بازگشت «نارنجی وفادار» با یک مأموریت دوگانه؛ سایپا بین صعود و کارخانه بازیکنسازی
کاظم برجلو، مدیر تیم فوتبال سایپا، در تازهترین صحبتهای خود بارها روی واژه «هویت» تأکید کرده است. از نگاه او سایپا نباید صرفاً تیمی باشد که هر تابستان بازیکن بخرد و در پایان فصل رتبهاش در جدول سنجیده شود. فلسفهای که او برای نارنجیها توصیف میکند، همان مدلی است که این باشگاه در مقاطع مختلف تاریخ خود با آن شناخته شده: پیدا کردن استعداد، فرصت دادن، آموزش دادن و تحویل بازیکن آماده به سطح اول فوتبال.
همین نگاه توضیح میدهد چرا ابراهیم صادقی دوباره به نیمکت سایپا رسیده است.
چرا ابراهیم صادقی؟ انتخابی فراتر از نام یک سرمربی
صادقی برای سایپا یک مربی غریبه نیست که تنها براساس رزومهاش انتخاب شده باشد. او تمام دوران بازیگری حرفهای خود را با پیراهن نارنجی گذراند و به همین دلیل لقب «نارنجی وفادار» گرفت. در بازگشت اخیرش نیز باشگاه برای فصل جدید لیگ دسته اول بار دیگر هدایت تیم را به او سپرد.
این همان ویژگیای است که برجلو روی آن دست گذاشته است؛ سرمربی سایپا باید بداند این باشگاه چه میخواهد و چه چیزی آن را از بسیاری تیمهای دیگر متمایز کرده است.
اما انتخاب صادقی فقط یک تصمیم نوستالژیک نیست.
در آخرین مقطع حضور او با سایپا در لیگ یک، نارنجیها ۶۰ امتیاز گرفتند و با تنها یک امتیاز اختلاف از صعود بازماندند؛ نتیجهای که از بهترین عملکردهای سایپا در سالهای حضورش در دسته اول محسوب میشود. بنابراین مدیران باشگاه مربیای را انتخاب کردهاند که هم از فلسفه جوانگرایی دفاع میکند و هم قبلاً نشان داده میتواند در رقابت فشرده صعود باقی بماند.
این ترکیب برای سایپا مهم است، چون بزرگترین خطر برای پروژههای «بازیکنسازی» زمانی ایجاد میشود که این واژه تبدیل به توجیهی برای نتیجه نگرفتن شود.
برجلو و صادقی فعلاً میگویند چنین چیزی مدنظر نیست.
صادقی خودش همین چند روز پیش مأموریت را تعریف کرد
جالب اینکه صحبتهای برجلو تقریباً ادامه همان چیزی است که خود ابراهیم صادقی چند روز پیش مطرح کرد.
سرمربی سایپا اعلام کرده «هدف اول» مجموعه در فصل جدید بازگشت به فلسفه بازیکنسازی و پرورش استعداد است. او برای توضیح این میراث نیز نامهایی مانند مسعود شجاعی، جواد کاظمیان، محسن خلیلی، مهدی ترابی و علی قلیزاده را مطرح کرد؛ بازیکنانی از نسلهای متفاوت که بخشی از مسیر حرفهای آنها با سایپا گره خورده است.
آکادمی باشگاه نیز سابقه فعالیت خود در تیمهای پایه را به دهه ۷۰ میرساند و توجه به ردههای سنی مختلف مدتها بخشی از ساختار رسمی سایپا بوده است.
بنابراین وقتی برجلو میگوید «بازیکنسازی یکی از اولین چیزهایی است که با شنیدن نام سایپا به ذهن میرسد»، صرفاً یک شعار تبلیغاتی درباره فصل تازه مطرح نمیکند؛ این ادعا پشتوانه تاریخی قابل مشاهدهای دارد.
اما مأموریت دشوارتر، زنده کردن دوباره همین اعتبار است.
صادقی قبلاً ۱۵ جوان را به تیم بزرگسالان رسانده بود
یک عدد از دوره قبلی مربیگری صادقی نشان میدهد تأکید او روی جوانان فقط مربوط به مصاحبههای تابستان ۱۴۰۵ نیست.
صادقی در سال ۱۴۰۰ گفته بود طی دو فصل ۱۵ بازیکن از ردههای جوانان و امید سایپا را وارد تیم بزرگسالان کرده است. او همان زمان کار کردن با جوانان را دشوار اما پیشرفت آنها را یکی از لذتبخشترین بخشهای مربیگری توصیف میکرد.
این سابقه حالا به یکی از دلایل منطقی انتخاب او تبدیل شده است.
اگر باشگاه واقعاً میخواهد هزینههای خود را مدیریت کند و همزمان ارزش ورزشی و اقتصادی تولید کند، استفاده از آکادمی و استعدادهای ارزانتر یک انتخاب صرفاً احساسی نیست؛ میتواند بخشی از مدل اقتصادی باشگاه باشد.
بهخصوص در شرایطی که خود صادقی همین تابستان به محدودیتهای مالی سایپا و دشواری شرایط اقتصادی اشاره کرده و از مدیریت گروه خودروسازی برای ادامه حمایت از باشگاه تشکر کرده است.
پشت این پروژه چه کسانی قرار دارند؟
برجلو در صحبتهایش از دو سطح مدیریتی تشکر کرده است.
در سطح شرکت مادر، علی شیخزاده همچنان مدیرعامل گروه خودروسازی سایپاست؛ مدیری که از آذر ۱۴۰۳ این مسئولیت را در اختیار دارد و طی ماههای اخیر نیز درباره مشکلات مالی و تولیدی مجموعه خودروسازی سخن گفته است.
در سطح باشگاه نیز احمد مددی مدیرعامل و رضا زارعی رئیس هیئتمدیره هستند. این ترکیب مدیریتی در بهمن ۱۴۰۴ شکل گرفت و برجلو نیز در مرداد ۱۴۰۵ با حکم مددی به عنوان مدیر تیم فوتبال بزرگسالان فعالیتش را ادامه داد.
بنابراین حرف برجلو درباره اهمیت حمایت شرکت مادر در شرایط سخت اقتصادی بیزمینه نیست. فوتبال سایپا مستقیماً به تصمیم مدیرانی وابسته است که همزمان درگیر مسائل گستردهتر یک مجموعه بزرگ صنعتی هستند.
این نقطه میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید.
حمایت یک مجموعه بزرگ اقتصادی ثبات بیشتری نسبت به برخی باشگاههای مستقل ایجاد میکند، اما هر زمان فشار اقتصادی روی شرکت مادر بالا برود، هزینه ورزش نیز ممکن است زیر ذرهبین قرار بگیرد.
سایپا هنوز در لیگ یک است؛ این واقعیت نباید پشت «بازیکنسازی» پنهان شود
مهمترین چالش پروژه جدید دقیقاً همین جاست.
سایپا در فصل ۱۴۰۶-۱۴۰۵ همچنان یکی از تیمهای لیگ آزادگان است و پس از چند تلاش ناموفق هنوز نتوانسته به سطح اول فوتبال ایران برگردد. جدول رسمی فصل جدید نیز نارنجیها را در میان ۱۶ تیم لیگ دسته اول قرار داده است.
فصل گذشته هم سایپا تا مقاطعی در کورس صعود قرار داشت، اما در نهایت این هدف محقق نشد. تغییر سرمربی از رضا عنایتی به محمد رجبزاده نیز نتوانست پایان مورد انتظار را رقم بزند و مدیران در تابستان دوباره سراغ صادقی رفتند.
به همین دلیل «ساختن آینده» نمیتواند تنها معیار ارزیابی فصل باشد.
باشگاهی با سابقه سایپا، امکانات آکادمی و پشتیبانی یک مجموعه صنعتی طبیعی است که هدف بازگشت به لیگ برتر داشته باشد. خود گزارشهای مربوط به انتخاب صادقی نیز صعود را یکی از اهداف اصلی فصل جدید توصیف کردهاند.
ماموریت واقعی بنابراین دوگانه است: بازیکن بساز و همزمان نتیجه بگیر.
خطر بزرگ؛ تبدیل سایپا به ویترین بدون سود
برجلو میگوید سایپا میتواند سکوی پرتاب بازیکنان به فوتبال خارجی باشد. این ایده از نظر ورزشی جذاب است، اما یک شرط اساسی دارد.
باشگاه باید از بازیکنانی که میسازد ارزش اقتصادی هم ایجاد کند.
اگر یک استعداد در آکادمی رشد کند، در تیم بزرگسالان بدرخشد و سپس بدون قرارداد مناسب یا با درآمد ناچیز راهی باشگاهی دیگر شود، سایپا عملاً هزینه آموزش را پرداخت کرده اما منفعت اصلی را دیگران بردهاند.
مدل موفق بازیکنسازی در فوتبال مدرن فقط معرفی استعداد نیست؛ زنجیرهای از استعدادیابی، آموزش، قرارداد حرفهای، بازی دادن و در نهایت انتقال با ارزش مناسب است.
در این صورت همان فلسفهای که برجلو از آن حرف میزند میتواند بخشی از راهحل مشکلات مالی باشگاه نیز باشد.
سایپا نباید فقط «ویترین» باشد؛ باید کارخانه تولید سرمایه فوتبالی باشد.
لیگ یک شاید بهترین و بدترین محل برای جوانگرایی باشد
از یک جهت، لیگ آزادگان فضای خوبی برای میدان دادن به جوانان است. فشار رسانهای آن نسبت به استقلال، پرسپولیس یا حتی تیمهای مدعی لیگ برتر کمتر است و مربی میتواند فرصت بیشتری برای آزمودن بازیکنان ناشناخته داشته باشد.
اما لیگ یک از جهت دیگری یکی از سختترین محیطها برای چنین پروژهای است.
مسابقات فیزیکی، سفرهای طولانی، زمینهای متفاوت و فشار شدید صعود باعث میشود تیمی که بیش از حد جوان و کمتجربه بسته شده باشد در هفتههای حساس امتیاز از دست بدهد.
صادقی این مسئله را قبلاً تجربه کرده است؛ او توانسته تیمی جوان بسازد و در عین حال تا نزدیکی صعود پیش برود. ۶۰ امتیاز و فاصله یکامتیازی با لیگ برتر نشان میدهد مدل او از نظر رقابتی نیز ظرفیت دارد.
حالا باید یک قدم بیشتر بردارد.
بازگشت سایپا به جایگاه واقعی یعنی چه؟
برجلو چند بار از «جایگاه واقعی سایپا» صحبت کرده است.
اگر این عبارت را از فضای معمول مصاحبههای فوتبالی خارج کنیم، میتوان برای آن سه معیار مشخص تعریف کرد: بازگشت به لیگ برتر، احیای جریان مستمر بازیکنسازی و ایجاد مدلی که باشگاه از فروش استعدادهایش نیز درآمد پایدار داشته باشد.
صادقی گزینهای متناسب با هر سه هدف است. او خود محصول همین باشگاه است، سابقه جدی در استفاده از جوانان دارد و قبلاً سایپا را تا یک قدمی صعود رسانده است.
اما نامهای بزرگ گذشته هیچ امتیازی در جدول فصل جدید نمیآورند.
مسعود شجاعی، مهدی ترابی، علی قلیزاده، جواد کاظمیان و دیگر چهرههایی که امروز به عنوان سند بازیکنسازی سایپا معرفی میشوند، فقط زمانی برای پروژه جدید معنا پیدا میکنند که نسل تازهای پشت سر آنها ظاهر شود.
برجلو میگوید مأموریت سایپا «ساختن آینده فوتبال» است؛ صادقی هم میگوید شجاعیها، ترابیها و کاظمیانهای تازه در راهند. حالا آزمون واقعی نارنجیها شروع میشود: آیا میتوانند دوباره ستاره بسازند و همزمان خودشان هم از لیگ یک خارج شوند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، بازگشت سایپا فقط بازگشت یک تیم به لیگ برتر نخواهد بود؛ بازگشت یکی از قدیمیترین خطوط تولید استعداد فوتبال ایران خواهد بود.