تهدید تازه ترامپ علیه ایران؛ «کنترل تنگه هرمز را در دست میگیریم»
ترامپ روز دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ در تماس تلفنی با برنامه «فاکس اند فرندز» گفت آمریکا در حال بهدستگرفتن تنگه هرمز است و ایران «چیزی در اختیار ندارد». او مدعی شد مقامهای ایرانی پس از یک جلسه طولانی تقریباً با همه موارد مورد مذاکره موافقت کرده بودند، اما بعداً خواستار ایجاد تغییراتی در توافق شدند. رئیسجمهوری آمریکا سپس گفت ایران طی چند دهه دولتهای مختلف آمریکا را در مذاکرات معطل کرده و باید ۴۷ سال قبل علیه آن اقدام میشد.
عبارت «۴۷ سال پیش» ظاهراً اشارهای به تحولات سال ۱۹۷۹، وقوع انقلاب ایران و آغاز بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران است. در چهارم نوامبر ۱۹۷۹ بیش از ۵۰ آمریکایی در سفارت این کشور گروگان گرفته شدند و این بحران ۴۴۴ روز ادامه یافت؛ رخدادی که به نقطه عطفی در قطع روابط تهران و واشنگتن تبدیل شد.
ترامپ در بخش دیگری از سخنانش تأکید کرد توافقی با ایران شکل گرفته بود، اما تهران آن را نقض کرد. او گفت: «ما یک توافق داشتیم؛ توافق نهایی شده بود و بعد آنها آن را شکستند.» بااینحال، ایران روایت کاملاً متفاوتی ارائه کرده و واشنگتن را به نقض تعهدات خود متهم میکند.
توافق ایران و آمریکا چه بود؟
توافق مورد اشاره ترامپ، تفاهمنامه ۱۴بندی اسلامآباد است که در ماه ژوئن با هدف توقف درگیریها و بازگشایی تنگه هرمز برای کشتیهای تجاری تنظیم شد. مطابق بند پنجم این تفاهمنامه، ایران متعهد شده بود برای مدت ۶۰ روز و بدون دریافت هزینه، حداکثر تلاش خود را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری میان خلیج فارس و دریای عمان انجام دهد.
مشکل اصلی از تفسیر متفاوت دو طرف درباره همین بند آغاز شد. تهران این عبارت را به معنای بهرسمیتشناختن نقش ایران در مدیریت عبور کشتیها میدانست، در حالی که آمریکا و کشورهای عربی منطقه معتقد بودند ایران فقط باید امنیت عبور آزاد را فراهم کند و اجازه ایجاد محدودیت، مجوز اجباری یا دریافت عوارض ندارد.
اختلافها تنها به تنگه هرمز محدود نماند. آمریکا در هفتم ژوئیه مجوزی را که امکان فروش بخشی از نفت ایران را فراهم میکرد لغو کرد؛ اقدامی که تهران آن را نقض تفاهمنامه دانست. در مقابل، واشنگتن حمله به کشتیهای تجاری و تلاش ایران برای کنترل مسیرهای عبور را دلیل بازگشت به فشار نظامی و اقتصادی اعلام کرد. بنابراین برخلاف روایت یکطرفه ترامپ، هر دو دولت دیگری را مسئول فروپاشی توافق معرفی میکنند.
آیا آمریکا واقعاً تنگه هرمز را کنترل کرده است؟
عبارت «کنترل تنگه هرمز» میتواند دو معنای متفاوت داشته باشد. اگر منظور ترامپ استقرار نیروهای دریایی، اسکورت کشتیها و ایجاد برتری نظامی باشد، آمریکا در تلاش است چنین نقشی را ایفا کند. مقامهای آمریکایی گفتهاند حدود ۲۰ کشتی در یک شبانهروز با حمایت نیروهای این کشور از منطقه عبور کردهاند.
اما اگر منظور، مالکیت یا حاکمیت حقوقی بر تنگه باشد، چنین ادعایی با ساختار حقوقی این آبراه همخوانی ندارد. تنگه هرمز میان ایران و عمان قرار دارد و مسیر تفکیک تردد کشتیها نیز با پیشنهاد مشترک این دو کشور در سال ۱۹۶۸ در سازمان بینالمللی دریانوردی تصویب شده است. آمریکا نمیتواند بهصورت یکجانبه خود را مالک یا مدیر دائمی کل این آبراه معرفی کند.
کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل برای تنگههای مورد استفاده در کشتیرانی بینالمللی، حق «عبور ترانزیتی» را به رسمیت میشناسد و تأکید میکند این عبور نباید مختل شود. به همین دلیل، هم بستن یکجانبه تنگه و هم تحمیل عوارض اجباری از سوی یک کشور با مخالفت نهادهای بینالمللی روبهرو میشود.
طرح دریافت عوارض ۲۰ درصدی از کشتیها
ترامپ پس از مصاحبه با فاکسنیوز، موضع خود را یک گام جلوتر برد و اعلام کرد آمریکا بهعنوان «نگهبان تنگه هرمز» عمل خواهد کرد. او همچنین از دریافت رقمی معادل ۲۰ درصد ارزش محموله کشتیهای عبوری بهعنوان هزینه حفاظت سخن گفت.
سازمان بینالمللی دریانوردی این پیشنهاد را رد کرده و اعلام کرده است عبور از تنگههای مورد استفاده در کشتیرانی بینالمللی باید بدون عوارض و هزینه اجباری انجام شود. این سازمان تأکید دارد هیچ مبنای حقوقی برای دریافت عوارض الزامی از کشتیهای عبوری وجود ندارد.
اظهارات ترامپ را میتوان بخشی از راهبرد چانهزنی او دانست؛ راهبردی که در آن ابتدا یک مطالبه حداکثری مطرح میشود و سپس همان مطالبه به ابزار مذاکره تبدیل میشود. بااینحال، اجرای واقعی عوارض ۲۰ درصدی میتواند هزینه حمل نفت، گاز و کالا را بهشدت افزایش دهد و با مخالفت کشورهای واردکننده انرژی روبهرو شود.
آیا ادعای «ایران دیگر چیزی ندارد» درست است؟
ترامپ مدعی شده نیروی دریایی، پدافند هوایی و ظرفیتهای موشکی ایران تا حد زیادی از بین رفته است. با وجود خسارات واردشده به زیرساختهای نظامی ایران، دادههای مستقل موجود برای تأیید ادعای «نابودی کامل» توان نظامی این کشور کافی نیست.
گزارشهای منتشرشده در همان روز نشان میدهد ایران همچنان توانایی اجرای حملات موشکی و پهپادی علیه اهدافی در منطقه را داشته و نیروهای آمریکایی نیز حملات تازهای را علیه پدافندها، رادارهای ساحلی، قایقها و تأسیسات نظامی ایران انجام دادهاند. ادامه عملیات دو طرف نشان میدهد نبرد پایان نیافته و عبارت «ایران چیزی ندارد» بیشتر یک ادعای سیاسی و تبلیغاتی است تا ارزیابی تأییدشده نظامی.
ادعای کنترل آمریکا با واقعیت کشتیرانی فاصله دارد
با وجود اعلام واشنگتن مبنی بر بازبودن تنگه هرمز، آمارهای ردیابی کشتیها از کاهش قابلتوجه تردد حکایت دارد. دادههای شرکت مارینترافیک نشان داد فعالیت شناورها میان دهم تا دوازدهم ژوئیه حدود ۵۲ درصد نسبت به هفته قبل کاهش یافته است. اطلاعات شرکت کپلر نیز تردد نفتکشها و کشتیهای حامل گاز را در پایینترین سطح دو ماه اخیر نشان میداد.
برخی کشتیها برای کاهش خطر، دستگاههای عمومی موقعیتیابی خود را خاموش کردهاند و تعدادی از شرکتها نیز عبور از تنگه را به تعویق انداختهاند. این وضعیت نشان میدهد اعلام «کنترل کامل» از سوی آمریکا الزاماً به معنای بازگشت امنیت و تردد عادی نیست.
کنترل پایدار یک آبراه راهبردی فقط با حضور ناوهای جنگی محقق نمیشود. شرکتهای کشتیرانی باید درباره امنیت خدمه، پوشش بیمه، خطر حمله و امکان تحویل محموله اطمینان پیدا کنند؛ شرایطی که هنوز فراهم نشده است.
تنگه هرمز چرا برای اقتصاد جهان حیاتی است؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. پیش از آغاز بحران، حدود یکپنجم انتقال جهانی نفت و گاز از این مسیر انجام میشد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا اعلام کرده بود در سال ۲۰۲۴ روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی از تنگه عبور کرده که معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی بوده است.
بخش بزرگی از صادرات انرژی عربستان، عراق، کویت، قطر و امارات به بازارهای آسیایی از تنگه هرمز میگذرد. برای بسیاری از محمولههای گاز طبیعی مایع قطر نیز مسیر دریایی جایگزین مؤثری وجود ندارد. به همین دلیل، حتی تهدید به بستهشدن این آبراه میتواند قیمت نفت، هزینه بیمه کشتیها، تورم و قیمت سوخت را در کشورهای مختلف افزایش دهد.
پس از سخنان جدید ترامپ و تشدید حملات، قیمت نفت برنت بیش از چهار درصد افزایش یافت و به حدود ۷۹ دلار در هر بشکه رسید. بازارها بیش از ادعاهای سیاسی، به میزان واقعی عبور کشتیها و احتمال طولانیشدن اختلال واکنش نشان میدهند.
جمعبندی؛ تهدید نظامی یا مقدمه یک توافق جدید؟
سخنان ترامپ درباره بهدستگرفتن تنگه هرمز، اعلام مالکیت رسمی آمریکا بر این آبراه نیست؛ بلکه تهدیدی برای ایجاد کنترل عملیاتی از طریق نیروی نظامی، اسکورت کشتیها و محرومکردن ایران از قدرت اثرگذاری بر مسیر تجارت انرژی است.
بااینحال، تحقق این هدف با موانع جدی روبهرو است. ایران همچنان حضور جغرافیایی و توان نظامی در سواحل شمالی تنگه دارد، امنیت کشتیرانی به حالت عادی بازنگشته و طرح دریافت عوارض آمریکا نیز با قواعد اعلامشده از سوی سازمان بینالمللی دریانوردی تعارض دارد.
اتهام نقض توافق نیز یکطرفه نیست. واشنگتن ایران را به حمله به کشتیها متهم میکند و تهران لغو معافیتهای نفتی و حملات آمریکا را نقض تفاهمنامه میداند. در چنین شرایطی، اظهارات تند ترامپ میتواند مقدمه فشار نظامی بیشتر باشد یا برای ایجاد برتری در مذاکرات بعدی به کار رود.
آنچه قطعی به نظر میرسد این است که ادامه بحران تنگه هرمز تنها ایران و آمریکا را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ بلکه مستقیماً بازار جهانی نفت، هزینه حملونقل و زندگی میلیونها مصرفکننده را هدف قرار میدهد.