کد خبر: ۶۶۱۷۳۵

پرسپولیس در محاصره تصمیم‌های متناقض؛ چرا هواداران دیگر به وعده‌ها اعتماد ندارند؟

جانشین پیروانی در پرسپولیس مشخص شد
بحران پرسپولیس دیگر به ناکامی در جذب یک بازیکن یا انتخاب دیرهنگام سرمربی محدود نیست. سرخ‌پوشان از فصلی ناتمام، بدون سهمیه آسیایی و با انبوهی از حاشیه عبور کرده‌اند، اما در آستانه فصل جدید نیز تاریخ آغاز لیگ قطعی نیست، تیم هجدهم هنوز مشخص نشده، ورزشگاه آزادی در دسترس قرار ندارد و چند پرونده نقل‌وانتقالاتی با روایت‌های متناقض همراه شده است. مجموعه این اتفاقات یک پرسش مهم را پیش روی هواداران قرار می‌دهد: مشکل اصلی پرسپولیس کمبود بازیکن است یا نبود یک مرکز واحد، متخصص و پاسخ‌گو برای تصمیم‌گیری؟
۱۶:۰۵ - ۲۴ تير ۱۴۰۵
وانانیوز|

فصل بیست‌وپنجم لیگ برتر پس از برگزاری ناقص هفته بیست‌وسوم و در پی شرایط جنگی نیمه‌تمام اعلام شد. هیئت‌رئیسه فدراسیون فوتبال تصمیم گرفت جدول موجود مبنای تصمیم‌های بعدی قرار گیرد و فصل بدون ادامه مسابقات به پایان برسد؛ اتفاقی کم‌سابقه که امکان تعیین رتبه‌ها در زمین مسابقه را از باشگاه‌ها گرفت.

پرسپولیس در زمان توقف مسابقات خارج از رتبه‌های اصلی کسب سهمیه قرار داشت و در فهرست معرفی‌شده به کنفدراسیون فوتبال آسیا جایی پیدا نکرد. استقلال و تراکتور در مسیر حضور در لیگ نخبگان قرار گرفتند و تعیین نماینده دیگر ایران نیز به وضعیت مجوز حرفه‌ای و تصمیم‌های بعدی فدراسیون گره خورد. باشگاه پرسپولیس به این شیوه معترض بود، اما اعتراض‌ها در نهایت سهمیه‌ای برای سرخ‌پوشان ایجاد نکرد.

این حذف فقط ازدست‌رفتن چند مسابقه آسیایی نیست. نبودن در آسیا به معنای کاهش دیده‌شدن برند باشگاه، ازدست‌رفتن درآمد احتمالی مسابقات بین‌المللی، دشوارترشدن جذب بازیکنان خارجی و کاهش جذابیت پروژه ورزشی پرسپولیس است. در چنین شرایطی انتظار می‌رفت مدیریت باشگاه فصل جدید را با برنامه‌ای روشن و کم‌حاشیه آغاز کند؛ اما تحولات تابستان بار دیگر همان آشفتگی پیشین را بازتولید کرد.

لیگ جدید هنوز تیم‌هایش را نمی‌شناسد

سازمان لیگ ابتدا اعلام کرد بیست‌وششمین دوره لیگ برتر با حضور ۱۸ تیم از ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ آغاز می‌شود. بااین‌حال، تازه‌ترین گزارش‌ها می‌گویند قرعه‌کشی قرار است در روزهای ابتدایی مرداد برگزار شود و احتمال تعویق چندروزه شروع مسابقات نیز وجود دارد. هنوز تاریخ جایگزین قطعی و رسمی اعلام نشده است.

ابهام مهم‌تر به تیم هجدهم مربوط می‌شود. طبق مصوبه فدراسیون، مس رفسنجان باید روز ۳۱ تیر در دیداری تک‌بازی و در زمین بی‌طرف برابر تیم سوم لیگ آزادگان قرار بگیرد و برنده، آخرین سهمیه لیگ برتر را به دست آورد. در جدول فعلی لیگ یک، صنعت نفت آبادان در رتبه سوم قرار دارد، اما رقابت‌های این لیگ هنوز به پایان نرسیده و نتیجه نهایی باید مشخص شود.

بنابراین سازمان لیگ در شرایطی درباره شروع فصل صحبت می‌کند که کمتر از سه هفته پیش از موعد اولیه، هنوز نام تمام تیم‌ها مشخص نیست. این وضعیت برنامه‌ریزی برای قرعه‌کشی، سفرها، ورزشگاه‌ها، قرارداد بازیکنان و آماده‌سازی تیمی را دشوار می‌کند. پرسپولیس نیز مانند سایر باشگاه‌ها باید در فضایی تیمش را ببندد که تقویم قطعی مسابقات در اختیارش نیست.

از اسکوچیچ تا تارتار؛ نیمکتی که دیر تعیین تکلیف شد

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تصمیم‌گیری پرابهام در پرسپولیس، ماجرای انتخاب سرمربی بود. مذاکره با دراگان اسکوچیچ برای چند روز به خبر اصلی اطراف باشگاه تبدیل شد، اما طرفین بر سر جزئیات قرارداد به توافق نرسیدند و این گزینه کنار رفت. مدت کوتاهی بعد، باشگاه مهدی تارتار را به‌عنوان سرمربی جدید معرفی کرد.

انتخاب تارتار به‌خودی‌خود نمی‌تواند نشانه ضعف مدیریت باشد؛ هر باشگاهی ممکن است پس از شکست مذاکره با گزینه نخست، سراغ مربی دیگری برود. مسئله اصلی، زمان ازدست‌رفته و نبود توضیح شفاف درباره معیار انتخاب‌هاست. هوادار نمی‌داند اسکوچیچ به دلیل اختلاف مالی کنار رفت، درباره اختیارات فنی توافق حاصل نشد یا تغییر نظر در سطوح مدیریتی رخ داد.

باشگاه حرفه‌ای پیش از آغاز پنجره نقل‌وانتقالات باید سرمربی، مدل بازی، فهرست نیازها و سقف بودجه خود را مشخص کرده باشد. وقتی این ترتیب برعکس می‌شود، احتمال جذب بازیکنانی که با خواسته مربی جدید هماهنگ نیستند افزایش پیدا می‌کند و مسئولیت تصمیم‌ها نیز میان مدیرعامل، هیئت‌مدیره، معاون ورزشی و کادر فنی دست‌به‌دست می‌شود.

پرونده کسری طاهری؛ یک انتقال و چند روایت متناقض

ماجرای کسری طاهری به نماد آشفتگی ارتباطی در نقل‌وانتقالات پرسپولیس تبدیل شد. ابتدا خبرهایی درباره توافق و حتی پیوستن رسمی این مهاجم جوان منتشر شد. سپس مشخص شد او همچنان با روبین‌کازان قرارداد دارد و دریافت رضایت‌نامه باشگاه روسی برای قطعی‌شدن انتقال ضروری است. باشگاه پرسپولیس بعدتر اعلام کرد قراردادی با بازیکن امضا نکرده و هزینه کلی انتقال، با توجه به درخواست یک‌میلیون‌دلاری روبین‌کازان، به حدود ۲۰۰ میلیارد تومان می‌رسد.

محسن خلیلی نیز گفت پس از بررسی مالی و هماهنگی با کادر فنی، پرسپولیس از ادامه این انتقال منصرف شده است. هم‌زمان، گزارش‌هایی منتشر شد که نساجی با پیشنهادی متفاوت برای جذب طاهری وارد مذاکره شده است.

مسئله اصلی این نیست که چرا پرسپولیس حاضر نشده ۲۰۰ میلیارد تومان برای یک بازیکن جوان هزینه کند؛ صرف‌نظرکردن از معامله‌ای گران می‌تواند تصمیمی کاملاً منطقی باشد. پرسش اینجاست که چرا پیش از روشن‌شدن وضعیت قرارداد، مبلغ رضایت‌نامه و امکان ثبت قانونی انتقال، خبر قطعی‌شدن آن در فضای عمومی شکل گرفت.

محمد قربانی؛ مانعی که باید زودتر دیده می‌شد

پرونده محمد قربانی نیز سرنوشت مشابهی پیدا کرد. نام هافبک ایرانی الوحده به‌عنوان یکی از اهداف اصلی پرسپولیس مطرح شد، اما قرارداد دوساله او با باشگاه اماراتی و هزینه رضایت‌نامه مانع انتقال شد. در نهایت گزارش شد که پرونده حضور قربانی در پرسپولیس بسته شده است.

شکست در جذب یک بازیکن لزوماً اتفاقی غیرعادی نیست. باشگاه‌های بزرگ جهان نیز با پاسخ منفی بازیکن یا قیمت بالای رضایت‌نامه مواجه می‌شوند. تفاوت در این است که مذاکره حرفه‌ای معمولاً پس از استعلام دقیق وضعیت قرارداد، بررسی بودجه و دریافت نظر قطعی سرمربی وارد مرحله رسانه‌ای می‌شود.

تکرار داستان‌هایی که ابتدا «انتقال نزدیک است» و چند روز بعد «پرونده بسته شد» نام می‌گیرند، اعتماد هوادار را فرسوده می‌کند. در چنین فضایی حتی خریدهای موفق نیز زیر سایه تردید قرار می‌گیرند.

آیا پرسپولیس واقعاً از چند اتاق فرمان اداره می‌شود؟

ادعای دخالت اسپانسرها، واسطه‌ها یا افراد خارج از ساختار رسمی باشگاه، بدون سند قضایی یا گزارش رسمی قابل اثبات نیست و نباید به‌عنوان واقعیت قطعی منتشر شود. بااین‌حال، تعدد روایت‌ها و تغییر ناگهانی تصمیم‌ها این تصور را در میان هواداران تقویت کرده که یک مرجع واحد بر امور فنی و نقل‌وانتقالاتی نظارت ندارد.

مدیرعامل فعلی پرسپولیس پیمان حدادی است و محسن خلیلی نیز به‌عنوان معاون ورزشی و سرپرست تیم فعالیت می‌کند. مهدی تارتار مسئولیت فنی را بر عهده دارد. در ساختار حرفه‌ای باید روشن باشد که سرمربی نیاز فنی را اعلام می‌کند، معاونت ورزشی مذاکره را پیش می‌برد، مدیرعامل بودجه و قرارداد را تأیید می‌کند و هیئت‌مدیره بر روند نظارت دارد.

وقتی هر بخش روایت متفاوتی ارائه دهد، زمینه برای شایعه درباره نقش واسطه‌ها فراهم می‌شود. شفافیت درباره مأموریت هر مدیر، مبلغ قراردادها و دلایل منتفی‌شدن انتقال‌ها بهترین راه مقابله با چنین گمانه‌زنی‌هایی است؛ نه تکذیب‌های پراکنده پس از گسترش بحران.

هواداران، بازندگان اصلی تصمیم‌های دیرهنگام

هوادار پرسپولیس علاوه بر ناکامی ورزشی، با مسئله ورزشگاه نیز روبه‌روست. زیرسازی چمن آزادی در حال تعویض است و برآوردهای رسانه‌ای می‌گویند این ورزشگاه احتمالاً تا دی‌ماه امکان میزبانی نخواهد داشت؛ هرچند این تاریخ هنوز موعد رسمی و تضمین‌شده افتتاح نیست. پرسپولیس احتمالاً باید بار دیگر بخشی از مسابقات خانگی خود را در ورزشگاه‌هایی مانند شهدای شهر قدس یا پاس برگزار کند.

ورزشگاه کوچک‌تر به معنای ظرفیت پایین‌تر تماشاگر، درآمد کمتر مسابقه و کاهش بخشی از امتیاز میزبانی است. وقتی این مشکل با ابهام در تقویم، انتخاب دیرهنگام مربی و نقل‌وانتقالات پرحاشیه همراه می‌شود، هوادار احساس می‌کند در تصمیم‌های باشگاه سهمی ندارد و تنها باید هزینه نتایج آن را تحمل کند.

پرسپولیس برای خروج از بحران به چه چیزی نیاز دارد؟

راه‌حل، خرید یک ستاره یا انتشار چند مصاحبه امیدوارکننده نیست. پرسپولیس به ساختاری نیاز دارد که در آن مسئولیت‌ها قابل ردیابی باشد. فهرست خرید باید با امضای سرمربی مشخص شود، وضعیت قراردادی بازیکنان پیش از مذاکره رسانه‌ای بررسی شود و هر انتقال از فیلتر فنی، پزشکی، حقوقی و مالی عبور کند.

باشگاه همچنین باید گزارشی شفاف از سیاست نقل‌وانتقالاتی، سقف هزینه‌ها و اولویت‌های تیم منتشر کند. قرار نیست جزئیات محرمانه مذاکرات افشا شود، اما هوادار حق دارد بداند چه کسی تصمیم نهایی را می‌گیرد و چرا یک پرونده پس از هفته‌ها تبلیغات شکست می‌خورد.

جمع‌بندی؛ این فوتبال هنوز باید متعلق به مردم باشد

مشکل امروز پرسپولیس فقط نیامدن کسری طاهری، شکست مذاکره با محمد قربانی یا انتخاب‌نشدن اسکوچیچ نیست. بحران واقعی، کاهش اعتماد هوادار به فرایند تصمیم‌گیری است. وقتی فصل گذشته ناتمام می‌ماند، سهمیه آسیا از دست می‌رود، فصل جدید بدون تقویم کاملاً قطعی نزدیک می‌شود و هر انتقال چند روایت متفاوت پیدا می‌کند، حتی تصمیم درست نیز مشکوک به نظر می‌رسد.

اتهام‌زنی بدون سند کمکی به اصلاح فوتبال نمی‌کند؛ اما پنهان‌شدن پشت تکذیب و مصاحبه نیز پاسخ مناسبی نیست. پرسپولیس برای بازگشت به مسیر موفقیت، پیش از خرید بازیکن به مدیریت منسجم، تقسیم مسئولیت روشن و پاسخ‌گویی نیاز دارد.

این فوتبال قرار بود متعلق به مردم باشد؛ مردمی که نه قرارداد می‌بندند، نه مربی انتخاب می‌کنند و نه در جلسات هیئت‌مدیره حضور دارند، اما بیشترین هزینه عاطفی تمام تصمیم‌های اشتباه را می‌پردازند.

 

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط