کد خبر: ۶۶۸۹۷۸

زلزله روی نیمکت‌های لیگ برتر ایران؛ ۴ سرمربی کنار رفتند | چرا مدیران فوتبال به مربیان فرصت نمی‌دهند؟

فوتسال
لیگ برتر فوتبال ایران در فصل ۱۴۰۵–۱۴۰۶ هنوز به پایان هفته دهم نرسیده که چهار سرمربی از تیم‌های خود جدا شده‌اند؛ اتفاقی که بار دیگر بحران بی‌ثباتی نیمکت‌ها و تصمیم‌های شتاب‌زده مدیران باشگاهی را به یکی از مهم‌ترین چالش‌های فوتبال کشور تبدیل کرده است. از جدایی مجتبی حسینی از نساجی تا پایان همکاری رسول خطیبی با فجرسپاسی و عبدالله ویسی با ذوب‌آهن، تغییرات زودهنگام نشان می‌دهد برخی باشگاه‌ها همچنان موفقیت را در نتایج چند هفته ابتدایی جست‌وجو می‌کنند. این در حالی است که پژوهش‌های بین‌المللی نیز درباره تأثیر واقعی اخراج سرمربیان بر بهبود عملکرد تیم‌ها تردیدهای جدی مطرح کرده‌اند. آیا تغییر مربی واقعاً راه نجات تیم‌های بحران‌زده است یا فوتبال ایران گرفتار چرخه‌ای پرهزینه و تکراری شده است؟
۱۴:۰۶ - ۰۲ آبان ۱۴۰۵
وانانیوز|

 

فصل بیست‌وششم لیگ برتر فوتبال ایران در شرایطی آغاز شد که ۱۸ تیم حاضر در مسابقات با سرمربیان ایرانی وارد رقابت‌ها شدند. با این حال، هنوز یک‌سوم فصل سپری نشده که چهار مربی جایگاه خود را از دست داده‌اند.

این آمار نشان می‌دهد بیش از ۲۲ درصد تیم‌های لیگ برتر در همین مقطع ابتدایی فصل، دست‌کم یک تغییر در رأس کادر فنی خود تجربه کرده‌اند.

بررسی اتفاقات هفته‌های گذشته نشان می‌دهد دلایل جدایی مربیان یکسان نبوده است. در برخی باشگاه‌ها نتایج ضعیف عامل اصلی تغییر بوده، در موارد دیگر اختلاف دیدگاه با مدیریت یا فشار هواداران نیز نقش داشته است.

جدول تغییر سرمربیان لیگ برتر در فصل ۱۴۰۵–۱۴۰۶

باشگاه

سرمربی جداشده

سرمربی جانشین

نساجی مازندران

مجتبی حسینی

سعید دقیقی

صنعت نفت آبادان

محمد نوری

سیروس پورموسوی

فجرسپاسی شیراز

رسول خطیبی

مهدی رجب‌زاده

ذوب‌آهن اصفهان

عبدالله ویسی

محمد ربیعی

بر اساس تغییرات اعلام‌شده تا ۲ آبان ۱۴۰۵؛ نوع جدایی‌ها شامل توافق، پایان همکاری و برکناری بوده و نباید همه را اخراج یک‌طرفه تلقی کرد.

 
 

این اتفاقات پرسشی اساسی درباره مدیریت باشگاه‌ها ایجاد می‌کند: اگر سرمربی بر اساس برنامه‌ای مشخص انتخاب شده، چرا در بسیاری از موارد پیش از آنکه فرصت کافی برای اجرای برنامه‌هایش داشته باشد، همکاری با او پایان می‌یابد؟

برکناری رسول خطیبی از فجرسپاسی؛ وقتی یک شکست سنگین همه چیز را تغییر می‌دهد

یکی از نمونه‌های خبرساز تغییر سرمربی در فصل جدید، جدایی رسول خطیبی از فجرسپاسی بود.

فجرسپاسی پس از شکست سنگین شش بر یک مقابل سپاهان، همکاری خود با خطیبی را پایان داد و مهدی رجب‌زاده را جانشین او کرد.

مدیران باشگاه در بیانیه رسمی خود، نتایج نامطلوب، عملکرد فنی در مسابقه مقابل سپاهان و اظهارات سرمربی درباره مشکلات مالی را از دلایل این تصمیم معرفی کردند.

خطیبی در هفت مسابقه تحت هدایت خود تنها هفت امتیاز کسب کرده بود و تیمش در رتبه چهاردهم قرار داشت.

 

این نمونه نشان می‌دهد گاهی یک شکست سنگین می‌تواند سرعت تصمیم‌گیری مدیران را افزایش دهد.

البته نمی‌توان بدون بررسی شرایط فنی و مدیریتی باشگاه، این برکناری را الزاماً اشتباه دانست؛ اما پرسش مهم آن است که آیا مشکلات فجرسپاسی صرفاً به سرمربی مربوط می‌شد یا عوامل دیگری نیز در نتایج تیم نقش داشتند؟

جدایی مجتبی حسینی از نساجی؛ حتی بهبود نتایج هم تضمین‌کننده ماندن نیست

داستان مجتبی حسینی در نساجی تفاوت مهمی با پرونده فجرسپاسی داشت.

حسینی پس از هفت مسابقه و کسب هشت امتیاز، به‌صورت توافقی از نساجی جدا شد.

نکته قابل‌توجه اینکه این مربی در سه مسابقه پایانی حضورش توانسته بود هفت امتیاز بگیرد و روند نتیجه‌گیری تیم را بهبود دهد.

با وجود این، اختلافات میان کادر فنی و مدیریت باشگاه در نهایت به پایان همکاری انجامید.

 

 

این اتفاق نشان می‌دهد ثبات فنی تنها به نتایج مسابقات وابسته نیست.

حتی اگر یک مربی موفق به اصلاح روند تیم شود، نبود هماهنگی در سطح مدیریتی می‌تواند ادامه همکاری را دشوار کند.

بنابراین، انتخاب سرمربی باید با توافق روشن درباره اختیارات فنی، سیاست نقل‌وانتقالات و اهداف باشگاه همراه باشد.

تغییرات ذوب‌آهن و صنعت نفت؛ چرا صبر مدیران تمام می‌شود؟

ذوب‌آهن نیز یکی دیگر از باشگاه‌هایی بود که در هفته‌های ابتدایی با مسئله ادامه همکاری سرمربی مواجه شد.

عبدالله ویسی پس از شکست مقابل پرسپولیس، تحت تأثیر اعتراض هواداران، از تمایل خود برای کناره‌گیری سخن گفته بود.

باشگاه ابتدا بر ادامه همکاری تأکید کرد، اما سرانجام در ۲۴ مهر پایان فعالیت ویسی اعلام شد و محمد ربیعی به نیمکت تیم بازگشت. 

 

در صنعت نفت آبادان نیز محمد نوری پس از شکست سه بر یک مقابل پرسپولیس و باقی ماندن تیم در قعر جدول، به‌صورت توافقی جدا شد.

در ادامه، سیروس پورموسوی هدایت تیم آبادانی را بر عهده گرفت. 

 

این دو نمونه نشان می‌دهند فشار نتایج و انتظارات هواداران می‌تواند در تصمیم مدیران نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

با این حال، تغییر سرمربی زمانی می‌تواند تصمیمی مؤثر باشد که دلایل عملکرد ضعیف تیم به‌درستی شناسایی شده باشد.

تحقیقات علمی چه می‌گویند؛ آیا اخراج سرمربی باعث پیشرفت تیم می‌شود؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های فوتبال حرفه‌ای این است که تغییر سرمربی واقعاً چه تأثیری بر عملکرد تیم دارد.

پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۲۶ در نشریه Journal of Sports Sciences با بررسی ۳۳۱ تغییر سرمربی در لیگ‌های دسته اول و دوم پنج کشور مطرح اروپایی، به نتیجه قابل‌توجهی رسید.

محققان عملکرد تیم‌هایی را که سرمربی خود را برکنار کرده بودند، با تیم‌هایی مقایسه کردند که نتایج ضعیف مشابهی داشتند اما مربی خود را حفظ کردند.

نتیجه نشان داد تغییر سرمربی در میانه فصل، در مقایسه با تیم‌های مشابه، بهبود معناداری در امتیازات واقعی یا موردانتظار ایجاد نکرده است.

 

 

این نتیجه به معنای بی‌فایده بودن تمام تغییرات مربیگری نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بهبود نتایج پس از اخراج، الزاماً ناشی از حضور مربی جدید نیست.

برخی تیم‌ها ممکن است حتی بدون تغییر سرمربی نیز پس از پشت سر گذاشتن یک دوره نتایج ضعیف، دوباره به شرایط معمول خود بازگردند.

همچنین مرور نظام‌مند پژوهش‌ها در سال ۲۰۲۴ نشان داده است که تغییر مربی ممکن است اثر مثبت کوتاه‌مدت داشته باشد، اما نتایج میان‌مدت و بلندمدت لزوماً به همان اندازه مطلوب نیستند.

 

تغییر مداوم سرمربی چه تأثیری بر بازیکنان جوان دارد؟

یکی از مهم‌ترین پیامدهای بی‌ثباتی نیمکت‌ها، اختلال در مسیر پیشرفت بازیکنان جوان است.

هر سرمربی با فلسفه تاکتیکی، شیوه تمرین و معیارهای انتخاب بازیکن وارد باشگاه می‌شود.

ممکن است بازیکنی در سیستم یک مربی نقش کلیدی داشته باشد، اما پس از تغییر کادر فنی، دیگر با نیازهای تاکتیکی تیم هماهنگ نباشد.

برای بازیکنان باتجربه، سازگاری با چنین تغییراتی معمولاً آسان‌تر است؛ اما بازیکنان جوان برای رشد به فرصت، اعتماد و برنامه منظم نیاز دارند.

تغییر مکرر ترکیب اصلی، جابه‌جایی پست‌ها و تفاوت در روش تمرین می‌تواند روند یادگیری آن‌ها را مختل کند.

این مسئله در بلندمدت ممکن است به کاهش فرصت بازی جوانان و افزایش وابستگی باشگاه‌ها به بازیکنان باتجربه منجر شود.

هزینه‌های پنهان اخراج مربیان؛ فشار مالی بر باشگاه‌ها

برکناری سرمربی تنها یک تصمیم فنی نیست و می‌تواند پیامدهای اقتصادی نیز داشته باشد.

زمانی که باشگاهی پیش از پایان قرارداد با مربی خود قطع همکاری می‌کند، بسته به مفاد قرارداد و نحوه جدایی، ممکن است با تعهدات مالی یا هزینه تسویه مواجه شود.

از سوی دیگر، جذب سرمربی جدید می‌تواند هزینه‌هایی مانند قرارداد کادر فنی تازه و تغییر برنامه‌های آماده‌سازی را ایجاد کند.

حتی ممکن است مربی جدید خواهان جذب بازیکنانی باشد که با شیوه تاکتیکی او هماهنگی بیشتری دارند.

در چنین شرایطی، باشگاه عملاً بخشی از برنامه نقل‌وانتقالاتی اولیه خود را تغییر می‌دهد.

این هزینه‌ها در کنار محدودیت‌های مالی باشگاه‌های ایرانی، اهمیت تصمیم‌گیری دقیق پیش از انتخاب سرمربی را بیشتر می‌کند.

آیا مربیان جوان قربانی نتیجه‌گرایی مدیران می‌شوند؟

بی‌ثباتی نیمکت‌ها می‌تواند مسیر پیشرفت نسل جدید مربیان فوتبال ایران را نیز دشوار کند.

مربیگری حرفه‌ای نیازمند تجربه‌اندوزی، اصلاح اشتباهات و یادگیری از شرایط دشوار مسابقات است.

اگر یک مربی جوان تنها چند هفته برای اثبات توانایی خود فرصت داشته باشد، احتمال دارد به‌جای اجرای برنامه بلندمدت، تمام تمرکز خود را بر نتیجه فوری قرار دهد.

این رویکرد می‌تواند محافظه‌کاری تاکتیکی را افزایش دهد و فرصت آزمودن بازیکنان جوان را کاهش دهد.

از سوی دیگر، مدیران ممکن است برای کاهش فشار افکار عمومی به استفاده مکرر از مربیان شناخته‌شده روی بیاورند؛ حتی زمانی که گزینه‌های جوان‌تر از نظر فلسفه فنی با نیازهای باشگاه تناسب بیشتری دارند.

با این حال، تجربه پایین‌تر نیز به‌تنهایی دلیل کافی برای حفظ یک مربی نیست. معیار اصلی باید کیفیت برنامه و پیشرفت واقعی تیم باشد.

راهکار پایان دادن به بحران نیمکت‌های لیگ برتر چیست؟

برای کاهش تغییرات شتاب‌زده، باشگاه‌ها باید پیش از انتخاب سرمربی، اهداف فصل و انتظارات فنی خود را مشخص کنند.

ارزیابی عملکرد نیز نباید تنها به تعداد برد و باخت محدود شود. کیفیت موقعیت‌های ایجادشده، وضعیت دفاعی، پیشرفت بازیکنان جوان، عملکرد مقابل حریفان هم‌سطح و میزان اجرای برنامه تاکتیکی، شاخص‌های مهمی هستند.

مدیران باید میان افت مقطعی نتایج و مشکلات ساختاری تیم تفاوت قائل شوند.

همچنین تغییر سرمربی در شرایطی که ارتباط کاری مختل شده، تیم از نظر فنی پیشرفت نمی‌کند یا احتمال سقوط به شکل جدی افزایش یافته، می‌تواند اقدامی قابل دفاع باشد.

در واقع، ثبات به معنای حفظ همیشگی سرمربی نیست؛ همان‌طور که تغییر نیز الزاماً نشانه مدیریت صحیح محسوب نمی‌شود.

آنچه اهمیت دارد، اتخاذ تصمیم بر اساس شواهد فنی، شرایط واقعی باشگاه و برنامه مشخص برای آینده است.

جمع‌بندی؛ فوتبال ایران به ثبات مدیریتی نیاز دارد، نه فقط تغییر سرمربی

جدایی چهار سرمربی پیش از پایان هفته دهم لیگ برتر ۱۴۰۵–۱۴۰۶ بار دیگر نشان می‌دهد نیمکت تیم‌های ایرانی همچنان با فشار شدید نتایج کوتاه‌مدت مواجه است.

اتفاقات نساجی، صنعت نفت، فجرسپاسی و ذوب‌آهن نشان می‌دهد مشکلات نیمکت‌ها همیشه ریشه یکسانی ندارند و نمی‌توان تمام برکناری‌ها را با یک معیار ارزیابی کرد.

با این حال، تکرار تغییرات زودهنگام، اهمیت بازنگری در شیوه انتخاب و حمایت از کادرهای فنی را برجسته می‌کند.

واقعیت این است که تغییر سرمربی می‌تواند چهره نیمکت را عوض کند، اما بدون اصلاح مشکلات مدیریتی، مالی و ساختاری، تضمینی برای تغییر سرنوشت یک تیم وجود ندارد.

فوتبال ایران برای دستیابی به موفقیت پایدار، علاوه بر کسب نتیجه، به برنامه‌ریزی بلندمدت، پرورش مربیان جوان، توسعه بازیکنان و پاسخ‌گویی مدیران نیاز دارد.

در نهایت، باشگاه‌هایی می‌توانند مسیر پیشرفت باثبات‌تری داشته باشند که موفقیت را نه فقط در نتیجه مسابقه بعدی، بلکه در کیفیت ساختن تیمی رقابتی برای فصل‌های آینده جست‌وجو کنند.

 

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط