جدایی منیر و پنجره بسته استقلال؛ جای ستاره سابق بارسلونا چگونه پر میشود؟
پرونده منیر الحدادی در استقلال سرانجام روز ۲۳ تیر ۱۴۰۵ بسته شد. برخلاف بعضی روایتها، جدایی او فسخ یکطرفه نبود؛ ایسنا گزارش داد بازیکن مراکشی و مدیران استقلال برای پایان همکاری به توافق دوطرفه رسیدند. مونیر مشکلات خانوادگی را علت جدایی اعلام کرد و پذیرفت بابت فصل دوم قراردادش مبلغی دریافت نکند.
این تفاوت حقوقی اهمیت زیادی دارد. یاسر آسانی قرارداد خود را یکطرفه فسخ کرده و احتمال شکلگیری اختلاف حقوقی میان او و باشگاه وجود دارد، اما استقلال و مونیر با توافق از یکدیگر جدا شدند. بنابراین، مدیران آبی دستکم درباره قرارداد الحدادی با خطر مطالبه کامل دستمزد فصل آینده روبهرو نیستند.
بااینحال، حل شدن بخش مالی و حقوقی پرونده به معنای حل شدن مشکل فنی استقلال نیست.
چرا منیر الحدادی حاضر به بازگشت نشد؟
نخستین نشانههای جداییمنیر پس از خروج او از ایران در جریان جنگ ظاهر شد. این بازیکن در اسفند ۱۴۰۴ از مسیر زمینی خود را به ترکیه رساند و پس از آن، نگرانی خانوادهاش درباره بازگشت به تهران افزایش یافت. گزارشهای تیرماه نیز حاکی از آن بود که همسر او با بازگشتش به ایران موافق نیست و این بازیکن که در آستانه پدر شدن قرار دارد، شرایط خانوادگی را در اولویت قرار داده است.
در روزهای ابتدایی، باشگاه استقلال همچنان امیدوار بود مونیر به تعهدات قراردادی خود عمل کند. علی تاجرنیا گفته بود آخرین توافق دو طرف بر بازگشت بازیکن به تهران بوده و از او انتظار میرود بهعنوان یک فوتبالیست حرفهای قراردادش را اجرا کند. چند روز بعد اما مذاکرات به جدایی توافقی منتهی شد.
برخی گزارشها از درخواست منیر برای اصلاح دستمزد و دریافت بخش بیشتری از قرارداد در ابتدای فصل نیز خبر دادهاند. فوتبال ۳۶۰ نوشته است خانواده بازیکن با ادامه حضورش در ایران مخالف بودند و همزمان میان دو طرف درباره شرایط مالی نیز توافقی به دست نیامد. این بخش، گزارش رسانهای است و جزئیات قرارداد یا مذاکرات از سوی باشگاه استقلال بهصورت رسمی منتشر نشده است.
موضع سهراب بختیاریزاده درباره مونیر چه بود؟
پس از قطعی شدن جدایی، روایتی منتشر شد که سهراب بختیاریزاده مخالفت جدی با خروج مونیر نداشته است. براساس گزارش فوتبال ۳۶۰، سرمربی استقلال به مدیران باشگاه گفته بود الحدادی پس از مصدومیت فصل گذشته و بازگشت در شهرآورد، کیفیت پیشین خود را نشان نداده و حفظ او با رقم مالی بالاتر ضرورتی ندارد. در همین گزارش ادعا شده بختیاریزاده معتقد است یکی از بازیکنان جوان تیم میتواند عملکردی بهتر از مونیر داشته باشد.
این روایت را باید با احتیاط خواند؛ زیرا نقلقول مستقیم و عمومی از بختیاریزاده درباره بینیازی استقلال به مونیر منتشر نشده است. اتفاقاً گزارشهای چند روز قبلتر میگفتند سرمربی استقلال خواهان بازگشت بازیکن بوده و غیبت طولانی او برنامههای تاکتیکی تیم را بر هم میزند.
ممکن است موضع کادر فنی پس از مطرح شدن درخواستهای جدید مالی تغییر کرده باشد، اما تا زمانی که سرمربی استقلال مستقیماً درباره این موضوع توضیح ندهد، نمیتوان با قطعیت گفت جدایی مونیر از ابتدا تصمیم فنی بختیاریزاده بوده است.
استقلال دقیقاً چه بازیکنی را از دست داد؟
منیر در بهترین مقاطع حضورش برای استقلال صرفاً یک مهاجم یا وینگر نبود. او میتوانست میان خطوط حرکت کند، از کناره به مرکز بیاید، پشت مهاجم بازی کند و با پاسهای کوتاه یا تغییر جهت حمله، سرعت گردش توپ را افزایش دهد.
براساس آمار منتشرشده از عملکرد کامل او در استقلال، مونیر چهار گل زد و پنج پاس گل ثبت کرد. ارزش او تنها در این اعداد خلاصه نمیشد؛ تجربه بازی در لالیگا، توانایی حفظ توپ زیر فشار و شناخت فضاهایی که بسیاری از بازیکنان داخلی دیرتر تشخیص میدهند، کیفیت متفاوتی به حمله استقلال میداد.
البته منیر تمام فصل را در اوج سپری نکرد. مصدومیت او در مسابقه با الوصل، وقفهای جدی ایجاد کرد و پس از بازگشت نتوانست در همه بازیها سطح نیمفصل نخست را تکرار کند. همین افت، پایه اصلی استدلالی است که از سوی برخی نزدیکان کادر فنی برای توجیه جدایی مطرح شده است.
اما افت مقطعی یک بازیکن با بیاهمیت بودن او تفاوت دارد. استقلال باید نشان دهد بازیکنی که قرار است جای مونیر را بگیرد، توانایی ساخت موقعیت و اتصال خط میانی به حمله را دارد؛ نه اینکه صرفاً از نظر عددی یک نفر به فهرست اضافه شود.
پنجره بسته، مهمترین بخش بحران استقلال
مشکل اصلی استقلال این نیست که یافتن بازیکنی همسطح منیر در بازار دشوار است؛ مشکل بزرگتر این است که باشگاه در شرایط کنونی امکان ثبت جایگزین جدید را ندارد.
استقلال به دلیل پرونده منتظر محمد با محرومیت ثبت بازیکن مواجه شده و نام باشگاه همچنان در فهرست تیمهای دارای پنجره بسته قرار دارد. ایسنا نیز گزارش داده آبیها فعلاً نمیتوانند بازیکن جدید را به شکل دائمی، قرضی یا آزاد ثبت کنند.
علی تاجرنیا گفته است استقلال پس از پایان مهلت نقلوانتقالات میتواند سه بازیکن آزاد بگیرد، اما مقررات محرومیت ثبت بازیکن با این برداشت همخوانی ندارد. فیفا توضیح داده باشگاهی که مشمول محرومیت است، در تمام مدت اجرای حکم از ثبت بازیکن جدید در سطح داخلی یا بینالمللی، آماتور یا حرفهای، منع میشود.
بررسی مقررات از سوی ورزش سه نیز نشان میدهد استثنای ثبت بازیکنان آزاد خارج از پنجره، برای باشگاهی که محرومیت انضباطی دارد قابل استفاده نیست. استقلال میتواند مذاکره یا حتی قرارداد مشروط امضا کند، اما تا زمان رفع محرومیت، دریافت دستور موقت یا پیروزی در دادگاه حکمیت ورزش، امکان ثبت و استفاده از بازیکن جدید را نخواهد داشت.
در نتیجه، جمله «یک بازیکن همتراز مونیر پیدا میکنیم» تا زمانی که پنجره باز نشده، بیشتر یک وعده است تا راهحل اجرایی.
آیا فوتبال ایران جانشینی برای مونیر دارد؟
این ادعا که فوتبال ایران پس از مجتبی جباری، محرم نویدکیا یا خداداد عزیزی هیچ بازیکن شماره ۱۰ خلاقی تولید نکرده، بیش از حد مطلق است. در سالهای اخیر بازیکنان تکنیکی متعددی در لیگ ظهور کردهاند، اما واقعیت این است که تعداد هافبکهایی که همزمان قدرت بازیسازی، پاس نهایی، کنترل توپ و تجربه مسابقات سطح بالا را داشته باشند، بسیار محدود است.
بازیکنان داخلی واجد چنین ویژگیهایی یا تحت قرارداد باشگاههای دیگر هستند یا هزینه انتقال بالایی دارند. استقلال حتی در صورت باز شدن پنجره نیز برای جذب آنها به رضایت باشگاه مبدأ نیاز خواهد داشت. بازیکن خارجی آزاد نیز باید با شرایط زندگی در ایران، سقف بودجه باشگاه و محدودیت سهمیه خارجی موافقت کند.
بنابراین جایگزینی مونیر تنها با جستوجوی یک «نام بزرگ» انجام نمیشود. استقلال باید ابتدا مشخص کند در سیستم بختیاریزاده چه نقشی حذف شده است: هافبک شماره ۱۰، بازیساز عقبتر، وینگر متمایل به مرکز یا مهاجم دوم؟ بدون پاسخ به این سؤال، ممکن است بازیکنی مشهور جذب شود که مسئله تاکتیکی تیم را حل نکند.
راهحل داخلی استقلال تا زمان باز شدن پنجره
در وضعیت فعلی، بختیاریزاده باید برنامه اولیه فصل را بر مبنای بازیکنان ثبتشده موجود طراحی کند. استفاده از علیرضا کوشکی در مناطق مرکزی، دادن مسئولیت خلاقیت بیشتر به هافبکهای جوان و تغییر آرایش از سیستم متکی به شماره ۱۰ به ساختاری با دو هافبک شماره هشت، از گزینههای قابل بررسی است.
استقلال همچنین میتواند خلق موقعیت را میان چند بازیکن تقسیم کند. این تیم نباید منتظر باشد یک نفر دقیقاً تمام وظایف مونیر را انجام دهد. فولبکها میتوانند عرض حمله را بسازند، هافبکها وظیفه پیشروی توپ را تقسیم کنند و مهاجمان با جابهجایی بیشتر، فضا برای نفوذ بازیکنان خط دوم ایجاد کنند.
این راهکارها کیفیت فردی مونیر را بهطور کامل جبران نمیکند، اما وابستگی استقلال به یک بازیساز خارجی را کاهش میدهد.
جدایی منیر؛ تصمیم قابل دفاع یا ریسکی بزرگ؟
از منظر انسانی، تصمیم منیر برای ماندن کنار خانوادهاش، بهخصوص پس از تجربه خروج دشوار از ایران و در آستانه تولد فرزندش، قابل درک است. از منظر مالی نیز توافقی که استقلال را از پرداخت دستمزد فصل آینده معاف میکند، بهتر از یک اختلاف طولانی در فیفا خواهد بود.
اما از منظر فنی، استقلال بازیکن مهمی را در نامناسبترین زمان ممکن از دست داده است. پنجره بسته، جدایی همزمان یاسر آسانی و کنار گذاشته شدن چند بازیکن دیگر، عمق فهرست سهراب بختیاریزاده را کاهش داده است. علی حمودی نیز هشدار داده استقلال فعلاً جایگزینی برای دو مهره خارجی جداشده ندارد و باید با شفافیت بیشتری درباره وضعیت تیم صحبت کند.
فوتبال با مصاحبه و وعده اداره نمیشود. ارزیابی درست جدایی منیر زمانی ممکن خواهد بود که استقلال در زمین مسابقه نشان دهد چه برنامهای برای ساخت موقعیت دارد. در صورتی که پنجره باز نشود و جایگزین داخلی نیز نتواند خلأ او را پر کند، نبود بازیکن مراکشی خیلی زود در کیفیت مالکیت توپ و حملات آبیها دیده خواهد شد.
سهراب بختیاریزاده ممکن است به جوانان خود اعتماد داشته باشد؛ تصمیمی که در صورت موفقیت ارزشمند خواهد بود. اما این اعتماد باید بر پایه برنامه تاکتیکی، فرصت بازی و تحمل اشتباه شکل بگیرد. استقلال مونیر الحدادی را از دست داده و دیگر امکان بازگرداندن زمان وجود ندارد؛ اکنون تنها سؤال واقعی این است که آیا باشگاه برای زندگی بدون او آماده بوده یا پس از جدایی، تازه به دنبال راهحل میگردد.