محمد نوری سرمربی صنعت نفت آبادان شد؛ قمار بزرگ طلاییپوشان با کاپیتان سابق پرسپولیس
پس از چند روز مذاکره و گمانهزنی درباره آینده نیمکت صنعت نفت، هیئتمدیره باشگاه در ساعات ابتدایی یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، محمد نوری را بهعنوان سرمربی جدید طلاییپوشان انتخاب کرد. نوری پیش از این در کادر فنی صنعت نفت حضور داشت و با شرایط تیم، بازیکنان و فضای فوتبال آبادان آشناست. این انتصاب، نخستین تجربه دائمی او در جایگاه سرمربی یک تیم بزرگسالان محسوب میشود.
باشگاه هنوز جزئیاتی مانند مدت قرارداد، رقم توافق و ترکیب کامل دستیاران محمد نوری را بهصورت عمومی اعلام نکرده است. روشن شدن این موارد اهمیت زیادی دارد؛ زیرا سرمربی جدید باید در فاصله کوتاه باقیمانده تا آغاز لیگ برتر، علاوه بر تکمیل کادر فنی، وضعیت فهرست بازیکنان و نیازهای نقلوانتقالاتی تیم را نیز مشخص کند.
انتخاب نوری در شرایطی انجام شد که صنعت نفت بهتازگی جواز بازگشت به لیگ برتر را به دست آورده است. دیدار پلیآف این تیم مقابل مس رفسنجان به دلیل حاضر نشدن نماینده رفسنجان برگزار نشد و کمیته انضباطی نتیجه را سه بر صفر به سود آبادانیها اعلام کرد. فدراسیون فوتبال نیز صنعت نفت را بهعنوان تیم لیگ برتری در قرعهکشی فصل جدید قرار داد.
پشت پرده کنار رفتن گزینههای سرشناس
تنها چند ساعت پیش از انتخاب محمد نوری، مدیرعامل صنعت نفت از جواد نکونام، سعید دقیقی و سیدسیروس پورموسوی بهعنوان گزینههای مورد بررسی باشگاه نام برده بود. او گفته بود مدیران طی هفت تا ۱۰ روز جلسات متعددی برگزار کردهاند و سرمربی جدید حداکثر ظرف ۲۴ ساعت معرفی خواهد شد. بااینحال، گزینه نهایی فردی بود که نامش در فهرست علنی مدیرعامل دیده نمیشد.
این تغییر ناگهانی میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. توافق مالی با مربیانی مانند نکونام یا دقیقی احتمالاً به بودجه، مدت قرارداد، تعداد دستیاران و اختیار آنها در نقلوانتقالات وابسته بوده است. صنعت نفت در آستانه آغاز فصل به گزینهای نیاز داشت که سریعاً کارش را شروع کند، شناخت کافی از تیم داشته باشد و برای ورود به باشگاه زمان زیادی صرف مذاکره و ارزیابی بازیکنان نکند.
محمد نوری تقریباً تمام این شرایط را دارد. او بخشی از فصل گذشته را در کنار تیم گذرانده، بازیکنان را میشناسد و برای بررسی مشکلات فنی صنعت نفت نیازی به آغاز کار از نقطه صفر ندارد. بهنظر میرسد همین شناخت داخلی، در کنار دشواری توافق با گزینههای سرشناس، کفه ترازو را به سود کاپیتان سابق پرسپولیس سنگین کرده است.
پیام پورموسوی پایان کدام همکاری بود؟
سیدسیروس پورموسوی عصر شنبه با انتشار پیامی احساسی از هواداران صنعت نفت خداحافظی کرد و نوشت مسیر حرفهای او از باشگاه جدا شده است. او از مردم آبادان، بازیکنان، اعضای کادر فنی و هواداران تشکر کرد و برای صنعت نفت آرزوی موفقیت داشت.
بااینحال، این پیام را نباید استعفای تازه پورموسوی از یک سمت فعال تلقی کرد. هیئتمدیره صنعت نفت پیشتر در دوم تیر با استعفای او موافقت کرده و هدایت موقت تیم را به محمد نوری سپرده بود. پورموسوی پس از آن برای مدتی کوتاه به ذوبآهن رفت، اما همکاریاش با باشگاه اصفهانی نیز بیشتر از چند هفته دوام نداشت. مطرح شدن دوباره نام او در فهرست گزینههای صنعت نفت، احتمال بازگشتش به آبادان را افزایش داده بود و پیام تازهاش عملاً پایان این سناریو را اعلام کرد.
این رفتوآمدها تصویری از بیثباتی مدیریتی در آمادهسازی صنعت نفت ارائه میدهد. تیمی که بهتازگی لیگ برتری شده، بهجای تمرکز کامل بر نقلوانتقالات و تمرینات پیشفصل، بخش مهمی از زمان خود را صرف تعیین تکلیف سرمربی کرده است.
چرخش معنادار محمد نوری پس از حدود ۴۰ روز
نکته جالب پرونده، تغییر موضع محمد نوری است. زمانی که باشگاه در دوم تیر، پس از جدایی پورموسوی، او را بهعنوان سرمربی موقت معرفی کرد، نوری با انتشار پیامی اعلام کرد حاضر نیست جانشین مربیای شود که همراه او به آبادان آمده بود. او نوشته بود: «با سیدسیروس آمدم، با سیدسیروس میروم.»
اکنون حدود ۴۰ روز بعد، نوری پیشنهاد دائمی باشگاه را پذیرفته است. این تغییر را میتوان نتیجه تفاوت شرایط دانست. در مقطع قبلی، پایان همکاری پورموسوی با حاشیه و در هفتههای پایانی لیگ یک رقم خورد و پذیرفتن سمت ممکن بود به روابط حرفهای آن دو آسیب بزند. اکنون پورموسوی شخصاً با هواداران خداحافظی کرده، صنعت نفت به لیگ برتر رسیده و هیئتمدیره نیز پس از بررسی چند گزینه، نوری را انتخاب کرده است.
بنابراین سرمربی جدید دیگر بهعنوان جانشین موقت و فوری پورموسوی وارد نمیشود؛ او با تصمیم هیئتمدیره و برای ساختن تیم فصل آینده مسئولیت کامل را پذیرفته است.
محمد نوری چه تجربهای در مربیگری دارد؟
محمد نوری پس از پایان دوران بازی، فعالیت خود را در کادر فنی تیمهایی مانند ذوبآهن، ملوان، گلگهر و صنعت نفت ادامه داد. بخش مهمی از تجربه مربیگری او در کنار مهدی تارتار شکل گرفت؛ مربیای که به نظم دفاعی، کار گروهی و استفاده دقیق از ظرفیت بازیکنان شناخته میشود.
نوری در صنعت نفت نیز دستیار پورموسوی بود و در هفتههای پایانی فصل گذشته نقش فعالی روی نیمکت داشت. او پس از یکی از مسابقات لیگ یک درباره موقعیتهای ازدسترفته و تصمیم داوری صحبت کرد؛ موضوعی که نشان میدهد حتی پیش از دریافت عنوان رسمی سرمربی، در مسائل فنی و رسانهای تیم دخالت مستقیم داشته است.
بااینحال، دستیاری با سرمربیگری تفاوت اساسی دارد. سرمربی باید درباره ترکیب، جذب و کنار گذاشتن بازیکنان، طراحی تمرین، مدیریت رختکن، پاسخگویی به مدیران و تحمل فشار هواداران تصمیم نهایی بگیرد. محمد نوری اکنون برای نخستین بار مستقیماً مسئول نتایج خواهد بود و دیگر نمیتواند در جایگاه یکی از اعضای کادر فنی باقی بماند.
تجربه کاپیتانی پرسپولیس چه کمکی به نوری میکند؟
نوری در دوران بازی یکی از هافبکهای شناختهشده فوتبال ایران بود و سابقه کاپیتانی پرسپولیس و حضور در تیم ملی را دارد. تجربه بازی در باشگاهی پرفشار میتواند در مدیریت رختکن صنعت نفت به او کمک کند؛ بهویژه اینکه آبادان نیز از شهرهایی است که فوتبال در آن جایگاهی فراتر از یک سرگرمی دارد.
او میداند بازیکن در یک تیم پرهوادار چگونه با انتقاد، انتظار نتیجهگیری و فشار رسانهای روبهرو میشود. این شناخت میتواند در ارتباط با بازیکنان مؤثر باشد، اما سابقه بازی موفق تضمینکننده مربیگری موفق نیست. بسیاری از بازیکنان بزرگ برای تبدیل شدن به سرمربی، به زمان، تجربه و ساختن یک تیم فنی قوی نیاز داشتهاند.
مأموریت نخست؛ بقا یا فراتر از آن؟
صنعت نفت پس از بازگشت به لیگ برتر، منطقی است که نخستین هدف خود را تثبیت جایگاه و فرار از منطقه سقوط قرار دهد. تیم فرصت محدودی برای آمادهسازی داشته و نحوه صعود آن نیز باعث شد تا آخرین روزهای تیر، وضعیت حضورش در لیگ برتر قطعی نباشد.
محمد نوری باید در زمان کوتاهی نقاط ضعف فهرست را شناسایی کند. جذب یک دروازهبان مطمئن، مدافعان آماده برای مسابقات لیگ برتر، هافبکهای دونده و مهاجمی با توان گلزنی مستمر، از نیازهای معمول یک تیم تازهصعودکرده است. در کنار کیفیت فنی، آمادگی جسمانی بازیکنان نیز اهمیت دارد؛ زیرا فاصله میان سرعت و فشار مسابقات لیگ یک و لیگ برتر محسوس است.
بزرگترین مزیت صنعت نفت، حمایت هواداران آبادانی است. ورزشگاه تختی در صورت حضور تماشاگران میتواند امتیاز مهمی برای تیم باشد، اما همین پشتوانه در صورت شروع ضعیف فصل به فشار مضاعف تبدیل خواهد شد. نوری باید خیلی زود اعتماد سکوها را به دست بیاورد و نشان دهد انتخاب او فقط تصمیمی اضطراری و اقتصادی نبوده است.
انتخاب شجاعانه یا ریسک مدیریتی صنعت نفت؟
سپردن تیم لیگ برتری به مربیای که نخستین تجربه سرمربیگری خود را آغاز میکند، بدون تردید یک ریسک است. صنعت نفت میتوانست سراغ مربیانی با سابقه بیشتر در مدیریت بحران و نبرد بقا برود، اما در نهایت به شناخت، انگیزه و ارتباط محمد نوری با مجموعه فعلی اعتماد کرد.
اگر نوری بتواند تیمی منظم، جنگنده و متناسب با ظرفیت مالی باشگاه بسازد، این انتخاب به یکی از تصمیمهای موفق فصل تبدیل خواهد شد و فوتبال ایران نیز صاحب مربی جوان دیگری میشود. در مقابل، نتایج ضعیف در هفتههای ابتدایی ممکن است مدیران را دوباره به سمت تغییر نیمکت سوق دهد؛ اتفاقی که صنعت نفت برای جلوگیری از تکرار بیثباتیهای گذشته باید در برابر آن مقاومت کند.
محمد نوری اکنون از پشت سرمربیان باتجربه بیرون آمده و در خط مقدم قرار گرفته است. دیگر گلها و خاطرات دوران حضورش در پرسپولیس تعیینکننده نیستند؛ آینده او را امتیازهایی مشخص میکنند که صنعت نفت در زمین به دست خواهد آورد.