طعنه تند قالیباف به آمریکا؛ «اگر هرمز باز است، چرا نفت اینقدر گران شده؟» / بازار چه روایتی دارد؟
محمدباقر قالیباف شامگاه یکشنبه پنجم مهر در شبکه اجتماعی ایکس، روایت مقامهای آمریکایی درباره وضعیت تنگه هرمز را به چالش کشید.
رئیس مجلس نوشت آمریکا مدعی است ایران کنترلی بر تنگه ندارد، اما بازار نفت «اضافهبهای سنگینی» را قیمتگذاری کرده است؛ به گفته او نفت حدود ۳۵ دلار بالاتر از سطح قبل از جنگ قرار گرفته و با در نظر گرفتن قیمت نفت فیزیکی، این فاصله به حدود ۵۰ دلار میرسد.
او سپس با ادبیاتی کنایهآمیز این پرسش را مطرح کرد که اگر مسیر واقعاً عادی و تحت کنترل کامل آمریکا است، چرا خریداران نفت حاضرند چنین هزینه بالایی پرداخت کنند.
این اظهارات در واقع بر یک استدلال اقتصادی استوار است: بازار در شرایطی که عرضه امن و بدون اختلال باشد معمولاً برای ریسک حملونقل و کمبود نفت، اضافهبهای بسیار بالا مطالبه نمیکند.
اما آیا اعداد مورد اشاره قالیباف با واقعیت بازار همخوانی دارد؟
نفت قبل از جنگ چقدر بود و حالا چقدر است؟
برای مقایسه دقیقتر، میتوان قیمت آخرین روز معاملاتی پیش از آغاز درگیری گسترده در پایان فوریه را ملاک قرار داد.
روز ۲۷ فوریه ۲۰۲۶ نفت برنت در ۷۲.۴۸ دلار بسته شد و نفت خام آمریکا نیز ۶۷.۰۲ دلار قیمت داشت.
در آخرین معاملات جمعه ۲۵ سپتامبر، برنت روی ۱۰۴.۳۲ دلار و WTI روی ۹۲.۴۱ دلار بسته شد.
بنابراین برنت نسبت به آخرین قیمت پیش از جنگ حدود ۳۱.۸ دلار افزایش یافته است.
از این منظر، رقم «۳۵ دلار» مطرحشده توسط قالیباف تقریباً در محدوده افزایش واقعی قیمت قرار دارد؛ هرچند نتیجه دقیق بسته به اینکه چه روز یا چه قیمت قبل از جنگ مبنا قرار گیرد متفاوت خواهد بود.
نکته مهمتر اینکه افزایش قیمت برنت فقط ناشی از هرمز نیست. حملات به زیرساختهای عربستان، اختلال در مسیر دریای سرخ، مشکلات عرضه لیبی، هزینه حمل و اتفاقات بازار روسیه نیز در قیمت نفت نقش داشتهاند. بنابراین نمیتوان تمام اختلاف ۳۰ تا ۳۵ دلاری را به یک عامل واحد نسبت داد.
نفت فیزیکی ۱۳۰ دلار؛ آیا ادعای ۵۰ دلار هم قابل دفاع است؟
بازار فیزیکی نفت در هفتههای اخیر وضعیت شدیدتری نسبت به بازار آتی داشته است.
رویترز در ۱۵ سپتامبر گزارش داد برخی محمولههای واقعی نفت در اروپا به بالای ۱۳۰ دلار در هر بشکه رسیدهاند. برای نمونه، نفت Forties دریای شمال تا ۱۳۶.۷۵ دلار قیمتگذاری شده بود.
اگر این ارقام با قیمت حدود ۷۲ دلاری پیش از جنگ مقایسه شوند، اختلاف حتی بیش از ۵۰ دلار خواهد بود.
به همین دلیل عددی که قالیباف درباره «۵۰ دلار در بازار فیزیکی» مطرح کرده از نظر اندازه کلی با برخی معاملات اخیر بازار جهانی قابل تطبیق است.
اما یک نکته فنی اهمیت دارد: قیمت ۱۳۰ دلاری یک محموله فیزیکی الزاماً به معنای «پرمیوم ۵۰ دلاری مستقیم برای تنگه هرمز» نیست. قیمت نفت فیزیکی حاصل مجموعهای از عوامل شامل گرید نفت، محل تحویل، زمان تحویل، هزینه حمل، کمبود منطقهای و عرضه جایگزین است.
بنابراین تعبیر سیاسی قالیباف از این اختلاف یک تحلیل است؛ خود ارقام بالای بازار فیزیکی اما در دادههای معاملاتی تأیید شدهاند.
هزینه عجیب حمل نفت؛ بیش از ۳۰ دلار برای هر بشکه
یکی از مهمترین دادههایی که نشان میدهد تجارت نفت در منطقه هنوز عادی نشده، هزینه حمل است.
رویترز گزارش کرده کشورهای منطقه برای عبور دادن نفت از بحران هرمز به طور گسترده از عملیات انتقال کشتی به کشتی در نزدیکی عمان استفاده میکنند. حجم این انتقالها در سپتامبر به حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز رسیده؛ در حالی که در اوت حدود ۱.۴ میلیون بشکه بود.
این راهکار باعث شده بخشی از نفت منطقه همچنان به بازار جهانی برسد، اما هزینه بسیار بالایی دارد.
بر اساس همین گزارش، هزینه حمل نفت با نفتکشهای بزرگ در برخی مسیرها اکنون از ۳۰ دلار به ازای هر بشکه فراتر رفته است.
این عدد بسیار مهم است. حتی اگر خود قیمت پایه نفت تغییر نمیکرد، اضافه شدن دهها دلار هزینه لجستیکی میتوانست قیمت واقعی تحویل نفت به پالایشگاه را به شدت افزایش دهد.
در واقع بازار جهانی اکنون فقط نفت گرانتر نمیخرد؛ برای رساندن همان نفت به مقصد نیز هزینه بیشتری پرداخت میکند.
آمریکا چه میگوید؛ «کنترل تنگه در اختیار ماست»
در طرف مقابل، واشنگتن روایت کاملاً متفاوتی دارد.
کاخ سفید در ۲۸ اوت طی بیانیهای اعلام کرد ایالات متحده، نه ایران، کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد. دولت آمریکا مدعی شد مینهای مسیر بینالمللی پاکسازی شدهاند و نزدیک به ۱۵۰۰ کشتی تجاری با حفاظت آمریکا از مسیر عبور کردهاند.
دونالد ترامپ نیز اوایل سپتامبر گفت آمریکا «کنترل بسیار قوی» بر هرمز دارد و روزانه کشتیهای حامل میلیونها بشکه نفت را از مسیر عبور میدهد.
او پیشتر نیز در ماه اوت اعلام کرده بود آمریکا «کنترل کامل» هرمز را در اختیار دارد.
اما «کنترل نظامی» و «بازگشت عادی تجارت» دو مفهوم متفاوت هستند.
آمار کشتیها چه میگوید؟ هرمز هنوز عادی نشده است
دادههای مستقل کشتیرانی نشان میدهد ترافیک هرمز هنوز فاصله زیادی با وضعیت قبل از جنگ دارد.
رویترز در ۲۱ سپتامبر گزارش داد طی یک آخر هفته فقط ۱۷ کشتی کالایی از تنگه عبور کردند؛ این عدد یک هفته قبل ۳۷ کشتی بود.
در مقایسه، پیش از جنگ به طور متوسط حدود ۱۲۵ کشتی در روز از این مسیر عبور میکردند.
البته همه این ارقام کاملاً قابل مقایسه نیستند، زیرا برخی نفتکشها دستگاههای موقعیتیابی خود را خاموش میکنند و بخشی از تردد ممکن است در دادههای عمومی دیده نشود.
با وجود این محدودیت، روند کلی روشن است: حجم تردد هنوز به سطح عادی پیش از جنگ برنگشته است.
این مسئله توضیح میدهد چرا بازار همچنان یک «ریسک ژئوپلیتیک» جدی را روی قیمت برنت و هزینه حمل لحاظ میکند.
پس چه کسی واقعاً تنگه هرمز را کنترل میکند؟
دادههای اقتصادی به تنهایی نمیتوانند پاسخ قطعی به این پرسش بدهند.
آمریکا میگوید مسیرهای بینالمللی را از نظر نظامی کنترل میکند و کشتیها با حفاظت نیروهایش عبور میکنند. ایران در مقابل بازگشایی کامل هرمز را به تحقق شروط خود مرتبط کرده و همچنان از توان اثرگذاری بر این آبراه سخن میگوید. تهران روز یکشنبه نیز تأکید کرد بازگشایی کامل تنگه به پذیرش شروط ایران بستگی دارد.
در عمل، وضعیت فعلی پیچیدهتر از دوگانه «باز یا بسته» است.
کشتیها عبور میکنند، اما بسیار کمتر از قبل؛ نفت صادر میشود، اما با مسیرها و عملیات پیچیدهتر؛ و آمریکا حضور نظامی گسترده دارد، اما بازار همچنان احتمال اختلال جدی را قیمتگذاری میکند.
به همین دلیل افزایش قیمت نفت میتواند نشاندهنده تداوم ریسک در هرمز باشد، اما بهتنهایی اثبات نمیکند که کنترل نظامی کامل در اختیار ایران یا آمریکا است.
طعنه قالیباف چرا برای بازار نفت اهمیت پیدا کرد؟
قالیباف در انتهای پیام خود با لحنی کنایهآمیز نوشت اگر روایت آمریکا درست باشد، برای کسانی که آن را باور دارند «دستگاه چاپ دلار رایگان» در هرمز وجود دارد.
منطق پشت این طعنه این است که اگر نفت واقعاً بدون خطر و بدون محدودیت از هرمز عبور میکند، اختلاف قیمت فعلی باید فرصت آربیتراژ بزرگی ایجاد کند؛ یعنی معاملهگران بتوانند نفت ارزان را بدون ریسک منتقل و با قیمت بالاتر بفروشند.
اما هزینه بیمه، حمل، انتقال کشتی به کشتی، خطر حملات و محدودیت ظرفیت نفتکشها باعث شده چنین معاملهای به سادگی قابل انجام نباشد.
بازار دقیقاً برای همین ریسکها قیمت تعیین میکند.
بازار نفت یک چیز را روشن کرده است؛ هرمز هنوز «عادی» نیست
صرفنظر از جدال سیاسی تهران و واشنگتن، دادههای مستقل بازار انرژی یک نتیجه نسبتاً روشن دارند: وضعیت تنگه هرمز هنوز با شرایط پیش از جنگ فاصله زیادی دارد.
برنت از ۷۲.۴۸ دلار پیش از جنگ به بیش از ۱۰۴ دلار رسیده، برخی نفتهای فیزیکی طی هفتههای اخیر بالای ۱۳۰ دلار معامله شدهاند، هزینه حمل در بعضی مسیرها از ۳۰ دلار به ازای هر بشکه گذشته و ترافیک کشتیها همچنان بسیار پایینتر از سطح پیش از جنگ است.
این دادهها بخش اصلی استدلال قالیباف درباره وجود «پرمیوم ریسک» را تقویت میکنند.
اما از سوی دیگر، بازار نفت نمیتواند به تنهایی ادعای سیاسی درباره مالکیت یا کنترل نظامی تنگه را اثبات کند. قیمت بالای نفت نشان میدهد معاملهگران خطر اختلال را واقعی میدانند؛ نه اینکه الزاماً درباره اینکه چه نیرویی کنترل نظامی مسیر را در دست دارد داوری کرده باشند.
به همین دلیل، جدال تازه قالیباف و مقامهای آمریکایی را میتوان بیش از هر چیز جدال بر سر تفسیر یک واقعیت اقتصادی دانست: کشتیها هنوز از هرمز عبور میکنند، اما این عبور بسیار پرهزینهتر، پرریسکتر و محدودتر از قبل از جنگ شده است.
