کد خبر: ۶۶۲۱۶۹

اسپانیا چگونه با نسل جدید قهرمان جهان شد؛ درس بزرگ لاروخا برای تیم ملی ایران

اسپانیا چگونه با نسل جدید قهرمان جهان شد؛ درس بزرگ لاروخا برای تیم ملی ایران
قهرمانی اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ فقط دومین ستاره تاریخ لاروخا نبود؛ این موفقیت نشان داد تغییر نسل زمانی به نتیجه می‌رسد که بازیکنان جوان نه برای کاهش صوری میانگین سنی، بلکه برای ایفای نقش‌های واقعی و تعیین‌کننده وارد تیم شوند. لامین یامال، نیکو ویلیامز و پائو کوبارسی در کنار چهره‌هایی مانند رودری، اونای سیمون و میکل اویارزابال، تیمی ساختند که هم انرژی نسل تازه را داشت و هم از تجربه، نظم و بلوغ تاکتیکی بهره می‌برد. این مدل اکنون پرسشی جدی مقابل فوتبال ایران قرار داده است: آیا تیم ملی تا جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۷ فرصت کافی برای یک تغییر نسل واقعی دارد؟
۱۳:۱۲ - ۳۰ تير ۱۴۰۵
وانانیوز|

اسپانیا در فینال جام جهانی ۲۰۲۶ با گل فران تورس در وقت اضافه، آرژانتین را یک بر صفر شکست داد و پس از قهرمانی سال ۲۰۱۰، برای دومین بار جام جهانی را بالای سر برد. تیم لوئیس دلافوئنته در این مسابقه نیز بر مالکیت توپ، کنترل ریتم و صبر در ساخت حمله تکیه کرد؛ الگویی که در طول تورنمنت بارها تکرار شده بود.

نسبت‌دادن این قهرمانی فقط به یامال و نیکو ویلیامز، تصویر ناقصی ارائه می‌دهد. رودری عنوان بهترین بازیکن تورنمنت را به دست آورد، اونای سیمون بهترین دروازه‌بان شد و پائو کوبارسی جایزه بهترین بازیکن جوان را گرفت. اسپانیا همچنین در تمام جام فقط یک گل دریافت کرد؛ رکوردی که نشان می‌دهد موفقیت این تیم همان‌قدر که به سرعت و خلاقیت جوانان وابسته بود، بر ساختار دفاعی، تجربه و کنترل مسابقه نیز استوار بود.

یامال و ویلیامز؛ جوانانی با مسئولیت واقعی

نقش لامین یامال و نیکو ویلیامز در پروژه دلافوئنته به حضور نمادین در فهرست یا چند دقیقه بازی محدود نشد. ساختار هجومی اسپانیا بر استفاده از سرعت دو وینگر، ایجاد موقعیت در نبردهای تک‌به‌تک و انتقال سریع از میانه میدان به کناره‌ها استوار بود. فیفا نیز در جمع‌بندی مسیر قهرمانی اسپانیا، ضدحملات سریع با محوریت این دو بازیکن را یکی از مؤلفه‌های اصلی سبک لاروخا معرفی کرد.

یامال در جریان مسابقات نخستین گل جام جهانی خود را برابر عربستان به ثمر رساند و در فینال نیز یکی از فعال‌ترین بازیکنان هجومی اسپانیا بود. او و کوبارسی، هر دو در ۱۹سالگی، در مسابقه فینال به میدان رفتند و در جمع معدود نوجوانانی قرار گرفتند که حضور در مهم‌ترین بازی فوتبال جهان را تجربه کرده‌اند.

نکته تعیین‌کننده این است که دلافوئنته جوانان را به زمین نفرستاد تا صرفاً از یک سیاست رسانه‌پسند دفاع کند. آنها پیش از جام جهانی در باشگاه‌های خود به بازیکنان مهمی تبدیل شده بودند، در تیم ملی مسئولیت پذیرفته بودند و در کنار بازیکنان باتجربه رشد کردند. این فرایند از قهرمانی یورو ۲۰۲۴ آغاز شد و در جام جهانی ۲۰۲۶ به بلوغ رسید.

اعتماد به جوانان با کنارگذاشتن تجربه تفاوت دارد

قهرمانی اسپانیا این برداشت را تأیید نمی‌کند که تیم‌ها باید همه بازیکنان باتجربه را یک‌باره کنار بگذارند. ستون اصلی لاروخا همچنان از فوتبالیست‌هایی تشکیل شده بود که تجربه رقابت‌های باشگاهی و ملی بزرگ را داشتند. رودری، اونای سیمون، فابیان رویز، میکل مرینو و اویارزابال در کنار استعدادهای تازه، تعادل تیم را حفظ کردند.

بنابراین، درس اسپانیا «جوان‌سازی حداکثری» نیست؛ بلکه ایجاد مسیر روشن برای انتقال مسئولیت است. بازیکن جوان ابتدا وارد اردو می‌شود، سپس در مسابقات واقعی فرصت می‌گیرد و در نهایت به مهره‌ای تبدیل می‌شود که نتیجه تیم به تصمیم‌ها و عملکرد او وابسته است. تفاوت میان جوان‌گرایی نمایشی و تغییر نسل واقعی دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد.

عملکرد دیگر تیم‌ها نیز نشان می‌دهد پایین‌آوردن سن به‌تنهایی تضمین موفقیت نیست. انگلیس و فرانسه تا مرحله نیمه‌نهایی پیش رفتند و در پایان به ترتیب سوم و چهارم شدند؛ اما پرتغال با وجود برخورداری از استعدادهای نسل جدید، در مرحله یک‌هشتم نهایی برابر اسپانیا حذف شد. کیفیت ساختار، انتخاب ترکیب و مدیریت مسابقه همچنان مهم‌تر از عدد میانگین سن هستند.

ایران؛ سه مساوی و یک فرصت ازدست‌رفته

تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ برابر نیوزیلند به تساوی دو بر دو رسید، مقابل بلژیک بدون گل مساوی کرد و بازی آخر خود با مصر را نیز با نتیجه یک بر یک به پایان رساند. ایران بدون شکست و با سه امتیاز در رده سوم گروه G قرار گرفت، اما در میان تیم‌های سوم نتوانست یکی از هشت سهمیه صعود به مرحله حذفی را به دست آورد.

سه تساوی نشان می‌دهد ایران از نظر مقاومت و حفظ نتیجه عملکرد کاملاً ناموفقی نداشت؛ اما در تورنمنتی که ۳۲ تیم به مرحله حذفی می‌رفتند، نداشتن حتی یک پیروزی نتیجه‌ای ناکافی بود. تیم قلعه‌نویی در لحظاتی از مسابقات نمایش امیدوارکننده‌ای داشت، اما برای تبدیل برتری‌های مقطعی به برد، سرعت، تنوع و قدرت تهاجمی لازم را نشان نداد.

مشکلات سفر، محدودیت‌های اقامتی و شرایط سیاسی نیز آماده‌سازی تیم ملی را تحت تأثیر قرار دادند و نباید نادیده گرفته شوند. بااین‌حال، این مشکلات پاسخ کاملی برای بحث انتخاب نفرات، سن ترکیب و برنامه بلندمدت تیم ملی نیستند. ارزیابی فنی باید شرایط بیرونی را در نظر بگیرد، بدون آنکه مسئولیت تصمیم‌های کادر فنی را حذف کند.

آیا قلعه‌نویی واقعاً به جوانان فرصت نداد؟

در متن اولیه، نام بازیکنانی مانند امیرمحمد رزاقی‌نیا و دانیال ایری در میان جوانانی قرار گرفته بود که فرصتی در تیم ملی پیدا نکردند؛ اما این بخش به اصلاح نیاز دارد. هر دو بازیکن در فهرست نهایی ۲۶نفره ایران برای جام جهانی حضور داشتند. رزاقی‌نیا و ایری در واقع از معدود نشانه‌های تلاش کادر فنی برای واردکردن نسل تازه به اردو بودند.

در مقابل، اللهیار صیادمنش و محمدجواد حسین‌نژاد در فهرست نهایی قرار نگرفتند. بنابراین انتقاد دقیق‌تر آن نیست که «هیچ جوانی دعوت نشد»، بلکه باید پرسید جوانان دعوت‌شده چه میزان نقش، دقیقه بازی و مسئولیت دریافت کردند و چرا برخی گزینه‌های شاغل در فوتبال اروپا کنار گذاشته شدند.

ایران یکی از مسن‌ترین فهرست‌های جام را در اختیار داشت. در فهرست قلعه‌نویی ۱۶ بازیکن حداقل ۳۰ سال سن داشتند و چهره‌هایی مانند شجاع خلیل‌زاده و احسان حاج‌صفی همچنان بخشی از هسته تیم بودند. برآوردهای آماری نیز میانگین سنی فهرست ایران را نزدیک به ۳۰ سال و در رتبه دوم مسن‌ترین تیم‌های جام قرار می‌دادند.

مشکل فقط انتخاب بازیکن نیست

فوتبال ملی نمی‌تواند بازیکنی را که در باشگاه فرصت کافی نداشته، طی چند اردوی کوتاه به مهره‌ای آماده برای جام جهانی تبدیل کند. ضعف آکادمی‌ها، نتیجه‌گرایی باشگاه‌ها، بی‌ثباتی مربیان، کیفیت زمین‌ها و استفاده محدود از بازیکنان جوان در لیگ، همگی چرخه تولید بازیکن را کند کرده‌اند.

بااین‌حال، سرمربی تیم ملی نیز کاملاً بی‌اختیار نیست. او می‌تواند از مسابقات دوستانه و اردوها برای ساختن جانشین استفاده کند، بازیکنان جوان را کنار نفرات باتجربه قرار دهد و پیش از رسیدن به تورنمنت اصلی، آنها را در موقعیت‌های پرفشار آزمایش کند. انتظار برای تبدیل‌شدن یک جوان به ستاره کامل باشگاهی، معمولاً به معنای ازدست‌رفتن زمان تغییر نسل است.

دعوت بازیکن جوان تنها مرحله نخست است. تعداد بازی‌های رسمی، دقایق حضور، پست مورد استفاده و میزان اعتماد در مسابقات مهم، شاخص‌های بهتری برای سنجش تغییر نسل هستند. فدراسیون فوتبال می‌تواند با انتشار این آمار، بحث را از سطح شعار و جدال رسانه‌ای خارج کند.

جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۷؛ زمان زیادی باقی نمانده است

جام ملت‌های آسیا از ۷ ژانویه تا ۵ فوریه ۲۰۲۷ در عربستان برگزار می‌شود. فاصله کوتاه این مسابقات با جام جهانی به این معناست که ایران فرصت برگزاری یک پروژه چندساله تازه را ندارد و تغییرات باید از نخستین اردوهای پس از جام جهانی آغاز شوند.

کنارگذاشتن هم‌زمان تمام بازیکنان باتجربه تصمیم منطقی‌ای نیست. تیم ملی همچنان به بازیکنانی نیاز دارد که توان مدیریت فشار، رختکن و مسابقات حذفی را داشته باشند. اما ادامه اتکای کامل به همان هسته قبلی نیز خطر آن را دارد که ایران در عربستان با تیمی فرسوده‌تر و بدون جانشینان آماده وارد میدان شود.

راه میانه، حفظ تعدادی از ستون‌های اصلی و انتقال تدریجی مسئولیت به بازیکنان جوان‌تر است. بازیکن تازه‌وارد باید بداند صرفاً برای کامل‌کردن فهرست دعوت نشده و در صورت عملکرد مناسب، امکان حضور در ترکیب اصلی را دارد.

درس واقعی قهرمانی اسپانیا برای ایران

اسپانیا قهرمان نشد چون جوان‌ترین تیم مسابقات بود؛ قهرمان شد چون میان آینده و حال یکی را قربانی دیگری نکرد. دلافوئنته از تجربه رودری و اونای سیمون بهره برد، اما هم‌زمان از سپردن مهم‌ترین نقش‌های هجومی و دفاعی به یامال، ویلیامز و کوبارسی نترسید.

تیم ملی ایران نیز برای عبور از چرخه تکراری ناکامی، به چنین تعادلی نیاز دارد. تجربه باید ابزار انتقال دانش باشد، نه مانعی مقابل رقابت. جوانی نیز نباید تنها عددی برای پاسخ‌دادن به منتقدان باشد؛ بازیکن جوان باید بازی کند، اشتباه کند، مسئولیت بپذیرد و به بخشی از هویت تیم تبدیل شود.

پیام جام جهانی ۲۰۲۶ روشن است: جسارت به معنای کنارگذاشتن عقلانیت نیست. جسارت حرفه‌ای یعنی ساختن امروز به شکلی که آینده را نابود نکند. اسپانیا این توازن را پیدا کرد و جام را برد؛ ایران برای رسیدن به جام ملت‌های ۲۰۲۷ هنوز فرصت دارد، اما این فرصت بسیار کوتاه‌تر از آن است که بار دیگر با وعده‌های کلی درباره «تغییر نسل تدریجی» از دست برود.

 

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط