افشاگری پیمان حدادی درباره پرونده اسکوچیچ؛ چرا پرسپولیس از مربی کروات به مهدی تارتار رسید؟
ماجرای پرسپولیس و اسکوچیچ از همان روزهای نخست، پر از روایتهای متناقض بود. از یک طرف، سرمربی کروات در گفتوگویی با ورزش سه مدعی شد بند مربوط به شرایط جنگ یا وضعیت اضطراری به درخواست باشگاه در قرارداد گنجانده شد و او با آن همکاری کرد. او همچنین گفت در متن توافقشده آمده بود که در صورت بروز وضعیت امنیتی، ادعای مالی یا حقوقی نسبت به باشگاه نخواهد داشت.
از طرف دیگر، روایت نزدیک به باشگاه پرسپولیس چیز دیگری است. رسانههایی مانند مهر و انتخاب پیشتر گزارش داده بودند که اسکوچیچ پس از توافق اولیه، در مرحله پایانی خواهان افزایش قابل توجه رقم قرارداد شد و مجموع قرارداد او و دستیارانش به حدود ۳ میلیون دلار میرسید؛ موضوعی که باعث توقف مذاکرات شد. حالا حدادی با جزئیات بیشتری وارد ماجرا شده و تلاش کرده تصویر مالی و مدیریتی این پرونده را برای هواداران روشن کند.
روایت حدادی؛ از اوسمار تا تماس با اسکوچیچ
حدادی میگوید پس از پایان کار اوسمار ویهرا و شرایط خاص ناشی از جنگ و مسائل امنیتی، باشگاه حق داشت با چند گزینه مختلف مذاکره کند. به گفته او، اوسمار با وجود بازگشت به تهران و پیگیری تمرینات، تمدید مکتوب قرارداد را نپذیرفته بود و در نهایت جداییاش با همکاری مناسب انجام شد. این بخش از روایت حدادی نشان میدهد باشگاه در مقطعی با خلأ جدی روی نیمکت مواجه شده بود و همزمان باید میان گزینههای خارجی و داخلی تصمیم میگرفت.
در همین فضا، نام اسکوچیچ مطرح شد. حدادی میگوید ابتدا از طریق ویدئوکنفرانس با او صحبت کرده، اما مدیر برنامههای سرمربی کروات اصرار داشته جلسه حضوری در ترکیه برگزار شود. به گفته مدیرعامل پرسپولیس، باشگاه ترجیح داشت پیش از سفر، درباره مفاد اصلی قرارداد به جمعبندی برسد، اما طرف مقابل معتقد بود در جلسه حضوری، بندهای مدنظر باشگاه بهتر در قرارداد گنجانده میشود.
بند فورسماژور؛ نقطه حساس مذاکره
یکی از مهمترین موضوعات اختلافی، بند فورسماژور یا شرایط اضطراری بود. حدادی میگوید باشگاه با توجه به شرایط کشور و تجربه فصل گذشته اسکوچیچ در تراکتور، میخواست تکلیف وضعیتهایی مانند جنگ، توقف مسابقات یا ناامنی مشخص باشد. از نگاه پرسپولیس، باشگاه باید میدانست اگر شرایطی خارج از کنترل رخ دهد، چه مبلغی باید به مربی پرداخت کند و تعهد مالی تا کجا ادامه دارد.
به گفته حدادی، دو طرف پس از یک هفته مذاکره به این جمعبندی رسیدند که در صورت وقوع فورسماژور، اسکوچیچ حقوق روزهای حضور خود را دریافت کند و علاوه بر آن، ۳۰ درصد رقم قرارداد یا سه ماه حقوق نیز به او پرداخت شود. این روایت با گفتههای اسکوچیچ در یک نقطه اشتراک دارد: اصل وجود بند اضطراری در قرارداد. اما اختلاف در اینجاست که اسکوچیچ آن را موضوعی پذیرفتهشده و حلشده میداند، در حالی که حدادی آن را بخشی از روند پیچیده و پرریسک مذاکره معرفی میکند.
عددهای سنگین؛ ۱.۸۵ میلیون دلار یا پکیج ۲.۷ میلیون دلاری؟
مهمترین بخش صحبتهای حدادی به رقم قرارداد برمیگردد. او مدعی شده اسکوچیچ ابتدا رقم یک میلیون و ۸۵۰ هزار دلار را پیشنهاد داده و در روزهای پایانی فقط ۱۰۰ هزار دلار از آن کم کرده است. حدادی میگوید برای باشگاه سؤال بوده که چرا قرارداد او نسبت به فصل قبل با تراکتور، ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار دلار افزایش یافته است.
بر اساس روایت مدیرعامل پرسپولیس، رقم قرارداد اسکوچیچ در تراکتور حدود یک میلیون و ۵۷۰ هزار دلار بوده که پس از کسر مالیات، عدد خالص آن نزدیک به ۱.۳ میلیون دلار میشده است. حدادی میگوید وقتی رقم اسکوچیچ، دستیاران حدوداً ۳۵۰ هزار دلاری، مالیات مورد درخواست و هزینههای جانبی محاسبه شد، پکیج یکساله این مربی برای پرسپولیس به حدود ۲.۷ میلیون دلار میرسید؛ عددی که با گزارشهای قبلی درباره سنگین شدن پکیج مالی اسکوچیچ همخوانی نسبی دارد.
مسئله مالیات؛ خط قرمز مقررات داخلی
یکی دیگر از نکات مهم در روایت حدادی، موضوع مالیات است. او میگوید اسکوچیچ خواسته بود مالیات قرارداد نیز بر عهده باشگاه باشد، اما از نگاه پرسپولیس چنین درخواستی با مقررات داخلی سازگار نبود. این بخش، برای باشگاهی که در سالهای اخیر با پروندههای حقوقی خارجی، بدهیهای ارزی و شکایتهای بینالمللی دستوپنجه نرم کرده، اهمیت زیادی دارد.
در فوتبال ایران، قرارداد خارجیها معمولاً فقط روی کاغذ یک عدد ساده نیست. هزینه واقعی شامل دستمزد پایه، پاداشها، دستیاران، اسکان، پرواز، مالیات، بندهای فسخ، غرامت احتمالی و ریسک نرخ ارز میشود. حدادی با تأکید روی عدد نزدیک به ۵۰۰ میلیارد تومان، تلاش کرده نشان دهد تصمیم نگرفتن درباره اسکوچیچ نه از سر بیبرنامگی، بلکه ناشی از محاسبه ریسک مالی بوده است.
دستیاران ناشناس؛ ابهام فنی یا ابزار مذاکره؟
حدادی همچنین مدعی شده باشگاه تا روز آخر دستیاران اسکوچیچ را نمیشناخته و این مربی کروات نام آنها را معرفی نمیکرده است. این موضوع از نظر فنی و مدیریتی اهمیت دارد. وقتی یک باشگاه قرار است پکیج خارجی ببندد، باید بداند چه کسانی وارد کادر فنی میشوند، تخصص آنها چیست، چقدر هزینه دارند و چه نقشی در تمرین، بدنسازی، آنالیز و مدیریت مسابقه ایفا میکنند.
اگر این ادعا درست باشد، پرسپولیس با ابهامی جدی روبهرو بوده است. جذب سرمربی خارجی بدون شناخت کامل از دستیاران، بهویژه در شرایطی که رقم کل قرارداد بالا میرود، میتواند ریسک باشگاه را دوچندان کند. البته این همان نقطهای است که برای داوری قطعی، نیاز به انتشار اسناد، پیشنویسها یا توضیح رسمی طرف مقابل وجود دارد.
چرا پرسپولیس به مربی داخلی رسید؟
حدادی میگوید در نهایت جمعبندی باشگاه این بود که با توجه به ریسکهای داخلی کشور، نوسان ارز و هزینه سنگین پکیج خارجی، پرسپولیس به سمت گزینه داخلی برود. او توضیح داده تفاوت هزینه مربی داخلی و خارجی قرار است روی جذب بازیکنان آیندهدار و پرداخت رضایتنامه آنها سرمایهگذاری شود؛ تصمیمی که از نگاه باشگاه میتواند هم ابزار مناسبی در اختیار سرمربی قرار دهد و هم در آینده ارزش فروش بازیکنان را بالا ببرد.
این استدلال، انتخاب مهدی تارتار را در چارچوب یک سیاست اقتصادی توضیح میدهد. پرسپولیس به جای پرداخت یک پکیج چندمیلیوندلاری، ترجیح داده کادری داخلی با هزینه کمتر ببندد و بودجه را به سمت تقویت زمین منتقل کند. باشگاه پرسپولیس هم در ۱۴ تیر ۱۴۰۵ به صورت رسمی اعلام کرد مهدی تارتار با تصمیم مدیرعامل و هیأتمدیره به عنوان سرمربی جدید انتخاب شده است.
تارتار؛ انتخاب فنی یا تصمیم اقتصادی؟
حدادی در بخش دیگری از صحبتهایش گفته انتخاب تارتار با پیشنهاد محسن خلیلی مطرح شد، در هیأتمدیره بررسی شد و او پس از جلسه با سرمربی جدید، این گزینه را به هیأتمدیره پیشنهاد داد. طبق گزارشهای رسمی، تارتار بازیکن پیشین پرسپولیس است و سابقه هدایت تیمهایی مانند ملوان، ذوبآهن و گلگهر را دارد. ایلنا نیز نوشته این مربی ۵۳ ساله با بیش از ۴۲۰ مسابقه روی نیمکت تیمهای لیگ برتری، باتجربهترین سرمربی فعال فوتبال ایران محسوب میشود.
با این حال، نمیتوان انکار کرد که انتخاب تارتار فقط یک انتخاب فنی نبود؛ تصمیمی اقتصادی و مدیریتی نیز بود. پرسپولیس پس از ناکامی در جذب اسکوچیچ، باید سریعاً تکلیف نیمکت را مشخص میکرد. انتخاب مربی داخلی، ریسک ارزی را کم کرد، اما همزمان فشار هواداری را بالا برد؛ چون بخشی از هواداران انتظار داشتند باشگاه پس از مذاکرات طولانی، یک مربی خارجی شناختهشده معرفی کند.
ابهام باقی میماند؛ حقیقت کدام طرف است؟
در پرونده اسکوچیچ و پرسپولیس، هر دو طرف روایت خود را دارند. اسکوچیچ میگوید باشگاه خواست و ثبات لازم را نداشت و پیشنویس قرارداد تغییر کرد. حدادی میگوید پکیج مالی، مالیات، دستیاران و ریسک فورسماژور کار را غیرمنطقی کرد. رسانههای مختلف هم در روزهای گذشته گاهی از توافق نزدیک، گاهی از بنبست و گاهی از درخواست ۳ میلیون دلاری نوشتهاند.
بنابراین، بدون انتشار اسناد رسمی، نمیتوان با قطعیت گفت کدام روایت کاملتر است. اما یک نکته روشن است: پرسپولیس در یکی از حساسترین نقاط تابستان، از پروژه مربی خارجی عقب نشست و مسیر داخلی را انتخاب کرد. این تصمیم اگر با خریدهای درست و نتیجهگیری سریع همراه شود، به عنوان مدیریت اقتصادی هوشمندانه معرفی خواهد شد؛ اما اگر تیم با تارتار شروع خوبی نداشته باشد، پرونده اسکوچیچ دوباره علیه مدیران باشگاه باز خواهد شد.
جمعبندی
افشاگری پیمان حدادی درباره مذاکره با دراگان اسکوچیچ نشان میدهد شکست این پرونده فقط به یک اختلاف ساده مربوط نبوده است. از بند فورسماژور و شرایط امنیتی گرفته تا رقم دلاری، دستیاران نامشخص، مالیات و محاسبه هزینه ۵۰۰ میلیارد تومانی، همه عواملی بودند که پرسپولیس را به سمت کنار گذاشتن گزینه کروات بردند. در مقابل، اسکوچیچ همچنان روایت دیگری دارد و معتقد است باشگاه برخلاف توافق اولیه عمل کرده است.
حالا نتیجه این انتخاب در زمین مشخص خواهد شد. مهدی تارتار با حمایت رسمی مدیریت و هیأتمدیره روی نیمکت پرسپولیس نشسته و باشگاه میگوید تفاوت هزینه مربی خارجی و داخلی را صرف ساخت تیمی جوانتر و آیندهدارتر خواهد کرد. اگر این پروژه جواب بدهد، حدادی میتواند از تصمیم خود دفاع کند؛ اما اگر پرسپولیس در فصل جدید از کورس قهرمانی عقب بماند، هواداران دوباره خواهند پرسید: آیا عبور از اسکوچیچ تصمیمی درست بود یا بزرگترین اشتباه تابستانی باشگاه؟