افشاگری تهیهکننده «گیس» از بنبست سریالسازی در تلویزیون
فیلم سینمایی «گیس» که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، تنها یک اثر داستانی نیست، بلکه بازتابی از زیست واقعی جامعهای است که در آن، مسائل امنیتی، اقتصادی و اجتماعی به شکلی درهمتنیده عمل میکنند. سید مهدی جوادی، تهیهکننده این فیلم، در گفتوگویی تفصیلی، از چالشهای کمسابقه تولید، نگاه محتوایی فیلم و دغدغههایی گفت که «گیس» را به اثری قابل تأمل در سینمای ایران تبدیل کرده است.
«گیس» به مثابه یک درام اجتماعی و امنیتی
جوادی «گیس» را فیلمی ملتهب، پیچیده و چندلایه توصیف میکند که در مرز میان درام اجتماعی و سینمای امنیتی حرکت میکند و حتی میتوان آن را در ژانر هیجانانگیز نیز طبقهبندی کرد. به باور او، روایت فیلم از دل واقعیتهای جامعه بیرون آمده و تلاش دارد تصویری باورپذیر از مناسبات انسانی در بستر صنعت و امنیت ارائه دهد. «گیس» نه صرفاً یک هشدار امنیتی، بلکه تلاشی برای فهم ریشههای نفوذ و بحران است؛ ریشههایی که بیش از آنکه بیرونی باشند، در گسلهای درونی جامعه شکل میگیرند.
ماهشهر؛ لوکیشن واقعی یک بحران ملی
یکی از ویژگیهای مهم فیلم «گیس»، انتخاب ماهشهر به عنوان لوکیشن اصلی است. شهری صنعتی که سهم قابل توجهی از ظرفیت پتروشیمی کشور را در خود جای داده و به همین دلیل، از منظر امنیتی و اقتصادی اهمیت راهبردی دارد. تولید فیلم در خارج از تهران و در فضایی کاملاً صنعتی، تصمیمی پرریسک بود که گروه سازنده آگاهانه آن را پذیرفت. جوادی تأکید میکند که تنوع لوکیشن و حضور چندماهه گروه تولید در ماهشهر، به اصالت فضای فیلم کمک کرده و آن را از آثار مشابه متمایز ساخته است.
تولید زیر سایه حمله، زلزله و تهدید امنیتی
فرآیند تولید «گیس» با حوادثی همراه شد که کمتر پروژه سینمایی آن را تجربه کرده است. حمله رژیم صهیونیستی به کشور، تهدید و حمله به تأسیسات پتروشیمی، شهادت همزمان تعدادی از پرسنل پدافند هوایی ارتش و حتی وقوع زلزله، بخشی از واقعیتهایی بود که فیلمبرداری را با اختلال مواجه کرد. جوادی میگوید این اتفاقات، نه فقط چالش تولید، بلکه بخشی از فضای واقعی داستان فیلم بود و همین امر، بار عاطفی و واقعگرایانه اثر را دوچندان کرد.
همدلی گروه تولید؛ سرمایهای فراتر از امکانات
در شرایطی که بسیاری از پروژهها با کوچکترین بحران متوقف میشوند، «گیس» با تکیه بر همدلی گروه تولید به سرانجام رسید. جوادی این همبستگی را شانس بزرگ فیلم میداند. گروهی که ماهها به صورت مستمر در ماهشهر مستقر بودند و با وجود فشارهای روحی و امنیتی، پروژه را رها نکردند. این تجربه، به گفته او، نشان داد که سرمایه انسانی و باور مشترک به یک هدف، میتواند جای خالی بسیاری از امکانات مادی را پر کند.
معیشت، نفوذ و واقعیتی که کهنه نمیشود
یکی از نکات بحثبرانگیز فیلم «گیس»، بهروز بودن دیالوگها و فضای آن است. جوادی معتقد است درد معیشت جامعه، بهویژه جامعه کارگری، مسئلهای مقطعی نیست. کوچک شدن سفرهها، بستری برای تطمیع و نفوذ ایجاد میکند و این حقیقت، محدود به یک دوره خاص نیست. «گیس» از این زاویه هشدار میدهد که دشمن، تنها پشت مرزها منتظر نمیماند، بلکه از شکافهای اجتماعی و بیمسئولیتیها برای ضربه زدن استفاده میکند. این نگاه، فیلم را از یک اثر شعاری دور کرده و به آن عمق تحلیلی میبخشد.
روایت کارگران و تکنسینهایی که ناممکن را ممکن کردند
در قلب داستان «گیس»، روایت تلاش تکنسینها و کارگران صنعتی قرار دارد؛ افرادی که در شرایط تحریم و فشار، مأموریتی به ظاهر غیرممکن را به سرانجام میرسانند. راهاندازی یک دستگاه صنعتی در مدت ۷۷ روز، آن هم با تکیه بر توان داخلی، اعتماد به نفس و استقامت، محور دراماتیک فیلم است. جوادی تأکید میکند که این روایت، تا زمانی که مشکلات بنیادین کشور حل نشود، همچنان تازه و قابل رجوع خواهد بود؛ روایتی از خودباوری در دل محدودیت.
اقتباس آزاد از واقعیت؛ مرز میان مستند و درام
تهیهکننده «گیس» تصریح میکند که فیلم، اقتباسی آزاد از یک یا دو داستان واقعی است که به شکل دراماتیک در هم تنیده شدهاند. این انتخاب، به فیلم امکان داده تا بدون گرفتار شدن در محدودیتهای بازنمایی دقیق واقعیت، به حقیقتی عمیقتر دست یابد. «گیس» نه ادعای مستند بودن دارد و نه از واقعیت فاصله میگیرد، بلکه تلاش میکند جوهره یک تجربه واقعی را در قالب سینما منتقل کند.
بازیگران و کنتراست آگاهانه نقشها
حضور حامد بهداد در کنار بازیگرانی چون حسین پورکریمی، بهنوش طباطبایی و دیگران، کنتراستی قابل توجه در بازیها ایجاد کرده است. جوادی با تأکید بر توانمندی حامد بهداد، معتقد است برجسته بودن یک بازی الزاماً به معنای ضعف بازیگران دیگر نیست. به گفته او، این تفاوتها گاه به غنای اثر کمک میکند و تنوع شخصیتها را پررنگتر میسازد. انتخاب بازیگران بر اساس نزدیکی جنس بازی به بافت فیلمنامه انجام شده و نه ملاحظات صرفاً تجاری.
دشواری روایت صنعت در سینمای ایران
یکی از مباحث کلیدی مطرحشده توسط جوادی، شکست نسبی بسیاری از فیلمهای صنعتی در سینمای ایران است. او معتقد است روایت صنعت و ماشین، بسیار دشوارتر از روایت روابط انسانی است. دراماتیزه کردن داستانی درباره ترکیدن یک دستگاه و بازسازی آن در شرایط تحریم، نیازمند فیلمنامهای دقیق و خلاقانه است. به باور او، ضعف تاریخی فیلمنامهنویسان در این حوزه، مانع اصلی بوده، اما در «گیس»، کاظم دانشی و مهتاب صداقت توانستهاند این چالش را تا حد زیادی حل کنند.
انتخاب بازیگران امنیتی و تعامل خلاقانه
در فیلم «گیس»، حامد بهداد و بهنوش طباطبایی در نقشهایی امنیتی ظاهر شدهاند. جوادی میگوید انتخاب این بازیگران، نتیجه جستوجو برای تفاوت و خلاقیت بوده است. حامد بهداد با استقبال از نقش، ماهها در ماهشهر حضور داشت و با نویسندگان تعامل فعال برقرار کرد. این همکاری، به ارتقای نقش و عمقبخشی به شخصیت کمک کرده و نشان داده که بازیگر، میتواند شریک خلاق پروژه باشد، نه صرفاً مجری نقش.
«گیس» و امید به گیشه
از نگاه تهیهکننده، «گیس» صرفاً یک فیلم هنری جشنوارهای نیست، بلکه داستانی مردمپسند دارد. جوادی معتقد است اگر مناسبات اقتصادی سینما اجازه دهد، فیلم میتواند در گیشه نیز موفق باشد. پیوند میان روایت جذاب، دغدغه اجتماعی و هیجان دراماتیک، ظرفیتی ایجاد کرده که مخاطب عام را نیز با خود همراه کند.
پروژههای آینده؛ از سینما تا تاریخ معاصر
جوادی از دو پروژه در دست تولید خبر میدهد که یکی از آنها به شخصیت پرویز ثابتی میپردازد. فیلمی با فیلمنامه علی جعفرآبادی که بر اساس پژوهشی مفصل نوشته شده و روایتی اقتباسی و سینمایی دارد. این پروژه نیز مانند «گیس»، قرار است به سراغ موضوعی ملتهب و حساس برود و نگاه تازهای به تاریخ معاصر ارائه دهد.
نقد ساختار تلویزیون و فقر آنتن
بخش پایانی سخنان جوادی، به نقد شرایط همکاری با تلویزیون اختصاص دارد. او معتقد است فرآیند تصویب فیلمنامه و اعطای مجوز در صداوسیما، بیش از حد پیچیده و محدود شده و همین امر، به فقر سریالهای باکیفیت انجامیده است. به باور او، ساختارهای بسته و نگاه محافظهکارانه، مانع از جذب ظرفیتهای سینمایی میشود که تمایل به همکاری با تلویزیون دارند.
جمعبندی
فیلم «گیس» فراتر از یک تجربه سینمایی، تلاشی برای بازخوانی واقعیتهای پیچیده جامعه ایرانی است؛ از معیشت و صنعت گرفته تا امنیت و نفوذ. روایت تولید فیلم در دل بحران، همپای داستان آن، نشان میدهد که سینما میتواند آیینهای از مقاومت، خودباوری و هشدار باشد. «گیس» با تکیه بر واقعیت، اما با زبان درام، مخاطب را به تأمل درباره ریشههای بحران و مسئولیت جمعی فرا میخواند و جایگاه خود را به عنوان اثری قابل بحث در سینمای ایران تثبیت میکند.






