فوتبالیست بوندسلیگا مرسدس را کنار گذاشت؛ راز فورد فیستای ۲۰ ساله ستاره اشتوتگارت
در فوتبال حرفهای که خودروهای چندصد هزار یورویی بخشی از تصویر روزمره ستارهها شدهاند، گریشا پرومل به شکل غیرمنتظرهای توجه رسانههای آلمانی را جلب کرده است؛ نه به خاطر یک خرید گرانقیمت، بلکه دقیقاً به دلیل نخریدن آن.
بازیکن جدید اشتوتگارت همچنان با همان فورد فیستای آبی قدیمی به محل تمرین میرود؛ خودرویی از نسل ششم فیستا که حدود دو دهه عمر دارد و تقریباً تمام دوران حرفهای پرومل را همراهی کرده است. SPORT1 در مصاحبه تازه خود گزارش کرده این خودرو همچنان میان ماشینهای گرانقیمت پارکینگ بازیکنان اشتوتگارت جلب توجه میکند.
یک اصلاح مهم؛ ماشین مستقیماً به پرومل هدیه داده نشد
داستان احساسی فورد فیستا واقعی است، اما یک جزئیات در روایت منتشرشده نیاز به اصلاح دارد.
برخلاف این ادعا که پدربزرگ و مادربزرگ پرومل این ماشین را مستقیماً به خود او هدیه دادهاند، گزارشهای آلمانی میگویند پدربزرگ و مادربزرگ خانواده ابتدا خودرو را برای تولد ۱۸ سالگی برادر بزرگتر گریشا خریدند و بعداً ماشین به گریشا رسید. پرومل از سالهای ابتدایی دوران فوتبالی خود از همین خودرو استفاده کرده و حالا فیستا به بخشی از هویت شخصی او تبدیل شده است.
روزنامه Stuttgarter Zeitung نیز نوشته پرومل این خودرو را از دوران جوانی در اختیار دارد و داستان آن به مادربزرگ و خانوادهاش بازمیگردد. همین سابقه خانوادگی توضیح میدهد چرا ارزش این ماشین برای او با قیمت بازار سنجیده نمیشود.
مرسدس هست؛ اما پرومل فیستا را انتخاب کرده
این انتخاب در اشتوتگارت معنای خاصتری هم پیدا میکند. مرسدسبنز فقط یک خودروساز مستقر در این شهر نیست؛ یکی از شرکای راهبردی و سرمایهگذاران باشگاه اشتوتگارت نیز محسوب میشود و همچنان عنوان شریک حوزه حملونقل باشگاه را در اختیار دارد.
رسانههای آلمانی گزارش کردهاند بازیکنان اشتوتگارت خودروهای سازمانی مرسدس در اختیار دارند. پرومل اما به جای استفاده دائمی از آن، همچنان ترجیح میدهد با فیستای شخصی خود به تمرین برود. حتی یک محدودیت جالب هم وجود دارد: طبق گزارش Heidelberg24، در پارکینگ رسمی نزدیک رختکن فقط خودروهای سازمانی مرسدس اجازه توقف دارند و بازیکنی که با خودروی شخصی از برند دیگری بیاید باید بیرون محوطه پارک کند و چند متر بیشتر پیاده برود.
پرومل حاضر است همین چند متر اضافه را طی کند، اما ماشین قدیمیاش را کنار نگذارد.
شوخی روزانه دنیز اونداف با ماشین پرومل
همتیمیهای پرومل نیز این تفاوت را از دست ندادهاند.
او در گفتوگو با SPORT1 تأیید کرده تقریباً تمام شوخیهای ممکن درباره خودروی قدیمیاش را طی سالها شنیده است. در اشتوتگارت هم دنیز اونداف هر روز با جملهای تازه درباره فیستا به استقبالش میرود. پرومل البته مسئله را جدی نمیگیرد و با خنده میگوید چیز زیادی باقی نمانده که همتیمیها درباره ماشینش نگفته باشند.
تفاوت دو بازیکن از این نظر چشمگیر است. رسانه آلمانی Heidelberg24 گزارش کرده اونداف پیشتر یک رولزرویس کولینان بسیار گرانقیمت خریده بود؛ در حالی که کنار چنین خودروهایی، فیستای دو دههای پرومل تقریباً شبیه خودرویی از یک دنیای کاملاً متفاوت است.
اما همین تضاد، داستان پرومل را برای هواداران جذاب کرده است.
چرا حاضر نیست ماشینش را عوض کند؟
پاسخ خود بازیکن بسیار ساده است: هنوز کار میکند.
پرومل در مصاحبه اخیر توضیح داد که در شهر اشتوتگارت در بسیاری از خیابانها اساساً نمیتوان با سرعت زیادی حرکت کرد و او نیز برای سفرهای طولانی از این خودرو استفاده نمیکند. بنابراین از نگاهش دلیلی وجود ندارد فقط به دلیل قدیمی بودن فیستا آن را کنار بگذارد.
او حتی مشخص کرده چه زمانی ممکن است بالاخره تسلیم شود: وقتی خودرو دیگر روشن نشود، دائماً خراب شود یا مجبور باشد مرتب میان خانه و تعمیرگاه رفتوآمد کند.
پرومل گفته تاکنون با ماشین مشکل جدی زیادی نداشته و به همین دلیل همچنان به آن وفادار خواهد ماند. تنها تغییر احتمالی آینده شاید زمانی باشد که خانواده تشکیل دهد و به خودروی بزرگتری نیاز پیدا کند.
در واقع ماجرا فقط درباره صرفهجویی یا علاقه نداشتن به خودروهای لوکس نیست؛ پرومل از چیزی استفاده میکند که هنوز نیازش را برطرف میکند و همزمان خاطرهای شخصی را نیز با خود حمل میکند.
پرومل کیست و چرا به اشتوتگارت آمد؟
گریشا پرومل تابستان امسال بهعنوان اولین خرید اشتوتگارت برای فصل ۲۷-۲۰۲۶ معرفی شد. این هافبک ۳۱ ساله پس از پایان قراردادش با هوفنهایم بهصورت آزاد راهی اشتوتگارت شد و قراردادی تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۹ امضا کرد.
این انتقال برای او صرفاً یک جابهجایی فوتبالی نیست. پرومل در کانشتات، منطقهای از اشتوتگارت، به دنیا آمده و در اسلینگن بزرگ شده است. خودش هنگام امضای قرارداد گفت سالها هوادار اشتوتگارت بوده، خانواده و بسیاری از دوستانش طرفدار این باشگاه هستند و پوشیدن پیراهن تیم شهرش برای او تحقق یک رؤیای قدیمی محسوب میشود.
همین ارتباط با خانواده و زادگاه، داستان خودرو را هم معنادارتر میکند. بازیکنی که بعد از سالها فوتبال در یونیون برلین و هوفنهایم به خانه برگشته، یکی از قدیمیترین یادگارهای خانوادگیاش را هم با خود به اشتوتگارت آورده است.
از یونیون تا هوفنهایم؛ فیستا همیشه همراهش بود
این نخستین بار نیست که ماشین پرومل خبرساز میشود. گزارشهای رسانهای آلمان میگویند او در دوران حضورش در یونیون برلین و سپس هوفنهایم نیز همین خودرو را داشت. یعنی با تغییر باشگاه، افزایش درآمد و تثبیت شدن در سطح اول فوتبال آلمان، فیستا همچنان در زندگی روزمره او باقی ماند.
این موضوع با تصویری که خود پرومل از شخصیتش ارائه میدهد همخوانی دارد. او در مصاحبه SPORT1 وقتی درباره «باقی ماندن روی زمین» در فوتبال حرفهای پرسیده شد، از اهمیت فروتنی، قدردانی و حفظ ارتباط با محیط واقعی زندگی صحبت کرد.
البته داشتن خودروی قدیمی بهتنهایی اثباتکننده شخصیت یک فرد نیست؛ اما در مورد پرومل، انتخابی است که طی سالهای مختلف و با وجود افزایش امکانات مالی ثابت مانده است.
چرا این داستان اینقدر مورد توجه قرار گرفت؟
دلیل اصلی، تضاد است.
فوتبال حرفهای امروز صنعتی با درآمدهای بسیار بالا است و خودرو، ساعت و پوشاک لوکس بخش ثابتی از تصویر رسانهای بسیاری از بازیکنان شدهاند. به همین دلیل یک بازیکن بوندسلیگا که با فورد فیستایی تقریباً همسن بخشی از هواداران جوان باشگاه به تمرین میرود، بهطور طبیعی متفاوت دیده میشود.
اما جذابیت اصلی ماجرا شاید قیمت خودرو نباشد؛ بلکه این است که پرومل امکان انتخاب گزینهای بسیار گرانتر را دارد و آگاهانه گزینه قدیمی را نگه داشته است.
مرسدس در دسترس است، پارکینگ رسمی برای آن فراهم شده و حتی همتیمیهایش درباره فیستا شوخی میکنند؛ با این وجود پرومل میگوید تا زمانی که ماشین کار کند، دلیلی برای کنار گذاشتنش نمیبیند.
«متواضعترین فوتبالیست» یا فقط یک انتخاب شخصی؟
تیترهایی مانند «متواضعترین بازیکن فوتبال» بدون تردید جذاب هستند، اما از نظر خبری کمی اغراقآمیزند. نمیتوان از روی نوع خودرو بازیکنان را از نظر تواضع رتبهبندی کرد.
روایت دقیقتر و شاید جذابتر این است: یک بازیکن بوندسلیگا در شهری که نامش با مرسدس و پورشه گره خورده، با وجود دسترسی به خودروی لوکس، همچنان فورد فیستای ۲۰ ساله خانوادهاش را انتخاب میکند.
پرومل میگوید ماشین هنوز کارش را انجام میدهد، برای رفتوآمدهای کوتاه کافی است و خاطرات زیادی با آن دارد. بنابراین تا وقتی فیستا روشن شود و راه برود، ظاهراً خبری از خداحافظی نیست.
در پارکینگ اشتوتگارت شاید خودروهایی چندصد برابر گرانتر از فورد پرومل وجود داشته باشند، اما احتمالاً هیچکدام برای صاحبشان ارزشی شبیه این فیستای آبی ندارند؛ ماشینی که از خانواده آمده، تمام مسیر حرفهای او را طی کرده و حالا همراه صاحبش به زادگاهش برگشته است.
