پرسپولیس ۶ امتیازی شد، جنگ صندلی شروع شد؟ پشت پرده شایعه «کودتای خاموش» در باشگاه
پرسپولیس فصل را با برد دو بر صفر برابر شمسآذر آغاز کرد و در هفته دوم استقلال خوزستان را چهار بر یک شکست داد. حاصل دو مسابقه، شش امتیاز، شش گل زده و تنها یک گل خورده بوده؛ آماری که تیم مهدی تارتار را خیلی زود در صدر جدول قرار داده است.
این شروع خوب بعد از ماههایی اتفاق افتاده که سرخها تغییرات زیادی را هم در مدیریت، هم روی نیمکت و هم در ترکیب بازیکنان تجربه کردند.
حدادی از دل بحران به صندلی مدیرعاملی رسید
پیمان حدادی از ابتدا در شرایطی آرام مدیرعامل پرسپولیس نشد.
رضا درویش در ۲۶ مهر ۱۴۰۴ پس از تشدید بحران نتایج از مدیرعاملی کنار رفت و هیأتمدیره، حدادی را که آن زمان رئیس هیأتمدیره بود به عنوان سرپرست باشگاه انتخاب کرد. حدود دو هفته بعد، در ۱۱ آبان، حدادی با رأی هیأتمدیره رسماً مدیرعامل پرسپولیس شد.
بنابراین مدیر فعلی باشگاه بخش بزرگی از دوره خود را در فضایی گذرانده که پرسپولیس از ثبات سالهای قهرمانی فاصله گرفته بود. تغییر سرمربیان، نارضایتی هواداران و بحث بازسازی تیم، فشار دائمی روی مدیریت ایجاد کرده بود.
حتی تیرماه امسال، بعد از شکست دو بر یک پرسپولیس در دیداری تدارکاتی مقابل چادرملو، حدادی آشکارا از عملکرد بازیکنان انتقاد کرد و گفت تیم مدیریتی طی دو ماه برای بستن تیم تلاش کرده است. همان مصاحبه نشان میداد که مدیرعامل نیز میداند بخش بزرگی از اعتبار مدیریتی او به نتیجه پروژه تابستانی وابسته خواهد بود.
انتخاب تارتار؛ یک تصمیم کمریسکتر از پروژه خارجی
یکی از مهمترین تصمیمهای تابستانی پرسپولیس، انتخاب مهدی تارتار بود.
باشگاه در ۱۴ تیر به صورت رسمی اعلام کرد پس از بررسی گزینهها و جمعبندی مدیرعامل و هیأتمدیره، تارتار به عنوان سرمربی جدید انتخاب شده است. مربیای که هم سابقه پوشیدن پیراهن پرسپولیس را دارد و هم طی سالهای گذشته در چند باشگاه لیگ برتری کار کرده است.
این انتخاب برخلاف بعضی پروژههای خارجی، هزینه و ریسک تطبیق کمتری داشت. در کنار آن، باشگاه به سمت جوانتر کردن فهرست حرکت کرد و خود حدادی نیز در اردوی ترکیه از شکلگیری تیمی «جوان، باانگیزه و آیندهدار» سخن گفت.
نتیجه اولیه هم فعلاً به سود این تصمیمهاست.
محمدمهدی محبی و محمد عمری در برد هفته نخست گل زدند و در هفته دوم نیز چهار گل برابر استقلال خوزستان ثبت شد. هنوز برای قضاوت درباره یک فصل کامل زود است، اما نمیتوان انکار کرد که پرسپولیس بعد از دو هفته نسبت به ماههای بحرانی گذشته تصویری متفاوت ارائه کرده است.
درست حالا، دوباره بحث هیأتمدیره بالا گرفته است
اما مسئلهای که حساسیت ایجاد میکند، این است که هیأتمدیره پرسپولیس از همین تابستان وارد دورهای از تغییرات شده بود.
علیرضا اردوبادی، رئیس هیأتمدیره، در تیرماه استعفا کرد. پس از خروج او، اعضای باقیمانده هیأتمدیره پیمان حدادی، علیرضا اینانلو، مهدی همتیمقدم و احد میرزایی معرفی شدند. همزمان گزارشهایی نیز منتشر شد که بانک تجارت قصد تغییر نماینده خود را دارد و به این ترتیب امکان جابهجایی یک عضو دیگر نیز مطرح شد.
این اتفاقها واقعیاند و نشان میدهند ساختار تصمیمگیری باشگاه حتی پیش از شروع لیگ کاملاً ثابت نبوده است.
اما از همین نقطه تا ادعای وجود یک «کودتای مدیریتی» فاصله وجود دارد.
اینکه یک یا چند سهامدار بانکی نمایندگان خود را تغییر دهند، بهخودیخود اثبات نمیکند که فرد خاصی در حال مهندسی هیأتمدیره برای رسیدن به مدیرعاملی است. برای اثبات چنین ادعایی باید اسناد جلسات، موضع سهامداران یا دستکم گزارشهای مستقل و همسو از منابع معتبر وجود داشته باشد.
تا این لحظه چنین مدرکی علنی نشده است.
پس چرا شایعه «کودتای خاموش» جدی گرفته شده؟
علتش به ساختار مالکیت پرسپولیس برمیگردد.
بعد از واگذاری باشگاه، نمایندگان بانکهای عضو کنسرسیوم در هیأتمدیره حضور پیدا کردند. در ترکیبهای مختلف، بانک شهر، بانک ملت و بانک تجارت نماینده داشتهاند و طبیعی است که تغییر تصمیم هر سهامدار بتواند موازنه رأی در هیأتمدیره را تغییر دهد.
در چنین ساختاری مدیرعامل فقط با تیم فوتبال و نقلوانتقالات سروکار ندارد؛ بقای او نیز وابسته به حمایت اکثریت هیأتمدیره است.
اگر دو عضو تغییر کنند یا اتحادهای داخلی جابهجا شود، قدرت تصمیمگیری میتواند بدون هیچ تغییر ظاهری در تیم فوتبال عوض شود. همین ویژگی باعث شده هر جابهجایی هیأتمدیره پرسپولیس فوراً با گمانهزنی درباره صندلی مدیرعاملی همراه شود.
بنابراین نگرانی درباره شکلگیری «مدیریت موازی» کاملاً قابل فهم است؛ اما باید بین امکان وقوع چنین سناریویی و اثبات وقوع آن فرق گذاشت.
پرسپولیس یک بار دیگر هزینه چندصدایی را میدهد؟
این مهمترین سؤال است.
یک باشگاه حرفهای میتواند مدیرعامل ضعیف را تغییر دهد؛ حتی ممکن است هیأتمدیره در میانه فصل به این نتیجه برسد که مدیر دیگری عملکرد بهتری خواهد داشت. خود حدادی نیز نباید صرفاً به دلیل دو برد ابتدایی مصون از ارزیابی باشد.
اما مسیر تصمیمگیری باید روشن باشد.
اگر مالکان معتقدند حدادی در حوزه مالی، اجرایی، نقلوانتقالات، درآمدزایی یا اداره باشگاه ضعف دارد، باید همان معیارها را منتشر و براساس آنها تصمیم بگیرند.
مشکل از جایی آغاز میشود که تغییرات نه براساس ارزیابی عملکرد، بلکه با تشکیل بلوکهای داخلی، انتصاب نیروهای همسو و انتقال تدریجی اختیارات انجام شود.
در این حالت مدیرعامل روی کاغذ یک نفر است، اما مراکز تصمیمگیری چندگانه میشوند؛ مدیر رسانهای از یک کانال دستور میگیرد، آکادمی از کانالی دیگر و تیم فوتبال بین چند مرجع قدرت گرفتار میشود.
این همان مدلی است که برای یک باشگاه بزرگ، حتی از انتخاب یک مدیر ضعیف هم خطرناکتر است.
شروع ۶ امتیازی نباید سپر مدیرعامل شود
البته در طرف مقابل هم نباید دو برد ابتدای فصل به چک سفیدامضا برای مدیریت تبدیل شود.
پرسپولیس مقابل شمسآذر و استقلال خوزستان شروع خوبی داشته، اما سه هفته آینده شرایط بسیار متفاوتی دارد. سرخها باید به مصاف تراکتور بروند و سپس مسابقات مهم دیگری در پیش دارند. عملکرد یک مدیریت را نمیتوان بعد از ۱۸۰ دقیقه فوتبال ارزیابی کرد.
پس استدلال «تیم برده، بنابراین هیچ مدیری نباید تغییر کند» نیز منطقی نیست.
آنچه اهمیت دارد زمان، علت و سازوکار تغییر است.
اگر تغییر مدیریتی لازم است، باید کارنامه حدادی بررسی شود؛ همانطور که کارنامه اعضای هیأتمدیره نیز باید بررسی شود. اینکه فقط مدیرعامل زیر تیغ ارزیابی باشد ولی اعضای هیأتمدیره بدون پاسخگویی درباره عملکرد خود چینش مدیریت را تغییر دهند، با منطق حکمرانی شرکتی سازگار نیست.
یک علامت سؤال درباره تغییرات تابستانی
یک نکته دیگر هم قابل توجه است.
در تیرماه، ابتدا خبر تغییر رئیس هیأتمدیره منتشر شد و سپس بحث خروج احتمالی نماینده بانک تجارت مطرح شد. گزارشهای همان مقطع از این حکایت داشت که کنسرسیوم بانکی برای تکمیل ترکیب هیأتمدیره باید اعضای تازهای معرفی کند.
این یعنی اصل تغییرات امروز محصول شروع خوب پرسپولیس نیست؛ فرآیند جابهجایی از قبل آغاز شده بود.
به همین دلیل روایت اینکه «عدهای صبر کردند تیم ساخته شود و حالا برای تصاحب آن وارد شدهاند» فعلاً بیشتر یک برداشت سیاسی از اتفاقات است تا واقعیتی اثباتشده.
ممکن است پشت این تغییرات رقابت قدرت وجود داشته باشد؛ اما ممکن است بخشی از آن نیز صرفاً ناشی از تصمیم سهامداران بانکی برای تغییر نمایندگانشان باشد.
برای مشخص شدن واقعیت، مالکان باشگاه باید پاسخ دهند.
چهار سؤال که مالکان پرسپولیس باید جواب بدهند
در چنین شرایطی هواداران بیش از اسم افراد به شفافیت نیاز دارند.
آیا قرار است ترکیب هیأتمدیره دوباره تغییر کند؟ اگر بله، دلیل ارزیابی منفی از اعضای فعلی چیست؟ آیا موقعیت پیمان حدادی به عنوان مدیرعامل مورد بازنگری قرار گرفته؟ و مهمتر از همه، چه نهادی در نهایت مسئول عملکرد اجرایی باشگاه است؟
اگر جواب این سؤالها روشن باشد، بسیاری از شایعات «کودتا» خودبهخود از بین میروند.
اگر هیچ توضیحی داده نشود، هر انتصاب و هر استعفا میتواند به خوراک تازهای برای گمانهزنی تبدیل شود.
پرسپولیس الان بیش از تغییر، به یک مرکز فرماندهی نیاز دارد
شروع مهدی تارتار امیدوارکننده بوده است؛ شش امتیاز از شش امتیاز و تفاضل گل مثبت پنج، دقیقاً همان چیزی است که هواداران بعد از فصل پرآشوب گذشته میخواستند.
اما فصل فوتبال با دو هفته تمام نمیشود.
اگر مدیریت فعلی قرار است ادامه دهد، باید اختیار و مسئولیتش روشن باشد. اگر قرار است تغییر کند، مالکان باید دلیل آن را توضیح دهند. بدترین سناریو حالتی است که مدیرعامل بماند اما قدرت واقعی در چند اتاق مختلف تقسیم شود.
فعلاً مدرکی وجود ندارد که بتوان پروژه «کودتای خاموش» یک عضو هیأتمدیره را بهعنوان واقعیت قطعی معرفی کرد؛ اما تغییرات پیدرپی در ترکیب هیأتمدیره و ابهام درباره موازنه قدرت، زمینه شکلگیری چنین شایعهای را فراهم کرده است.
پرسپولیس بعد از مدتها در زمین آرام شده است.
اگر قرار است تغییر دیگری در ساختمان باشگاه رخ دهد، مالکان باید توضیح دهند چرا؛ وگرنه ممکن است تیمی که تازه از بحران فنی خارج شده، دوباره پیش از آنکه حریفان در زمین متوقفش کنند، از داخل ساختمان باشگاه وارد یک مسابقه دیگر شود:
مسابقهای نه برای سه امتیاز، بلکه برای صندلی قدرت.