راز پایان زودهنگام احمدرضا عابدزاده در تیم ملی؛ از آخرین بازی مقابل آلمان تا اردوی مرموز قطر+عکس
آخرین حضور رسمی احمدرضا عابدزاده در تیم ملی ایران به ۲۵ ژوئن ۱۹۹۸، برابر با چهارم تیر ۱۳۷۷ برمیگردد؛ دیدار ایران و آلمان در مرحله گروهی جام جهانی فرانسه که با پیروزی ۲ بر صفر آلمان تمام شد. تصاویر آرشیوی آن مسابقه نیز عابدزاده را درون دروازه ایران نشان میدهد و منابع داخلی این بازی را آخرین مسابقه ملی او ثبت کردهاند.
نکته عجیب ماجرا سن عابدزاده بود. او متولد چهارم خرداد ۱۳۴۵ بود و هنگام مسابقه آلمان تنها ۳۲ سال داشت؛ سنی که برای یک دروازهبان الزاماً پایان دوران حرفهای محسوب نمیشود. بهویژه درباره دروازهبانی که در مسیر صعود تاریخی ایران به جام جهانی و سپس بازیهای فرانسه یکی از رهبران اصلی تیم بود.
بنابراین برخلاف بسیاری از خداحافظیهای طبیعی، پایان دوران ملی عابدزاده از قبل برنامهریزی نشده بود.
مصدومیت سنگین؛ اولین مانع بازگشت عابدزاده
بخشی از فاصله عابدزاده از تیم ملی دلیل کاملاً ورزشی داشت. او پس از جام جهانی با مشکلات جسمانی جدی روبهرو شد و در خرداد ۱۳۷۸ تحت یک جراحی سنگین در آلمان قرار گرفت. گزارشهای مربوط به آن دوره میگویند او پس از دوران طولانی درمان و بازتوانی، در بهمن همان سال دوباره توانست به میادین برگردد.
اما همین بازگشت، ماجرا را پیچیدهتر کرد.
اگر عابدزاده دیگر توانایی بازی در سطح بالا را نداشت، کنار گذاشتنش از تیم ملی قابل توضیح بود؛ ولی او دوباره برای پرسپولیس بازی کرد و نمایشهایش باعث شد بحث بازگشتش به تیم ملی جدی شود. رسانهها و بخش قابل توجهی از هواداران نیز در ماههای منتهی به جام ملتهای ۲۰۰۰ این سؤال را مطرح میکردند که چرا دروازهبان باتجربه پرسپولیس نباید دوباره فرصت حضور در تیم ملی داشته باشد. گزارشهای بعدی نیز دعوت دوباره او پیش از جام ملتها را تأیید میکنند.
پس از آن مرحله، دیگر نمیشد همهچیز را فقط با مصدومیت توضیح داد.
مهر ۷۹؛ عابدزاده بالاخره به تیم ملی برگشت
در آستانه جام ملتهای آسیا ۲۰۰۰ لبنان، جلال طالبی احمدرضا عابدزاده را دوباره به اردوی تیم ملی فراخواند. این دعوت حدود دو سال پس از آخرین بازی ملی او انجام شد و امید ایجاد کرد که شاید عقاب آسیا دوباره به ترکیب ایران برگردد.
تیم ملی پیش از سفر به لبنان راهی قطر شد تا یک دیدار تدارکاتی برگزار کند. انتظار میرفت این مسابقه فرصتی برای ارزیابی وضعیت عابدزاده باشد، اما جلال طالبی از او استفاده نکرد. در ادامه نیز نام عابدزاده از فهرست نهایی جام ملتها کنار گذاشته شد و ایران با پرویز برومند، هادی طباطبایی و داوود فنایی به لبنان رفت.
همین اردوی کوتاه قطر در واقع آخرین حضور عابدزاده در محیط تیم ملی شد؛ بیآنکه بتواند دوباره در یک مسابقه رسمی یا حتی همان دیدار دوستانه به میدان برود.
چرا عابدزاده مقابل قطر بازی نکرد؟
این بخش از داستان هنوز هم پاسخ کاملاً مستندی ندارد.
روایتهای بعدی از دلایلی مانند مشکل گذرنامه یا مسائل اداری برای سفر به لبنان سخن گفتهاند، اما خود عابدزاده سالها بعد چنین توضیحاتی را نپذیرفت و گفت احساس میکرد مسئولان تمایلی به حضور او در تیم ملی ندارند. یک گزارش قدیمی نیز نقل کرده جلال طالبی مسئله پاسپورت را مطرح کرده، در حالی که عابدزاده فضای نامناسب پیرامون خودش را دلیل جدایی میدانست.
در نتیجه نمیتوان با قطعیت گفت تصمیم نهایی دقیقاً توسط چه فردی و با چه انگیزهای گرفته شد.
آنچه قطعی است، این است که عابدزاده دعوت شد، به اردو رفت، برابر قطر بازی نکرد و سپس از فهرست جام ملتهای آسیا کنار ماند. هر ادعای فراتر از این درباره «دستور یک شخص مشخص» به سند محکمتری نیاز دارد.
اختلاف عابدزاده و صفایی فراهانی از کجا شروع شد؟
یکی از بخشهای مهم این پرونده، رابطه احمدرضا عابدزاده با محسن صفایی فراهانی، رئیس وقت فدراسیون فوتبال است.
در روایتهای امروزی گاهی چنین القا میشود که صفایی فراهانی مستقیماً عامل حذف عابدزاده از تیم ملی بوده است، اما صحبتهای خود عابدزاده تصویر محتاطانهتری ارائه میدهد.
او سالها بعد در مصاحبهای توضیح داد اختلافش با صفایی فراهانی پس از جام جهانی ۱۹۹۸ بر سر پاداش بازیکنان تیم ملی شکل گرفته بود. عابدزاده میگفت بهعنوان کاپیتان از رئیس فدراسیون خواسته بود بخشی از درآمدی که از حضور ایران در جام جهانی نصیب فدراسیون میشود به بازیکنان اختصاص پیدا کند و همین مسئله میان آنها اختلاف ایجاد کرد. نکته مهمتر اینکه خود عابدزاده درباره نقش صفایی فراهانی در اتفاقات سال ۱۳۷۹ گفته بود نمیداند رئیس وقت فدراسیون در کنار گذاشته شدن او دخالت داشته یا خیر.
این جزئیات مهم است، زیرا میان وجود اختلاف و اثبات نقش مستقیم در حذف یک بازیکن تفاوت وجود دارد.
اختلاف عابدزاده و رئیس فدراسیون قابل استناد است؛ اما اینکه صفایی فراهانی شخصاً دستور داده باشد او دیگر برای تیم ملی بازی نکند، براساس منابع در دسترس اثبات نشده است.
علی دایی و عابدزاده؛ واقعیت کجا تمام میشود و شایعه از کجا شروع میشود؟
بخش پرحاشیهتر داستان به رابطه عابدزاده و علی دایی مربوط میشود.
بازخوانیهای مطبوعاتی از آن دوران میگویند در اردوی سال ۷۹ شایعاتی درباره اختلاف گروهی از بازیکنان باتجربه با عابدزاده منتشر میشد و نام علی دایی نیز در مرکز این روایتها قرار داشت. حتی ادعاهایی درباره سردی شدید روابط و سلام نکردن بازیکنان به یکدیگر مطرح میشد. اما منابعی که امروز در دسترس هستند این موارد را عمدتاً بهعنوان شایعات مطبوعاتی آن دوره نقل میکنند، نه واقعیتی که سند مستقلی برای آن ارائه شده باشد.
بنابراین نسبت دادن حذف عابدزاده از تیم ملی به علی دایی با اطلاعات موجود قابل اثبات نیست.
آنچه درباره اختلاف این دو قطعاً مستندتر است، تقریباً یک دهه بعد اتفاق افتاد. زمستان ۱۳۸۸، زمانی که دایی سرمربی پرسپولیس شد، تصمیم گرفت محمدعلی یحیوی را به جای عابدزاده بهعنوان مربی دروازهبانها انتخاب کند. این تصمیم اعتراض عابدزاده و بخشی از هواداران را به دنبال داشت و روابط دو چهره برای مدتی تیره شد.
اما آن اختلاف نیز دائمی نماند. بعدها تصاویر و گزارشهایی از دیدار دوستانه این دو منتشر شد؛ از جمله حضور عابدزاده در تمرین تیم علی دایی در سال ۱۳۹۵ و انتشار عکس مشترک آنها.
یک اصلاح تاریخی؛ آخرین بازی پرسپولیس ۲۱ فروردین بود یا ۳۰ فروردین؟
در روایت تازهای که درباره عابدزاده منتشر شده، ۲۱ فروردین ۱۳۸۰ بهعنوان آخرین حضور او در دروازه پرسپولیس ذکر شده است.
اما این تاریخ با منابع دیگری همخوان نیست.
گزارشهای آرشیوی دقیقتر، ۳۰ فروردین ۱۳۸۰ و مسابقه پرسپولیس مقابل سپاهان در ورزشگاه باغشمال تبریز را آخرین بازی رسمی عابدزاده ثبت کردهاند؛ مسابقهای که پرسپولیس با دو گل شکست خورد. خبرآنلاین نیز در بازخوانی آخرین بازی او همین تاریخ ۳۰ فروردین را ذکر کرده است.
بنابراین برای یک گزارش تاریخی دقیقتر، ۳۰ فروردین ۱۳۸۰ محتملترین تاریخ آخرین بازی رسمی باشگاهی عابدزاده است و تاریخ ۲۱ فروردین را نباید بدون توضیح بهعنوان آخرین بازی قطعی او ثبت کرد.
عابدزاده سالها بعد، در دی ۱۳۸۴، در دیدار دوستانه پرسپولیس و بایرن مونیخ نیز برای دقایقی به میدان رفت و مراسم خداحافظی رسمی او برگزار شد؛ اما آن مسابقه با آخرین حضور رسمی باشگاهیاش تفاوت دارد. ایرنا در زمان برگزاری همان مراسم نیز آخرین بازی ملی او را همچنان بازی با آلمان در جام جهانی ۹۸ ثبت کرده بود.
پس چرا عقاب آسیا اینقدر زود کنار رفت؟
اگر تمام قطعات این پرونده کنار هم گذاشته شود، یک پاسخ تکعاملی قانعکننده نیست.
عابدزاده ابتدا با مصدومیتی جدی و جراحی مواجه شد؛ عاملی کاملاً ورزشی که مدتی طولانی او را از میدان دور کرد. سپس در شرایطی که دوباره به فرم مسابقه برگشته بود، با اختلاف قدیمی با مدیریت فدراسیون و تصمیم فنی جلال طالبی مواجه شد. همزمان شایعات فراوانی نیز درباره مناسبات داخلی رختکن تیم ملی وجود داشت که بخشی از آنها هرگز به شکل مستقل اثبات نشدند.
شاید تلخترین بخش داستان همین باشد: عابدزاده هیچوقت یک «بازی خداحافظی ملی» واقعی نداشت.
او چهارم تیر ۱۳۷۷ مقابل آلمان از زمین خارج شد، دو سال بعد دوباره لباس تمرین تیم ملی را پوشید، اما دیگر هرگز اجازه پیدا نکرد درون دروازه ایران بایستد.
برای یکی از مهمترین دروازهبانان تاریخ فوتبال ایران، پایان نه با یک تصمیم روشن و اعلامشده، بلکه با مجموعهای از مصدومیت، اختلاف مدیریتی، تصمیم فنی و حاشیههایی رقم خورد که بخشی از آنها هنوز پس از بیش از ۲۵ سال در حد روایت و شایعه باقی ماندهاند.
واقعیت قطعی این است که آخرین قاب ملی احمدرضا عابدزاده همان بازی ایران و آلمان در جام جهانی ۱۹۹۸ شد؛ اما اینکه چرا بازگشت او در سال ۱۳۷۹ هرگز به یک بازی دیگر منتهی نشد، هنوز یکی از پروندههای مبهم و تلخ فوتبال ایران است.

