کد خبر: ۶۶۲۴۷۵

سه متر متفاوت برای یک جدول؛ چرا استقلال آسیایی شد، ذوب‌آهن ماند و مس به پلی‌آف رفت؟

مس رفسنجان
فدراسیون فوتبال برای مختومه کردن لیگ نیمه‌تمام، نه یک معیار، بلکه سه فرمول متفاوت به کار گرفت؛ دو تیم نخست جدول را مستقیماً به لیگ نخبگان آسیا فرستاد، برای تعیین سومین نماینده آسیایی مسابقات حذفی طراحی کرد و تیم قعرنشین را به پلی‌آف بقا فرستاد. این مجموعه تصمیم‌ها شاید از نظر اجرایی راهی سریع برای عبور از بحران بوده باشد، اما نبود یک اصل واحد و از پیش اعلام‌شده، پرسش‌های مهمی درباره عدالت رقابتی، جایگاه ذوب‌آهن و حقوق مس رفسنجان ایجاد کرده است.
۱۰:۳۹ - ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

پرونده لیگ بیست‌وپنجم فوتبال ایران در شرایطی بسته شد که تیم‌ها تعداد مسابقات برابری انجام نداده بودند و هشت هفته از رقابت‌ها باقی مانده بود. جدول رسمی سازمان لیگ در زمان توقف، استقلال را با ۴۱ امتیاز از ۲۲ مسابقه در صدر نشان می‌داد؛ تراکتور و سپاهان نیز هر دو ۳۹ امتیازی بودند. در پایین جدول، ذوب‌آهن با ۱۹ امتیاز از ۲۱ بازی در رتبه پانزدهم و مس رفسنجان با ۱۵ امتیاز از ۲۲ مسابقه در جایگاه شانزدهم قرار داشتند.

بنابراین، برخلاف برخی روایت‌ها، مس رفسنجان «تیم هجدهم لیگ گذشته» و ذوب‌آهن «تیم هفدهم» نبودند؛ زیرا لیگ بیست‌وپنجم با ۱۶ تیم برگزار می‌شد. عنوان «هجدهمین تیم» به سهمیه باقی‌مانده برای لیگ ۱۸ تیمی فصل آینده اشاره دارد، نه جایگاه مس در جدول فصل نیمه‌تمام.

فدراسیون برای صدر و قعر جدول چه تصمیمی گرفت؟

مصوبه اعلام‌شده برای پایان فصل، سه روش متفاوت را پیش‌بینی کرد. بر اساس جدول متوقف‌شده، استقلال و تراکتور به‌عنوان تیم‌های اول و دوم، سهمیه حضور در لیگ نخبگان آسیا را به دست آوردند. برای تعیین نماینده ایران در سطح دوم آسیا نیز مقرر شد پرسپولیس و چادرملو با یکدیگر بازی کنند و برنده به مصاف گل‌گهر برود. در پایین جدول هم مس رفسنجان موظف شد در یک مسابقه پلی‌آف و در زمین بی‌طرف با تیم سوم لیگ دسته اول روبه‌رو شود.

در نتیجه، مسئله فقط استفاده از «جدول برای بالای جدول» و «پلی‌آف برای پایین جدول» نیست. تصمیم فدراسیون پیچیده‌تر و البته بحث‌برانگیزتر بود: برای دو سهمیه نخست آسیایی، جدول ملاک قرار گرفت؛ برای سهمیه سوم، تورنمنت حذفی طراحی شد و برای تعیین آخرین تیم لیگ آینده نیز یک پلی‌آف میان دو سطح متفاوت فوتبال ایران در نظر گرفته شد.

این تعدد فرمول‌ها، مهم‌ترین نقطه ضعف تصمیم است. فدراسیون باید توضیح می‌داد اصل حاکم بر هر انتخاب چه بوده و چرا جایگاه‌های مختلف یک جدول نیمه‌تمام، آثار حقوقی یکسانی نداشته‌اند.

چرا ذوب‌آهن بدون پلی‌آف ماند؟

لیگ آینده قرار است با ۱۸ تیم برگزار شود. در فرمول انتخاب‌شده، ۱۵ تیم بالاتر لیگ برتر حفظ شدند، دو تیم اول لیگ دسته یک مستقیماً صعود کردند و قرار بود برنده مسابقه مس رفسنجان و صنعت نفت آبادان، آخرین سهمیه را تصاحب کند. سازمان لیگ این مسابقه را رسماً دیدار تعیین‌کننده هجدهمین تیم فصل آینده معرفی کرد.

از نظر عددی، این فرمول تعداد تیم‌ها را به ۱۸ می‌رساند؛ اما پرسش عدالت رقابتی را پاسخ نمی‌دهد. چرا خط خطر دقیقاً میان تیم‌های پانزدهم و شانزدهم لیگ برتر کشیده شد؟ چرا ذوب‌آهن که تنها یک رده بالاتر بود، بدون انجام مسابقه‌ای اضافه در لیگ ماند، اما مس مجبور شد برای حفظ سهمیه خود با تیمی از لیگ دسته اول بازی کند؟

این سؤال زمانی جدی‌تر می‌شود که ذوب‌آهن یک مسابقه کمتر از مس انجام داده بود. ممکن است فدراسیون استدلال کند مس با چهار امتیاز کمتر و تفاضل گل منفی ۱۶، ضعیف‌ترین تیم جدول بوده است؛ اما در یک فصل ناتمام، صرف آخر بودن در هفته بیست‌ودوم الزاماً معادل سقوط قطعی پس از ۳۰ هفته نیست.

فدراسیون می‌توانست تصمیم بگیرد هیچ تیمی سقوط نکند و سه تیم از لیگ یک بالا بیایند، یا هر دو تیم انتهای جدول را در فرایندی چندجانبه قرار دهد. همچنین امکان استفاده از میانگین امتیاز، مدل‌سازی مسابقات باقی‌مانده یا برگزاری تورنمنت میان تیم‌های در معرض سقوط وجود داشت. مشکل این نیست که یک راه‌حل مشخص حتماً بهترین بود؛ مشکل این است که دلیل ترجیح فرمول انتخاب‌شده به گزینه‌های دیگر، به‌صورت عمومی و مستدل منتشر نشد.

آیا مهلت AFC تفاوت تصمیم‌ها را توجیه می‌کند؟

فدراسیون فوتبال می‌تواند در دفاع از تصمیم مربوط به بالای جدول، به محدودیت زمانی کنفدراسیون فوتبال آسیا استناد کند. دبیرکل فدراسیون پیش‌تر اعلام کرده بود ایران باید نمایندگان خود را تا مهلت مشخصی به AFC معرفی کند و در صورت تمدید نشدن زمان، ناچار است از رده‌بندی موجود استفاده کند.

این استدلال تا حدی قابل‌فهم است؛ زیرا مسابقات آسیایی تقویم مستقلی دارند و تأخیر در معرفی تیم‌ها می‌تواند سهمیه ایران را در معرض خطر قرار دهد. در مقابل، تعیین تیم‌های لیگ برتر آینده یک مسئله داخلی بود و فدراسیون زمان بیشتری برای طراحی فرمول داشت.

اما وجود دو محدودیت زمانی متفاوت، مجوزی برای استفاده از معیارهای بدون توضیح نیست. حتی اگر معرفی نمایندگان آسیایی فوریت داشت، فدراسیون باید پیش از اعلام نتایج مشخص می‌کرد که جدول فعلی در کدام بخش‌ها قطعی است و چرا همان جدول در مسئله بقا اعتبار کامل ندارد.

نکته قابل‌توجه آن است که فدراسیون حتی در بخش آسیایی نیز جدول را به‌طور کامل نپذیرفت؛ استقلال و تراکتور بر اساس رتبه فعلی انتخاب شدند، اما سهمیه سوم نه به سپاهان، بلکه به یک رقابت حذفی میان چند تیم گره خورد. همین تصمیم نشان می‌دهد مرجع برگزارکننده، جدول را یک سند قطعی و تغییرناپذیر تلقی نکرده است.

مشکل اصلی؛ تغییر قواعد پس از آغاز رقابت

باشگاه‌ها فصل را با مقرراتی آغاز کردند که در آن خبری از یک مسابقه پلی‌آف ناگهانی میان تیم آخر لیگ برتر و تیم سوم لیگ یک نبود. باشگاه مس در اعتراض رسمی خود نیز اعلام کرد مصوبه، مستند قانونی و دلایل تصمیم‌گیری به‌صورت رسمی به این باشگاه ابلاغ نشده و انتشار یک اطلاعیه در وب‌سایت را جایگزین ابلاغ اداری نمی‌داند.

افزودن یک مسابقه سرنوشت‌ساز پس از متوقف شدن فصل، انتظارات مشروع تیم‌ها را تغییر می‌دهد. بازیکنان، مربیان و مدیران باشگاه‌ها تصمیم‌های مالی و فنی خود را بر اساس مقررات اعلام‌شده در ابتدای فصل می‌گیرند. اگر فرمول صعود و سقوط پس از شروع مسابقات تغییر کند، نتیجه فقط اعتراض یک باشگاه نخواهد بود؛ اعتماد همه تیم‌ها به ثبات مقررات آسیب می‌بیند.

البته وضعیت جنگی و نیمه‌تمام ماندن لیگ، فدراسیون را در برابر مسئله‌ای کم‌سابقه قرار داد و اتخاذ یک تصمیم اضطراری اجتناب‌ناپذیر بود. بااین‌حال، شرایط اضطراری نیاز به شفافیت را کاهش نمی‌دهد؛ بلکه آن را بیشتر می‌کند. تصمیم استثنایی باید بر پایه اصولی روشن، مکتوب و قابل اعمال برای همه تیم‌ها باشد.

مس حق داشت بازی نکند؟

انتقاد به تصمیم فدراسیون به معنای تأیید راهبرد مس رفسنجان نیست. این باشگاه می‌توانست در پلی‌آف شرکت کند و هم‌زمان شکایت حقوقی خود را ادامه دهد. با عدم حضور مس، صنعت نفت طبق برنامه وارد زمین شد و پرونده تعیین نتیجه مسابقه در اختیار کمیته انضباطی قرار گرفت.

مس تمام شانس ورزشی خود را کنار گذاشت و آینده‌اش را به موفقیت حقوقی در دادگاه داوری ورزش گره زد. درخواست این باشگاه برای صدور دستور موقت نیز رد شد، هرچند باشگاه اعلام کرده رسیدگی به اصل پرونده در CAS ادامه دارد. رد دستور موقت به معنای تأیید ماهوی تمام تصمیم‌های فدراسیون نیست، اما عملاً راه حضور مس در قرعه‌کشی فصل جدید را بست.

بنابراین، در این پرونده می‌توان هم‌زمان دو گزاره را پذیرفت: فدراسیون درباره مبنای حقوقی و عدالت فرمول خود توضیح کافی ارائه نکرد و مس رفسنجان نیز با نرفتن به زمین، پرخطرترین روش ممکن برای اعتراض را انتخاب کرد.

فدراسیون چگونه می‌توانست از این بحران جلوگیری کند؟

راه‌حل اصلی، انتشار یک مصوبه تفصیلی بود؛ سندی که مشخص کند چرا جدول برای دو سهمیه اول آسیایی معتبر است، چرا سهمیه سوم با تورنمنت تعیین می‌شود، چرا فقط تیم آخر لیگ برتر باید پلی‌آف بدهد و چرا تیم ماقبل آخر از این فرایند معاف است.

فدراسیون همچنین باید وضعیت مسابقات نابرابر را توضیح می‌داد. وقتی برخی تیم‌ها ۲۱، برخی ۲۲ و گروهی ۲۳ بازی انجام داده‌اند، استفاده مستقیم از رتبه خام جدول بدون تعیین ضابطه جبرانی، زمینه اعتراض را فراهم می‌کند.

نتیجه نهایی شاید از نظر اجرایی تغییر نکند؛ استقلال و تراکتور به آسیا می‌روند، ذوب‌آهن در لیگ می‌ماند و صنعت نفت در آستانه ورود به لیگ برتر قرار دارد. اما مسئله‌ای که باقی می‌ماند، اعتبار نظام تصمیم‌گیری است.

فوتبال حرفه‌ای فقط به نتیجه داخل زمین وابسته نیست؛ باشگاه‌ها باید از پیش بدانند هر امتیاز چه ارزشی دارد و در صورت توقف مسابقات، چه اصلی بر سرنوشت آنها حاکم خواهد بود. وقتی یک جدول با سه متر متفاوت اندازه‌گیری شود، حتی تصمیمی که از نظر اجرایی قابل دفاع است، در افکار عمومی سلیقه‌ای و ناعادلانه به نظر می‌رسد.

 

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط