دیگر همیشه زیبا نیست، اما بلد است زنده بماند. بلد است لحظه را تحمل کند. بلد است در دقیقه ۱۱۲، از دل رنج، یک شوت آلوارز بیرون بکشد. بلد است وقتی بازی شبیه پایان است، آن را به آغاز دوباره تبدیل کند.
همین «فرهنگ پیروزی» است که آرژانتین را خطرناک نگه میدارد. بسیاری از تیمها انرژی دارند، اما حافظه قهرمانی ندارند. بسیاری از تیمها میدوند، اما نمیدانند در دقیقههای مرگ چه باید کرد. آرژانتین شاید دیگر تروتازهترین تیم جام نباشد، اما تیمی است که با جام جهانی، فشار، وقت اضافه، ضربات آخر و رنج آشناست.
مأموریت ناتمام مسی
در همه این دسیسهها و تردیدها، یک خط داستانی همچنان از همه پررنگتر است: مسی و یکشنبه نهایی. فینال جام جهانی ۲۰۲۶ طبق برنامه رسمی فیفا روز ۱۹ ژوئیه در ورزشگاه نیویورک/نیوجرسی برگزار میشود؛ همان یکشنبهای که میتواند آخرین پرده جام جهانی برای بازیکنی باشد که فوتبال آرژانتین را از زمینهای محلی تا جاودانگی برده است.
اگر تاریخ قرار باشد دایره خود را کامل کند، مسی باید آن روز در زمین باشد. نه فقط به خاطر نوستالژی، نه فقط به خاطر حقانیت شاعرانه، بلکه چون آرژانتین هنوز وقتی او در زمین است، معنای دیگری دارد. شاید بدن او دیگر همان بدن گذشته نباشد، شاید تیمش دیگر همان تیم بینقص دوران اوج نباشد، اما فوتبال همیشه فقط به توان فیزیکی خلاصه نمیشود. گاهی حافظه، رنج، غرور و لحظهشناسی همانقدر تعیینکنندهاند.
جمعبندی
آرژانتین به نیمهنهایی رسیده، اما با پرسشهای بزرگ: آیا این تیم هنوز میتواند سطح خود را بالا ببرد؟ آیا اسکالونی باید به همان قهرمانان فرسوده اعتماد کند یا راه را برای چهرههای تازه باز کند؟ آیا مسی میتواند یک بار دیگر از مرکز صحنه، نه با خودمحوری، بلکه با معنا دادن به جمع، تیمش را به فینال ببرد؟
پاسخ در بازی با انگلیس روشن میشود. ردهبندی میتواند قابل احترام باشد، اما فینال جاودانه است. آرژانتین حالا بیش از هر زمان دیگری به همان چیزی نیاز دارد که همیشه در عمیقترین لحظهها از آن ساخته شده است: رنج، ایمان، حافظه قهرمانی و یک ضربه آخر. مسی باید یکشنبه ۱۹ ژوئیه را بازی کند؛ آنوقت شاید همهچیز، از کانزاس تا آتلانتا و از زمینهای خاکی کودکی تا آخرین جام جهانی، معنا پیدا کند.