انتقاد تند علی دایی از قلعهنویی؛ آیا غیبت سردار آزمون عامل حذف ایران از جام جهانی ۲۰۲۶ بود؟
علی دایی در ویژهبرنامه «فوتبال ۳۶۰» و در گفتوگو با عادل فردوسیپور، عملکرد تیم ملی در جام جهانی را ناکامی دانست و گفت ایران پیش از آغاز رقابتها، با نوع انتخاب بازیکنان بخشی از شانس موفقیت خود را از دست داده بود.
دایی با اشاره مستقیم به خط خوردن سردار آزمون گفت: «ما جام جهانی را زمانی از دست دادیم که سردار آزمون را دعوت نکردیم. زمانی حذف شدیم که جوانهایمان را نبردیم.» او همچنین تأکید کرد بعضی بازیکنان مسن، با وجود نیمکتنشینی در تیمهای باشگاهی خود، به فهرست جام جهانی رسیدند؛ درحالیکه تعدادی از جوانان فرصت حضور در مهمترین ویترین فوتبال جهان را پیدا نکردند.
به اعتقاد بهترین گلزن پیشین تیم ملی، حضور آزمون بهخصوص در مسابقه نخست میتوانست سرنوشت ایران را تغییر دهد. دایی گفت: «اگر سردار بود، همان بازی نیوزیلند را میبردیم، اما سرمایه خودمان را سوزاندیم.» این اظهارنظر بازتاب گستردهای داشت، زیرا ایران در پایان مرحله گروهی بدون شکست حذف شد و تنها یک پیروزی برای صعود قطعی تیم کافی بود.
ایران چگونه از جام جهانی ۲۰۲۶ حذف شد؟
تیم ملی ایران در سه مسابقه مرحله گروهی برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر به سه تساوی رسید. شاگردان امیر قلعهنویی در بازی نخست مقابل نیوزیلند دو بار از حریف عقب افتادند، اما با گلهای رامین رضاییان و محمد محبی نتیجه را ۲ بر ۲ کردند.
ایران در دومین مسابقه برابر بلژیک به تساوی بدون گل رسید و در دیدار پایانی نیز مقابل مصر یک بر یک متوقف شد. تیم ملی با سه امتیاز در رتبه سوم گروه G قرار گرفت و برای صعود بهعنوان یکی از هشت تیم برتر رتبه سوم، منتظر نتایج سایر گروهها ماند؛ نتایجی که در نهایت به حذف ایران منجر شد.
این آمار، بخش مهمی از انتقاد دایی را توضیح میدهد. ایران در سه مسابقه فقط سه گل زد و هیچگاه نتوانست برتری خود را تا پایان یک بازی حفظ یا یک مسابقه را با پیروزی تمام کند. تیم ملی از نظر شکستناپذیری عملکرد قابلقبولی داشت، اما در جام جهانی ۴۸ تیمی، سه تساوی برای صعود کافی نبود.
آیا حضور سردار آزمون ایران را به مرحله حذفی میرساند؟
این ادعای دایی را نمیتوان بهصورت قطعی اثبات کرد؛ زیرا فوتبال مجموعهای از عوامل تاکتیکی، روانی و فردی است و هیچ تضمینی وجود ندارد که حضور یک مهاجم حتماً نتیجه مسابقه را تغییر دهد. بااینحال، سابقه سردار آزمون نشان میدهد انتقاد درباره کنار گذاشتن او بدون مبنای فنی نیست.
آزمون با ۵۷ گل در ۹۱ مسابقه ملی از گلزنان برجسته تاریخ فوتبال ایران است. او در شرایطی از فهرست ۲۶ نفره جام جهانی کنار گذاشته شد که مهدی طارمی و علیرضا جهانبخش بهعنوان مهمترین چهرههای باتجربه خط حمله انتخاب شدند. دلیل فنی و تفصیلی حذف آزمون بهطور شفاف برای افکار عمومی توضیح داده نشد و گزارشهای مختلف از اختلاف میان او و مجموعه تیم ملی حکایت داشتند.
امیر قلعهنویی پیش از بازی نیوزیلند، آزمون را بازیکنی بزرگ توصیف کرد که برای تیم ملی زحمت کشیده است، اما توضیح روشنی درباره علت نهایی حذف او ارائه نکرد. همین ابهام باعث شد پس از ناکامی تیم، تصمیم کادر فنی بیش از گذشته زیر سؤال برود.
از نظر تاکتیکی، حضور آزمون میتوانست قابلیتهای متفاوتی به خط حمله بدهد. قدرت بازی هوایی، جایگیری در محوطه جریمه، سابقه همکاری طولانی با طارمی و توانایی استفاده از ارسالها ویژگیهایی بود که ایران بهویژه در دقایق پایانی مسابقات به آنها نیاز داشت. بااینحال، مشکل تیم ملی فقط کمبود یک مهاجم تمامکننده نبود؛ کندی گردش توپ، احتیاط در شروع مسابقات و وابستگی زیاد به بازیکنان باتجربه نیز بر عملکرد ایران تأثیر گذاشت.
انتقاد دایی از پیر بودن تیم ملی چقدر واقعی است؟
آمارها بخش دوم انتقاد علی دایی را تأیید میکنند. میانگین سنی فهرست ایران در جام جهانی حدود ۳۰.۳ سال اعلام شد و تیم ملی پس از پاناما، دومین تیم مسن رقابتها بود. جوانترین تیم جام نیز میانگین سنی حدود ۲۵.۸ سال داشت.
باتجربه بودن یک تیم لزوماً نقطهضعف نیست. بازیکنان مسنتر معمولاً در مدیریت فشار، حفظ تمرکز و مسابقات حساس عملکرد مطمئنتری دارند. تساوی برابر بلژیک و نباختن در هر سه بازی نیز نشان داد تجربه بازیکنان ایران در حفظ ساختار دفاعی مفید بوده است.
مشکل زمانی ایجاد میشود که تجربه، جایگزین شادابی و آیندهسازی شود. دایی به این نکته اشاره کرد که برخی بازیکنان جوان همراه تیم بودند اما حتی یک دقیقه فرصت بازی پیدا نکردند. جام جهانی علاوه بر نتیجهگیری، فرصتی برای معرفی نسل بعدی و افزایش ارزش بازیکنان در بازار بینالمللی است. ایران نهتنها به مرحله حذفی نرسید، بلکه نتوانست چهره جوان تازهای را نیز به فوتبال جهان معرفی کند.
بازی با نیوزیلند؛ همان فرصتی که از دست رفت
اهمیت دیدار نخست اکنون روشنتر از روز برگزاری آن است. نیوزیلند روی کاغذ در دسترسترین حریف گروه محسوب میشد و پیروزی در آن مسابقه، ایران را با شرایط کاملاً متفاوتی وارد دو دیدار بعدی میکرد.
ایران با وجود مالکیت و تجربه بیشتر، دو گل دریافت کرد و برای بازگشت به مسابقه انرژی زیادی صرف کرد. تساوی ۲ بر ۲ مانع حذف فوری نبود، اما فشار پیروزی را به مسابقات دشوارتر برابر بلژیک و مصر منتقل کرد. در نهایت، ایران با سه امتیاز حذف شد؛ درحالیکه چهار امتیاز برای صعود کافی بود.
با این حساب، جمله دایی مبنی بر اینکه تیم ملی «همان بازی اول از جام جهانی اوت شد»، بیشتر یک تحلیل نمادین است. ایران از نظر ریاضی تا آخرین روز شانس صعود داشت، اما از نظر عملی، بهترین فرصت کسب سه امتیاز کامل را در همان مسابقه نخست از دست داد.
قلعهنویی میماند؛ انتقادها چه تغییری ایجاد میکند؟
فدراسیون فوتبال پس از حذف ایران اعلام کرد امیر قلعهنویی تا جام ملتهای آسیا به فعالیت خود ادامه خواهد داد. ایران در این رقابتها با سوریه، قرقیزستان و چین همگروه است و سرمربی تیم ملی فرصت دارد بخشی از تصمیمهای خود را اصلاح کند.
مهمترین پرسش این است که آیا کادر فنی پس از جام جهانی به سمت جوانگرایی واقعی حرکت خواهد کرد یا همچنان به هستهای متکی میماند که تعدادی از اعضای آن برای جام جهانی ۲۰۳۰ سن بالایی خواهند داشت. تعیین تکلیف سردار آزمون، بازنگری در معیار دعوت بازیکنان و افزایش نقش استعدادهای لیگ داخلی و لژیونرهای جوان، نخستین آزمونهای قلعهنویی پس از این ناکامی خواهند بود.
اظهارات علی دایی فقط دفاع از یک بازیکن نیست؛ انتقاد او متوجه شیوه تصمیمگیری در تیمی است که با سه تساوی حذف شد، جوانان کمی به جهان معرفی کرد و بهترین فرصت پیروزی خود را در بازی نخست از دست داد. ممکن است نتوان ثابت کرد که حضور سردار آزمون حتماً ایران را به مرحله حذفی میرساند، اما حذف یکی از گلزنان بزرگ تاریخ تیم ملی، بدون ارائه توضیح شفاف و در شرایطی که خط حمله برای کسب یک پیروزی ناکام ماند، تصمیمی است که تا مدتها درباره آن بحث خواهد شد.