مالکیت ۶۷ درصدی، باخت تلخ؛ پرسپولیس به بنبست رسید؟
پرسپولیس در ادامه روند پرنوسان و ناامیدکننده خود در لیگ برتر فصل ۱۴۰۵–۱۴۰۴، اینبار در دیداری که از نظر آماری برتری محسوسی داشت، مقابل خیبر خرمآباد تن به شکست داد؛ شکستی که بیش از آنکه یک باخت معمولی باشد، نشانهای روشن از بحران فنی و بنبست تاکتیکی تیمی است که سالها با هویت هجومی و فوتبال مالکانه شناخته میشد. سرخها بار دیگر ثابت کردند که داشتن توپ، لزوماً به معنای کنترل واقعی بازی و رسیدن به نتیجه نیست.
مالکیت بالا، کنترل ظاهری بازی
پرسپولیس در این مسابقه با ثبت ۶۷ درصد مالکیت توپ، از نظر عددی کاملاً دست بالا را داشت. گردش توپ منظم، تعداد پاسهای بالا و دقت قابل قبول در میانه میدان، تصویر تیمی را نشان میداد که قصد دارد ریتم بازی را در اختیار بگیرد و حریف را وادار به دفاع کند. شاگردان اوسمار تلاش کردند با پاسهای کوتاه و متوالی، خطوط خیبر را از هم باز کنند و از عمق یا کنارهها به دروازه نزدیک شوند.
اما این مالکیت، بیشتر جنبه ظاهری داشت. توپ عمدتاً در مناطق کمخطر و دور از دروازه حریف به گردش درمیآمد و هر زمان که پرسپولیس قصد ورود به یکسوم دفاعی خیبر را داشت، با کمبود ایده و سرعت مواجه میشد. مالکیت بالا، بدون تهدید جدی، عملاً به سود تیمی تمام شد که با برنامه مشخص دفاع میکرد و منتظر اشتباه حریف بود.
برابری در آمار شوت، تفاوت در تأثیرگذاری
یکی از نکات کلیدی این مسابقه، تساوی دو تیم در تعداد شوتهای در چارچوب بود. هر دو تیم پنج شوت دقیق به سمت دروازه ثبت کردند؛ آماری که برای پرسپولیسی با ۶۷ درصد مالکیت توپ، چندان امیدوارکننده نیست. این برابری عددی، بهخوبی فاصله میان آمار و واقعیت فنی را نشان میدهد.
پرسپولیس با وجود مالکیت و پاسهای پرتعداد، نتوانست از شوتهای خود حداکثر استفاده را ببرد. ضربات اغلب یا کمجان بودند یا در موقعیتهایی زده شدند که دروازهبان و مدافعان خیبر آمادگی لازم را داشتند. در سوی مقابل، خیبر خرمآباد با رویکردی ساده اما مؤثر، از موقعیتهای محدود خود نهایت بهره را برد. دو شوت این تیم به گل تبدیل شد و دیگر ضربات نیز خطر واقعی روی دروازه سرخها ایجاد کرد؛ تفاوتی که در نهایت نتیجه بازی را رقم زد.
پاسهای زیاد، خلاقیت کم
پرسپولیس از نظر تعداد پاس و دقت ارسالها، آماری قابل قبول به ثبت رساند و حتی در نبردهای میانه میدان نیز عملکردی نزدیک به استاندارد داشت. با این حال، مشکل اصلی در فاز نهایی حمله آشکار شد؛ جایی که خلاقیت فردی و تاکتیکی به حداقل رسید. نبود بازیکنی که بتواند با یک حرکت غیرقابل پیشبینی یا پاس عمقی، ساختار دفاعی فشرده خیبر را بشکند، به وضوح احساس میشد.
سرخها بارها توپ را به کنارهها بردند، اما ارسالها یا با تراکم مدافعان روبهرو شد یا بدون هدف مشخص به محوطه جریمه فرستاده شد. این الگوی تکراری، نهتنها دفاع خیبر را آزار نداد، بلکه به آنها اجازه داد با تمرکز و آرامش بیشتری بازی را مدیریت کنند.
خیبر؛ فوتبال ساده و نتیجهگرا
در نقطه مقابل، خیبر خرمآباد با تنها ۳۳ درصد مالکیت توپ، نمونهای روشن از فوتبال نتیجهگرا را به نمایش گذاشت. شاگردان مهدی رحمتی بدون آنکه درگیر بازی مالکانه شوند، با دفاع منظم، فشردگی خطوط و انتقال سریع توپ به فاز حمله، از نقاط ضعف پرسپولیس بهره بردند.
خیبر نشان داد که در فوتبال امروز، کارآمدی مهمتر از زیبایی و مالکیت است. آنها با بازی مستقیمتر و تصمیمگیری سریع در لحظات کلیدی، توانستند از سردرگمی دفاع پرسپولیس استفاده کنند و ضربات کاری خود را در زمان مناسب وارد کنند.
بحران تاکتیکی و زنگ خطر جدی
شکست ۲ بر یک مقابل خیبر، بار دیگر ضعف مزمن پرسپولیس در تبدیل برتری آماری به نتیجه را برجسته کرد. تیمی که توپ را بهخوبی در اختیار دارد، پاس میدهد و میدان را ظاهراً کنترل میکند، اما در خلق موقعیتهای باکیفیت و استفاده از فرصتها ناکام است. این الگو، اگرچه در آمار زیبا به نظر میرسد، اما در جدول ردهبندی امتیازی به همراه ندارد.
اوسمار حالا با چالشی جدی در استراتژی فنی تیمش روبهروست. ادامه اتکای صرف به مالکیت توپ، بدون تنوع تاکتیکی و برنامه مشخص برای نفوذ به دفاعهای فشرده، میتواند این بحران را عمیقتر کند. پرسپولیس نیازمند تغییر رویکرد، افزایش سرعت انتقال، استفاده بهتر از فضاها و شاید حتی بازنگری در نقش برخی بازیکنان کلیدی است.
آیندهای مبهم برای سرخها
در شرایطی که فصل به نقاط حساس خود نزدیک میشود، فرصت آزمون و خطا برای کادر فنی محدودتر از همیشه است. هواداران پرسپولیس که سالها به دیدن تیمی هجومی و نتیجهگرا عادت کردهاند، حالا با تیمی مواجهاند که صدای آژیر خطر در اردوگاهش بهوضوح شنیده میشود.
اگر اوسمار نتواند در زمان کوتاه باقیمانده راهحلی عملی برای خروج از این بنبست تاکتیکی پیدا کند، فشارها نهتنها بر سرمربی برزیلی، بلکه بر مدیریت باشگاه نیز افزایش خواهد یافت. شکست مقابل خیبر شاید از نظر امتیازی سه امتیاز ساده باشد، اما از نظر فنی و روانی، هشداری جدی برای تیمی است که نمیخواهد فصل را با حسرت و سؤالهای بیپاسخ به پایان برساند.
جمعبندی
دیدار پرسپولیس و خیبر خرمآباد بار دیگر ثابت کرد که فوتبال، بازی اعداد و درصدها نیست. مالکیت ۶۷ درصدی، پاسهای پرتعداد و کنترل ظاهری میدان، زمانی ارزشمند است که به خلق موقعیت و گل منجر شود. پرسپولیس در حال حاضر در دام فوتبال بیثمر گرفتار شده؛ دامـی که خروج از آن نیازمند شجاعت تاکتیکی، تنوع در برنامههای هجومی و تصمیمگیریهای سخت از سوی کادر فنی است. ادامه این روند، میتواند فصل ۱۴۰۵–۱۴۰۴ را برای سرخها به یکی از پرچالشترین فصول سالهای اخیر تبدیل کند.






