جنگ لفظی حدادی و هاشمیان بالا گرفت؛ «قبل و بعد پرسپولیس کجا بودی؟» | یک نکته مهم علیه مدیرعامل سرخها
وحید هاشمیان در تازهترین حضور رسانهای خود روایت تندی از پایان همکاری با پرسپولیس ارائه کرد.
او مدعی شد پیمان حدادی مأمور کنار گذاشتنش بوده و حتی گفته بود از طریق استوری محمد انصاری متوجه شده دیگر سرمربی پرسپولیس نیست. در بخش دیگری از صحبتهایش نیز حدادی را مدیری توصیف کرد که بیشتر «دستورات را اجرا میکند» تا اینکه تصمیمگیرنده اصلی باشد. هاشمیان همچنین مدیریت رضا درویش را از نظر نحوه برخورد با خودش محترمانهتر دانسته بود.
طبیعی بود چنین اظهاراتی بیپاسخ نماند.
حدادی حالا تأکید کرده تمام مطالبات هاشمیان پرداخت شده و اگرچه این مربی برای باشگاه زحمت کشیده، «نتیجهای که مدنظر باشگاه و هواداران بود» به دست نیامده است. او علاوه بر عملکرد فنی، زمان حضورهای تلویزیونی هاشمیان را نیز هدف قرار داده و گفته برخی برنامهها دقیقاً زمانی او را به آنتن میآورند که پرسپولیس در حال پیروزیهای متوالی است.
آمار هاشمیان در پرسپولیس چه میگوید؟
برای ارزیابی بخش فنی اظهارات حدادی، باید سراغ اعداد رفت.
هاشمیان در لیگ برتر هشت مسابقه هدایت پرسپولیس را بر عهده داشت و حاصل کارش ۲ برد، ۵ مساوی و یک شکست بود؛ یعنی ۱۱ امتیاز از ۲۴ امتیاز ممکن و میانگین تقریبی ۱.۳۸ امتیاز در هر مسابقه. پرسپولیس در این هشت بازی فقط هفت گل زد و روند تساویهای متوالی مهمترین عامل افزایش فشار روی سرمربی بود.
شش مسابقه نخست حتی نگرانکنندهتر بود.
پرسپولیس در این مقطع تنها یک پیروزی و پنج مساوی داشت و با هشت امتیاز در نیمه میانی جدول قرار گرفته بود. پس از تساوی یک بر یک برابر گلگهر، برخی جداول پرسپولیس را ششم و برخی با توجه به وضعیت کسر امتیاز تیمها هفتم نشان میدادند.
بنابراین اصل انتقاد حدادی درباره کمتر بودن نتایج از انتظار باشگاهی مانند پرسپولیس، از نظر آماری قابل دفاع است.
پنج مساوی در شش مسابقه برای تیمی که هدفش قهرمانی است، کارنامه مطلوبی نیست.
آیا پرسپولیس واقعاً نهم یا دهم بود؟
اینجا روایت مدیرعامل نیاز به توضیح دارد.
پس از شکست ۲ بر یک پرسپولیس مقابل خیبر در هفته هفتم، تیم هاشمیان همچنان هشت امتیاز داشت. در برخی نسخههای جدول، با در نظر گرفتن کسر امتیاز تیمهای دیگر، پرسپولیس دهم ثبت شد؛ منابع دیگری جایگاه هفتم را گزارش کردند. تفاوت ناشی از وضعیت امتیازات انضباطی چند تیم در همان مقطع بود.
اما دوران هاشمیان همانجا تمام نشد.
او در هفته هشتم ذوبآهن را ۲ بر صفر شکست داد و پرسپولیس ۱۱ امتیازی شد. نتایج سایر مسابقات نیز باعث شد سرخها در پایان آن شب تا رده چهارم جدول بالا بروند.
تنها دو روز بعد روند تغییر سرمربی نهایی شد و باشگاه رسماً پایان همکاری با هاشمیان را اعلام کرد.
پس اگر منظور حدادی مقطع بعد از شکست مقابل خیبر باشد، اشاره به ردههای پایین جدول قابل توضیح است؛ اما اگر این جمله بهعنوان جمعبندی جایگاه پرسپولیس در لحظه برکناری مطرح شود، دقیق نیست. هاشمیان بعد از آخرین مسابقهاش تیم را در شرایطی تحویل داد که ۱۱ امتیاز داشت و آن هفته تا رتبه چهارم بالا رفته بود.
مقایسه هاشمیان و تارتار؛ اختلاف آماری واضح است
بخش دیگری از صحبت حدادی به «فرصتی» مربوط میشود که باشگاه ابتدا در اختیار هاشمیان و حالا در اختیار مهدی تارتار گذاشته است.
از نظر نتیجه، تفاوت دو شروع کاملاً محسوس است.
پرسپولیس تارتار در شش هفته نخست فصل جاری ۱۳ امتیاز گرفته؛ یعنی پنج امتیاز بیشتر از تیم هاشمیان در همین تعداد مسابقه فصل گذشته. تیم فعلی چهار برد از شش بازی داشته و پس از پیروزی ۲ بر صفر مقابل ذوبآهن به رتبه دوم جدول رسید.
برد مقابل ذوبآهن همچنین چهارمین پیروزی متوالی پرسپولیس در مقطع اخیر بود؛ درست همان روندی که حدادی در صحبتهایش به آن اشاره کرده و از همزمانی دعوت هاشمیان به برنامههای تلویزیونی با این پیروزیها انتقاد کرده است.
از این جهت، حدادی پشتوانه آماری مناسبی برای مقایسه عملکرد فعلی و فصل گذشته دارد.
اما این مقایسه یک سوی دیگر هم دارد.
نکتهای که حدادی نمیتواند نادیده بگیرد؛ خودش رئیس هیئتمدیره بود
شاید مهمترین بخش ماجرا همینجاست.
وحید هاشمیان تیرماه ۱۴۰۴ با اعلام رسمی باشگاه بهعنوان جانشین اسماعیل کارتال انتخاب شد.
اما پیمان حدادی در آن زمان مدیر بیرون از ساختار پرسپولیس نبود.
او از ۱۳ خرداد ۱۴۰۴ به ریاست هیئتمدیره پرسپولیس رسیده بود؛ یعنی حدود یک ماه پیش از انتخاب هاشمیان در بالاترین سطح تصمیمگیری باشگاه حضور داشت.
در نتیجه وقتی حدادی امروز میگوید باشگاه «فرصتی» در اختیار هاشمیان گذاشت و این مربی نتوانست از آن استفاده کند، بخشی از مسئولیت همین انتخاب نیز متوجه مدیریتی است که خودش عضو اصلی آن بوده است.
اگر انتخاب هاشمیان ریسک بزرگی به دلیل کمبود تجربه سرمربیگری سطح اول بود، این ریسک را فقط سرمربی نپذیرفته بود؛ هیئتمدیرهای که قرارداد را تأیید کرد نیز باید سهم خود را بپذیرد.
این نکته بحث را از یک دعوای شخصی فراتر میبرد و به مسئله پاسخگویی مدیریتی میرساند.
«قبل و بعد پرسپولیس مربیگری نکرد»؛ این جمله هم نیاز به اصلاح دارد
حدادی در بخش دیگری از صحبتهایش گفته هاشمیان «قبل و بعد از پرسپولیس فکر کنم مربیگری نکرده است.»
درباره بعد از پرسپولیس، تا امروز هاشمیان هدایت تیم باشگاهی دیگری را بر عهده نگرفته است.
اما درباره سابقه پیشین، این عبارت اگر به معنای «هیچ تجربه سرمربیگری» باشد دقیق نیست.
هاشمیان پس از پایان دوران بازی در آلمان وارد مربیگری شد و سابقه هدایت تیمهایی در سطوح پایینتر فوتبال آلمان و حضور در ساختار هامبورگ را داشت. او همچنین چند سال دستیار در تیم ملی ایران بود. مسئله اصلی این بود که پیش از پرسپولیس تجربه سرمربیگری یک باشگاه بزرگ در سطح اول فوتبال ایران یا اروپا را نداشت.
بنابراین انتقاد درستتر این است که پرسپولیس اولین تجربه بزرگ هاشمیان بهعنوان سرمربی در سطح اول بود، نه اینکه او پیش از آن اساساً مربیگری نکرده باشد.
کنایه به تلویزیون؛ اختلاف از فوتبال عبور کرد
انتقاد حدادی از برنامههای تلویزیونی شاید جنجالیترین قسمت صحبتهایش باشد.
مدیرعامل پرسپولیس گفته بعضی برنامهها هاشمیان را چند بار دعوت کردهاند و با کنایه پرسیده آیا «مهمان بهتری پیدا نمیکنند؟» او همچنین زمان این حضورها را معنادار دانسته؛ چون به گفته حدادی، این اتفاق درست زمانی رخ میدهد که پرسپولیس با تارتار پیدرپی برنده میشود.
اما از بیرون، اثبات اینکه انتخاب زمان برنامهها با هدف ضربه زدن به روند پرسپولیس انجام شده باشد ممکن نیست و سندی برای چنین نتیجهگیریای منتشر نشده است.
واقعیت قابل تأیید فقط این است که هاشمیان در روزهای اخیر چند مصاحبه انتقادی داشته و پرسپولیس نیز همزمان در مقطع موفقی از لیگ قرار دارد.
تعبیر سیاسی یا سازمانیافته از این همزمانی، فعلاً در حد برداشت مدیرعامل است.
دعوای هاشمیان و حدادی؛ برندهای هم دارد؟
این اختلاف احتمالاً به این زودی تمام نمیشود.
هاشمیان معتقد است نحوه کنار گذاشتنش محترمانه نبوده و حدادی را مسئول اجرای تصمیم برکناری معرفی میکند. حدادی در مقابل، کارنامه فنی ضعیف، تسویه مالی و فرصت بزرگی را که باشگاه به هاشمیان داده، به رخ او میکشد.
اعداد نشان میدهند عملکرد هاشمیان برای استاندارد قهرمانی پرسپولیس ضعیف بود؛ دو برد از هشت مسابقه برای سرخها کافی نبود.
اما همان اعداد نشان میدهند روایت امروز باشگاه هم نیازمند دقت است: پرسپولیس در آخرین بازی هاشمیان به رده چهارم رسیده بود و مدیرانی که امروز از انتخاب او انتقاد میکنند، خودشان در زمان آن انتخاب در هیئتمدیره حضور داشتند.
به همین دلیل شاید مهمترین سؤال این دعوا نه این باشد که «هاشمیان چرا برکنار شد؟»؛ پاسخ فنی آن تا حد زیادی روشن است.
سؤال بزرگتر این است که اگر انتخاب وحید هاشمیان از ابتدا آنقدر پرریسک بود، مدیرانی که او را انتخاب کردند چه سهمی در شکست آن پروژه دارند؟
پرسپولیس امروز با مهدی تارتار نتایج بهتری میگیرد، اما دعوای هاشمیان و حدادی نشان میدهد پرونده فصل گذشته هنوز در ساختمان باشگاه بسته نشده است.