رامین رضاییان بین عذرخواهی و استوری لاکچری؛ مسئله پول نیست، مسئله تصویر است
رامین رضاییان همین چند روز قبل در برنامه «فوتبال برتر» با لحنی احساسی درباره سبک زندگی و تصاویرش در شبکههای اجتماعی صحبت کرد. او تأکید داشت پیراهن و شلواری که آن شب پوشیده ایرانی است، از تجربه سختی و فقر در گذشته گفت و بابت انتشار تصاویری با لباسها و تیپهای گرانقیمت که ممکن است باعث ناراحتی مردم شده باشد عذرخواهی کرد.
این حرفها بهخصوص در شرایطی که فاصله درآمدی میان فوتبالیستهای مطرح و بخش بزرگی از جامعه به یکی از موضوعات پرتکرار افکار عمومی تبدیل شده، بازتاب زیادی داشت. رضاییان تلاش میکرد یک پیام روشن منتقل کند: شهرت و درآمد امروز باعث نشده گذشته و شرایط مردم را فراموش کند.
اما شبکههای اجتماعی حافظه کوتاهی ندارند.
چند روز بعد انتشار تصویر تازهای از رضاییان با استایل لوکس و وسایل گرانقیمت دوباره مورد توجه قرار گرفت و برخی رسانهها آن را در کنار عذرخواهی تلویزیونی او گذاشتند. برترینها نوشت انتشار این تصویر بحث درباره سبک زندگی و نحوه نمایش آن در صفحه شخصی رضاییان را دوباره داغ کرده است.
روزنامه «قدس» نیز با زاویهای تندتر همین تناقض را مطرح کرد و پرسید مخاطبی که صحبتهای تلویزیونی رضاییان را دیده و سپس تصاویر لباس، ساعت و آنچه در رسانهها بهعنوان استفاده از جت خصوصی توصیف شده میبیند، کدام تصویر را باید باور کند.
ثروتمند بودن رضاییان مسئله نیست
در این بحث باید یک مرز بسیار روشن وجود داشته باشد.
رامین رضاییان فوتبالیستی حرفهای و موفق است. او حق دارد درآمدش را هرطور که در چارچوب قانون میخواهد خرج کند؛ لباس گران بخرد، ساعت لوکس داشته باشد، گوشی پرچمدار استفاده کند یا برای سفر از پرواز خصوصی و چارتر استفاده کند.
هیچکدام از این موارد به خودی خود دلیلی برای سرزنش یک ورزشکار نیست.
حتی درباره اصطلاح «جت شخصی» نیز باید دقیق بود. بازنشرهای رسانهای از این عنوان استفاده کردهاند، اما از اطلاعات علنی موجود نمیتوان نتیجه گرفت هواپیمای مورد استفاده الزاماً متعلق به شخص رضاییان بوده است. اصل بحث هم نباید به مالکیت یک هواپیما تقلیل پیدا کند.
مسئله اصلی جای دیگری است: هماهنگی میان پیام و تصویر.
وقتی یک چهره عمومی درباره همدلی با مردم حرف میزند و بابت نمایش زندگی لوکس عذرخواهی میکند، مخاطب طبیعی است که رفتار رسانهای بعدی او را در امتداد همان سخنان ارزیابی کند. اگر فقط چند روز بعد تصویری تقریباً متضاد ببیند، سؤال ایجاد میشود؛ نه اینکه چرا این فوتبالیست پول دارد، بلکه اینکه عذرخواهی قبلی دقیقاً چه معنایی داشته است.
عذرخواهی رضاییان چرا اینقدر مورد توجه قرار گرفت؟
صحبتهای رضاییان معمولی نبود. او فقط نگفت «قصد ناراحت کردن کسی را نداشتم». از گذشته خودش حرف زد و تأکید کرد که زندگی دشوار را میشناسد. حتی گفت اگر تصاویر و تیپهایش دل مردم را شکسته، عذرخواهی میکند.
همین شخصی بودن، سطح انتظار را بالا برد.
مخاطب وقتی چنین حرفی میشنود آن را شبیه یک موضع رسانهای معمولی تلقی نمیکند؛ احساس میکند ستاره مقابل دوربین بخشی از شخصیت واقعیاش را نشان داده است.
به همین دلیل تصاویر بعدی نیز شدیدتر قضاوت میشوند.
در واقع اگر رضاییان هیچوقت بابت استایل گرانقیمت خود عذرخواهی نمیکرد و صریحاً میگفت سبک زندگی من همین است، احتمالاً تناقض فعلی هم تا این اندازه مورد توجه قرار نمیگرفت.
یک فوتبالیست دیگر فقط فوتبالیست نیست
شبکههای اجتماعی ماهیت شهرت را تغییر دادهاند.
یک بازیکن در گذشته عمدتاً در ۹۰ دقیقه مسابقه، مصاحبه بعد از بازی یا چند عکس مطبوعاتی دیده میشد. امروز همان ورزشکار از صبحانه و سفر گرفته تا لباس، خودرو، خرید و تعطیلاتش را میتواند مستقیماً برای میلیونها نفر منتشر کند.
در نتیجه صفحه اینستاگرام یک فوتبالیست دیگر صرفاً «صفحه شخصی» به معنای سنتی نیست؛ بخشی از برند عمومی اوست.
یونسکو نیز در برنامههای مربوط به سواد رسانهای تأکید کرده که اینفلوئنسرها و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال امروز بخشی اثرگذار از اکوسیستم رسانهای هستند و نفوذ آنها، بهخصوص روی مخاطبان جوان، مسئولیت حرفهای و اخلاقی بیشتری ایجاد میکند.
رضاییان هم با میلیونها مخاطب، فقط مدافع راست یا وینگر نیست؛ هر استوری او یک پیام رسانهای است، حتی اگر خودش آن را صرفاً ثبت لحظهای از زندگی خصوصی بداند.
نسل جوان حرف تلویزیون و استوری اینستاگرام را کنار هم میگذارد
مخاطب امروز نیز تغییر کرده است.
یک مصاحبه تلویزیونی دیگر مستقل از اینستاگرام، توییتر یا تصاویر قدیمی فرد دیده نمیشود. مخاطب در چند ثانیه میتواند صحبت سال گذشته، عکس ماه قبل و استوری امروز یک ستاره را کنار هم قرار دهد.
همین ویژگی باعث شده «اصالت» یا Authenticity برای برند شخصی چهرههای مشهور اهمیت بیشتری پیدا کند.
یونسکو در برنامههای تازه خود برای تولیدکنندگان محتوای دیجیتال نیز بر صداقت، استانداردهای اخلاقی و توجه به اثری که پیام آنلاین روی مخاطب میگذارد تأکید کرده است.
این مسئله برای نسل جوان حساستر است. انجمن روانشناسی آمریکا درباره نقش شبکههای اجتماعی در مقایسه اجتماعی نوجوانان هشدار داده و توصیه کرده مواجهه با محتواهایی که زمینه مقایسه دائمی ظاهر و سبک زندگی را ایجاد میکند، با آگاهی بیشتری مدیریت شود.
بنابراین تصویر یک زندگی فوقلوکس فقط «یک عکس» نیست؛ برای بخشی از مخاطبان جوان میتواند به استانداردی برای مقایسه موفقیت، خوشبختی و جایگاه اجتماعی تبدیل شود.
مسئولیت اجتماعی یعنی پنهان کردن ثروت؟
خیر.
مسئولیت اجتماعی به این معنا نیست که رضاییان باید ساعتش را مخفی کند یا برای اثبات همدلی با مردم لباس ارزان بپوشد. چنین نمایشی خود میتواند شکل دیگری از تصنع باشد.
مسئله این است که یک چهره مشهور مجبور نیست خودش را چیزی نشان دهد که نیست.
اگر زندگی رضاییان لوکس است، زندگی اوست. مخاطب هم حق ندارد تعیین کند فوتبالیست پولش را چگونه خرج کند. اما وقتی همان ستاره تصمیم میگیرد درباره درد اقتصادی جامعه، مردمی بودن و ناراحتی از نمایش تجمل حرف بزند، پیام او وارد حوزه عمومی میشود و طبیعتاً با رفتار بعدی سنجیده خواهد شد.
مسئولیت اجتماعی بیش از آنکه به قیمت لباس مربوط باشد، به صداقت در روایت مربوط است.
ماجرای رضاییان فقط درباره رامین نیست
این بحث را میتوان به تقریباً تمام ورزشکاران، بازیگران و اینفلوئنسرهای مشهور تعمیم داد.
شهرت دو بخش دارد: مزیت و مسئولیت.
ستاره میتواند به واسطه شهرت قرارداد تبلیغاتی بگیرد، برند شخصی بسازد، دنبالکننده جذب کند و ارزش اقتصادی خود را بالا ببرد؛ اما نمیتواند در همان حال انتظار داشته باشد مخاطب تصاویر و اظهاراتش را مستقل از یکدیگر ببیند.
رضاییان که بهتازگی نیز انتقالش به فولاد خوزستان رسمی شده و همچنان یکی از چهرههای پرمخاطب فوتبال ایران است، طبیعتاً بیش از یک بازیکن معمولی زیر ذرهبین قرار خواهد داشت.
اتفاقاً راه خروج از این وضعیت پیچیده نیست.
او مجبور نیست از سبک زندگیاش عذرخواهی کند و بعد آن را پنهان کند. کافی است روایتی را ارائه دهد که واقعاً با زندگیاش سازگار باشد.
قرارداد نانوشته میان ستاره و هوادار: صداقت
هوادار مالک زندگی شخصی فوتبالیست نیست و فوتبالیست هم موظف نیست مطابق خواست هوادار زندگی کند.
اما میان یک ستاره و مخاطب یک قرارداد نانوشته وجود دارد: من چیزی را که نیستم به تو نمیفروشم.
مردم ممکن است درآمد بسیار بالای یک فوتبالیست را بپذیرند؛ ممکن است لباس و ماشین گرانقیمت او را هم ببینند و عبور کنند. آنچه اعتماد را بیشتر تهدید میکند احساس تناقض میان حرف و رفتار است.
از این زاویه، ماجرای اخیر رامین رضاییان بحث درباره یک ساعت، یک گوشی یا یک هواپیما نیست. مسئله این است که ستاره فوتبال در عصر شبکههای اجتماعی نمیتواند یک تصویر در تلویزیون بسازد و انتظار داشته باشد تصویر اینستاگرامش جداگانه قضاوت شود.
شاید بهترین راه برای رضاییان و هر چهره مشهور دیگری این باشد که به جای نمایش تصویری که تصور میکند مردم دوست دارند ببینند، همان کسی باشد که واقعاً هست؛ حتی اگر آن تصویر، لوکستر از زندگی بسیاری از مخاطبانش باشد. صداقت معمولاً بسیار قابلقبولتر از همدلیای است که چند استوری بعد، زیر سؤال برود.