استقلال و پرسپولیس چهارشنبه ۱۱ شهریور در ورزشگاه نقش جهان اصفهان یک بر یک مساوی کردند. محمدمهدی محبی در دقیقه ۵۰ پرسپولیس را جلو انداخت و یاسر آسانی حدود ۱۰ دقیقه بعد گل تساوی استقلال را به ثمر رساند. اما ارزش مسابقه بیش از نتیجه روی تابلو بود.
ورزش سه این بازی را یکی از متفاوتترین شهرآوردهای سالهای اخیر توصیف کرده؛ مسابقهای که نه گرفتار ترس از شکست شد و نه بعد از مساوی شدن به حفظ نتیجه رفت. در نیمه دوم آسانی علاوه بر گل، تیر دروازه پرسپولیس را هم به لرزه درآورد و در سمت مقابل علی علیپور و تیوی بیفوما نیز فرصتهای جدی برای گلزنی داشتند.
این دقیقاً همان چیزی است که باعث میشود ارزیابی تارتار و بختیاریزاده فقط بر اساس عدد «یک امتیاز» ناقص باشد.
بزرگترین برد تارتار و سهراب؛ نترسیدن بود
دربی معمولاً جایی است که مربی بیش از هر مسابقه دیگری ممکن است از شکست بترسد. باخت در یک بازی معمولی سه امتیاز از تیم میگیرد؛ شکست در دربی علاوه بر سه امتیاز، فشار هواداری، رسانهای و مدیریتی ایجاد میکند و در مواردی حتی آینده سرمربی را تغییر میدهد.
حالا این فشار را برای دو مربیای در نظر بگیرید که اولین شهرآورد خود را بهعنوان سرمربی تجربه میکردند.
بختیاریزاده حتی پیش از مسابقه گفته بود استقلال قرار نیست به خاطر حساسیت دربی سبک خود را کنار بگذارد و با «جسارت و منطق» برای پیروزی بازی خواهد کرد. او تأکید کرده بود حفظ رکورد شکستناپذیری برایش مهمتر از دنبال کردن سبک تیم نیست.
تارتار نیز همان پیام را با انتخاب نفراتش داد. حضور همزمان علی علیپور و ایگور سرگیف، در کنار محمدمهدی محبی و تیوی بیفوما، ترکیبی نبود که از مربیای با هدف صفر-صفر انتظار داشته باشیم.
بنابراین نخستین نمره مثبت دو مربی قبل از گل محبی یا آسانی صادر شده بود: آنها حاضر شدند ریسک کنند.
یک اصلاح درباره سابقه دو مربی
در توصیف پیشینه این دو مربی معمولاً گفته میشود هر دو از بازیکنان بخش دفاعی بودهاند، اما این تعبیر درباره تارتار نیاز به دقت دارد.
سهراب بختیاریزاده در دوران بازی یک مدافع میانی شناختهشده بود و سالها در استقلال و تیم ملی در همین پست بازی کرد. مهدی تارتار اما در دوران بازی عمدتاً هافبک بود، هرچند سبک مربیگری او طی سالهای گذشته بارها با برچسب فوتبال نتیجهگرا و محتاطانه مواجه شده است.
اتفاقاً همین پیشفرض درباره تارتار باعث شده بود انتخاب او برای پرسپولیس با تردیدهایی همراه شود.
باشگاه پرسپولیس ۱۴ تیر ۱۴۰۵ رسماً تارتار را سرمربی تیم معرفی کرد؛ تصمیمی که پس از پایان همکاری با اوسمار ویرا گرفته شد.
دربی ۱۰۷ برای تارتار فرصتی بود تا دقیقاً همان کلیشهای را هدف قرار دهد که سالها همراه نامش بوده است.
سهراب؛ از «مربی موقت» تا مرد دربی استقلال
مسیر بختیاریزاده حتی پیچیدهتر بوده است.
او در لیگ بیستوچهارم دو مقطع جداگانه بهعنوان سرمربی موقت استقلال فعالیت کرد؛ ابتدا پس از جدایی جواد نکونام و بار دیگر پس از قطع همکاری با پیتسو موسیمانه. سوابق ثبتشده او دو دوره کوتاه از مهر و بهمن ۱۴۰۳ روی نیمکت استقلال را تأیید میکند.
در تابستان ۱۴۰۵ اما باشگاه تصمیم گرفت به جای یک مأموریت موقت دیگر، بختیاریزاده را برای فصل جدید حفظ کند.
دربی در واقع بزرگترین آزمون برای همین تصمیم بود.
استقلال پیش از شهرآورد سه برد و یک تساوی داشت، ۱۰ امتیازی بود و در چهار مسابقه ابتدایی حتی یک گل دریافت نکرده بود. پرسپولیس نیز با سه پیروزی و یک شکست ۹ امتیاز داشت و ۹ گل زده بود.
سهراب میتوانست برای حفظ رکورد دفاعیاش بازی را ببندد. این کار را نکرد.
دو تجربه منفی که به درد دربی خورد
هر دو مربی قبل از دربی یک تجربه هشداردهنده هم داشتند.
استقلال در اهواز برابر فولاد به تساوی بدون گل رسید؛ چهارمین مسابقه لیگ برای تیم بختیاریزاده که در آن بخش زیادی از قدرت تهاجمی هفتههای قبل دیده نشد. آمار رسمی نتایج استقلال نیز سه برد ابتدایی مقابل مس شهربابک، نساجی و سپاهان و سپس تساوی صفر-صفر با فولاد را ثبت کرده است.
پرسپولیس هم دوم شهریور مقابل تراکتور یک بر صفر شکست خورد؛ گلی که در دقیقه ۹۰ توسط تومیسلاو اشترکالی به ثمر رسید. نقد مهم آن مسابقه به تارتار، استفاده محتاطانهتر از نفرات و کاهش جسارت تهاجمی تیم بود.
اما هیچکدام از آن دو نسخه در نقش جهان تکرار نشد.
بعد از گل هم بازی تمام نشد
مهمترین آزمایش ذهنیت یک مربی در دربی شاید بعد از گل اتفاق بیفتد.
پرسپولیس دقیقه ۵۰ جلو افتاد. در بسیاری از دربیها همین لحظه میتوانست آغاز عقبنشینی سرخها و تلاش برای نگه داشتن یک گل باشد. اما استقلال واکنش نشان داد و بختیاریزاده نیز با تغییرات خود به دنبال گل رفت.
ورود محمدحسین اسلامی نمونه روشن این مسئله بود. او تقریباً بلافاصله پس از ورود به زمین توپ را برای یاسر آسانی فراهم کرد و وینگر استقلال گل مساوی را زد.
حتی جذابتر اینکه مسابقه در یک-یک متوقف نشد.
آسانی دوباره فرصت گل داشت، علیپور از کنار تیر زد، بیفوما شوت خطرناک داشت و هر دو تیم همچنان برای گل دوم پیش رفتند.
به همین دلیل تارتار بعد از مسابقه گفت هر دو کادر فنی «جسارت» بازی هجومی داشتند و برای برد وارد زمین شده بودند.
ایرادهای دفاعی را نباید پشت جذابیت بازی پنهان کرد
البته زیبا بودن دربی به این معنا نیست که دو مربی بینقص بودند.
گل پرسپولیس از اشتباه خط دفاع استقلال شکل گرفت و گل تساوی آبیها نیز حاصل لحظهای بود که ساختار دفاعی سرخها نتوانست موقعیت را کنترل کند. خود تارتار هم بعد از بازی روی «غفلت» تیمش تأکید داشت.
بنابراین همان فضایی که باعث خلق موقعیتهای متعدد شد، ضعفهایی را نیز نشان داد.
استقلال که چهار هفته بدون گل خورده بود برای نخستین بار در لیگ دروازهاش باز شد و پرسپولیس نیز نتوانست برتری یک گله را حتی ۱۰ دقیقه مدیریت کند.
اگر این دو تیم واقعاً برای قهرمانی میجنگند، باید میان شجاعت هجومی و کنترل مسابقه تعادل ایجاد کنند.
آیا یک دربی ثابت کرد مربیان ایرانی برای سرخابیها کافی هستند؟
نه؛ یک مسابقه برای صدور چنین حکم بزرگی کافی نیست.
اما دربی ۱۰۷ دستکم یک استدلال قدیمی را ضعیف کرد: اینکه مربی ایرانی وقتی روی نیمکت استقلال یا پرسپولیس مینشیند، زیر فشار نتیجه ناچار به فوتبال ترسو تبدیل میشود.
این فصل هر دو تیم با مربیان ایرانی وارد یکی از حساسترین مسابقات فوتبال آسیا شدند و هیچکدام از ترس باخت، فوتبال خود را کنار نگذاشتند. ورزش سه نیز همین دربی را پاسخی به بحث قدیمی توانایی مربیان داخلی برای تحمل فشار دو باشگاه بزرگ دانسته است.
البته امتحان اصلی در یک شب تمام نمیشود. تارتار و بختیاریزاده باید این سبک را در هفتههایی که نتایج بد میشود، مصدومیتها زیاد میشود و فشار سکوها بالا میرود نیز حفظ کنند.
نمره قبولی بدون برنده
استقلال نتوانست دربی را ببرد. پرسپولیس هم نتوانست یک بر صفر را حفظ کند. پس از منظر نتیجه، هیچ برندهای وجود نداشت.
اما برای دو مربی که پیش از فصل با تردیدهای فراوان روبهرو بودند، این تساوی ارزش دیگری داشت.
مهدی تارتار نشان داد قرار نیست تصویر قدیمی فوتبال محتاطانه را با خود به پرسپولیس بیاورد. سهراب بختیاریزاده نیز نشان داد چهار هفته بدون گل خورده باعث نشده هدف اصلیاش در دربی حفظ رکورد باشد.
هوادار استقلال و پرسپولیس طبیعتاً همیشه برد دربی را میخواهد؛ اما یک خواسته قدیمیتر هم وجود دارد: تیمی که از دقیقه اول برای برد بازی کند و تا سوت آخر عقب نکشد.
در نقش جهان، تارتار و بختیاریزاده حداقل این بخش از مأموریت را انجام دادند. دربی ۱۰۷ یک بر یک تمام شد، اما برای دو مربی ایرانی، این مساوی بیشتر از بسیاری از بردهای محافظهکارانه اعتبار ساخت.