کد خبر: ۶۶۴۴۷۶

هشدار درباره پایان دربی ۱۰۰ هزار نفری؛ استقلال و پرسپولیس چرا از تهران آواره شدند؟

استقلال
انتقال دربی استقلال و پرسپولیس از تهران به اصفهان، دوباره بحران زیرساخت فوتبال پایتخت را به مرکز توجه آورده است. سیدکاظم اولیایی، مدیرعامل پیشین استقلال، هشدار داده ادامه مدل فعلی باشگاه‌داری و کمبود ورزشگاه می‌تواند یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های فوتبال ایران، یعنی دربی‌های پرتماشاگر تهران را به خاطره تبدیل کند. بخشی از انتقاد او با واقعیت امروز فوتبال پایتخت همخوان است: ورزشگاه آزادی و تختی فعلاً امکان میزبانی لیگ را ندارند و دربی ۱۰۷ قرار است ۱۱ شهریور در نقش‌جهان اصفهان برگزار شود. با این حال، برخی ادعاهای آماری اولیایی، از جمله «کمتر بودن سرانه ورزشی تهران از سیستان‌وبلوچستان» یا «فقیرترین پایتخت جهان»، نیازمند احتیاط و مستندات بیشتری است.
۱۱:۳۴ - ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

دربی استقلال و پرسپولیس برای دهه‌ها با تصویر ورزشگاه آزادی و سکوهای مملو از تماشاگر تعریف شده است. حالا اما مسابقه‌ای که زمانی ظرفیت نزدیک به صد هزار نفر را پر می‌کرد، برای چندمین بار از خانه سنتی خود دور شده است. سازمان لیگ اعلام کرده دیدار رفت فصل جاری دو تیم، چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۳۰ به میزبانی استقلال در ورزشگاه نقش‌جهان اصفهان برگزار می‌شود.

همین اتفاق نقطه شروع انتقاد تازه سیدکاظم اولیایی است. او در یادداشتی که روزنامه ایران منتشر کرده، مشکل را صرفاً یک خرابی موقت در ورزشگاه آزادی نمی‌بیند؛ بلکه از نگاه او، ساختار مالکیت باشگاه‌ها، نحوه مدیریت ورزشگاه‌ها و برنامه‌ریزی فوتبال ایران در کنار یکدیگر بحرانی ایجاد کرده‌اند که مستقیماً هوادار را از فوتبال دور می‌کند.

اولیایی: سرمایه واقعی استقلال و پرسپولیس هواداران هستند

اولیایی استدلال می‌کند فوتبال حرفه‌ای بدون «مشتری» معنا ندارد و در صنعت فوتبال، هوادار همان سرمایه‌ای است که باشگاه باید بتواند از طریق فروش بلیت، حق عضویت، محصولات تجاری، خدمات روز مسابقه و سایر فعالیت‌های اقتصادی به آن متصل شود. به باور او، استقلال و پرسپولیس یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های خود یعنی قدرت بسیج ده‌ها هزار تماشاگر را به دلیل ضعف زیرساخت از دست می‌دهند.

اصل این نگرانی با وضعیت کنونی تطابق دارد. میرشاد ماجدی، رئیس هیئت فوتبال تهران، در ۱۷ مرداد اعلام کرد آزادی و تختی حداقل تا پایان سال برای میزبانی لیگ آماده نیستند. چند روز پیش‌تر نیز مدیرکل ورزش و جوانان استان تهران گفته بود ورزشگاه تختی به دلیل تعویض چمن و اصلاح زیرسازی حتی ممکن است تا خرداد سال آینده از چرخه مسابقات خارج باشد.

در نتیجه مسئله دیگر فقط بازسازی چند سکو در آزادی نیست. بزرگ‌ترین شهر ایران در شروع لیگ بیست‌وششم برای دو باشگاه پرطرفدار خود ورزشگاهی با ظرفیت بالا و شرایط پایدار در اختیار ندارد.

دربی ۱۰۷؛ نمونه روشن بحرانی که اولیایی درباره آن حرف می‌زند

استقلال برای مسابقه هفته پنجم مقابل پرسپولیس مجبور شده به اصفهان برود. نقش‌جهان ورزشگاهی استاندارد و بزرگ است، اما از نظر جغرافیایی هیچ ارتباطی با مفهوم «دربی تهران» ندارد.

این نخستین بار در سال‌های اخیر نیست که سرخابی‌ها از آزادی دور می‌شوند. در دو فصل گذشته نیز برخی مسابقات مهم استقلال و پرسپولیس در قزوین، اراک و ورزشگاه‌های کوچک‌تر تهران و اطراف آن برگزار شده‌اند. همین جابه‌جایی‌ها باعث شده ظرفیت تماشاگر بسیاری از بازی‌ها به‌طور چشمگیری کمتر از دوران میزبانی کامل آزادی باشد.

از این منظر، تعبیر اولیایی درباره خطر تبدیل شدن «دربی ۱۰۰ هزار نفری» به مسابقه‌ای کم‌تماشاگر، صرفاً یک هشدار نوستالژیک نیست. زیرساخت فعلی واقعاً ظرفیت تاریخی این مسابقه را محدود کرده است.

اما یک نکته مهم؛ استقلال و پرسپولیس دیگر رسماً دولتی نیستند

اولیایی در نقد خود از «خصولتی بودن» باشگاه‌ها استفاده کرده و این تعبیر از منظر ساختار اقتصادی قابل بحث است، اما باید یک تمایز حقوقی مهم را در نظر گرفت.

در اردیبهشت ۱۴۰۳، ۸۵ درصد سهام استقلال از طریق فرابورس به کنسرسیومی از گروه صنایع پتروشیمی خلیج فارس و شرکت‌های زیرمجموعه آن واگذار شد. در همان فرآیند، ۸۵ درصد سهام پرسپولیس نیز به کنسرسیومی از بانک‌ها منتقل شد. بنابراین از نظر ساختار سهامداری، وزارت ورزش دیگر مالک ۸۵ درصدی مستقیم این دو باشگاه نیست.

بحث «خصولتی بودن» از آنجا شکل می‌گیرد که مالکان جدید، شرکت‌ها و نهادهایی هستند که خود ارتباط گسترده‌ای با بخش عمومی اقتصاد دارند. به همین دلیل منتقدانی مانند اولیایی معتقدند انتقال سهام الزاماً به معنای شکل‌گیری یک باشگاه خصوصی مستقل و بازارمحور نبوده است.

پس صورت دقیق‌تر انتقاد این است: خصوصی‌سازی حقوقی اتفاق افتاده، اما درباره میزان خصوصی‌شدن واقعی مدل مدیریتی و اقتصادی دو باشگاه همچنان اختلاف نظر وجود دارد.

چرا نداشتن ورزشگاه اختصاصی این‌قدر مهم است؟

در بسیاری از لیگ‌های حرفه‌ای، ورزشگاه فقط محل برگزاری مسابقه نیست؛ یکی از مهم‌ترین منابع درآمد باشگاه است.

فروش بلیت، جایگاه‌های VIP، رستوران و فروشگاه، تور ورزشگاه، تبلیغات محیطی، نام‌گذاری تجاری، اجاره فضا و برگزاری رویدادهای غیرورزشی می‌توانند در تمام طول سال درآمد تولید کنند. باشگاهی که ورزشگاهش را کنترل نمی‌کند، بخشی از این ظرفیت اقتصادی را نیز در اختیار ندارد.

استقلال و پرسپولیس سال‌هاست از ورزشگاه‌های تحت مدیریت دولت یا سایر نهادها استفاده می‌کنند. در چنین ساختاری، رابطه مستقیم میان «سرمایه‌گذاری باشگاه در ورزشگاه» و «درآمد بلندمدت حاصل از آن» بسیار ضعیف‌تر می‌شود.

این همان نکته‌ای است که اولیایی روی آن دست گذاشته: اگر باشگاه مالک یا بهره‌بردار بلندمدت یک ورزشگاه باشد، انگیزه اقتصادی بیشتری برای بهبود صندلی‌ها، امکانات رفاهی، خدمات تجاری و تجربه هوادار خواهد داشت.

سرانه ورزشی تهران واقعاً چقدر است؟

اما در بخشی از اظهارات مدیرعامل پیشین استقلال باید با احتیاط بیشتری برخورد کرد.

اولیایی مدعی شده سرانه ورزشی تهران حتی از استان سیستان‌وبلوچستان پایین‌تر است و تهران را «فقیرترین پایتخت جهان» از این نظر توصیف کرده است. بررسی تازه‌ترین آمار عمومی، این گزاره را به این شکل قطعی تأیید نمی‌کند.

حسین اوجاقی، مدیرعامل سازمان ورزش شهرداری تهران، در ۱۹ مرداد امسال گفت سرانه فضای ورزشی شهر تهران بر اساس آخرین آمار حدود ۰.۵۷ مترمربع برای هر نفر است و اگر فضاهای روباز نیز محاسبه شوند، این رقم به حدود ۰.۹۸ مترمربع می‌رسد. او تأکید کرد این میزان همچنان با سطح دو تا ۲.۵ مترمربعی که به‌عنوان معیار مقایسه مطرح کرد فاصله زیادی دارد.

در مقابل، آخرین عددی که برای کل استان سیستان‌وبلوچستان در منابع در دسترس منتشر شده، حدود ۰.۴۶ مترمربع در سال گذشته است. این دو آمار حتی از نظر قلمرو جغرافیایی—«شهر تهران» در برابر «استان سیستان‌وبلوچستان»—کاملاً هم‌سنخ نیستند، اما دست‌کم اجازه نمی‌دهند با اطمینان بگوییم سرانه تهران پایین‌تر است.

بنابراین اصل کمبود فضای ورزشی تهران مستند است، اما ادعای «فقیرترین پایتخت جهان» بدون یک پایگاه داده مقایسه‌ای معتبر میان پایتخت‌های جهان، قابل راستی‌آزمایی و اثبات نیست.

ماجرای ورزشگاه ۴۰ هزار نفری بانوان چه بود؟

اولیایی همچنین به پروژه‌ای در مجموعه آزادی اشاره کرده که برای احداث ورزشگاهی حدود ۴۰ هزار نفری ویژه فوتبال زنان پیش‌بینی شده بود و بخشی از عملیات اولیه آن نیز سال‌ها قبل مطرح شد.

طرح موسوم به ورزشگاه «آزادیه» سابقه‌ای طولانی دارد و در منابع قدیمی به‌عنوان ورزشگاهی با ظرفیت حدود ۴۰ هزار نفر در مجموعه آزادی معرفی شده است، اما این پروژه هیچ‌گاه به یک ورزشگاه عملیاتی تبدیل نشد.

این نمونه یکی از مشکلات مزمن پروژه‌های ورزشی تهران را نشان می‌دهد: فاصله زیاد میان طرح، جانمایی، آغاز عملیات و بهره‌برداری. حتی درباره ورزشگاه بزرگ جدید تهران نیز در سال‌های مختلف مکان‌ها و برنامه‌های متفاوتی مطرح شده، بدون اینکه در کوتاه‌مدت جایگزینی برای آزادی در دسترس فوتبال پایتخت قرار بگیرد.

آیا بازگرداندن دارایی‌های استقلال مشکل را حل می‌کند؟

اولیایی پیشنهاد داده دارایی‌های تاریخی استقلال به باشگاه بازگردد و سپس باشگاه با مشارکت بخش خصوصی به سمت توسعه یا تجهیز ورزشگاه برود. این پیشنهاد از نظر اقتصادی می‌تواند موضوع بررسی باشد، اما درباره اینکه دقیقاً کدام املاک متعلق به استقلال بوده، وضعیت حقوقی امروز آنها چیست و ارزش قابل انتقال آنها چقدر است، اطلاعات عمومی جامع و تازه‌ای منتشر نشده است.

همچنین ورزشگاه‌هایی مانند نقش‌جهان، تختی و دستگردی هر کدام مالکیت و ساختار مدیریتی جداگانه دارند و «تجهیز توسط استقلال» بدون قرارداد بهره‌برداری بلندمدت و توافق مالکان فعلی امکان‌پذیر نیست.

بنابراین تبدیل این ایده به پروژه واقعی به چیزی بیشتر از تخصیص بودجه نیاز دارد: حق بهره‌برداری بلندمدت، مدل تجاری مشخص، سرمایه‌گذار، زمین و تضمین درآمد پایدار.

بحران فقط استقلال و پرسپولیس نیست

کمبود ورزشگاه استاندارد در تهران اکنون تمام لیگ را تحت تأثیر قرار داده است. برای فصل جاری، مسئولان ورزشی استان ورزشگاه‌های شهرقدس، دستگردی و اسلامشهر را از گزینه‌های قابل استفاده معرفی کرده‌اند؛ اما هیچ‌کدام ظرفیت و جایگاه تاریخی آزادی را برای مسابقه‌ای مانند دربی ندارند.

حتی خود ورزشگاه تختی که طی سال‌های گذشته بارها به‌عنوان جایگزین آزادی مطرح شد، دوباره به دلیل مشکل چمن و زیرسازی از چرخه خارج شده است. این رفت‌وبرگشت میان ورزشگاه‌ها نشان می‌دهد مسئله فقط «نبود یک استادیوم» نیست؛ پایتخت به یک شبکه پایدار از ورزشگاه‌های استاندارد با ظرفیت‌های مختلف نیاز دارد.

هشدار اولیایی، با یک اغراق آماری اما یک مسئله واقعی

برخی بخش‌های سخنان کاظم اولیایی—به‌ویژه مقایسه تهران با سیستان‌وبلوچستان و عنوان «فقیرترین پایتخت جهان»—با داده‌های فعلی قابل تأیید قطعی نیستند و بهتر است به‌عنوان نظر او بازتاب داده شوند، نه واقعیت آماری ثابت.

اما هسته اصلی انتقاد دشوارتر قابل انکار است: استقلال و پرسپولیس هنوز ورزشگاه اختصاصی در اختیار ندارند، آزادی در دست بازسازی است، تختی نیز آماده نیست و بزرگ‌ترین مسابقه فوتبال باشگاهی ایران قرار است صدها کیلومتر دورتر از تهران برگزار شود.

دربی ۱۱ شهریور در نقش‌جهان شاید از نظر کیفیت زمین و امکانات مسابقه مشکلی نداشته باشد، اما از نظر اقتصادی و هویتی یک سؤال بزرگ باقی می‌گذارد: چگونه دو باشگاه با میلیون‌ها هوادار و ارزش تجاری عظیم، در پایتخت کشور هنوز خانه‌ای ندارند که بتوانند مهم‌ترین مسابقه خود را در آن برگزار کنند؟

هشدار اولیایی در نهایت بیش از آنکه درباره یک مسابقه باشد، درباره مدل باشگاه‌داری ایران است. اگر استقلال و پرسپولیس نتوانند هوادار، ورزشگاه و درآمد روز مسابقه را به یک زنجیره اقتصادی پایدار تبدیل کنند، «دربی ۱۰۰ هزار نفری» ممکن است نه به دلیل کم شدن علاقه مردم، بلکه به دلیل نبود جایی برای نشستن آن ۱۰۰ هزار نفر، آرام‌آرام به بخشی از خاطرات فوتبال ایران تبدیل شود.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط