درگذشت محمود جهانگیری در زمین فوتبال؛ هشدار دوباره درباره سلامت قلب پیشکسوتان فارس
محمود جهانگیری عصر جمعه در دیدار تیمهای پیشکسوتان فوتبال توابع ارسنجان و کامفیروز مرودشت از سری رقابتهای استانی شمال فارس به میدان رفته بود.
به گفته تورج شجاعی، رئیس کانون پیشکسوتان فوتبال فارس، تنها حدود ۱۰ دقیقه از مسابقه گذشته بود که این بازیکن ۵۸ ساله بدون اینکه برخوردی با بازیکن دیگری داشته باشد روی زمین افتاد.
نیروهای اورژانس که در کنار زمین حضور داشتند بلافاصله برای کمک وارد عمل شدند، عملیات احیا انجام شد و جهانگیری به بیمارستان منتقل شد؛ اما در نهایت جان خود را از دست داد.
جهانگیری علاوه بر سابقه حضور در فوتبال فارس، معلم بازنشسته بود و مانند بسیاری از فوتبالیستهای نسلهای گذشته، پس از پایان دوران اصلی فعالیت ورزشی نیز فوتبال را در رقابتهای پیشکسوتان ادامه میداد.
این حادثه از آن جهت تلختر است که طبق اعلام رئیس کانون پیشکسوتان فارس، بازیکنان تحت پوشش این کانون دارای بیمه ورزشی هستند و آزمایشهایی از جمله بررسی سلامت و نوار قلب نیز برای آنها انجام میشود.
نوار قلب طبیعی به معنی صفرشدن خطر نیست
یکی از مهمترین نکاتی که پس از چنین حوادثی مطرح میشود این است که چگونه ممکن است ورزشکاری که تست سلامت انجام داده با ایست قلبی مواجه شود؟
پاسخ پزشکی این است که هیچ آزمایش غربالگری منفردی قادر نیست تمام عوامل خطر را شناسایی کند.
مطالعات مربوط به ورزشکاران بالای ۳۵ سال یا همان Masters Athletes نشان میدهد ارزیابی قلبی میتواند بسیاری از مشکلات را شناسایی کند، اما حتی غربالگری سالانه نیز همه موارد بیماری عروق کرونر را پیش از وقوع حادثه آشکار نمیکند.
در یک مطالعه پنجساله روی ورزشکاران میانسال، حوادث قلبی جدی حتی در افرادی که تحت ارزیابی سالانه بودند رخ داد و آزمایشهای عملکردی در بسیاری از موارد نتوانسته بودند بیماری زمینهای عروق کرونر را پیشاپیش تشخیص دهند.
بنابراین انجام نوار قلب و آزمایش دورهای بسیار مهم است، اما نتیجه طبیعی این بررسیها نباید بهعنوان تضمین قطعی سلامت قلب در فعالیتهای سنگین تلقی شود.
خطر اصلی در ورزشکاران بالای ۳۵ سال چیست؟
دلیل اهمیت سن محمود جهانگیری در تحلیل پزشکی این حادثه آن است که عوامل ایست قلبی در ورزشکاران جوان و میانسال یکسان نیست.
انجمن قلب اروپا اعلام میکند در ورزشکاران جوانتر، برخی بیماریهای ژنتیکی و ساختاری قلب نقش پررنگتری دارند، اما در افراد بالاتر از ۳۵ سال، بیماری آترواسکلروتیک عروق کرونر مهمترین علت مرگ ناگهانی قلبی مرتبط با ورزش است.
به همین دلیل ارزیابی یک فوتبالیست پیشکسوت نباید دقیقاً مشابه یک ورزشکار ۲۰ ساله باشد.
سن، فشار خون، چربی خون، دیابت، سابقه خانوادگی بیماری قلبی، سیگار، علائم حین فعالیت و سطح آمادگی فعلی فرد همگی در ارزیابی خطر اهمیت دارند.
حتی فردی که سالها ورزشکار حرفهای بوده ممکن است با افزایش سن دچار عوامل خطری شود که در دوران جوانی وجود نداشتهاند.
«قلب ورزشکار» بیماری نیست، اما هر تغییر قلبی هم طبیعی نیست
در گزارش مربوط به حادثه جهانگیری به اصطلاح «قلب ورزشکار» نیز اشاره شده است.
تمرین طولانیمدت ورزشی واقعاً میتواند باعث تغییرات فیزیولوژیک در قلب شود. برای مثال افزایش حجم برخی حفرههای قلب، افزایش ضخامت عضله قلب و کاهش ضربان در حالت استراحت در بسیاری از ورزشکاران تمرینکرده میتواند سازگاری طبیعی بدن با ورزش باشد.
اما متخصص باید این تغییرات طبیعی را از بیماریهای قلبی تفکیک کند.
بیانیه مشترک انجمن قلب اروپا و کالج قلب آمریکا در سال ۲۰۲۶ نیز تأکید میکند ورزشکاران میانسال ممکن است علاوه بر تغییرات طبیعی ورزشی، با مشکلاتی مانند بیماری عروق کرونر، آریتمی دهلیزی، فیبروز قلب، گشادشدگی آئورت یا برخی اختلالات ریتم مواجه شوند.
بنابراین اصطلاح «قلب ورزشکار» نباید به این برداشت منجر شود که فرد ورزشکار در برابر بیماریهای قلبی مصون است.
هشتمین حادثه تلخ در فوتبال پیشکسوتان فارس
بر اساس فهرست ارائهشده در گزارش، محمود جهانگیری هشتمین فوتبالیست پیشکسوت فارس است که پس از پایان دوران حرفهای و هنگام حضور در مسابقات پیشکسوتان با حادثه قلبی مرگبار روبهرو شده است.
پیش از او نامهای قاسم هژبر، داریوش بزرگ، حسن خاوری، شعبان فلامزری، رسول احمدی، راطق زارعی و حسن رفیعزاده نیز در این فهرست قرار گرفتهاند.
تکرار چنین حوادثی ضرورت بازنگری در شیوه پایش سلامت بازیکنان پیشکسوت را برجسته میکند.
البته از نظر علمی نمیتوان صرفاً بر اساس چند حادثه محلی نتیجه گرفت که خود فوتبال پیشکسوتان عامل این مرگها بوده است. فعالیت بدنی منظم در مجموع برای سلامت قلب مفید است و خطر مرگومیر قلبیعروقی را کاهش میدهد؛ موضوع اصلی این است که ورزش شدید میتواند در افرادی که بیماری قلبی پنهان دارند، نقش محرک یک حادثه حاد را ایفا کند.
بازگشت به مسابقه پس از وقفه نیازمند ارزیابی دوباره است
یکی دیگر از نکات مطرحشده در این حادثه، تفاوت میان سابقه ورزشی و آمادگی فعلی است.
یک فوتبالیست ممکن است در دوران جوانی ساعتها تمرین کرده باشد، اما بدن در ۵۰ یا ۶۰ سالگی همان ظرفیت دوران حرفهای را ندارد. علاوه بر تغییرات ناشی از سن، وقفه در تمرین نیز میتواند استقامت قلبیتنفسی، قدرت عضلانی و ظرفیت تحمل فشار مسابقه را کاهش دهد.
به همین دلیل، احساس شخصی بازیکن مبنی بر اینکه «هنوز آمادگی دارم» جای ارزیابی علمی را نمیگیرد.
راهنماهای قلب ورزشی برای ورزشکاران میانسال بر بررسی علائم، سابقه پزشکی و عوامل خطر تأکید دارند و در افراد علامتدار یا دارای ریسک بالاتر، پزشک ممکن است بررسیهای تکمیلی مانند تست ورزش یا سایر آزمایشها را لازم بداند. غربالگری برای همه افراد یک نسخه یکسان ندارد و باید متناسب با ریسک شخصی انجام شود.
حضور اورژانس کافی نیست؛ AED و برنامه واکنش سریع اهمیت دارد
در مسابقهای که محمود جهانگیری در آن دچار حادثه شد، عوامل اورژانس در کنار زمین حضور داشتند و بلافاصله عملیات امدادی آغاز شد؛ اقدامی که یکی از ارکان اصلی ایمنی مسابقات ورزشی است.
با این حال توصیههای جدید قلب و عروق نشان میدهد علاوه بر حضور نیروی پزشکی، وجود برنامه مشخص واکنش اضطراری و دسترسی سریع به دستگاه شوک خودکار قلب یا AED اهمیت زیادی دارد.
انجمن قلب آمریکا در راهنمای سال ۲۰۲۶ تأکید کرده است که غربالگری بهتنهایی قادر به پیشگیری از همه موارد ایست قلبی نیست و مجموعههای ورزشی باید برای واکنش فوری در برابر ایست قلبی آمادگی داشته باشند و دسترسی سریع به AED را فراهم کنند.
در ایست قلبی ناگهانی، زمان واکنش اهمیت حیاتی دارد و به همین علت آمادگی نیروهای حاضر در ورزشگاه، تجهیزات احیا و مسیر انتقال سریع بیمار بخشی از ساختار ایمنی مسابقه محسوب میشود.
حادثه جهانگیری چه هشداری برای فوتبال پیشکسوتان دارد؟
درگذشت محمود جهانگیری به معنی آن نیست که پیشکسوتان باید ورزش را کنار بگذارند؛ برعکس، فعالیت بدنی منظم یکی از پایههای حفظ سلامت در سنین بالاتر است.
اما تفاوت بزرگی میان فعالیت منظم و کنترلشده با ورود ناگهانی به یک مسابقه پرفشار فوتبال وجود دارد.
برای فوتبالیستهای پیشکسوت، ارزیابی سلامت باید فقط به صدور یک کارت یا انجام یک نوار قلب دورهای محدود نشود. سابقه علائم، عوامل خطر قلبی، مدت فاصله از تمرینات، شدت مسابقه و آمادگی جسمانی فعلی نیز باید در نظر گرفته شود.
حادثه پاسارگاد یک بار دیگر یادآور شد که سابقه قهرمانی یا سالها ورزشکردن، تضمینکننده سلامت قلب در ۵۰ یا ۶۰ سالگی نیست.
محمود جهانگیری تا آخرین روزهای زندگی ارتباط خود را با فوتبال حفظ کرد؛ اما فقدان او اکنون فوتبال فارس را با پرسشی جدی روبهرو کرده است: آیا ساختار مسابقات پیشکسوتان میتواند از غربالگری ساده عبور کند و به سمت ارزیابی فردمحورتر، آمادگی پزشکی کاملتر و برنامه واکنش اضطراری دقیقتر حرکت کند؟
پاسخ به این پرسش میتواند مهمترین درس از حادثه تلخی باشد که یک مسابقه دوستانه پیشکسوتان را به سوگ جامعه فوتبال فارس تبدیل کرد.