کد خبر: ۶۶۷۴۶۱

طلای وکغدیر کجا ماند؟ بیش از یک سال از موعد بهره‌برداری خونیک گذشت

نماد وکغدیر
پروژه طلای خونیک قرار بود یکی از مسیرهای تازه درآمدی «وکغدیر» باشد؛ پروژه‌ای که برای آن ابتدا بهره‌برداری در خرداد ۱۴۰۴ مطرح شد، سپس تولید نخستین شمش در سال ۱۴۰۴ وعده داده شد، اما اکنون در مهر ۱۴۰۵ هنوز تولید تجاری آن آغاز نشده و تازه‌ترین گزارش‌ها از ادامه تأمین و نصب تجهیزات کارخانه حکایت دارند. آخرین اطلاعات ارائه‌شده در نشست وکغدیر، ذخیره حدود ۶.۷ میلیون تنی با عیار یک گرم در تن، ظرفیت سالانه ۴۰۰ کیلوگرم طلا و سرمایه‌گذاری حدود ۱.۸ همتی را برای پروژه ذکر می‌کند؛ در گزارشی دیگر از مجموعه غدیر نیز پیشرفت فیزیکی حدود ۷۰ درصد و سرمایه‌گذاری بیش از ۳ همت عنوان شده است. اختلاف ارقام می‌تواند ناشی از زمان و دامنه متفاوت گزارش‌ها باشد و بدون توضیح شرکت نمی‌توان آنها را یکسان فرض کرد، اما یک واقعیت روشن است: پروژه‌ای که قرار بود طلا را وارد جریان درآمد وکغدیر کند، بیش از یک سال پس از موعد اعلامی قبلی هنوز در مرحله تکمیل قرار دارد.
۰۶:۴۷ - ۱۱ مهر ۱۴۰۵
وانانیوز|

خونیک پروژه‌ای نیست که تازه به سبد سرمایه‌گذاری غدیر اضافه شده باشد. زمین معدن در سال ۱۴۰۰ پس از مزایده به سرمایه‌گذار تحویل شد و قرارداد اولیه، شرکت بین‌المللی توسعه صنایع و معادن غدیر را مکلف می‌کرد پس از تکمیل اکتشاف، اصلاح طرح و تجهیز معدن، کارخانه تولید شمش طلا با ظرفیت سالانه ۲۰۰ کیلوگرم احداث کند. در ادامه دامنه پروژه توسعه پیدا کرد و ظرفیت کارخانه در گزارش‌های بعدی به ۴۰۰ کیلوگرم در سال رسید؛ استخراج نیز از دی ۱۴۰۳ با نخستین مرحله آتشباری وارد فاز عملیاتی شد. بنابراین تأخیر مورد بحث به معنای آن نیست که هیچ فعالیتی در معدن انجام نشده است؛ استخراج آغاز شده، تجهیزات خریداری و نصب بخشی از کارخانه دنبال شده است. مسئله اصلی سهامدار فاصله میان «فعال بودن پروژه» و «رسیدن پروژه به تولید تجاری و جریان سود» است.

موعد خرداد ۱۴۰۴ چه شد؟

تازه‌ترین گزارش داخلی منتشرشده در ۹ مهر ۱۴۰۵ مسیر وعده‌های زمانی پروژه را مرور کرده و می‌گوید در بازدید مهر ۱۴۰۳ از پروژه، زمان بهره‌برداری کارخانه خرداد ۱۴۰۴ اعلام شده بود. این موعد گذشت اما تولید تجاری آغاز نشد. بعدتر نیز در مجمع وکغدیر اعلام شد نخستین شمش طلای خونیک در سال ۱۴۰۴ عرضه خواهد شد؛ وعده‌ای که گزارش‌های بعدی آن را تا آذر ۱۴۰۴ نیز عقب بردند. اکنون وارد مهر ۱۴۰۵ شده‌ایم و آخرین وضعیت اعلامی همچنان «تأمین و نصب تجهیزات صنعتی کارخانه» است.

این توالی زمانی اهمیت بیشتری از یک تأخیر چندماهه دارد. سهامدار در ابتدا انتظار داشت پروژه در نیمه نخست ۱۴۰۴ وارد مدار شود، سپس انتظار تولید شمش تا پایان همان سال ایجاد شد، اما پروژه در سال بعد نیز هنوز به نقطه تولید تجاری نرسیده است. در پروژه‌های معدنی تأخیر به دلایل فنی، تأمین تجهیزات، زیرساخت، منابع مالی و تغییر طراحی غیرمعمول نیست، اما وقتی چند موعد متفاوت برای بهره‌برداری اعلام می‌شود، بازار نیاز دارد زمان‌بندی جدید و دلایل فاصله گرفتن از برنامه قبلی به‌صورت شفاف ارائه شود.

خونیک هنوز پروژه است، نه درآمد عملیاتی طلا

مرز اصلی در تحلیل وکغدیر همین‌جاست. وجود ذخیره طلا ارزش بالقوه ایجاد می‌کند، نصب تجهیزات پیشرفت پروژه را نشان می‌دهد و آغاز استخراج نیز مرحله‌ای مهم محسوب می‌شود؛ اما تا کارخانه فرآوری به تولید تجاری نرسد و شمش فروخته نشود، این دارایی هنوز همان جریان درآمدی مورد انتظار را برای شرکت ایجاد نکرده است.

در گزارش افزایش سرمایه مورد اشاره رسانه داخلی نیز سود پروژه خونیک از سال ۱۴۰۶ به بعد در محاسبات دیده شده است. این موضوع لزوماً به معنای ممنوع بودن یا غیرممکن بودن تولید در ۱۴۰۵ نیست، اما نشان می‌دهد حتی در برآوردهای مالی شرکت نیز بخش اصلی اثر سودآوری پروژه برای دوره‌های بعد دیده شده است.

بنابراین برای ارزش‌گذاری خونیک باید میان «ارزش معدن»، «پیشرفت کارخانه» و «سود تحقق‌یافته» تفاوت گذاشت. هر سه اهمیت دارند، اما فقط آخری مستقیماً وارد صورت سود و زیان می‌شود.

آخرین وضعیت رسمی‌تر پروژه چیست؟

در نشست تحلیلی وکغدیر که صدای بورس آن را پوشش داده، درباره زرین معدن خونیک ظرفیت کارخانه ۴۰۰ کیلوگرم طلا در سال، ذخیره حدود ۶.۷ میلیون تن با عیار یک گرم در تن و سرمایه‌گذاری حدود ۱۸۰۰ میلیارد تومان اعلام شده و وضعیت پروژه «در حال تأمین و نصب تجهیزات صنعتی کارخانه» عنوان شده است.

از سوی دیگر، گزارشی از اظهارات مدیرعامل گروه سرمایه‌گذاری غدیر که حدود دو ماه قبل منتشر شده، پیشرفت فیزیکی پروژه را حدود ۷۰ درصد و میزان سرمایه‌گذاری را بیش از ۳ هزار میلیارد تومان ذکر می‌کند و همان ظرفیت سالانه ۴۰۰ کیلوگرم شمش طلا را تأیید می‌کند.

اختلاف رقم سرمایه‌گذاری ۱.۸ و بیش از ۳ همت بدون جزئیات بیشتر قابل جمع‌بندی قطعی نیست؛ ممکن است یکی مربوط به بخشی از پروژه، یکی مربوط به زمان متفاوت گزارش یا تعاریف متفاوت سرمایه‌گذاری باشد. همین تفاوت خود یکی از مواردی است که بهتر است شرکت در گزارش بعدی پروژه روشن کند: سرمایه‌گذاری انجام‌شده تا امروز دقیقاً چقدر است و برای تکمیل چه مبلغ دیگری نیاز خواهد بود؟

۷۰ درصد پیشرفت یعنی چه مقدار کار هنوز باقی مانده است؟

اگر مبنای آخرین اعلام گروه غدیر، پیشرفت حدود ۷۰ درصدی باشد، به زبان ساده پروژه هنوز در نقطه‌ای قرار ندارد که پایان عملیات ساختمانی و نصب را بتوان قطعی دانست. در پروژه‌های صنعتی نیز ۳۰ درصد پایانی الزاماً متناسب با ۳۰ درصد نخست زمان نمی‌برد؛ نصب، تست سرد و گرم، راه‌اندازی واحدهای فرآوری، هماهنگی مدارها و رساندن کارخانه به تولید پایدار می‌توانند زمان و منابع قابل توجهی مصرف کنند.

به همین دلیل نمی‌توان صرفاً از درصد پیشرفت، تاریخ دقیق اولین شمش تجاری را محاسبه کرد. آنچه سهامدار نیاز دارد برنامه زمان‌بندی مرحله‌ای است: تکمیل نصب چه زمانی پایان می‌یابد، تست تجهیزات از چه تاریخی آغاز می‌شود، تولید آزمایشی چه زمانی خواهد بود و تولید تجاری در چه ماهی شروع می‌شود؟

اعلام یک تاریخ کلی بدون این نقاط کنترل، پس از تجربه موعدهای قبلی، اطلاعات کافی برای بازار ایجاد نمی‌کند.

ظرفیت پروژه از ۲۰۰ به ۴۰۰ کیلوگرم رسیده است

قرارداد اولیه سال ۱۴۰۰ احداث کارخانه‌ای با ظرفیت سالانه ۲۰۰ کیلوگرم شمش طلا را در نظر گرفته بود. گزارش‌های بعدی ظرفیت کارخانه در حال احداث را ۴۰۰ کیلوگرم اعلام کردند؛ یعنی پروژه از نظر ظرفیت هدف نسبت به طرح اولیه توسعه پیدا کرده است.

این افزایش ظرفیت از منظر آینده پروژه اتفاق مهمی است، زیرا در صورت دستیابی واقعی به تولید ۴۰۰ کیلوگرم، مقیاس درآمد بالقوه دو برابر ظرفیت اولیه خواهد بود. اما افزایش ظرفیت می‌تواند همزمان الزامات بیشتری برای سرمایه‌گذاری، تجهیزات، خوراک کارخانه و زیرساخت ایجاد کند.

بنابراین بخشی از تأخیر ممکن است با تغییر دامنه پروژه مرتبط باشد، اما منابع عمومی بررسی‌شده دلیل رسمی و تفصیلی تأخیر را به این شکل اعلام نکرده‌اند و نباید چنین رابطه‌ای را قطعی دانست. وکغدیر باید خودش توضیح دهد چه میزان از تغییر زمان‌بندی ناشی از توسعه ظرفیت و چه میزان ناشی از عوامل دیگر بوده است.

ذخیره معدن هم در گزارش‌ها تغییر کرده است

در قراردادهای اولیه و مراحل نخست معدن ارقام کوچک‌تری برای ذخیره قطعی وجود داشت. معدن‌نامه در دی ۱۴۰۳ اعلام کرد ذخیره قطعی شناسایی‌شده براساس پروانه بهره‌برداری ۵۰۸ هزار تن بوده و اکتشافات تکمیلی برای افزایش و اصلاح ذخیره در دستور کار قرار گرفته است.

بعد از انجام اکتشافات تکمیلی، ارقام بسیار بزرگ‌تری مطرح شد. در نشست وکغدیر ذخیره حدود ۶.۷ میلیون تن با عیار یک گرم طلا در هر تن اعلام شده، در حالی که یک گزارش تازه‌تر رسانه‌ای عدد حدود ۷.۶ میلیون تن را ذکر کرده است.

برای یک گزارش حرفه‌ای نباید یکی از این دو عدد را بدون توضیح به‌عنوان حقیقت نهایی جایگزین دیگری کرد. آنچه روشن است این است که اکتشافات تکمیلی باعث افزایش قابل توجه برآورد ذخیره شده و شرکت باید در افشای بعدی، آخرین ذخیره منطبق بر پروانه اصلاح‌شده و گزارش فنی معتبر را مشخص کند.

چرا هر ماه تأخیر برای وکغدیر هزینه دارد؟

هزینه تأخیر فقط افزایش احتمالی مخارج ساخت نیست. پروژه‌ای که به تولید نرسیده، سرمایه‌ای است که هنوز جریان نقد عملیاتی مورد انتظار خود را ایجاد نمی‌کند. اگر چند هزار میلیارد تومان در کارخانه، تجهیزات، معدن و زیرساخت درگیر شده باشد، هر دوره تأخیر عملاً زمان بازگشت این سرمایه را عقب می‌اندازد.

این موضوع در شرایط نرخ بالای تأمین مالی در اقتصاد ایران حساس‌تر است. مدیرعامل وقت وکغدیر نیز پیش‌تر در مجمع شرکت از هزینه بالای تأمین مالی به‌عنوان یکی از مشکلات صنعت سخن گفته بود.

البته از این گزاره نمی‌توان نتیجه گرفت تمام سرمایه پروژه از بدهی گران‌قیمت تأمین شده است؛ چنین اطلاعاتی در منابع بررسی‌شده وجود ندارد. مسئله عمومی‌تر است: سرمایه‌ای که زودتر به تولید برسد، زودتر قابلیت ایجاد درآمد دارد و هر عقب‌افتادگی دوره بازگشت اقتصادی پروژه را طولانی‌تر می‌کند.

قیمت طلا تأخیر را هم جذاب‌تر و هم پرهزینه‌تر می‌کند

خونیک برخلاف پروژه‌ای با محصول کم‌ارزش، قرار است شمش طلا تولید کند. افزایش ارزش طلا باعث شده ظرفیت اقتصادی پروژه جذاب‌تر شود و گروه غدیر نیز توسعه سرمایه‌گذاری در طلا را یکی از محورهای راهبردی خود معرفی کرده است.

اما همین جذابیت، هزینه فرصت تأخیر را نیز بیشتر می‌کند. هر سالی که پروژه آماده تولید نیست، شرکت از امکان فروش محصولی با ارزش بالاتر محروم می‌ماند. از سوی دیگر افزایش قیمت طلا نمی‌تواند به تنهایی سود پروژه را تضمین کند؛ عیار واقعی خوراک، درصد بازیابی کارخانه، هزینه استخراج، فرآوری، حقوق دولتی، دستمزد و سرمایه‌گذاری تکمیلی همگی در حاشیه سود اثر دارند.

بنابراین محاسبه ساده «۴۰۰ کیلوگرم ضرب در قیمت طلا» معادل سود وکغدیر نیست.

۴۰۰ کیلوگرم ظرفیت با ۴۰۰ کیلوگرم تولید واقعی فرق دارد

ظرفیت اسمی کارخانه سقف طراحی است، نه تضمین تولید. پس از راه‌اندازی، مقدار واقعی طلا به حجم کانسنگ ورودی، عیار، راندمان بازیابی، پایداری تجهیزات و تعداد روزهای کار کارخانه وابسته خواهد بود.

ممکن است کارخانه در سال نخست با درصدی از ظرفیت نامی فعالیت کند و به تدریج به سطح طراحی برسد. بنابراین حتی پس از تولید نخستین شمش نیز پروژه هنوز یک مرحله مهم دیگر خواهد داشت: اثبات تولید پایدار.

برای سهامدار وکغدیر، تاریخ نخستین شمش مهم است، اما مهم‌تر از آن زمانی است که کارخانه بتواند چند ماه متوالی با ظرفیت اقتصادی و قابل پیش‌بینی تولید کند.

استخراج آغاز شده؛ گلوگاه حالا فرآوری است

یکی از تفاوت‌های مهم وضعیت فعلی با سال‌های ابتدایی این است که عملیات استخراج ماده معدنی از دی ۱۴۰۳ آغاز شده است. نخستین آتشباری انجام شد و پروژه از مرحله صرفاً اکتشافی عبور کرد.

اما ارزش اقتصادی طلا زمانی آزاد می‌شود که کانسنگ استخراج‌شده وارد مدار فرآوری شود، طلا از آن بازیابی و محصول قابل فروش تولید شود. بنابراین در وضعیت کنونی گلوگاه اصلی از منظر درآمد، تکمیل کارخانه و راه‌اندازی موفق مدار فرآوری است.

این موضوع توضیح می‌دهد چرا آغاز استخراج را نباید با آغاز تولید طلا یکسان دانست. وکغدیر یک مرحله مهم را پشت سر گذاشته، اما مرحله‌ای که مستقیماً به فروش شمش منتهی می‌شود هنوز کامل نشده است.

وکغدیر فقط خونیک نیست، اما خونیک یک آزمون مهم است

شرکت بین‌المللی توسعه صنایع و معادن غدیر یک هلدینگ با سرمایه‌گذاری‌های گسترده در فولاد، سنگ‌آهن، مس و پروژه‌های معدنی مختلف است و نباید ارزش یا سودآوری کل «وکغدیر» را به یک معدن طلا تقلیل داد. در نشست شرکت نیز فعالیت‌هایی مانند پروژه مس جانجا، معادن جدید و شرکت‌های زنجیره فولاد مورد اشاره قرار گرفته‌اند.

اما خونیک از یک جهت نمادین اهمیت دارد؛ وکغدیر اعلام کرده تمرکز بیشتری بر فلزات غیرآهنی، خصوصاً طلا و مس خواهد داشت. موفقیت اولین پروژه شاخص طلا می‌تواند توان شرکت برای تبدیل ذخایر معدنی به کسب‌وکار عملیاتی را نشان دهد.

از همین رو، تأخیر خونیک فقط تأخیر یک کارخانه نیست؛ معیاری برای ارزیابی اجرای راهبرد جدید هلدینگ نیز محسوب می‌شود.

مدیریت جدید غدیر با یک پروژه عقب‌مانده روبه‌رو شده است

مهدی زحمتکش در شهریور ۱۴۰۵ مدیریت گروه سرمایه‌گذاری غدیر را بر عهده گرفته و اکنون پروژه خونیک یکی از پرونده‌هایی است که در دوره مدیریت جدید باید به نقطه تعیین‌تکلیف برسد. گزارش ۹ مهر نیز همین پروژه را یکی از آزمون‌های پیش روی مدیریت تازه غدیر معرفی کرده است.

نسبت دادن تأخیرهای گذشته به مدیریت جدید البته نادرست است؛ موعدهای قبلی پیش از انتصاب او اعلام و از دست رفته‌اند. اما از این پس، زمان‌بندی تکمیل، تأمین منابع باقی‌مانده و ورود پروژه به تولید در دوره مدیریت جدید دنبال خواهد شد.

از منظر سهامدار، مهم‌تر از اعلام یک وعده تازه، ارائه برنامه‌ای است که قابلیت رصد ماه‌به‌ماه داشته باشد.

گزارش افزایش سرمایه یک علامت مهم دارد

یکی از نکات قابل توجه در گزارش اخیر رسانه‌ای این است که در محاسبات مرتبط با افزایش سرمایه، سود پروژه خونیک از سال ۱۴۰۶ به بعد منظور شده است.

این برآورد می‌تواند به معنای رویکرد محافظه‌کارانه در پیش‌بینی سود باشد و الزاماً ثابت نمی‌کند هیچ تولیدی در ۱۴۰۵ اتفاق نخواهد افتاد. ممکن است راه‌اندازی آزمایشی زودتر آغاز شود اما اثر کامل مالی از سال بعد دیده شود.

با این حال قرار گرفتن سود از ۱۴۰۶ در کنار موعدهای قبلی خرداد و آذر ۱۴۰۴ نشان می‌دهد بازار حق دارد درباره برنامه واقعی پروژه سؤال دقیق‌تری مطرح کند. آیا تولید تجاری در ماه‌های باقی‌مانده ۱۴۰۵ آغاز خواهد شد یا پروژه عملاً وارد دوره مالی ۱۴۰۶ می‌شود؟

وکغدیر باید چهار عدد را شفاف کند

برای پایان دادن به ابهام پروژه، شرکت بیش از یک عبارت کلی مانند «در حال نصب تجهیزات» نیاز دارد. چهار عدد می‌توانند بخش بزرگی از ابهام را برطرف کنند: درصد دقیق پیشرفت فیزیکی در آخرین تاریخ گزارش، سرمایه‌گذاری انجام‌شده تا امروز، مبلغ لازم برای تکمیل و تاریخ هدف تولید تجاری.

در کنار آن، آخرین ذخیره تأییدشده معدن، برنامه استخراج سالانه، ظرفیت خوراک کارخانه و نرخ بازیابی طراحی‌شده نیز برای محاسبه اقتصادی پروژه اهمیت دارند.

این سطح از شفافیت به بازار اجازه می‌دهد ارزش بالقوه خونیک را از وعده‌های زمانی جدا کرده و براساس داده‌های عملیاتی تحلیل کند.

مسئله خونیک نبودن طلا نیست؛ زمان تبدیل طلا به پول است

درباره اصل وجود ماده معدنی، پروژه مراحل مهمی را پشت سر گذاشته است؛ اکتشاف تکمیلی انجام شده، ذخیره افزایش یافته، عملیات استخراج آغاز شده، کارخانه در حال احداث است و تجهیزات صنعتی در حال تأمین و نصب هستند. پس داستان خونیک داستان یک پروژه متوقف و بدون فعالیت نیست.

نقطه منفی در فاصله زمانی میان وعده‌های تولید و تحقق آنهاست. سهامدار از سال ۱۴۰۳ با وعده ورود شمش در ۱۴۰۴ روبه‌رو بوده و اکنون در مهر ۱۴۰۵ هنوز منتظر تولید تجاری است.

این تمایز مهم است؛ گزارش نباید پیشرفت واقعی پروژه را نادیده بگیرد، اما همان‌قدر نیز نباید تأخیر بیش از یک‌ساله در تحقق موعد قبلی را در میان اخبار تجهیزات و ظرفیت اسمی گم کند.

طلای وکغدیر بالاخره چه زمانی وارد صورت مالی می‌شود؟

خونیک از سال ۱۴۰۰ در مسیر سرمایه‌گذاری قرار گرفته، استخراج از دی ۱۴۰۳ آغاز شده و کارخانه‌ای با ظرفیت اعلامی ۴۰۰ کیلوگرم شمش در سال در حال تکمیل است. آخرین گزارش‌های شرکت از تأمین و نصب تجهیزات صنعتی حکایت دارند و یک گزارش گروه غدیر نیز پیشرفت پروژه را در محدوده ۷۰ درصد قرار داده است.

اما وعده بهره‌برداری خرداد ۱۴۰۴ محقق نشد، وعده عرضه نخستین شمش در سال ۱۴۰۴ نیز پشت سر گذاشته شد و اکنون در مهر ۱۴۰۵ هنوز تولید تجاری گزارش نشده است. در گزارش افزایش سرمایه نیز سود پروژه از سال ۱۴۰۶ به بعد در نظر گرفته شده است.

بنابراین مهم‌ترین سؤال درباره خونیک دیگر ظرفیت ذخیره یا جذابیت طلا نیست؛ این ظرفیت سال‌هاست شناخته شده و حتی توسعه یافته است. سؤال اصلی برای سهامدار «وکغدیر» اکنون بسیار مشخص‌تر است: کارخانه دقیقاً چه زمانی راه‌اندازی می‌شود، چه مقدار سرمایه دیگر برای رسیدن به تولید لازم است، چرا موعدهای قبلی محقق نشدند و نخستین درآمد واقعی حاصل از فروش شمش طلا در کدام دوره مالی وارد صورت‌های وکغدیر خواهد شد؟

تا پاسخ این پرسش‌ها روشن نشود، خونیک همچنان دارایی ارزشمندی در حال ساخت است؛ نه موتور سودی که وعده آن پیش‌تر به سهامداران داده شده بود.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث