شوک تازه به بازار برنج هندی در شهریور ۱۴۰۵؛ چرا کیسه ۱۰ کیلویی تا ۳.۲ میلیون تومان گران شد؟
بازار برنج هندی در شهریورماه با شرایط متفاوتی نسبت به یک بازار معمولی کالاهای مصرفی روبهرو شده است. قیمتها آرام اما پیوسته بالا میروند و همزمان گزارشهایی از امتناع برخی فروشندگان عمده از عرضه کالا به خردهفروشان منتشر میشود.
بررسی بازار در روز شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ نشان میدهد قیمت «برنج هندی دانه بلند ۱۱۲۱ عبیر» در بسته ۱۰ کیلویی به ۳ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان رسیده و «برنج هندی دانه بلند ۱۷۱۸ طبیعت» نیز با قیمت ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان عرضه میشود.
در همین بازار، کیسه ۱۰ کیلویی «برنج هندی ۱۱۲۱ جیتیسی» حدود ۲ میلیون و ۹۵۰ هزار تومان و «برنج هندی ۱۵۰۹ البرز» حدود ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان قیمت خورده است. به این ترتیب مصرفکننده برای خرید هر کیلوگرم از این محصولات باید حدود ۲۸۰ تا ۳۲۰ هزار تومان هزینه کند.
قیمت برنج هندی چرا دوباره بالا رفت؟
نکته کلیدی درباره افزایش قیمت اخیر این است که دستکم بر اساس اطلاعات منتشرشده، نمیتوان تمام ماجرا را به افزایش ناگهانی مصرف خانوار نسبت داد.
گزارش میدانی بازار از کاهش عرضه عمده، فروش قطرهچکانی و خودداری برخی فعالان از تحویل بار جدید حکایت دارد. در چنین شرایطی حتی اگر مقدار قابلتوجهی کالا در انبارها وجود داشته باشد، کاهش سرعت ورود آن به شبکه خردهفروشی میتواند در عمل بازار را با کمبود روبهرو کند و زمینه رشد قیمت را فراهم سازد.
این موضوع زمانی مهمتر میشود که اظهارات اخیر انجمن واردکنندگان برنج ایران را کنار تحولات بازار قرار دهیم. مجیدرضا خاکی، دبیر این انجمن، در اواخر مرداد اعلام کرده بود که موجودی فعلی برنج وارداتی کشور مطلوب است و از نظر موجودی، بازار در وضعیت مناسبی قرار دارد.
بنابراین افزایش قیمت شهریور را نمیتوان صرفاً نتیجه «نبود برنج» دانست. مسئله مهمتر ممکن است این باشد که برنج موجود با چه سرعت و قیمتی از انبار وارد شبکه توزیع میشود.
معمای بازار؛ برنج هست اما چرا عرضه کم شده است؟
این تناقض یکی از مهمترین نشانههای وضعیت فعلی بازار است. وقتی موجودی کل مناسب ارزیابی میشود اما خردهفروش برای دریافت بار جدید با مشکل مواجه است، باید حلقههای میانی زنجیره تأمین را بررسی کرد.
یکی از انگیزههای احتمالی برای کاهش عرضه، انتظارات تورمی است. در بازاری که فعالان انتظار دارند هزینه جایگزینی کالا در هفتهها یا ماههای آینده افزایش پیدا کند، فروشنده عمده ممکن است تمایل کمتری به تخلیه سریع موجودی فعلی داشته باشد.
به زبان ساده، اگر یک بنکدار تصور کند محمولهای که امروز میفروشد فردا باید با هزینه بسیار بیشتری جایگزین شود، انگیزه نگهداری کالا افزایش مییابد. نتیجه این رفتار حتی بدون وقوع کمبود واقعی، کاهش عرضه روزانه و افزایش فشار روی قیمتهاست.
البته نسبت دادن همه کاهش عرضه به «احتکار» بدون بررسی موجودی و اسناد فروش هر واحد اقتصادی دقیق نیست؛ اما گزارش بازار ۷ شهریور مشخصاً از توقف عرضه یا فروش محدود توسط بخشی از عمدهفروشان خبر داده است.
گره ۹۶۰ میلیون یورویی پشت بازار برنج
لایه عمیقتر بحران به تأمین مالی واردات بازمیگردد.
انجمن واردکنندگان برنج ایران اعلام کرده حدود ۹۶۰ میلیون یورو از مطالبات ارزی واردکنندگان برنج هنوز پرداخت نشده است. این مطالبات مربوط به محمولههایی است که از اواخر سال ۱۴۰۳ وارد، ترخیص و حتی در بازار مصرف شدهاند، اما ارز مربوط به آنها همچنان تعیین تکلیف نشده است.
این مسئله شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با قیمت یک کیسه برنج در فروشگاه نداشته باشد، اما در واقع یکی از مهمترین حلقههای زنجیره قیمت است.
واردکننده برای سفارش محموله بعدی به سرمایه در گردش و اعتبار نزد فروشندگان خارجی نیاز دارد. اگر پول محمولههای قبلی برای مدت طولانی تسویه نشود، قدرت خرید و اعتبار او کاهش پیدا میکند. در نتیجه سفارش جدید کمتر میشود یا با هزینه مالی بالاتری انجام میگیرد.
دبیر انجمن واردکنندگان نیز هشدار داده تداوم بلاتکلیفی ارزی میتواند توان واردکنندگان برای خرید محمولههای جدید را کاهش دهد؛ خطری که شاید امروز به معنای خالی بودن انبارها نباشد، اما میتواند عرضه ماههای آینده را تحت فشار قرار دهد.
ایران سالانه چقدر برنج وارداتی نیاز دارد؟
اهمیت این مسئله وقتی روشنتر میشود که سهم واردات در بازار برنج ایران را ببینیم.
بر اساس برآورد انجمن واردکنندگان، حدود ۴۰ درصد نیاز برنج کشور از طریق واردات تأمین میشود و ایران سالانه به واردات حدود ۱.۳ تا ۱.۵ میلیون تن برنج نیاز دارد. تولید داخلی نیز بهطور میانگین حدود دو میلیون تن در سال عنوان شده است.
بنابراین برنج خارجی صرفاً یک کالای جانبی یا لوکس در سبد غذایی کشور نیست. هر اختلال در تأمین آن میتواند مستقیماً روی بازار برنج داخلی نیز اثر بگذارد.
اگر برنج هندی و پاکستانی گران یا کمیاب شوند، بخشی از تقاضا به سمت برنج ایرانی حرکت میکند و این انتقال تقاضا میتواند قیمت محصولات داخلی را نیز افزایش دهد.
ممنوعیت واردات برداشته شد؛ پس مشکل کجاست؟
یکی از نکات قابل توجه سال ۱۴۰۵ این است که دولت برخلاف رویه معمول، ممنوعیت فصلی واردات و ترخیص برنج از ابتدای مرداد تا پایان آبان را لغو کرده است. بنابراین از نظر مقررات فصلی، امکان ورود و ترخیص محمولهها در شهریور وجود دارد.
این تصمیم قاعدتاً باید به افزایش انعطاف عرضه کمک کند، اما رشد قیمتها نشان میدهد صرف باز بودن دروازه واردات برای آرام کردن بازار کافی نیست.
ثبت سفارش، نحوه تأمین ارز، سرمایه در گردش واردکنندگان، هزینه حملونقل، زمان ترخیص و در نهایت رفتار شبکه عمدهفروشی همگی تعیین میکنند که برنج با چه سرعتی و چه قیمتی به دست مصرفکننده برسد.
حتی در نشست اول شهریور فدراسیون واردات ایران با معاونت بازرگانی وزارت جهاد کشاورزی نیز مشکلات مربوط به ثبت سفارش و تأمین ارز کالاهای اساسی از جمله برنج مورد بحث قرار گرفت و پیشنهاد تغییر سازوکار تأمین ارز مطرح شد.
قیمت برنج هندی در شهریور ۱۴۰۵ به کجا میرود؟
در کوتاهمدت، سرنوشت قیمت برنج بیش از آنکه به افزایش تقاضای خانوار وابسته باشد، به رفتار سمت عرضه بستگی دارد.
اگر محمولههای موجود با سرعت بیشتری وارد شبکه فروش شوند و عرضه عمده به وضعیت عادی برگردد، احتمال فروکش کردن موج فعلی وجود دارد. لغو ممنوعیت فصلی واردات نیز ابزار مهمی برای جلوگیری از شکلگیری کمبود واقعی است.
اما سناریوی دوم نگرانکنندهتر است. اگر مشکلات ارزی واردکنندگان ادامه پیدا کند، سفارش محمولههای جدید کاهش یابد و همزمان فعالان شبکه توزیع با انتظار افزایش بیشتر قیمت، موجودی خود را آهستهتر عرضه کنند، رشد ملایم شهریور میتواند به موج جدیتری از گرانی در پاییز تبدیل شود.
بازار برنج اکنون دقیقاً در همین نقطه حساس قرار گرفته است؛ بازاری که فعلاً بر اساس اعلام فعالان رسمی با کمبود جدی موجودی مواجه نیست، اما نشانههای اختلال در تأمین مالی و توزیع آن قابل مشاهده است.
به همین دلیل مهمترین متغیر هفتههای آینده فقط «قیمت برنج هندی» نیست؛ بلکه باید دید چه مقدار از موجودی انبارها واقعاً وارد بازار میشود، مشکل ۹۶۰ میلیون یورویی مطالبات واردکنندگان تا چه اندازه حل خواهد شد و سیاست ارزی واردات کالاهای اساسی چه مسیری را طی میکند.
اگر این گرهها باز نشوند، قیمت ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومانی یک کیسه ۱۰ کیلویی برنج هندی ممکن است نه سقف بازار، بلکه تنها یکی از نخستین هشدارهای بازار مواد غذایی در پاییز ۱۴۰۵ باشد.