کد خبر: ۶۶۷۴۶۲

حسابرس «کاوه» چرا نظر مشروط داد؟ پشت پرونده ارزی و ظرفیت خالی فولاد کاوه چه خبر است؟

نماد کاوه
فولاد کاوه جنوب کیش پس از دو بار تنفس مجمع و دوره‌ای که نماد آن به دلیل تکمیل‌نشدن الزامات افشای اطلاعات با تعلیق مواجه شد، سرانجام صورت‌های مالی سال ۱۴۰۴ را با «اظهارنظر مشروط» حسابرس به مجمع برد. در کنار بندهای حسابرسی، بخش مهمی از توضیحات مدیران به تعهدات ارزی صادرات، ثبت و تطبیق مصارف ارزی، پرونده یک طرف خارجی و محدودیت‌های خوراک، برق و گاز اختصاص داشت. «کاوه» در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۶.۸ همت فروش داشت و برای ۱۴۰۵ نیز فقط در شش ماه بیش از ۴۰.۲ همت فروش ثبت کرده، اما ظرفیت اسمی ۲.۴ میلیون تنی شمش هنوز به طور کامل استفاده نمی‌شود و مدیریت هدف تولید امسال را حدود ۱.۷ میلیون تن اعلام کرده است. حالا سؤال برای سهامدار فقط رشد فروش نیست؛ چرا شرکتی با چنین مقیاس عملیاتی هنوز با بند مشروط حسابرس، فرآیند طولانی رفع ابهام ارزی و فاصله محسوس میان ظرفیت و تولید واقعی مواجه است؟
۰۶:۵۲ - ۱۱ مهر ۱۴۰۵
وانانیوز|

ماجرای «کاوه» در هفته‌های اخیر فقط یک مجمع سالانه معمولی نبود. مجمع شرکت ابتدا به دلیل آماده نبودن گزارش حسابرس و بازرس قانونی به تنفس خورد و پس از آن نیز نماد در پایان مهلت اعطاشده از سوی بورس به دلیل تکمیل‌نشدن الزامات مربوط به ارائه صورت‌های مالی و گزارش کنترل‌های داخلی با تعلیق مواجه شد. در نهایت صورت‌های مالی حسابرسی‌شده منتشر شد، مجمع پس از دو نوبت تنفس تشکیل جلسه داد و حسابرس نسبت به صورت‌های مالی اظهارنظر مشروط ارائه کرد. نبض بورس نیز گزارش مجمع ۷ مهر را با محور «اظهارنظر مشروط حسابرس» منتشر کرد. این توالی زمانی برای سهامدار اهمیت دارد، زیرا صرف‌نظر از نتیجه مالی شرکت، نشان می‌دهد فرآیند گزارشگری سالانه کاوه در موعد عادی خود بدون اصطکاک طی نشده است.

«مشروط» دقیقاً یعنی چه؟

اظهارنظر مشروط یکی از انواع استاندارد گزارش حسابرسی است و نباید آن را معادل رد صورت‌های مالی یا اثبات تخلف دانست. مفهوم اصلی آن این است که حسابرس درباره یک یا چند موضوع مشخص ملاحظه بااهمیت داشته، اما اثر آن را به اندازه‌ای فراگیر ندانسته که کل صورت‌های مالی را غیرقابل اتکا اعلام کند.

بنابراین تیتر اصلی این پرونده نباید «تخلف فولاد کاوه» باشد؛ چنین نتیجه‌ای از نوع نظر حسابرس به دست نمی‌آید. مسئله‌ای که برای سهامدار اهمیت دارد این است که بندهای مشروط مربوط به چه مواردی بوده‌اند، چه مبلغی را درگیر می‌کنند، مدیریت برای رفع آنها چه اقدامی انجام داده و آیا در گزارش سال بعد تکرار خواهند شد یا خیر.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که مجمع نیز بخش قابل توجهی از زمان خود را به توضیح درباره تعهدات ارزی، مطالبات و برخی پرونده‌های مالی اختصاص داده است.

پرونده تعهدات ارزی دوباره به مجمع رسید

یکی از مهم‌ترین موضوعات مطرح‌شده، وضعیت ارز حاصل از صادرات فولاد کاوه بود. براساس توضیحات منتشرشده از مجمع، شرکت از سال ۱۳۹۷ تاکنون حدود ۲.۵ میلیارد یورو صادرات انجام داده و بخش بزرگی از تعهدات ارزی مربوط به آن را از مسیرهای رسمی و واردات تعیین تکلیف کرده است. بورس‌نیوز به نقل از مدیران شرکت گزارش کرده حدود ۲ میلیارد یورو از صادرات مشمول تعهد ارزی بوده و نزدیک به ۱.۶۴ میلیارد یورو آن از مسیرهای اعلام‌شده رفع تعهد شده و فرآیند تعیین تکلیف باقی‌مانده همچنان ادامه دارد.

آوای آگاه نیز در پوشش مجمع از حدود ۳۶۰ میلیون یورو منابعی سخن گفته که بابت آنها الزام رفع تعهد ایجاد شده و بخشی از فرآیند تعیین تکلیف انجام شده است. اختلاف در نحوه بیان ارقام میان گزارش‌های رسانه‌ای نشان می‌دهد برای عدد دقیق مانده باید مستقیماً به یادداشت‌های صورت مالی و آخرین مستندات شرکت مراجعه کرد؛ اما اصل وجود موضوعی که هنوز نیازمند ثبت، تطبیق یا تعیین تکلیف بوده، در گزارش‌های مجمع مشترک است.

شرکت چه دفاعی درباره ارز صادراتی دارد؟

نکته مهم این است که فولاد کاوه پیش‌تر روایت متفاوتی از تعبیر «ارز بازنگشته» ارائه کرده بود. معاون اقتصادی شرکت در دی ۱۴۰۴ اعلام کرد مجموع ارز حاصل از صادرات حدود ۲ میلیارد و ۳۴ میلیون یورو بوده و به گفته شرکت تمام این منابع در چارچوب مقررات، برای عرضه رسمی ارز، واردات مورد نیاز تولید یا پرداخت تعهدات ارزی مصرف شده‌اند.

طبق توضیح شرکت، بخشی از ارقامی که در سامانه‌ها هنوز در وضعیت رفع تعهد کامل قرار نگرفته بودند به پرداخت‌های ارزی بابت تسهیلات و واردات کالا مربوط می‌شدند و تأخیر ثبت آنها ناشی از فرآیند اداری تطبیق اطلاعات و اتصال کوتاژ صادراتی به ثبت سفارش‌ها بوده است. شرکت همچنین تأکید کرده بود ارزی از محل صادرات نزد آن باقی نمانده است.

بنابراین از داده موجود نمی‌توان نتیجه گرفت صدها میلیون یورو ارز صادراتی خارج از شرکت یا خارج از چرخه قانونی باقی مانده است. مسئله دقیق‌تر، اختلاف میان عملیات ارزی انجام‌شده و تکمیل تشریفات و ثبت نهایی بخشی از آنها در سامانه‌های مربوط است؛ موضوعی که با این حال تا زمان بسته‌شدن کامل پرونده همچنان برای حسابرس و سهامدار اهمیت دارد.

چرا مسئله اداری هم برای سهامدار مهم است؟

ممکن است گفته شود اگر ارز واقعاً برای واردات و تعهدات قانونی استفاده شده، باقی ماندن مشکل ثبت سیستمی اهمیتی ندارد. اما در شرکت بورسی حتی یک اختلاف اداری بزرگ نیز می‌تواند تبعات مالی و حقوقی داشته باشد.

تا زمانی که رفع تعهد در سامانه‌های رسمی نهایی نشده، شرکت ممکن است با محدودیت، مطالبه اسناد، اختلاف تسعیر، جرایم یا الزامات دیگری روبه‌رو شود. در مجمع نیز درباره بدهی‌های ارزی مرتبط با وجه التزام و جرایم، رقمی در حدود ۵ تا ۶ میلیون یورو مطرح شد که گفته شد برای تعیین تکلیف آن پیگیری ادامه دارد.

همین تفاوت میان «منابع ارزی خرج شده‌اند» و «پرونده اداری تمام شده است» موضوعی است که باید در تحلیل کاوه حفظ شود. اولی ادعای شرکت درباره ماهیت عملیات است؛ دومی هنوز نیازمند تکمیل فرآیند رسمی است.

مجمع چرا دو بار به تنفس خورد؟

مسئله گزارشگری مالی کاوه خود یک بخش مستقل این پرونده است. مجمع عادی شرکت در مقطع مقرر نتوانست تمام دستور جلسه را به نتیجه برساند، زیرا گزارش حسابرس و بازرس قانونی آماده نبود و جلسه به تنفس رفت. این وضعیت بار دیگر ادامه پیدا کرد تا سرانجام مجمع در ۷ مهر تشکیل و گزارش حسابرس ارائه شد.

در همین فاصله، بورس تهران نیز پس از پایان مهلت اعطاشده و تکمیل‌نشدن برخی الزامات افشای اطلاعات، نماد کاوه را تعلیق کرد. گزارش‌های داخلی این موضوع را به ارائه‌نشدن به‌موقع صورت‌های مالی و گزارش کنترل‌های داخلی مرتبط دانسته‌اند.

انتشار نهایی گزارش‌ها به معنای آن است که بخش اصلی مانع افشا بعداً برطرف شده، اما اصل تأخیر همچنان یک سیگنال حاکمیت شرکتی است؛ بازار سرمایه برای شرکت‌هایی در این ابعاد انتظار دارد صورت‌های مالی و حسابرسی در چارچوب زمانی مقرر آماده باشند.

صورت مالی ۱۴۰۴ یک نکته مهم دیگر دارد؛ سود نصف شد

در سال مالی ۱۴۰۴، درآمد عملیاتی فولاد کاوه از حدود ۳۱ همت در سال قبل به نزدیک ۴۶ همت افزایش یافت و سود عملیاتی نیز از حدود ۴.۹ همت به ۵.۹ همت رسید. با وجود این، سود خالص از حدود ۴ همت به نزدیک ۲.۱ همت کاهش پیدا کرد.

همین تفاوت یکی از مهم‌ترین اعداد اقتصادی شرکت است. کاوه بیشتر فروخته و سود عملیاتی بالاتری هم ساخته، اما در نهایت پول کمتری به خط سود خالص رسیده است.

براساس توضیحات مطرح‌شده در مجمع، رشد نرخ حامل‌های انرژی یکی از فشارهای مهم سودآوری بوده است. هزینه‌های مالی، تعهدات مرتبط با انرژی و سایر اقلام پایین‌تر از سود عملیاتی نیز باید در بررسی دقیق این فاصله دیده شوند.

بنابراین فروش بیشتر به‌تنهایی نتوانسته سود نهایی شرکت را در سطح سال قبل حفظ کند.

کاوه در ۱۴۰۵ دوباره فروش را بالا برده است

در سال جدید وضعیت درآمد ماهانه به شکل محسوسی تغییر کرده است. براساس گزارش فعالیت شش‌ماهه، کاوه تا پایان شهریور حدود ۴۰.۲۸ همت فروش ثبت کرده که نسبت به دوره مشابه حدود ۸۲ درصد افزایش نشان می‌دهد. فقط مرداد بیش از ۱۱.۴ همت فروش داشته و شهریور نیز حدود ۵.۴ همت درآمد ساخته است.

این رشد باعث می‌شود سؤال صورت مالی نیمه نخست ۱۴۰۵ بسیار مهم شود: آیا جهش فروش امسال توانسته افت حاشیه‌ای را که در سال قبل دیده شد جبران کند؟

اگر سود عملیاتی و خالص نیز هم‌جهت با فروش رشد کنند، فشارهای ۱۴۰۴ می‌تواند بخشی از اثر خود را از دست داده باشد. اگر درآمد دوباره جهش کند اما سود با فاصله بسیار کمتری رشد کند، مشخص می‌شود مسئله هزینه هنوز پابرجاست.

ظرفیت اسمی ۲.۴ میلیون تن؛ هدف امسال ۱.۷ میلیون تن

فولاد کاوه برای تولید شمش ظرفیت اسمی حدود ۲.۴ میلیون تن دارد، اما مدیران شرکت در مجمع هدف تولید سال جاری را حدود ۱.۷ میلیون تن اعلام کرده‌اند؛ یعنی هدف عملیاتی نیز حدود ۷۰۰ هزار تن پایین‌تر از ظرفیت اسمی قرار دارد. بورس‌نیوز محدودیت تأمین آهن اسفنجی، گاز و برق را از دلایل اصلی استفاده‌نشدن کامل از ظرفیت گزارش کرده است.

این فاصله برای تحلیل شرکت بسیار مهم‌تر از یک عدد ظرفیت روی کاغذ است. کارخانه‌ای که تجهیزات تولید ۲.۴ میلیون تن را در اختیار دارد اما در برنامه عملیاتی خود ۱.۷ میلیون تن را هدف می‌گیرد، بخشی از ظرفیت سرمایه‌گذاری‌شده را بدون تولید کامل نگه می‌دارد.

در صنایع سرمایه‌بر مانند فولاد، ظرفیت خالی فقط فروش ازدست‌رفته نیست؛ هزینه‌های ثابت نیز روی مقدار کمتری از محصول سرشکن می‌شوند.

چرا کاوه نمی‌تواند ۲.۴ میلیون تن تولید کند؟

مدیریت سه گلوگاه اصلی را مطرح کرده است: آهن اسفنجی، برق و گاز. برای شمش‌سازی، وجود ظرفیت کوره به تنهایی کافی نیست؛ خوراک احیایی باید تأمین شود و انرژی نیز در تمام دوره تولید پایدار بماند.

کاوه در سال‌های گذشته به شکل جدی از محدودیت انرژی آسیب دیده است. مدیرعامل شرکت پیش‌تر اعلام کرده بود فقط در نیمه نخست ۱۴۰۳ حدود ۵۲۰ هزار تن تولید به دلیل محدودیت انرژی از دست رفته است. این عدد تاریخی است و نباید به سال جاری تعمیم داده شود، اما مقیاس آسیبی را که ناترازی برق و گاز می‌تواند به این مجتمع وارد کند نشان می‌دهد.

به همین دلیل شرکت به جای انتظار برای حل کامل مسئله در شبکه عمومی، وارد سرمایه‌گذاری مستقیم در تولید برق شده است.

نیروگاه خرم‌آباد قرار است بخشی از مشکل برق را حل کند

یکی از اقدامات اصلی کاوه مشارکت در نیروگاه سیکل ترکیبی خرم‌آباد است. واحد گازی مرتبط با پروژه در سال گذشته وارد بهره‌برداری تجاری شده و در گزارش‌های اخیر نیز برنامه توسعه واحدهای بعدی ادامه دارد. طبق اطلاعات منتشرشده، نیاز سالانه برق تولید شمش شرکت حدود ۳۱۵ مگاوات برآورد شده و توافق‌های نیروگاهی بخش بزرگی از این نیاز را هدف گرفته‌اند.

این سرمایه‌گذاری می‌تواند ریسک برق را کاهش دهد، اما مسئله گاز همچنان جداگانه باقی می‌ماند. فولاد احیای مستقیم نه فقط در تابستان به برق بلکه در زمستان به گاز پایدار نیاز دارد و جابه‌جایی محدودیت از یک فصل به فصل دیگر می‌تواند باز هم ظرفیت تولید را پایین بیاورد.

در نتیجه خودتأمینی برق شرط مهمی برای حرکت به سمت ظرفیت بالاتر است، اما به تنهایی تضمین تولید ۲.۴ میلیون تنی نیست.

مدول C قرار است گلوگاه آهن اسفنجی را بشکند

پروژه مهم دیگر، مدول C احیای مستقیم است که با ظرفیت حدود یک میلیون تن طراحی شده و آخرین گزارش مجمع پیشرفت آن را حدود ۷۰ درصد اعلام کرده است. برنامه شرکت بهره‌برداری از این پروژه در سوم خرداد ۱۴۰۶ است.

اهمیت مدول C فقط اضافه کردن یک واحد جدید نیست. یکی از محدودیت‌های اعلامی شرکت برای استفاده کامل از ظرفیت شمش، تأمین آهن اسفنجی است. وقتی کاوه خوراک بیشتری را در داخل مجموعه تولید کند، وابستگی آن به خرید بیرونی کاهش یافته و امکان حرکت تولید شمش به سمت محدوده ۲.۲ میلیون تن بیشتر می‌شود.

بنابراین سال ۱۴۰۶ می‌تواند از این منظر یک نقطه مهم عملیاتی برای کاوه باشد؛ البته مشروط به اینکه پروژه طبق برنامه وارد مدار شود و محدودیت انرژی نیز اجازه استفاده از ظرفیت تازه را بدهد.

۲.۲ میلیون تن هنوز هم کمتر از ظرفیت اسمی است

حتی پس از تکمیل مدول C، هدف اعلامی مدیریت حرکت به سمت حدود ۲.۲ میلیون تن تولید شمش است؛ رقمی که همچنان حدود ۲۰۰ هزار تن کمتر از ظرفیت اسمی ۲.۴ میلیون تنی شرکت خواهد بود.

این فاصله الزاماً نشانه ضعف نیست؛ ظرفیت اسمی در صنایع بزرگ معمولاً با تولید عملی پایدار تفاوت دارد و تعمیرات، ترکیب مواد و محدودیت‌های فنی اجازه فعالیت دائمی روی ۱۰۰ درصد ظرفیت طراحی را نمی‌دهند.

اما فاصله فعلی ۱.۷ تا ۲.۴ میلیون تن بسیار بزرگ‌تر از این حاشیه طبیعی است. به همین دلیل پروژه خوراک و انرژی می‌تواند در چند سال آینده بخش مهمی از ظرفیت بلااستفاده را آزاد کند.

۳۶ ریال سود؛ مجمع چرا محتاط بود؟

طبق اطلاعیه اصلاح‌شده کدال، سود هر سهم سال ۱۴۰۴ کاوه ۳۵۳ ریال و سود نقدی نهایی ۳۶ ریال تعیین شده است. برخی گزارش‌های اولیه مجمع رقم ۴۰ ریال را اعلام کرده بودند، اما اطلاعیه اصلاح‌شده شرکت رقم ۳۶ ریال را ثبت کرده و همین عدد باید مبنای نهایی قرار گیرد.

یعنی شرکت فقط حدود یک‌دهم سود هر سهم را بین سهامداران توزیع کرده و بخش اعظم منابع را در شرکت نگه داشته است.

با توجه به پروژه مدول C، سرمایه‌گذاری انرژی و نیازهای سرمایه در گردش، این تصمیم می‌تواند به حفظ منابع برای توسعه کمک کند. اما از طرف دیگر به سهامدار نشان می‌دهد که کاوه در دوره فعلی بخش بزرگی از نقد را برای داخل شرکت ضروری می‌داند.

سود انباشته بالاست؛ اما پروژه هم سرمایه می‌خواهد

براساس تصمیم اصلاح‌شده مجمع، سود انباشته پایان دوره حدود ۳.۱۴ همت بوده است. شرکت همزمان چند پروژه بزرگ انرژی و احیای مستقیم را دنبال می‌کند و بنابراین سیاست تقسیم سود پایین را می‌توان در بستر همین نیازهای سرمایه‌ای بررسی کرد.

اما معیار موفقیت این سیاست در آینده مشخص می‌شود. اگر منابع نگه‌داشته‌شده به تکمیل مدول C و کاهش محدودیت انرژی منجر شوند و تولید از ۱.۷ به ۲.۲ میلیون تن نزدیک شود، سود تقسیم‌نشده می‌تواند به ظرفیت سودآوری بالاتر تبدیل شود.

اگر پروژه‌ها تأخیر بخورند یا انرژی همچنان مانع استفاده از ظرفیت باشد، زمان بازگشت همین منابع طولانی‌تر خواهد شد.

پرونده طرف خارجی چه بود؟

در مجمع درباره ادعایی از سوی یک شرکت خارجی نیز توضیح داده شد. طبق گزارش منتشرشده، ادعایی درباره خرید حدود ۷۵ هزار تن محصول و طلب از کاوه مطرح شده بود، اما مدیران شرکت گفته‌اند در بررسی‌های خود سندی که خرید مستقیم مورد ادعا را تأیید کند پیدا نکرده‌اند و شرکت‌های خارجی نیز امکان خرید مستقیم محصول از مسیر مورد بحث را نداشته‌اند.

این موضوع در حال حاضر باید دقیقاً در سطح «ادعا و پاسخ شرکت» گزارش شود. داده عمومی موجود برای قضاوت مستقل درباره اعتبار دعوی کافی نیست و نباید از وجود پرونده، نتیجه‌ای درباره بدهکار بودن قطعی کاوه یا بی‌اعتبار بودن کامل ادعای طرف مقابل گرفته شود.

برای سهامدار، مسئله اصلی اثر مالی احتمالی و وضعیت نهایی رسیدگی است؛ هرگاه رأی، توافق یا مستند مالی قطعی منتشر شود، آن زمان امکان تحلیل دقیق‌تر وجود خواهد داشت.

گزارش حسابرس مهم‌تر از رکورد فروش است؟

در کوتاه‌مدت بازار معمولاً به فروش ۸۲ درصدی شش‌ماهه واکنش بیشتری نشان می‌دهد، اما برای ارزیابی کیفیت شرکت در بلندمدت، پاک شدن بندهای حسابرس و بهبود فرآیند گزارشگری به همان اندازه اهمیت دارد.

شرکتی با ده‌ها همت فروش و پروژه‌های چندهمتی به سازوکاری نیاز دارد که صورت‌های مالی آن در موعد مقرر آماده شوند و ابهامات ارزی یا قراردادی برای چند دوره در گزارش حسابرس باقی نمانند.

اگر مدیریت بتواند تعهدات ارزی را به شکل کامل در سامانه‌ها ببندد، پرونده‌های باز را تعیین تکلیف کند و گزارش سال آینده را بدون بندهای مشابه ارائه دهد، یکی از مهم‌ترین ریسک‌های غیرعملیاتی شرکت کاهش خواهد یافت.

کاوه دو مسئله متفاوت دارد؛ عملیات و شفافیت

از منظر عملیاتی، مسئله روشن است: کاوه ظرفیت شمش‌سازی بزرگی دارد اما خوراک و انرژی اجازه استفاده کامل از آن را نداده‌اند. شرکت برای حل این مسئله نیروگاه می‌سازد و مدول جدید آهن اسفنجی را تکمیل می‌کند.

از منظر مالی و حاکمیت شرکتی، مسئله متفاوت است: صورت مالی با تأخیر به مرحله نهایی رسیده، نماد مدتی تعلیق شده، حسابرس نظر مشروط داده و برخی تعهدات و پرونده‌ها هنوز نیازمند تعیین تکلیف کامل هستند.

مخلوط کردن این دو حوزه می‌تواند تحلیل را منحرف کند. پروژه مدول C یک بند حسابرس را پاک نمی‌کند و رفع تعهد ارزی نیز به تنهایی ظرفیت تولید را بالا نمی‌برد. شرکت باید هر دو مسیر را همزمان پیش ببرد.

سال ۱۴۰۵ از نظر فروش خوب شروع شده؛ سود باید تأیید کند

فروش شش‌ماهه بیش از ۴۰.۲ همتی و رشد حدود ۸۲ درصدی نشان می‌دهد کاوه از نظر درآمد وارد نیمه نخست قدرتمندی شده است.

اما تجربه سال ۱۴۰۴ یادآوری می‌کند که رشد فروش الزاماً به همان اندازه به سود خالص منتقل نمی‌شود. درآمد سال قبل تقریباً ۴۸ درصد رشد کرد ولی سود خالص از حدود ۴ همت به ۲.۱ همت کاهش یافت.

بنابراین صورت مالی شش‌ماهه ۱۴۰۵ باید مشخص کند آیا فشار انرژی و هزینه‌ها نسبت به سال گذشته کاهش یافته و جهش فروش این بار به حاشیه سود بهتری تبدیل شده است یا خیر.

حسابرس کاوه چرا صورت‌های مالی را مشروط کرد؟

پاسخ کامل این سؤال نیازمند خواندن تمام بندهای گزارش حسابرس و پاسخ‌های رسمی شرکت است، اما آنچه از مجمع اخیر روشن شده این است که مسائل ارزی، برخی مطالبات و تعهدات و پرونده‌های نیازمند تعیین تکلیف همچنان بخش مهمی از گفت‌وگوی حسابرس و مدیریت بوده‌اند. خود شرکت در مورد موضوع ارز تأکید می‌کند منابع صادراتی در چارچوب قانونی عرضه یا مصرف شده و بخش باقی‌مانده مسئله ثبت و تطبیق سیستمی است؛ بنابراین نباید از بند حسابرس نتیجه‌ای فراتر از مستندات گرفت.

در سوی دیگر، عملیات کاوه نیز هنوز با فاصله قابل توجه از ظرفیت اسمی قرار دارد. ظرفیت ۲.۴ میلیون تنی شمش در برابر هدف حدود ۱.۷ میلیون تنی امسال نشان می‌دهد نزدیک شدن به ظرفیت کامل به تکمیل مدول C، تأمین آهن اسفنجی و پایداری برق و گاز وابسته است.

بنابراین داستان «کاوه» در مهر ۱۴۰۵ دو چهره دارد: شرکتی که فقط در شش ماه بیش از ۴۰ همت فروش ساخته و پروژه‌های بزرگی برای رفع محدودیت تولید دارد، و در مقابل شرکتی که مجمعش به دلیل تأخیر گزارش‌ها دو بار به تنفس خورده، نمادش موقتاً تعلیق شده و صورت مالی سالانه با نظر مشروط حسابرس تصویب شده است.

برای سهامدار، سؤال اصلی حالا این است: آیا فولاد کاوه می‌تواند همزمان با رساندن تولید از محدوده ۱.۷ میلیون تن به سمت ۲.۲ میلیون تن، پرونده‌های ارزی و بندهای حسابرس را نیز ببندد تا رشد عملیاتی با شفافیت مالی همراه شود؛ یا رکوردهای فروش همچنان در کنار ابهاماتی حرکت خواهند کرد که هر سال دوباره به مجمع و گزارش حسابرس بازمی‌گردند؟

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث