قیمت سیبزمینی باید زیر ۸۰ هزار تومان شود؛ ۲۰ هزار تن بار وارد بازار میشود / حباب قیمت میشکند؟
علی برابری، سرپرست سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران، امروز چهارشنبه ۱۱ شهریور تأکید کرده است که نرخ عادلانه سیبزمینی برای مصرفکننده در خردهفروشی باید کمتر از ۸۰ هزار تومان برای هر کیلوگرم باشد.
او قیمت منطقی محصول در میدان مرکزی میوه و ترهبار تهران را بین ۵۷ تا ۶۷ هزار تومان عنوان کرده و فاصله شدید میان قیمت محصول در مزرعه، میدان عمدهفروشی و برخی مغازههای سطح شهر را قابل توجیه ندانسته است.
برابری بهطور مشخص به قیمتهای بالا در برخی نقاط، بهویژه مناطق شمالی تهران، اشاره کرده و بخش مهمی از این اختلاف را به واسطههای غیرضروری نسبت داده است.
نسخه دولت فعلاً افزایش عرضه، کوتاه کردن مسیر محصول از تولیدکننده تا مصرفکننده و کنترل حاشیه سود اصناف است؛ نه تعیین یک قیمت دستوری واحد برای همه مغازهها.
اما نرخ رسمی عمدهفروشی ۷۲ هزار تومان است
اینجا یک نکته مهم وجود دارد که در گزارش قیمت سیبزمینی نباید نادیده گرفته شود.
میدان بزرگ میوه و ترهبار تهران در نرخنامه رسمی هفته ۹ تا ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، قیمت عمده هر کیلو سیبزمینی را ۷۲ هزار تومان و سیبزمینی ریز را ۳۵ هزار تومان اعلام کرده است.
همین نرخنامه میگوید محصولات عمده معمولاً با افزایش حدود ۳۰ تا ۳۵ درصدی در خردهفروشیهای سطح شهر عرضه میشوند.
اگر همین ۷۲ هزار تومان را مبنا قرار دهیم، اضافه شدن ۳۰ درصد قیمت را به حدود ۹۳ هزار و ۶۰۰ تومان و افزایش ۳۵ درصدی آن را به حدود ۹۷ هزار و ۲۰۰ تومان میرساند.
این اعداد بالاتر از هدف ۸۰ هزار تومانی تعاون روستایی هستند.
پس برای تحقق وعده فروش زیر ۸۰ هزار تومان، یکی از دو اتفاق باید رخ دهد: یا قیمت واقعی خرید عمده به محدوده ۵۷ تا ۶۷ هزار تومان مورد اشاره برابری کاهش پیدا کند، یا زنجیره توزیع با حاشیه بسیار پایینتری محصول را به فروشگاه برساند.
اختلاف ۵۷ تا ۷۲ هزار تومان از کجا میآید؟
این اختلاف لزوماً به معنای اشتباه یکی از دو آمار نیست.
نرخ میدان میتواند بر اساس کیفیت، اندازه محصول، محل بارگیری، ساعت معامله و حجم خرید متفاوت باشد. عدد ۷۲ هزار تومان نیز نرخ اعلامشده در جدول هفتگی عمدهفروشی است، در حالی که برابری از محدودهای که آن را «قیمت منطقی» معاملات میدان میداند صحبت کرده است.
اما برای مصرفکننده، نتیجه مهمتر از منشأ اختلاف است.
اگر فروشندگان عمده محصول را واقعاً نزدیک ۷۰ تا ۷۲ هزار تومان تهیه کنند، انتظار فروش عمومی زیر ۸۰ هزار تومان دشوار میشود. فاصله میان ۷۲ تا ۸۰ هزار تومان فقط حدود ۱۱ درصد است و باید تمام هزینههای حمل، افت محصول، اجاره، نیروی انسانی و سود خردهفروش را پوشش دهد.
در مقابل، اگر بار جدید بتواند نرخ میدان را مثلاً به ۶۰ هزار تومان برساند، فروش ۷۵ تا ۸۰ هزار تومانی بسیار عملیتر خواهد شد.
بنابراین کلید اصلی، قیمت روی تابلوی مغازه نیست؛ قیمت ورودی به زنجیره عمدهفروشی است.
۲۰ هزار تن سیبزمینی همدان وارد بازار میشود
یکی از ابزارهای اصلی برای پایین آوردن همین قیمت، آزادسازی ذخایر است.
برابری اعلام کرده بیش از ۲۰ هزار تن سیبزمینی در سردخانههای همدان انباشته شده و با توجه به محدودیت ماندگاری محصول، هماهنگی برای عرضه سریع آن در بازارهای هدف انجام شده است.
همدان یکی از بزرگترین قطبهای سیبزمینی کشور است.
رئیس انجمن سیبزمینی استان در مرداد امسال گفته بود ایران سالانه حدود پنج تا ۵.۵ میلیون تن سیبزمینی تولید میکند و سهم همدان بین ۸۵۰ هزار تا یک میلیون تن است. همچنین ظرفیت ذخیرهسازی حدود ۴۰۰ هزار تن محصول در استان وجود دارد.
بنابراین ۲۰ هزار تن از منظر تولید سالانه کشور عدد بسیار بزرگی نیست، اما وقتی در مدت کوتاه و در بازار مشخصی مانند تهران عرضه شود، میتواند روی قیمت روز اثر محسوس بگذارد.
هدف تنظیم بازار نیز دقیقاً همین است: افزایش ناگهانی حجم عرضه برای شکستن قدرت فروشندگان در نگه داشتن نرخهای بالا.
کمبود سیبزمینی داریم؟
بر اساس اطلاعات فعلی، پاسخ مسئولان منفی است.
برابری میگوید برداشت با سرعت از اردبیل و سراب آذربایجان شرقی آغاز شده و بهتدریج محصول مناطق اصفهان و کرمانشاه نیز وارد زنجیره عرضه میشود؛ بنابراین مسئله اصلی کمبود فیزیکی کالا نیست، بلکه نحوه رساندن محصول به بازار است.
دادههای تولید نیز این ادعا را تا حدی پشتیبانی میکنند.
اردبیل بهتنهایی یکی از قطبهای بزرگ کشور است و رئیس سازمان جهاد کشاورزی این استان پیشبینی کرده بود امسال بیش از ۸۰۰ هزار تن سیبزمینی تولید شود.
در کرمانشاه نیز برداشت حدود ۸۰ هزار تن محصول برای امسال پیشبینی شده است.
پس اگر اختلال تازهای در برداشت، حملونقل یا ذخیرهسازی ایجاد نشود، از نظر عرضه فصلی باید در هفتههای آینده شرایط بهتر شود، نه بدتر.
اگر کمبود نیست، چرا سیبزمینی گران شد؟
این همان بخش پیچیده ماجراست.
«وجود محصول در کشور» به تنهایی تضمین نمیکند که محصول با قیمت پایین روی قفسه فروشگاه قرار بگیرد.
سیبزمینی ممکن است در سردخانه یک استان موجود باشد، اما تا زمانی که مالک کالا تصمیم به عرضه نگیرد و هزینه حمل، بارگیری و توزیع پرداخت نشود، آن موجودی مستقیماً قیمت یک مغازه در تهران را کاهش نمیدهد.
از طرف دیگر، کشاورز نیز هزینههای خود را دارد؛ بذر، کود، سم، آب، ماشینآلات، کارگر، حملونقل و سردخانه همگی نسبت به سالهای قبل گران شدهاند.
بنابراین تمام فاصله قیمت مزرعه تا مغازه را نمیتوان «سود واسطه» نامید.
بخشی از فاصله طبیعی و مربوط به هزینه زنجیره است؛ مسئله از جایی آغاز میشود که این فاصله بسیار بیشتر از هزینه و حاشیه سود متعارف شود.
به همین دلیل برای اثبات وجود «حباب»، نظارت باید قیمت خرید واقعی در هر حلقه زنجیره را مشخص کند، نه فقط قیمت اول و آخر را مقایسه کند.
آیا ورود ۲۰ هزار تن باعث سقوط قیمت میشود؟
انتظار کاهش قیمت منطقی است، اما «سقوط» شاید توصیف دقیقی نباشد.
اگر محمولههای همدان همزمان با افزایش برداشت اردبیل و آذربایجان شرقی وارد میدان شوند، عرضه بیشتر میشود و عمدهفروشان برای فروش محصول با رقابت بیشتری مواجه خواهند شد.
سیبزمینی نیز برخلاف داراییهایی مثل طلا قابلیت نگهداری نامحدود ندارد. هزینه سردخانه وجود دارد و با گذشت زمان ریسک افت کیفیت افزایش پیدا میکند. همین ویژگی میتواند دارندگان موجودی را به عرضه سریعتر تشویق کند.
اما کاهش قیمت خردهفروشی با تأخیر اتفاق میافتد.
مغازهای که موجودی فعلی خود را گران خریده ممکن است تا زمان فروش آن حاضر به کاهش شدید قیمت نباشد. بنابراین معمولاً ابتدا نرخ میدان پایین میآید و سپس طی چند روز اثر آن در سطح شهر دیده میشود.
سیبزمینی ۸۰ هزار تومانی واقعبینانه است؟
با عرضه فعلی، بله؛ اما به یک شرط مهم.
قیمت عمده باید پایین بیاید.
اگر محدوده ۵۷ تا ۶۷ هزار تومان مورد اشاره سرپرست تعاون روستایی به نرخ غالب معاملات تبدیل شود، قیمت خردهفروشی زیر ۸۰ هزار تومان برای بخش زیادی از بازار قابل تصور است.
اما اگر نرخ ۷۲ هزار تومانی جدول رسمی میدان مبنا بماند، رسیدن عمومی به زیر ۸۰ هزار تومان مستلزم فشرده شدن شدید حاشیه توزیع است.
به همین دلیل مهمترین عدد هفته آینده نه قیمت اعلامی دولت، بلکه نرخ واقعی سیبزمینی در میدان مرکزی تهران خواهد بود.
اگر عرضه ۲۰ هزار تن محصول همدان و ورود محصولات تازه برداشتشده بتواند آن نرخ را به کانال ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان برگرداند، احتمال مشاهده سیبزمینی ۷۰ تا ۸۰ هزار تومانی در سطح شهر افزایش مییابد.
اگر عمدهفروشی همچنان بالای ۷۰ هزار تومان بماند، تحقق گسترده هدف زیر ۸۰ هزار تومان دشوار خواهد بود.
حباب سیبزمینی میشکند؟
در کوتاهمدت، عوامل عرضه به نفع کاهش قیمت هستند.
کمبود رسمی گزارش نشده، برداشت مناطق مهم تولید در حال افزایش است، بیش از ۲۰ هزار تن ذخیره همدان قرار است روانه بازار شود و دستگاههای دولتی نیز روی کوتاه کردن زنجیره توزیع تمرکز کردهاند.
این ترکیب میتواند فشار روی قیمت را کاهش دهد.
اما آزمون اصلی زمانی است که نرخ جدید میدان منتشر شود.
اگر قیمت عمده پایین نیاید، برخورد با خردهفروش به تنهایی نمیتواند مسئله را حل کند. اگر نرخ عمده کاهش پیدا کند اما مغازهها همچنان قیمتهای بسیار بالاتر مطالبه کنند، آن وقت بحث حاشیه سود و واسطهگری جدیتر میشود.
پس وعده «سیبزمینی زیر ۸۰ هزار تومان» از نظر عرضه دستنیافتنی نیست؛ اما تحقق آن نیازمند چیزی بیشتر از اعلام یک سقف قیمتی است: باید ۲۰ هزار تن ذخیره واقعاً به بازار برسد، جریان برداشت ادامه پیدا کند و کاهش قیمت از میدان مرکزی تا فروشگاه منتقل شود.
در چند روز آینده مشخص میشود عملیات تنظیم بازار واقعاً حباب را میشکند یا عدد ۸۰ هزار تومان فعلاً فقط یک نرخ هدف باقی میماند.