حذف تلخ تیم امید و یک سؤال از مهدی تاج؛ مسئولیت فدراسیون فقط اردو و تدارکات است؟
ناکامی تیم امید در ناگویا بحثی قدیمی را دوباره زنده کرده است؛ اینکه مسئولیت یک فدراسیون موفق دقیقاً از کجا آغاز میشود و کجا پایان مییابد؟
مهدی تاج پس از حذف امیدها گفت «وظایف در فوتبال تقسیم شده» و فدراسیون وظیفه انتخاب سرمربی، اعضای کادر فنی و فراهم کردن بهترین شرایط برای تیمهای ملی را دارد. او همچنین از اردو، امکانات و شرایط فراهمشده برای امید و بزرگسالان دفاع کرد. بنابراین دقیقتر این است که گفته شود رئیس فدراسیون مسئولیت انتخاب مربی را هم پذیرفته، نه اینکه فدراسیون را صرفاً مسئول تدارکات دانسته باشد.
اما همین جمله پرسش مهمتری ایجاد میکند: اگر انتخاب سرمربی نیز جزو مسئولیتهای فدراسیون است، آیا پس از ناکامی تیم، بررسی کیفیت همین انتخاب نباید بخشی از ارزیابی مدیریتی باشد؟
تیم امید چگونه از بازیهای آسیایی حذف شد؟
تیم امید با هدایت حسین عبدی مسابقات ناگویا را امیدوارکننده آغاز کرد. ایران در بازی نخست امارات را ۳ بر یک شکست داد و سپس برابر چین به تساوی بدون گل رسید، اما شکست سنگین ۴ بر یک مقابل کرهشمالی همه معادلات را برهم زد و تیم ایران در همان مرحله گروهی از مسابقات کنار رفت. عبدی پس از بازگشت به تهران استعفا کرد و فدراسیون نیز این استعفا را پذیرفت.
تاج بعدتر اعلام کرد خودش نیز منتقد نتایج امیدهاست و انتظار بیشتری از این تیم داشته است. او همچنین گفت تیم با بازیکنان ۲۱ ساله اعزام شده تا برای مسیر انتخابی المپیک آماده شود و انتخاب سرمربی جدید باید هرچه سریعتر انجام شود.
بنابراین مسئولیت مدیریتی ماجرا فقط به نتیجه یک مسابقه محدود نیست. فدراسیون اکنون باید مشخص کند در انتخاب جانشین عبدی چه شاخصهایی را در نظر میگیرد و چرا گزینه نهایی نسبت به سایر نامزدها مناسبتر تشخیص داده میشود.
آیا واقعاً بهترین شرایط برای تیم امید فراهم شده بود؟
این بخش از سخنان رئیس فدراسیون با اظهارات خود حسین عبدی پیش از بازیهای آسیایی نیازمند بررسی بیشتری است.
تاج میگوید فدراسیون تدارک مناسبی دیده، اردو برگزار کرده و حتی برای برخی برنامهها هواپیمای اختصاصی فراهم شده است.
اما عبدی حدود سه هفته قبل از مسابقات گفته بود برنامه آمادهسازی تیم به شکل کامل اجرا نشده است. طبق اظهارات او، قرار بود امیدها از هفتم تا دهم شهریور اردو داشته باشند و سپس وارد اردوی تدارکاتی شوند، اما کادر فنی نتوانست بازیکنان مورد نیاز را در اختیار داشته باشد و بخشی از برنامه از پیش طراحیشده عملی نشد.
همین دو روایت نشان میدهد ارزیابی آمادهسازی یک تیم ملی نمیتواند صرفاً به این محدود شود که اردو، پرواز یا امکانات اقامتی فراهم شده یا خیر. مهم است که بازیکنان اصلی چند روز در اختیار کادر بودهاند، چه تعداد بازی تدارکاتی مؤثر برگزار شده، برنامه کادر فنی تا چه حد عملی شده و کیفیت حریفان تدارکاتی چگونه بوده است.
انتخاب سرمربی؛ مهمتر از تدارکات روز مسابقه
فراهم کردن امکانات حرفهای وظیفه بدیهی فدراسیون است، اما در فوتبال ملی بخش مهمتر مسئولیت مدیریتی به انتخاب ساختار فنی بازمیگردد.
تیم ملی پایه جایی نیست که صرفاً نتیجه یک تورنمنت اهمیت داشته باشد. یک مربی در رده نوجوانان یا جوانان با بازیکنانی کار میکند که هنوز بخش مهمی از شخصیت فوتبالی، عادتهای تاکتیکی، تصمیمگیری در زمین و رفتار حرفهای آنها در حال شکلگیری است.
به همین دلیل انتخاب مربی تیم پایه معمولاً باید مجموعهای از شاخصها را پوشش دهد: سابقه واقعی کار با بازیکنان نوجوان، توانایی آموزش، دانش تاکتیکی روز، مدیریت روانی بازیکن، استعدادشناسی، ارتباط با باشگاهها و توان طراحی یک مسیر بلندمدت.
داشتن مدرک مربیگری بهتنهایی نمیتواند همه این ویژگیها را تضمین کند؛ همانطور که سابقه بازی در سطح بالا نیز الزاماً یک مربی موفق رده پایه نمیسازد.
سرمربی تیم نوجوانان ایران چه کسی است؟
بخشی از انتقادهای اخیر متوجه انتخاب ارمغان احمدی برای تیم ملی نوجوانان شده است؛ مربیای که نسبت به بسیاری از چهرههای شناختهشده فوتبال ایران نام رسانهای کمتری دارد.
با این حال، بررسی سوابق او نشان میدهد اینکه گفته شود احمدی «هیچ سابقهای ندارد» دقیق نیست. او پیش از حضور در تیم نوجوانان، در فوتبال پایه سپاهان کار کرده و هدایت تیم جوانان ایران با محوریت بازیکنان سپاهان را در مسابقات کافا برعهده داشته؛ تیمی که قهرمان آن تورنمنت شد.
در سوابق منتشرشده از احمدی، قهرمانی لیگ برتر نونهالان و نوجوانان، نایبقهرمانی لیگ زیر ۱۸ سال و قهرمانی کافا نیز ذکر شده است.
بنابراین ناشناخته بودن یک مربی برای افکار عمومی نمیتواند بهتنهایی معیار رد صلاحیت فنی او باشد. سؤال مهمتر این است که فدراسیون بر اساس چه شاخصهای قابلاندازهگیری او را نسبت به گزینههای دیگر انتخاب کرده است؟
کمیته فنی درباره ارمغان احمدی چه میگوید؟
علی تارقلیزاده، رئیس کمیته فنی و توسعه فدراسیون فوتبال، از ادامه همکاری با احمدی دفاع کرده و گفته کمیته فنی گزینههای مختلفی را بررسی کرده اما در نهایت به این جمعبندی رسیده که همکاری با او ادامه پیدا کند.
طبق توضیح او، تیم احمدی در مقطعی کمتر از دو ماه در بازیهای رسمی و دوستانه پنج برد و یک شکست ثبت کرده و فدراسیون معتقد است نباید عملکرد مربی را صرفاً براساس یک مسابقه قضاوت کرد. او همچنین سابقه احمدی در فوتبال پایه و قهرمانی کافا را از دلایل این تصمیم دانسته است.
این توضیحات حداقل نشان میدهد فدراسیون برای تصمیم خود دلایلی مطرح کرده است. با این حال برای افزایش اعتماد عمومی، انتشار جزئیات بیشتر از فرآیند انتخاب—مانند فهرست گزینهها، شاخصهای امتیازدهی و اهداف فنی تعیینشده—میتواند به شفافیت کمک کند.
استقلال کمیته فنی؛ پرسشی که باید با سند پاسخ داده شود
این ادعا که کمیته فنی فدراسیون «استقلال ندارد» یا «توصیهپذیر است» بدون ارائه سند مشخص قابل اثبات نیست. آنچه میتوان از فدراسیون مطالبه کرد، شفافیت در فرآیند تصمیمگیری است.
اگر کمیته فنی مسئول بررسی گزینههاست، منطقی است مشخص باشد چه مربیانی بررسی شدهاند، معیار انتخاب چه بوده، چه برنامهای از مربی درخواست شده و عملکرد او در چه بازههایی ارزیابی میشود.
در چنین ساختاری، موفقیت یا شکست نیز فقط به سرمربی نسبت داده نمیشود؛ کمیتهای که یک مربی را انتخاب کرده باید بتواند درباره نتیجه انتخاب خود پاسخ فنی ارائه دهد.
چرا روانشناسی در فوتبال پایه اهمیت دارد؟
یکی از نکات مهم نقد مطرحشده درباره مربیان پایه، ضرورت آشنایی آنان با روانشناسی و شیوه ارتباط با نوجوانان است.
این موضوع در فوتبال مدرن اهمیت ویژهای دارد. بازیکن ۱۵ یا ۱۶ ساله هنوز از نظر شخصیتی، ذهنی و حتی جسمانی در مرحله رشد است و نحوه انتقال مفاهیم تاکتیکی به او با یک بازیکن حرفهای ۲۸ ساله تفاوت دارد.
بنابراین کادر یک تیم پایه فقط به مربی تاکتیکی نیاز ندارد؛ متخصص بدنسازی متناسب با سن، روانشناس ورزشی، آنالیزور، متخصص تغذیه و سیستم استعدادیابی مستمر نیز بخشی از ساختار توسعه بازیکن هستند.
خود ارمغان احمدی نیز در مرداد امسال بر ضرورت استعدادیابی مستمر در طول فصل تأکید کرده و گفته هدف تیم نوجوانان باید شناسایی و پرورش بازیکنانی باشد که در آینده امکان رسیدن به تیم ملی بزرگسالان را داشته باشند.
یک هشدار برای انتخاب سرمربی بعدی تیم امید
حذف ناگویا حالا فدراسیون را مقابل یک تصمیم مهم قرار داده است. تاج گفته انتخاب مربی داخلی یا خارجی هنوز در حال بررسی است و جانشین حسین عبدی بهزودی مشخص خواهد شد.
این بار احتمالاً مهمتر از نام سرمربی، فرآیند انتخاب او خواهد بود.
فوتبال ایران اگر میخواهد از چرخه تغییر مربی پس از هر ناکامی خارج شود، نیازمند مدلی است که پیش از انتصاب، اهداف فنی را تعیین کند و پس از انتصاب نیز عملکرد سرمربی را فقط با نتیجه یک مسابقه نسنجند.
در نهایت، دفاع مهدی تاج از تدارکات انجامشده بخشی از واقعیت مدیریتی فدراسیون را توضیح میدهد، اما همه آن نیست. فدراسیون فوتبال مسئول انتخاب مربی نیز هست و خود رئیس فدراسیون این مسئولیت را به صراحت پذیرفته است. به همین دلیل پس از حذف امیدها، پرسش اصلی دیگر این نیست که هتل، پرواز یا اردو مناسب بوده یا نه؛ پرسش مهمتر این است که ساختار فنی چگونه انتخاب میشود، چه کسی بر آن نظارت میکند و چه معیار مشخصی برای ارزیابی تصمیمهای کمیته فنی وجود دارد.
اگر پاسخ این پرسشها شفاف باشد، نتیجه یک تورنمنت—even یک شکست سنگین—میتواند بخشی از مسیر توسعه باشد؛ اما اگر فرآیند انتخاب و ارزیابی روشن نباشد، تغییر نام سرمربی بدون اصلاح ساختار، تضمینی برای متفاوت شدن نتیجه تیم بعدی نخواهد بود.