حمله تند اصلانیان به اوسمار و پرسپولیس؛ «فقط یک اسم روی کاغذ بود»
اظهارات امیرحسین اصلانیان فقط نقد یک شکست مقابل چادرملو نیست؛ او تصویری کلیتر از پرسپولیسی ارائه میدهد که به اعتقادش طی دو فصل گذشته از هویت تیمی، آمادگی روانی و کیفیت مورد انتظار فاصله گرفته است.
اصلانیان در تازهترین مصاحبه خود، نمایش سرخپوشان در مسابقه تعیین سهمیه آسیا را به تیمی تشبیه کرد که تنها نام پرسپولیس را همراه داشت و فاقد هماهنگی، آمادگی فنی و انگیزه لازم برای پیروزی بود. او همچنین شرایط جنگی و حواشی هفتههای پیش از مسابقه را از عواملی دانست که تمرکز بازیکنان را کاهش داده بود.
شکست مقابل چادرملو؛ پایان رویای آسیایی پرسپولیس
پرسپولیس روز پنجم تیر ۱۴۰۵ در نخستین مرحله تورنمنت تعیین نماینده سوم ایران، مقابل چادرملو اردکان قرار گرفت. سرخپوشان ابتدا روی برخورد توپ با بازیکنان دو تیم پیش افتادند، اما چادرملو در نیمه دوم گل تساوی را به ثمر رساند و مسابقه به وقتهای اضافه کشیده شد.
در دقیقه ۱۲۰ رضا محمودآبادی با شوتی تماشایی از پشت محوطه جریمه دروازه پرسپولیس را باز کرد تا چادرملو با نتیجه ۲ بر یک پیروز شود. همین گل همان صحنهای است که اصلانیان درباره آن گفت شاید تا سالها تکرار نشود، اما در حساسترین لحظه ممکن وارد دروازه پرسپولیس شد.
چادرملو سپس برابر گلگهر نیز پس از تساوی بدون گل، در ضربات پنالتی با نتیجه ۷ بر ۶ پیروز شد و از نظر ورزشی عنوان برنده تورنمنت تعیین سهمیه را به دست آورد. بنابراین حذف پرسپولیس صرفاً نتیجه یک اتفاق نبود؛ چادرملو در مرحله بعد نیز تیم قدرتمند دیگری را کنار زد و نشان داد با آمادگی و انگیزه بیشتری وارد این رقابتها شده است.
آیا پرسپولیس واقعاً با بازیکنان کاملاً بیتجربه بازی کرد؟
بخشی از انتقاد اصلانیان به استفاده از بازیکنانی مربوط میشود که به گفته او حتی در سطوح پایینتر نیز تجربه کافی نداشتند. واقعیت این است که پرسپولیس برای مسابقه با چادرملو پنج بازیکن آکادمی را همراه تیم بزرگسالان کرد؛ اتفاقی که از شرایط نامناسب آمادهسازی و کمبود بازیکن حکایت داشت.
بااینحال، ترکیب اصلی سرخپوشان کاملاً جوان یا ناشناخته نبود. امیررضا رفیعی، مرتضی پورعلیگنجی، مارکو باکیچ، میلاد سرلک، تیوی بیفوما، محمد عمری، یاسین سلمانی و امین کاظمیان از جمله بازیکنانی بودند که مسابقه را آغاز کردند. به همین دلیل، صحبت اصلانیان را بیشتر باید توصیفی تند از ناآمادگی تیم دانست، نه گزارشی تحتاللفظی از ترکیب پرسپولیس.
مشکل پرسپولیس بیش از کمبود نامهای شناختهشده، به نبود ریتم مسابقه، هماهنگی خطوط و آمادگی بدنی بازمیگشت. تیمی که برای یک مسابقه حذفی آماده میشود باید بداند چگونه جریان بازی را کنترل کند، پس از پیش افتادن برتری خود را حفظ کند و در وقتهای پایانی ریسکها را کاهش دهد. پرسپولیس در هر سه بخش آسیبپذیر بود.
انتقاد از برگزاری تورنمنت؛ پرسپولیس نباید «به هر دری» میزد؟
اصلانیان برگزاری تورنمنت سهتیمی را برای اعتبار پرسپولیس مضر دانسته و معتقد است باشگاه باید ناکامی فصل را میپذیرفت و تمرکز خود را روی بازسازی برای فصل آینده قرار میداد. از نگاه او، ورود به مسیری که قرار بود با دو پیروزی سهمیه آسیایی ایجاد کند، انتظاری کاذب به وجود آورد و در نهایت شکست مقابل چادرملو هزینه حیثیتی بیشتری به تیم تحمیل کرد.
این انتقاد از یک منظر قابل دفاع است. حضور در آسیا باید نتیجه عملکرد یک فصل باشد و نه فرصتی اضطراری برای جبران رتبه نامناسب. بااینحال، وقتی فدراسیون و سازمان لیگ مسیر رسمی دیگری برای تعیین سهمیه ایجاد کردند، طبیعی بود که مدیران پرسپولیس از فرصت موجود استفاده کنند.
مشکل اصلی تصمیم به شرکت در مسابقه نبود؛ مشکل این بود که باشگاه با تیمی ناآماده وارد رقابتی شد که شکست در آن میتوانست تمام ضعفهای فصل را دوباره برجسته کند. پرسپولیس برای پذیرش چنین فرصتی باید از آمادگی فنی خود اطمینان پیدا میکرد.
آیا اوسمار کاریزمای سرمربیگری نداشت؟
تندترین بخش صحبتهای اصلانیان به اوسمار ویرا مربوط میشود. اوسمار ابتدا بهعنوان دستیار وارد پرسپولیس شد و اصلانیان معتقد است ویژگیهای لازم برای تبدیل شدن به نفر اول کادر فنی را نداشت. او درباره دراگان اسکوچیچ نیز دیدگاهی مشابه ارائه کرد و منتفی شدن حضور این مربی را اتفاق مثبتی دانست.
«کاریزما» معیاری قابلاندازهگیری نیست و بیشتر به برداشت بازیکنان، مدیران، هواداران و رسانهها مربوط میشود. کارنامه قبلی اوسمار نیز اجازه نمیدهد دوران حضورش در پرسپولیس صرفاً با شکست مقابل چادرملو ارزیابی شود.
این مربی در نخستین دوره سرمربیگری خود، پرسپولیس را به قهرمانی لیگ بیستوسوم رساند. تیم او در ۱۷ مسابقه لیگ و جام حذفی ۱۳ پیروزی، سه تساوی و یک شکست ثبت کرد و با ۶۸ امتیاز قهرمان لیگ شد. این آمار نشان میدهد اوسمار دستکم در یک مقطع توانسته بود مسئولیت فنی و فشار نیمکت پرسپولیس را مدیریت کند.
دوره دوم اما متفاوت تمام شد. شکست برابر چادرملو، مذاکرات همزمان باشگاه با اسکوچیچ و اختلاف بر سر ادامه همکاری، زمینه جدایی اوسمار را فراهم کرد. طرفین در ابتدای تیر به توافق رسیدند و دومین دوره حضور این مربی برزیلی پس از حدود شش ماه پایان یافت.
بنابراین مسئله را نمیتوان فقط به ملیت یا سابقه دستیاری اوسمار تقلیل داد. افت فنی تیم، کیفیت فهرست، نحوه آمادهسازی و بیثباتی مدیریتی نیز در شکست پروژه او نقش داشتند.
حمایت اصلانیان از مهدی تارتار
اصلانیان انتخاب مربی ایرانی را نقطهای مثبت دانسته و معتقد است تارتار به دلیل سابقه بازی در پرسپولیس، شناخت مناسبی از فضای باشگاه دارد. مهدی تارتار روز هفدهم تیر همراه با اعضای کادرش در تمرین پرسپولیس معارفه شد و فعالیت رسمی خود را برای فصل جدید آغاز کرد.
تارتار از نظر تجربه کمبودی ندارد. او پیش از قبول هدایت پرسپولیس ۳۷۹ مسابقه سرمربیگری در لیگ برتر داشت و تنها امیر قلعهنویی و مجید جلالی تعداد بیشتری بازی روی نیمکت تیمهای لیگ برتری ثبت کردهاند. پرسپولیس دوازدهمین تیم لیگ برتری دوران مربیگری او محسوب میشود.
بااینحال، تجربه طولانی تضمینکننده موفقیت در پرسپولیس نیست. تارتار بیشتر دوران حرفهای خود را در تیمهایی گذرانده که هدف اصلی آنها ثبات، کسب رتبه مناسب یا فرار از سقوط بوده است. اکنون او وارد باشگاهی شده که تساوی در چند مسابقه متوالی میتواند بحران ایجاد کند و قهرمانی، نه یک رؤیا بلکه مطالبه اولیه هواداران است.
خانهتکانی؛ اما با چه معیاری؟
اصلانیان خواستار پوستاندازی و اصلاح گسترده فهرست شده است. این درخواست زمانی منطقی خواهد بود که کادر فنی ابتدا بازیکنان را براساس نقش، کیفیت، سن، میزان دستمزد و هماهنگی با شیوه بازی تارتار ارزیابی کند. خانهتکانی بدون معیار مشخص ممکن است فقط تعداد زیادی خروجی و ورودی ایجاد کند، بدون آنکه کیفیت تیم افزایش یابد.
پیشنهاد او برای استفاده از تجربه امیر عابدینی نیز در همین چارچوب مطرح شده است. مشورت با مدیران باسابقه میتواند به پیمان حدادی کمک کند، اما این همکاری باید ساختار رسمی و مسئولیت مشخصی داشته باشد. حضور چند مرکز تصمیمگیری غیررسمی، خطر اختلاف میان مدیرعامل، سرمربی و مشاوران را افزایش میدهد.
محدودیت چهار بازیکن خارجی؛ انتخاب اشتباه گرانتر میشود
فدراسیون فوتبال سهمیه بازیکنان خارجی باشگاههای لیگ برتری را از «هفت بهعلاوه یک» به چهار نفر کاهش داده است. البته باشگاههایی که بیش از چهار خارجی تحت قرارداد دارند، مجبور به قطع فوری همکاری با آنها نیستند و میتوانند قراردادهای موجود را حفظ کنند.
این محدودیت اهمیت هشدار اصلانیان را بیشتر میکند. وقتی یک باشگاه فقط چهار جایگاه برای جذب خارجی جدید دارد، دیگر نمیتواند چند بازیکن را صرفاً براساس فیلمهای کوتاه، توصیه واسطهها یا سابقه اسمی به خدمت بگیرد. هر خارجی باید کیفیتی بالاتر از گزینه داخلی داشته باشد و مستقیماً یکی از مشکلات ترکیب اصلی را حل کند.
پرسپولیس به شبکه استعدادیابی، ارزیابی پزشکی دقیق، تحلیل آماری و مشاهده حضوری بازیکنان نیاز دارد. «آدم فوتبالی» بودن بهتنهایی کافی نیست؛ تصمیم نهایی باید حاصل ترکیب تجربه میدانی و دادههای قابل بررسی باشد.
مسئله پرسپولیس فقط ایرانی یا خارجی بودن مربی نیست
اصلانیان انتخاب تارتار را بر ادامه همکاری با اوسمار یا استخدام اسکوچیچ ترجیح میدهد، اما موفقیت فصل آینده بیش از ملیت سرمربی به کیفیت تصمیمهای باشگاه وابسته است.
تارتار برای بازگرداندن پرسپولیس به کورس قهرمانی به ترکیبی متوازن، آمادهسازی بدنی منظم، بازیکنان خارجی اثرگذار و حمایت مدیریتی نیاز دارد. او همچنین باید از همان هفتههای نخست سبک مشخصی برای تیم ایجاد کند؛ چیزی که در مسابقه مقابل چادرملو دیده نشد.
نقد اصلانیان درباره نبود ساختار و آمادگی، مهمترین بخش صحبتهای اوست. پرسپولیس مقابل چادرملو نه به دلیل یک شوت استثنایی، بلکه به دلیل ناتوانی در کنترل مسابقه و تمام کردن کار شکست خورد. گل دقیقه ۱۲۰ فقط آخرین تصویر مجموعهای از مشکلات بود.
مهدی تارتار اکنون فرصت دارد این تصویر را تغییر دهد. بااینحال، سابقه پرسپولیسی و ایرانی بودن او تنها سرمایه اولیه است؛ آنچه آیندهاش را تعیین میکند، ساختن تیمی خواهد بود که دیگر فقط نام پرسپولیس را روی کاغذ نداشته باشد.