وداع با ایرج؛ «پهلوان آواز ایران» در قطعه هنرمندان آرام گرفت / چرا صدای او هنوز معیار آواز است؟
مراسم تشییع حسین خواجهامیری صبح امروز از پهنه فرهنگی ـ هنری رودکی در مقابل تالار وحدت آغاز شد و پس از بدرقه حاضران، پیکر او به قطعه هنرمندان بهشت زهرا منتقل و به خاک سپرده شد. ایرنا نیز بعدازظهر جمعه خاکسپاری او در قطعه هنرمندان را تأیید کرد.
مهدی شفیعی معاون امور هنری وزارت فرهنگ، بابک رضایی مدیرکل دفتر موسیقی، اسحاق شکری مدیرعامل انجمن موسیقی ایران، حمیدرضا نوربخش، محمد الهیاری، علیرضا افتخاری، حسامالدین سراج، علی جهاندار، علیاصغر شاهزیدی، هوشنگ و ارسلان کامکار، محمد موسوی، داود گنجهای و جمع دیگری از هنرمندان و مدیران فرهنگی در این مراسم حضور داشتند. اجرای آیین بدرقه نیز برعهده سیدعباس سجادی بود.
ایرج دو روز پیش، چهارشنبه ۲۱ مرداد، پس از مدتی بیماری و بستری شدن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان درگذشت. خبر درگذشت او توسط خانه موسیقی و رسانههای رسمی تأیید شد. منابع رسمی سن او را هنگام درگذشت ۹۴ سال اعلام کردهاند.
«متر و معیار صدا»؛ نوربخش چرا ایرج را متفاوت میدانست؟
یکی از محوریترین سخنان مراسم را حمیدرضا نوربخش مطرح کرد. مدیرعامل خانه موسیقی ایرج را بخشی جداییناپذیر از تاریخ آواز ایران توصیف کرد و گفت صدای او برای چند نسل به معیار سنجش توانایی آوازی تبدیل شده است. نوربخش تأکید کرد که ایرج با وجود تأثیرپذیری از مکتب آواز اصفهان، در جوانی به زبان و شیوه شخصی خودش رسید؛ ویژگیای که در موسیقی دستگاهی اهمیت زیادی دارد.
این نکته شاید مهمترین دلیل ماندگاری ایرج باشد. در آواز ایرانی داشتن صدای پرحجم بهتنهایی کافی نیست؛ کنترل تحریر، وسعت صوتی، تسلط بر ردیف و مهمتر از همه برخورداری از هویت قابل تشخیص، خواننده را از یک اجرای خوب به یک «سبک» تبدیل میکند.
در مورد ایرج، حتی شنوندهای که دانش تخصصی موسیقی نداشته باشد معمولاً بعد از چند جمله میتواند صاحب صدا را تشخیص دهد. همین استقلال صوتی باعث شد در کنار خوانندگانی مانند بنان، اکبر گلپایگانی و محمدرضا شجریان، نام ایرج نیز بهعنوان یکی از صداهای شاخص چند دهه موسیقی ایران باقی بماند.
روایت شجریان و ایرج؛ چرا قطبیسازی آواز خطاست؟
نوربخش در مراسم به خاطرهای از محمدرضا شجریان نیز اشاره کرد و از برخورد احترامآمیز ایرج با شجریان در سالهای نخست فعالیت او در رادیو گفت. او این خاطره را نمونهای از رفتار بزرگان موسیقی دانست و از علاقهمندان خواست آواز ایرانی را به میدان تقابل هواداری تبدیل نکنند.
در همین مراسم، نوربخش همچنین گفت لقب «پهلوان آواز ایران» از سوی شجریان برای ایرج به کار رفته است. این روایت در گزارش مراسم به نقل از نوربخش ثبت شده و بهتر است دقیقاً بهعنوان روایت او نقل شود، نه اینکه بدون انتساب بهعنوان یک واقعه مستقل تاریخی مطرح شود.
اهمیت این بحث فراتر از یک خاطره است. تاریخ آواز ایران محصول کنار هم قرار گرفتن چند مکتب و چند شخصیت مستقل بوده و مقایسه ساده «بهترین خواننده» معمولاً بخش بزرگی از تفاوتهای سبکی آنها را نادیده میگیرد.
علیرضا افتخاری: حالا وقت پخش دوباره صدای ایرج است
علیرضا افتخاری نیز یکی از احساسیترین سخنرانیهای مراسم را داشت. او از شیفتگی دوران نوجوانی خود به صدای ایرج سخن گفت و توضیح داد که در کودکی برای دیدن اجرای او در اصفهان روزها انتظار کشیده بود. افتخاری پس از سخنانش قطعهای آوازی در یاد ایرج اجرا کرد.
در روایتهای منتشرشده از مراسم، افتخاری همچنین خواستار شنیده شدن دوباره صدای ایرج از رادیو شد. این مطالبه از این جهت اهمیت دارد که بخش مهمی از میراث ایرج اساساً در آرشیو رادیو شکل گرفته است؛ میراثی که برای شناخت تاریخ آواز قرن چهاردهم شمسی اهمیت اسنادی دارد.
احسان خواجهامیری برای پدرش خواند
احسان خواجهامیری نیز در مراسم سخن گفت و پس از روزهای سخت بیماری و درگذشت پدر، قطعهای آوازی اجرا کرد. او پدرش را هنرمندی توصیف کرد که علاقه عمیقی به مردم ایران داشت و همواره میخواست در کنار آنها باشد.
این بخش از مراسم شاید بیش از دیگر سخنرانیها دو چهره متفاوت حسین خواجهامیری را کنار هم قرار داد؛ «ایرج» برای میلیونها شنونده یک خواننده تاریخی بود، اما برای خانوادهاش پدر و پدربزرگی بود که فقدانش ابعادی کاملاً شخصی داشت.
در پایان مراسم نیز بیداد خواجهامیری، نوه او، متنی از طرف خانواده قرائت کرد و از ایرج نه فقط بهعنوان هنرمند بلکه بهعنوان پناه و تکیهگاه خانواده یاد شد.
چهار «مدال طلا» در آواز ایران
علی جهاندار، خواننده پیشکسوت، در سخنان خود چهار نام را کنار یکدیگر قرار داد: غلامحسین بنان، ایرج، اکبر گلپایگانی و محمدرضا شجریان. تعبیر او این بود که این چهار هنرمند هرکدام «مدال طلا» دارند و مقایسه برای انتخاب یک نفر بهعنوان برتر، منطق درستی ندارد.
جهاندار همچنین ایرج را «عقابی بر فراز آسمان آواز ایران» توصیف کرد و مهمترین ویژگی او را حفظ توانایی آوازی تا سالهای پایانی عمر دانست.
محمد موسوی، نوازنده پیشکسوت نی، نیز از دوستی ششدههای با ایرج گفت و خاطراتی از نگاه مثبت تاج اصفهانی به صدای او بیان کرد. علیاصغر شاهزیدی هم بر قدرت و سلامت صدای ایرج و تسلط او بر ادبیات و فرم آواز تأکید کرد.
این مجموعه سخنان نشان میدهد شهرت ایرج فقط محصول محبوبیت عمومی یا ترانههای سینمایی نبود؛ بخش مهمی از جایگاه او در میان خود موسیقیدانان حرفهای به توانایی فنی در آواز بازمیگشت.
ایرج چگونه وارد برنامه «گلها» شد؟
حسین خواجهامیری ۱۱ دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز متولد شد. منابع آرشیوی رادیو آوا میگویند او در خانوادهای اهل موسیقی رشد کرد، از کودکی با آواز و تعزیه آشنا شد و بعدها به تهران آمد. در ادامه مسیر حرفهای، آشنایی و آموزش نزد استادان موسیقی مسیر ورود او به رادیو را هموار کرد.
نقطه عطف فعالیت ایرج در سال ۱۳۳۶ رقم خورد؛ زمانی که به دعوت داوود پیرنیا به برنامه «گلها» راه یافت. نخستین همکاری ثبتشده او در این مجموعه، «برگ سبز شماره ۴۳» در مایه شور ـ ابوعطا بود.
رادیو آوا تعداد حضورهای ایرج در مجموعه برنامههای مختلف «گلها» شامل «برگ سبز»، «گلهای رنگارنگ» و دیگر قالبها را ۲۱۳ برنامه اعلام کرده است؛ عددی که بهتر از ادعاهای کلی درباره حجم آثار، گستردگی حضور او در یکی از مهمترین آرشیوهای موسیقی معاصر ایران را نشان میدهد.
از «گلها» تا سینما؛ چرا صدای ایرج عمومی شد؟
ویژگی ایرج این بود که فعالیتش به فضای رسمی موسیقی دستگاهی محدود نماند. صدای او در فیلمهای سینمایی و ترانههای عامهپسند نیز شنیده شد و همین حضور همزمان در رادیو و سینما، مخاطبانش را از محافل تخصصی موسیقی فراتر برد.
در گزارشهای مربوط به زندگی او از بیش از دو هزار آواز، تصنیف و ترانه نام برده شده است؛ این عدد در منابع رسانهای امروز نیز تکرار شده، هرچند آرشیو کاملاً یکپارچه و عمومی برای راستیآزمایی تکتک این آثار در دسترس نیست. آنچه مستندتر است، حضور گسترده او در صدها برنامه رادیویی و تعداد زیادی اجرای سینمایی و ضبط موسیقی است.
همین ترکیب باعث شد ایرج هم برای علاقهمندان موسیقی دستگاهی چهرهای مهم باشد و هم برای مخاطبانی که او را از صدای بازیگران سینمای پیش از انقلاب میشناختند.
چرا درگذشت ایرج فقط فقدان یک خواننده نیست؟
درگذشت حسین خواجهامیری در ۹۴ سالگی پایان فعالیت نسلی است که بخش بزرگی از تاریخ موسیقی ضبطشده ایران را شکل داد؛ نسلی که رادیو، برنامه «گلها»، صفحه و سپس سینما ابزار اصلی رسیدن صدایشان به مردم بود.
از این زاویه، بحث اصلی پس از درگذشت ایرج فقط برگزاری مراسم یادبود نیست. مسئله مهمتر، حفظ و دسترسپذیر کردن آرشیو آثار اوست؛ بهخصوص اجراهایی که هنوز تنها در آرشیوهای رادیویی یا مجموعههای شخصی وجود دارند.
در مراسم امروز چند بار از «خاطره نسلها» سخن گفته شد. این تعبیر درباره ایرج بیش از یک جمله احساسی معنا دارد؛ زیرا بخشی از مخاطبان او با برنامه «گلها» آشنا شدند، گروهی صدایش را در سینما شنیدند و نسلهای بعدی از طریق بازنشر آثار قدیمی او را کشف کردند.
پهلوان آواز رفت؛ آواز باقی ماند
حسین خواجهامیری امروز در قطعه هنرمندان آرام گرفت، اما آنچه از مراسم تشییع او بیش از هر چیز برجای ماند، تأکید موسیقیدانان بر مفهوم «صدا» بود؛ صدایی که نوربخش آن را معیار دانست، جهاندار به عقاب تشبیه کرد و شاهزیدی از قدرتش گفت.
ایرج از نسلی بود که نام یک خواننده میتوانست با یک ساعت مشخص پخش رادیویی گره بخورد و خانوادهها برای شنیدن آواز گرد رادیو جمع شوند. امروز فناوری، شکل شنیدن موسیقی را کاملاً تغییر داده، اما ارزش تاریخی چنین صداهایی از بین نرفته است.
بدرقه جمعه ۲۳ مرداد در تالار وحدت نیز همین واقعیت را نشان داد: پیکر ایرج به خاک سپرده شد، اما «ایرج» بهعنوان یک سبک، یک آرشیو و بخشی از حافظه شنیداری ایران باقی ماند.