حذف تلخ امیدها؛ از وعده «دست پُر» دنیامالی تا شکست ۴ گله / چه کسی باید پاسخ بدهد؟
ایران مرحله گروهی را با برد ۳ بر یک مقابل امارات آغاز کرد و سپس برابر چین به تساوی بدون گل رسید. در بازی پایانی مقابل کره شمالی، امیرحسین حسینزاده در دقیقه ۱۷ ایران را پیش انداخت؛ اما کره شمالی با گلهای دقایق ۴۱، ۴۴، ۵۱ و ۶۸ مسابقه را به شکل کامل برگرداند و تیم عبدی را با نتیجه ۴ بر یک شکست داد.
این نتیجه بیش از خود حذف سؤال ایجاد کرد. تیمی که با چهار امتیاز وارد مسابقه سوم شده بود، بعد از برتری اولیه نتوانست حتی ساختار دفاعی خود را حفظ کند.
بنابراین مسئولیت فنی کادر حسین عبدی قابل چشمپوشی نیست؛ انتخاب ترکیب، نحوه واکنش پس از گل تساوی، مدیریت نیمه دوم و جلوگیری از فروپاشی تیم مستقیماً در حیطه مسئولیت کادر فنی قرار دارد.
اما پرونده ناگویا فقط به نیمکت ختم نمیشود.
اردوهایی که لغو شدند؛ آمادهسازی نهایی عملاً از بین رفت
حدود سه هفته پیش از مسابقات، هشدارها کاملاً آشکار بود.
طبق برنامه قرار بود تیم امید پیش از اعزام، اردویی حدود ۱۰ روزه در فیلیپین داشته باشد و یک مسابقه تدارکاتی نیز برگزار کند؛ اما این اردو لغو شد. سپس کادر فنی تلاش کرد اردو را در تهران برگزار کند، ولی از میان ۲۳ بازیکن دعوتشده، فقط پنج نفر خود را معرفی کردند و آن اردو هم لغو شد.
یعنی درست در حساسترین مرحله آمادهسازی، تیم نه اردوی خارجی داشت و نه اردوی داخلی کامل.
این مسئله با اردوهایی که ماههای قبل برگزار شده بود تفاوت دارد. تیم عبدی در دورههای قبلی تمرین و بازی تدارکاتی داشت، اما «اردوی متصل به مسابقات» که معمولاً برای هماهنگی نهایی ترکیب اهمیت زیادی دارد، عملاً از بین رفت.
پس نمیتوان گفت تیم بدون هیچ حمایتی به ناگویا رفت؛ اما به همان اندازه نمیتوان گفت برنامه آمادهسازی نهایی بدون نقص اجرا شد.
تیم با ۱۸ بازیکن راه افتاد؛ ۵ نفر غایب بودند
یکی از مهمترین نشانههای آشفتگی پیش از مسابقات همین عدد است.
فهرست عبدی ۲۳ بازیکن داشت، اما در زمان تشکیل اردوی اعزام فقط ۱۸ بازیکن حضور داشتند و تیم در همین وضعیت راهی ژاپن شد.
شرایط تا آستانه مسابقه امارات نیز ادامه داشت. خود عبدی در نشست خبری گفت برای دیدار اول تنها ۱۸ بازیکن در اختیار دارد و چهار نفر قرار است همان روز مسابقه به تیم برسند.
از منظر فوتبال حرفهای، این اتفاق مسئله کوچکی نیست.
بازیکنی که پس از بازی باشگاهی و سفر بینالمللی در روز مسابقه به اردو میرسد، عملاً فرصت تمرین تاکتیکی کافی با تیم ندارد. بنابراین وقتی فدراسیون از بررسی دقیق ناکامی سخن میگوید، کیفیت هماهنگی با باشگاهها باید یکی از محورهای اصلی آن بررسی باشد.
چرا وزیر ورزش وارد پرونده تیم امید شد؟
نقش احمد دنیامالی در این پرونده صرفاً یک حمایت لفظی نبود.
چهارم شهریور جلسهای با حضور وزیر ورزش، مهدی تاج، مسئولان تیم امید و مدیران استقلال و تراکتور برگزار شد تا درباره آزادسازی بازیکنان دو باشگاه برای ناگویا تصمیمگیری شود. تسنیم گزارش کرد هدف جلسه ایجاد توازن میان نیازهای تیم امید و منافع استقلال و تراکتور در لیگ نخبگان آسیا بوده است.
در نهایت نیز توافق شد برخی بازیکنان پس از انجام مسابقات باشگاهی خود به اردوی تیم امید ملحق شوند.
بنابراین این گزاره که وزیر ورزش شخصاً برای حل بحران بازیکنان وارد موضوع شد، مستند است.
اما این به معنای آن نیست که انتخاب ترکیب یا تصمیمهای فنی تیم زیر نظر مستقیم وزیر انجام شده باشد. آن بخش همچنان در حوزه فدراسیون فوتبال و کادر فنی قرار داشت.
دنیامالی قبل از مسابقات چه گفته بود؟
انتظارات اعلامشده از سوی وزیر بسیار بالا بود.
دنیامالی در خردادماه، هنگام حضور در اردوی تیم امید، گفته بود انتظار دارد این تیم در آسیا قهرمان شود و پس از حدود ۵۰ سال سهمیه المپیک ۲۰۲۸ را به دست بیاورد.
چند هفته قبل از ناگویا نیز او درباره اختلاف با باشگاهها گفت استقلال و تراکتور شرایط تیم امید را درک میکنند و برای حل مسئله هماهنگی صورت گرفته است.
مهمتر اینکه دنیامالی در همان مصاحبه گفت مطمئن است تیم امید «دست پُر» بازخواهد گشت و نتایج تیم را «درخشان» پیشبینی کرد.
این سخنان حالا، پس از حذف در مرحله گروهی، طبیعتاً زمینه پرسش درباره مبنای ارزیابی خوشبینانه پیش از مسابقات را ایجاد کرده است.
تا زمان بررسی منابع در این گزارش، واکنش مشخص تازهای از دنیامالی درباره شکست ۴ بر یک و حذف نهایی تیم پیدا نشد.
آیا باید تیم اصلاً به ناگویا اعزام نمیشد؟
این بخش نیازمند احتیاط بیشتری است.
مشکلات آمادهسازی واقعی بودند، اما از آنها لزوماً نمیتوان نتیجه گرفت که عدم اعزام تنها گزینه منطقی بوده است. بازیهای آسیایی علاوه بر نتیجه کوتاهمدت، بخشی از مسیر آمادهسازی نسل زیر ۲۳ سال نیز محسوب میشوند و فدراسیون هدف بعدی را مسیر المپیک اعلام کرده بود.
سؤال دقیقتر این است که چرا با وجود مشخص بودن تداخل تقویم باشگاهی و بازیهای آسیایی از ماهها قبل، سازوکاری طراحی نشد که تیم در دو هفته پایانی بازیکنان اصلی خود را کنار یکدیگر داشته باشد.
حتی دوازدهم شهریور، یعنی حدود دو هفته قبل از بازی اول، هنوز تکلیف تعدادی از بازیکنان نامشخص بود.
پس مسئله فقط «اعزام یا عدم اعزام» نیست؛ مسئله کیفیت برنامهریزی برای اعزامی است که از مدتها قبل مشخص بود.
چرا برنامه لیگ تحت تأثیر تیم امید قرار گرفت؟
برای کمک به تیم امید، برنامه بخشی از مسابقات داخلی نیز تغییر کرد.
گزارشهای رسمی پیش از مسابقات نشان میدهد زمان برخی دیدارهای لیگ به دلیل برنامه تیم امید تغییر کرد و مسئله هفتههای ششم و هفتم لیگ یکی از محورهای اصلی اختلاف میان کادر امید و باشگاهها بود.
بنابراین فوتبال باشگاهی نیز هزینه این هماهنگی را پرداخت کرد.
اما خروجی نهایی، حذف در همان مرحله گروهی بود.
این تضاد پرسشی مدیریتی ایجاد میکند: آیا هزینهای که به تقویم باشگاهی تحمیل شد با طرح آمادهسازی مشخص و قابل اندازهگیری همراه بود، یا تصمیمها در هفتههای پایانی به شکل واکنشی گرفته شدند؟
پاسخ به این سؤال باید با انتشار برنامه زمانی اردوها، توافق با باشگاهها و دلایل لغو برنامههای نهایی روشن شود.
مسئولیت حسین عبدی کجاست؟
تمام مشکلات بیرونی نمیتوانند نتیجه ۴ بر یک را توضیح دهند.
عبدی با همین تیم امارات را ۳ بر یک شکست داده بود. ایران برابر چین نیز گل نخورد. حتی مقابل کره شمالی هم یک بر صفر جلو افتاد.
بنابراین دریافت چهار گل متوالی پس از برتری اولیه، مسئلهای است که مستقیماً به عملکرد روز مسابقه ارتباط دارد.
ضمن اینکه عبدی مدتها با بخشی از همین نسل کار کرده و شناخت او از بازیکنان یکی از مزیتهایی بود که هنگام انتخابش مطرح میشد.
فدراسیون اکنون گفته نتیجه مسابقه قابل توجیه نیست و عملکرد فنی را بررسی خواهد کرد.
این بررسی اگر قرار است جدی باشد، باید از کلیاتی مانند «کمبود تمرکز» فراتر برود و مشخص کند چه اتفاقی در سازمان دفاعی و مدیریت بازی افتاد که تیم در فاصله ۲۷ دقیقه چهار گل دریافت کرد.
پاسخگویی فقط نباید به سرمربی محدود شود
بیانیه بعد از شکست فدراسیون از «تصمیمهای شجاعانه» سخن گفته است.
اگر منظور از این عبارت اصلاح پروژه تیم امید باشد، فقط تغییر سرمربی نمیتواند پاسخ همه پرسشها باشد.
کمیته فنی باید توضیح دهد معیار انتخاب حسین عبدی چه بود. مدیریت فدراسیون باید روشن کند چرا هماهنگی با باشگاهها تا هفتههای پایانی حل نشده باقی ماند. مسئولان برنامهریزی نیز باید درباره لغو دو اردوی نهایی توضیح دهند.
وزارت ورزش هم، از آن جهت که شخص وزیر مستقیماً برای حل اختلاف وارد شد و درباره نتایج تیم ارزیابی خوشبینانه عمومی ارائه کرد، میتواند درباره مبنای آن ارزیابی و نتیجه هماهنگیهای صورتگرفته توضیح دهد.
اینها مسئولیتهای متفاوتاند و نباید با یکدیگر مخلوط شوند.
جمعبندی؛ سؤال ناگویا فقط «چرا باختیم؟» نیست
شکست ۴ بر یک برابر کره شمالی نقطه پایان ناگویا بود، اما پرونده واقعی از چند هفته قبل باز شده بود.
اردوی فیلیپین لغو شد؛ اردوی تهران با حضور فقط پنج نفر شکل نگرفت؛ تیم با ۱۸ بازیکن از ۲۳ نفر عازم شد؛ چهار بازیکن برای نخستین مسابقه با تأخیر به تیم رسیدند؛ وزیر ورزش برای حل اختلاف با باشگاهها جلسه گذاشت و همزمان از «نتایج درخشان» و بازگشت «دست پُر» سخن گفت.
در چنین شرایطی، حذف را نه میتوان فقط گردن حسین عبدی انداخت و نه صرفاً نتیجه بیبرنامگی مدیریتی دانست.
کادر فنی بابت فوتبال ارائهشده پاسخ میدهد؛ فدراسیون بابت انتخاب کادر و برنامه آمادهسازی؛ باشگاهها بابت نحوه همکاری؛ و وزارت ورزش بابت نقشی که در هماهنگی و سطح انتظارات اعلامشده ایفا کرد.
ناگویا تمام شده، اما اگر قرار است هدف بعدی واقعاً المپیک باشد، ارزش «تصمیمهای شجاعانه» زمانی مشخص میشود که این زنجیره تصمیمگیری بهصورت شفاف بررسی شود، نه اینکه پرونده تنها با تغییر یک نام روی نیمکت بسته شود.